جان بری اسطوره موسیقی فیلم

John Barry
John Barry
هر چند جان بری John Barry (متولد ۱۹۳۳ در نیویورک) آهنگسازی است که تا ابد به خاطر نقش مهمش در موسیقی متن مجموعه فیلمهای جیمز باند در یاد خواهد ماند اما نباید شهرت فراوان او در زمینه ساخت موسیقی مناسب برای هر نوع (ژانر) فیلم را نادیده گرفت.

سرنوشت او به عنوان آهنگساز فیلم، به نوعی از پیش رقم خورده بود زیرا مادر او نوازنده پیانو کلاسیک و پدرش صاحب چند سینما بود.او در سنین نوجوانی در سینما به پدر خود کمک میکرد و شکی نیست که تماشای فیلمهای متعدد احساسی عمیق نسبت به موسیقی فیلم در جان ایجاد کرد و به وجود آوردن چنین آثاری، آرزوی او شد. جان بری در دوران خدمت سربازی در گروه موسیقی ارتش به نواختن ترومپت پرداخت و کار تنظیم قطعات جز را فرا گرفت.

او بلافاصله پس از اتمام دوران سربازی گروه خود را به نام The John Barry Seven تشکیل داد و قبل از اینکه گروه تنها به اجرای موسیقی بدون کلام بپردازد، خودش در آن میخواند. گروه پس از شرکت در مجموعه Drumbeat از تلویزیون BBC بسیار موفق و مشهور شد و مجموعه ای از ترانه های محبوب و موفق از جملهBlack Stockings را منتشر کرد.

در این بین بری با آدام فیث Adam Faith (2003-1940 خواننده، بازیگر انگلیسی) ملاقات کرد و پیشنهاد کرد که او به طور مرتب در این برنامه بخواند. فیث با قبول این پیشنهاد و به مدد ترانه هایی که سراینده و تنظیم کننده اش جان بری بود، توانست در دورانی که الویس پریسلی Elvis Presley و کلیف ریچارد Cliff Richard به دنیای موسیقی پاپ و راک اند رول حکومت میکردند، به یک ستاره موفق پاپ تبدیل شود.

ارتباط بین این دو هنرمند همچنان ادامه یافت تا اینکه آدام فیث در چند فیلم سینمایی مانند Beat Girl به نقش آفرینی پرداخت و با توجه به اینکه آنها کارگزاری مشترک داشتند، ساخت موسیقی متن این فیلمها به بری پیشنهاد شد. در واقع کار حرفه ای بری به عنوان آهنگساز فیلم از اینجا آغاز شد، اما آنچه در کارنامه او به عنوان نقطه عطفی فراتر از این چند پیشنهاد اولیه محسوب میشود، پیشنهاد تنظیم یک قطعه موسیقی از مونتی نورمن Monty Normanبرای ارکستر بود که قرار بود در فیلم جدیدی به نام “دکتر نو” Dr. No به کار رود.

جان بری موفق شد با گروه خود موسیقی متن بی مانند جیمز باند James Bond را همراه با ارکستراسیونی فوق العاده به وجود آورد.(اینکه هنگام پیشنهاد این کار، تمی توسط نورمن ساخته شده بود یا خیر هنوز مشخص نیست و این موضوع که بالاخره کدام یک از این دو آهنگساز –بری یا نورمن- تم اصلی این موسیقی مشهور را ساخته اند، با وجود بارها مطرح شدن در دادگاه و آوردن شواهدی از هر دو طرف، هنوز اثبات نشده است).

با این حال هنوز عناصری در سبک فیلمهای باند وجود داشت که در این فیلم اول چندان مشخص نبود اما با وجود بری به عنوان آهنگساز اصلی این مجموعه، این عناصر به زودی جا افتادند که ترانه مفصل عنوان بندی از آن جمله است. جان بری از شرلی بسی Shirley Bassey (خواننده بریتانیایی متولد ۱۹۳۷٫ او تنها خواننده ایست که بیش از یک مرتبه برای فیلمهای جیمز باند خوانده است) خواست تا ترانه Goldfinger را برای عنوان بندی اجرا کند، اما علاوه بر اجرا و ضبط این ترانه، یک نکته بسیار مهم این بود که موسیقی بی پروا و هیجان انگیزی که باید به عنوان همراه باند در حوادث و ماجراها شنیده میشد، به گونه ای تنظیم شود تا اشاراتی به هردو موسیقی تم اصلی جیمز باند و هم ترانه اصلی داشته باشد.

اما نباید کار بری بر موسیقی جیمز باند این تصور را ایجاد کند که موسیقی او اصولا پر سر و صدا و خودنمایانه است. بر عکس، موسیقی متن فیلمهای جیمز باند نماینده توانایی استثنایی بری در از کار درآوردن حال و هوایی متناسب با فیلم است. بری بارها و بارها نشان داده است که میتواند با بصیرت و کار فراوان به لحن و آهنگ صحیحی که از دل داستان برآمده و بهترین مکمل موسیقایی یک فیلم باشد، دست یابد.

سبک موسیقی بری بیش از هر آهنگساز فیلم دیگر به سرعت قابل تشخیص است. اصولا موسیقی او از نظر هارمونیک در گام مینور یا ماژور ساده بود اما بری با استفاده خلاقانه از مقیاسهای کروماتیک (نیم پرده ای) و مقیاسهای غیر متعارفی برای ایجاد جلوه های رنگی بیشتر، آنرا متمایز میساخت. سبک او معمولا به مقدار کمی پیرو mannerism بوده است (سبکی که در ایتالیای قرن ۱۶ شکل گرفت که بر مبنای اعمال سلیقه شخصی در کم و زیاد کردن مقیاسها و به کار بردن عناصر درخشان و خاص در اجرای اشکال مختلف هنر ایجاد شده بود) که در قطعات موسیقی که دارای عبارات موسیقایی با تغییرات ملودیک اندک یا هیچ تغییری تکرار میشوند اما گاهی با سازهای همراه ناگهان به اوج میرسند.

اما توانایی او بیش از همه در کارهایی با اندازه های بزرگ که در آن تمهای موسیقایی گسترده و فراگیر با سازهای همراهی که با دقت انتخاب شده و ارکستراسیون ماهرانه، به چشم میخورد. سبک او در طیف وسیعی از موسیقی کلاسیک تا پاپ و موسیقی ارکستراسیونهای بزرگ جز و سوینگ در حرکت است. بری علاوه براینها در نوشتن اشعار ترانه هایی موفق نیز دست داشته که توانسته اند وارد چارتهای معتبر شوند.

از میان بهترین آثار سینمایی او میتوان به مجسم کردن دشتها و علفزارهای گسترده و باشکوه، در موسیقی فیلمهای Born Free (آزاد زاده شده) و Dances with Wolves (با گرگها میرقصد) ، تمهایی که گویی توسط شخصی محبوس یا دارای ترس از فضاهای بسته ساخته شده است و نشان دهنده موقعیت ناگوار قهرمانان فیلمهای Midnight Cowboy (کابوی نیمه شب) و The Ipcress File (پرونده ایپکرس) هستند، قطعاتی حاکی از عشقی بزرگ در Out of Africa (دور از آفریقا) و Somewhere in Time (جایی در زمان)، موسیقی متاثر از جز در فیلم Body Heat (گرمای جسم) و The Cotton Club فیلمی درباره یکی از مراکز اولیه رشد موسیقی جز و داستانهای تاریخی The Lion in Winter (شیر در زمستان) ، Robin and Marian (رابین و ماریان) و Mary Queen of Scots (مری ملکه اسکاتلند)، اشاره نمود.

جان بری در سالهای اخیر دو آلبوم به نامهای موویولا Moviola که با یک تم استفاده نشده برای فیلمی به همین نام آغاز میشود و The Beyondness of Things از آثار شخصی خود را منتشر کرده است. این آلبومها میتوانند به عنوان “موسیقی های متنی بدون دخالت تصاویر فیلم” توصیف شوند. یکی دیگر از تازه ترین این گروه آلبومها Eternal Echoes نام دارد.

mfiles.co.uk

9 دیدگاه

  • هادي
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۵ در ۶:۴۱ ق.ظ

    خیلی ممنون از سایت ارزشمند شما.اگر امکان دارد در مورد موسیقی فیلم بیشتر مطلب بنویسید.

  • کیوان یحیی
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۳۱ ق.ظ

    بابت مطلبی که در مورد جان بری نوشته بودی ممنونم.اما لازم دانستم تا نکته ای را در این جا یادآور شومو آن این که در کنار آثار زیبا و شکیلی که بری برای فیلم های متفاوت آفرید، بررسی موسیقی متن فیلم پیشنهاد بی شرمانه خالی از لطف نیست. اتفاقا موسیقی این فیلم نیز از مایه های موسیقی پر سر و صدا و کوبشی جیمزباندی کاملا بدور است و بری در این فیلم دست به آفرینش یک موسیقی ماملا رومانتیک زده است. تم اصلی موسیقی، تمی باشکوه در گام مینور است که برای زهی ها ارکستراسیون شده است.پلی فونی به کاربرده شده در این قطعه حقیقتا شنونده را منقلب می نماید.

  • سحر شهاب
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۹:۰۶ ق.ظ

    ما هم از توجه شما ممنونیم و همواره از پیشنهادات خوب خوانندگان استقبال میکنیم. حتما در مورد موسیقی این فیلم و آثار آهنگسازان دیگر مطلب خواهیم نوشت.

  • morteza
    ارسال شده در دی ۳, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    با سلام – خیلی ممنون از مطالب مفیدتان

  • Norah Jones
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۵ در ۵:۲۱ ب.ظ

    مطلب عالی ای بود / فقط یه نکته اصلاحی اینکه جان باری متولد “یورک” در انگلستان هست نه “نیویورک” ایالات متحده.

    تشکر

  • Amin
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۰۱ ب.ظ

    واقعادستتون درد نکنه خسته نباشین.

  • حمید
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۶ در ۲:۲۹ ق.ظ

    سایت خیلی خوبی دارین من تازه باهاش آشنا شدم ممنون از کار با ارزشی که انجام میدین.

  • ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱:۱۹ ب.ظ

    زنده باد جان بای

  • همایون
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۸۹ در ۴:۰۳ ب.ظ

    جان بری دیشب درگذشت یادش گرامی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

تاریخچه سازهای الکترونیک (III)

تاریخچه سازهای الکترونیک (III)

اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ کمپانی Fender-Rhodes با تولید پیانو های الکتریکی وارد پا به عرصه گذاشت. Harold Rhodes از دهه ۶۰ میلادی ساخت و تولید پیانوهای الکتریکی را شروع کرده بود و یک مدل ۷۳ نتی را در همان دهه وارد بازار کرده بود.
درباره کتاب «شورانگیز» (III)

درباره کتاب «شورانگیز» (III)

ملودیِ گوشه‏ ها برگرفته از ردیف‏های معتبر و گوناگون موسیقی ایرانی است و در گزینش و نگارش آنها ملاک اصلی تنها جمله‏ بندیِ روان، فضای مُدالِ واضح و روشن و سادگیِ نسبی ازنظر تکنیک اجرایی بوده است و نه تعلق به مکتب یا شیوه‏ای خاص. قطعات ضربی نیز بر همین سیاق از شیوه‏ ها و سبک‏های مختلف آهنگسازی و نوازندگی انتخاب شده ‏اند.
موسیقی بلوز – قسمت چهارم

موسیقی بلوز – قسمت چهارم

اکثر آهنگهای بلوز ریتم ۴/۴ دارند. استفاده از نتهای استاکاتو و آکوردهای سنکوپ دار رایج است. Triplet (نواختن سه نت در یک ضرب) زیاد به کار می رود و نتهای چنگ (۱/۸) اغلب با ریتم سوئینگ (Swing) نواخته می شود۱٫
نوازندگان نی (I)

نوازندگان نی (I)

مروری گذرا در مورد تاریخ نی نوازی ایران، ما را با دو دوره مواجه می سازد؛ دوره اول را که می بایست دوره متقدم نامید و دوره دوم که دوره متاخر یا معاصر است. در دوره اول ما شاهد ظهور برخی از نوازندگان هستیم که اکنون فقط نام آنها در میان است و اثر صوتی که نشان دهنده میزان توانایی آنها در نوازندگی نی باشد یافت نمی گردد. نوازندگانی مانند: سلیمان اصفهانی و ابراهیم آقاباشی که هر دو در اصفهان زندگی می کردند؛ با این وجود برخی دیگر از نوازندگان دوره متقدم که امروزه آثاری هرچند با کیفیت نامناسب از آنها به جا مانده، می تواند ما را با سطح نوازندگی نی در آن دوره آشنا سازد.
گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:
چارلی پارکر، اسطوره جاودان جز

چارلی پارکر، اسطوره جاودان جز

در دنیای موسیقی جز وقتی صحبت از اسطوره های فراموش نشدنی این سبک میشود بی هیچ اغراقی باید از چارلی پارکر یاد نمود. نوازنده ای که در زندگیش فراز و نشیب های زیادی را بخود دیده اما همگان وی را بعنوان یکی از شخصیت های بنیادین این موسیقی می شناسند. چارلی پارکر (Charles Parker)در ۲۹ آگوست سال ۱۹۲۰ در شهر کانزاس آمریکا بدنیا آمد. در خانواده ای نه چندان با ثبات. وی لقب “Bird” را برای خود انتخاب نمود عنوانی که بر روی بسیاری از کارهایش میتوان مشاهده کرد مانند : Yardbird Suite
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
شجریان در آینه زمان

شجریان در آینه زمان

به مناسبت یکم مهرماه زادروز تولد محمدرضا شجریان مناسب دیدم در حد توانم و در مجال این مقاله، در مورد این هنرمند بنویسم. برای درک کامل تر و بهتر تاثیرات شجریان بر آواز ایرانی باید مکاتب آوازی را به خوبی شناخت. صحبت از مکاتب آوازی در حوصله ی این مطلب نمی گنجد و در زمانی دیگر از آن سخن خواهیم گفت. نورعلی خان برومند در دهه ۴۰ و ۵۰، شایسته ترین راوی و مدرس مکتب آوازی طاهرزاده است. محمدرضا شجریان، نورالدین رضوی سروستانی، اکبر گلپایگانی (گلپا) و فاطمه واعظی (پریسا) آواز خوانان مطرح و نام آشنایی هستند که در محضر برومند به فراگیری این ردیف پرداختند که از این میان شجریان سرآمد دوران شد.
نامجو از نگاه منتقدان (II)

نامجو از نگاه منتقدان (II)

مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: “… بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند…!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند … ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است.
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»