- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

خود آموختگی و خلاقیت (II)

در مورد آثار هنری جاودان، آن جرقه ای که در انتهای خیال ظاهر میشود، منجر به ظهور این آثار می گردد. داستان این غمزه را نیز میتوان بدین صورت تلقی کرد که اثر هر چه بیشتر در اعماق خیال شکل گیرد، تمامی مدعیان تاج و تخت آن رشته را به اعجاب وا میدارد و آنها را به شاگردانی کوچک در برابر فرد خلاق تقلیل می دهد. بطوریکه میتوان این اثر را از صدها زاویه نگریست و افق های نوینی را در آن کشف کرد.

پس هر اثری که حاصل فرآیند خود آموختگی است.

هم خود حاصل غمزه خیال است و هم موجب ظهور غمزه ی خیال در مخاطب میشود. مراحل خود آموختگی را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
۱- وجود خیال فعال و شوق تجلی آن در فرد خود آموخته. ۲- ظهور جرقه یا تلنگری در خیال فعال که به زایش ارغنونی جوهره ی یک اثر فرجام می یابد. ۳ – پیوند فرد خود آموخته به سازهای میانی برای ظهور یا تجلی آن نغمه و یا پیام ارغنونی، به طوریکه گاه به خلق سازه یا سبک جدیدی منجر می شود. ۴- ظهور اخلاقی ویژه که حاصل تقابل جهان بیرونی با نیروی خیال فعال ویژه ی فرد خلاق و خود آموخته است. ۵- بهر حال این فرآِیند ها آشکارا نشان میدهند که هر روند خلاقانه ی اورفئوسی جوهره ای از خود آموختگی در خود دارد. از اینرو تقلید، خود آموختگی تلقی نمی شود و نباید این دورا یکی دانست. نکته مهمی که نباید هیچگاه از خاطر دور داشت، آن است که فرد خودآموخته میتواند به دلیل داشتن خیال فعال، نیروهای حسی خود را بطوری ویژه بکار گیرد.

به همین دلیل او میتواند از پدیدارهای اطراف خود، هستی شناسی ویژه ای در خیال فعال خود بوجود آورد. این هستی شناسی میتواند منجر به خلق اخلاق و عقول ویژه ای شود که تا بحال سابقه نداشته اند؛ پس فرد خودآموخته دارای فردیت قدرتمندی میباشد که چالش های زیادی در برابر نظام مدرسی برپا میدارد.

علت آن است که نظام مدرسی قادر نیست در جریان حرکت خود خیال فعال را تحمل کند. آنچه که نظام مدرسی انجام میدهد، جایگزینی شوق به زایش نغمه ارغنونی با شوق فراگیری تکنیکهای ظاهر سازی است. به همین دلیل، نظام مدرسی (آسکولاستیک) مسلط در هر زمان به سهولت روح اثر جدید حاصل از زایش فرد خودآموخته را درک نمیکند؛ ضمن آنکه وجودش لازم است چراکه از ظهور شارلاتانیسم در حیطه خودآموختگی جلوگیری میکند. پس اگر نظام مدرسی وظیفه صیانت از میراث ها را دارد، افراد خود آموخته وظیفه زایش و پر بار کردن میراث را به عهده می گیرند؛ از طرف دیگر باید توجه داشت که ارزش تکنیک های ظاهر شده در سازه های میانی، نه در خور این تکنیک ها بلکه از طریق توان آن ها برای آشکار سازی وجوه مکنون پیام های ارغنونی اثر قابل محک زدن است.

از اینرو خود آموختگی یا خلاقیت است که ارزش های مندرج در تکنیک ها را آشکار می سازد. براین اساس هرهنری دارای دو میدان زمانی است. آینده آن وجه معرفتی اثر است که با نیروی عشق (قدرت توجه و یگانگی با پدیدار) و گذشته یا تاریخ آن که همان وجوه عقلانی ظاهر سازی و تجلی وجه معرفتی اثر میباشد. از این منظر فرد آموخته انگیزه های فراگیری تکنیک ها را از طریق نیروی درونی و وجه ارغنونی اثر که در خود خلق کرده است به دست می آورد.

به همین دلیل زاینده نیروی نقادی جدید در حوزه خود میشود؛ بتهوون روزی گفت: “درباره منتقدین من همان نظر ولتر را دارم که میگفت، هیچگاه نیش یک پشه فیل را از پا در نمی آورد.” بتهوون این سخن را نه از سر غرور، بلکه بدلیل معرفت نسبت به ارزش آثاری که خلق کرده بود بیان می کرد، او خوب میدانست که نظام مدرسی زمانه اش از درک آثار او عاجز مانده است.