گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«تمرکز بر دگرگونی» یکی دیگر از پیشنهادهاست. نقد ما توان تحلیلی اندکی برای تشخیص دگرگونی‌ها دارد همان‌طور که در جلسات پیش هم نشان داده شد نقدگران ما به سختی می‌توانند نشان دهند که دو چیز شبیه هم هستند به همین قرینه دگرگونی را نیز به سادگی نمی‌توانند مستدل کنند. «سبک‌شناسی» هم یکی از چشم‌اندازهاست که به مورد قبل مرتبط است. یعنی اگر توان تشخیص تحلیلی نقد ما افزایش یابد می‌توان چشم‌انتظار نوشتارهایی بود که صورت‌بندی سبک‌شناسانه می‌کنند، آن هم به شکلی آگاهانه. نقد معطوف به صورت‌بندی به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اطلاعات سبک‌شناختی به اجرای مجدد آثار و ارزیابی آنها بسیار یاری می‌رساند.

«چند نقدی» چشم‌اندازی دیگر است. اکنون اغلب تنها یک نقد بر روی یک مجموعه نوشته می‌شود. زمانی فضای نقد موسیقی ما بارورتر خواهد شد که نقدگران درباره‌ی هر اثر، نقدهای گوناگون و از زوایه‌های مختلف بنویسند. این امر موجب افزونی امکان مقایسه و یادگیری می‌شود. «نقد تک اثر» نیز یکی دیگر از اولویت‌ها است. اکنون بیش از آنکه به آثار تکین بپردازیم بسته‌های صوتی (سی‌دی و…) را نقد می‌کنیم، همین امر فرصت دقیق شدن و ژرف نگریستن را از ما می‌گیرد.

بنابراین توجه به آثارِ تک می‌تواند گامی به سوی آینده‌ی نقد به حساب آید. برای ما نقد موسیقی پدیده‌ای نسبتاً نوظهور محسوب می‌شود. این موضوع چنان در زیرساخت ذهنی ما، بر دایره‌ی آثار قابل نقد، تاثیر گذاشته که کسی در همین کارگاه پرسید: «آیا نقد فقط مخصوص کارهای جدید است یا کارهای قدیمی را هم می‌توان نقد کرد؟»، یکی از اولویت‌های نقد ما بازگشتن و پرداختن به آثار گذشته است تا به‌طور پیوسته تفسیرهایی تازه‌تر از این آثار فراهم آید و درک انتقادی از آنها گسترش پیدا کند:
[…] We constantly need new criticism of great works. The greater the work, the more partial must be any single interpretation and the more inevitable its eventual supersession. (Cone 1981: 18)

[…] ما دایماً نیاز به نقد تازه‌ی آثار بزرگ داریم. هر چه اثر سترگ‌تر باشد، هر تفسیر منفرد از آن باید جزیی‌تر باشد و الغای احتمالی‌اش نیز ناگزیرتر است.

جامعه‌ی نقدگران تاکنون کمتر نسبت به کار یکدیگر واکنشی نشان داده‌اند (به‌ویژه در زمان‌های اخیر)؛ «نقدِ نقد» یکی دیگر از موضوع‌هایی است که می‌تواند جریان نقد را بهبود ببخشد و تواناتر کند.

معرفی برخی منابع قابل مطالعه به زبان فارسی از جمله منابعی که نوشتارهایی درباره‌ی نقد به فارسی در آنها موجود است و… بخش نهایی کلاس بود. معرفی همراه شد با یادآوری اینکه فهرست‌ها(ی زیر) تنها یک پیشنهاد اولیه متکی بر خوانده‌های مدرس هستند و نه یک مطالعه‌ی جامع:
سرمقاله‌ی شماره‌ی ۹ و ۱۰ مجله‌ی موسیقی.
«وای از این نقدهای موسیقی»، محمدرضا درویشی، آدینه، شماره ۲۲٫
مقالات اولین و دومین هم‌اندیشی نقد هنر، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، فرهنگستان هنر.
«نقد موسیقی داستان‌سرایی یا پژوهش» (ترکیبی از دومقاله‌ی پاول هنری لانگ)، فصلنامه‌ی هنر، شماره ۶۹٫
فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۳۴، ویژه‌ی نقد.
«نقادی مفهوم نقد موسیقی در ایران»، فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۴۲ و ۴۳٫
۱۵ شماره‌ی پژوهش‌نامه‌ی فرهنگستان هنر که به مسایل نظری نقد هنری می‌پرداخت.

و برخی منابع که نقد (با تعریف محدود) منتشر کرده یا می‌کنند:
شماره‌هایی از موزیک ایران، مجله‌ی موسیقی، مجله‌ی رودکی.
انتشارات تالار رودکی و جشن هنر شیراز.
شماره‌های متعدد نشریه‌ی آدینه، چیستا، دنیای سخن، ادبستان.
نقدهای پراکنده در شماره‌های متعدد کتاب ماهور، فصلنامه‌ی ماهور و کتاب سال شیدا.
فصلنامه‌ی موسیقی‌شناسی ایرانی و جزوات فرهنگ‌شناسی موسیقی ایران (به همت محسن حجاریان).
خنیاگری (مجموعه نقدها)، به کوشش پیمان سلطانی.
نی‌نوا، گزیده‌ی مقالات مجله‌ی رودکی، سازمان انتشارات وزارت ارشاد.
نشریه‌ی تخصصی فرهنگ‌و‌آهنگ از شماره‌ی ۱ تا ۳۰٫
شماره‌های پراکنده‌ی ماهنامه‌ی مقام موسیقایی، هنر موسیقی و کتاب‌ ماه هنر.
شماره‌های کتاب فصل مقام موسیقایی.

و نیز برخی منابع اینترنتی و شفاهی:
گفتگوی هارمونیک
مرورستان
گزارش جلسات نقد نغمه (همشهری آنلاین) یا ضبط جلسات
گزارش نقدهای شهر کتاب (همشهری آنلاین) یا ضبط جلسات

در پایان، مدرس یادآوری کرد که در جلسات آینده دیگر تمرینی به‌طور مستمر داده نخواهد شد بلکه هر یک از شرکت‌کنندگان باید یک پروژه‌ی نهایی (نقد یک اثر خاص) برای خود برگزینند و تا پایان دوره‌ی دوم کارگاه آن را به اتمام برسانند، برگزیده‌ی این نقدها پس از بررسی در فصلنامه‌ی خانه‌ی موسیقی و بقیه در سایت این خانه منتشر خواهند شد.

برخی منابع
درویشی، محمدرضا (۱۳۸۲). لیلی کجاست؟، تهران: نشر ماه ریز.
شاملو، احمد (۱۳۶۹). “موسیقی سنتی حرفه‌ای سیاه”، آدینه، آذرماه، شماره‌ی ۵۲٫
فاطمی ساسان (۱۳۸۵الف). «نقد موسیقی طرح چند سوال»، مجموعه مقالات اولین و دومین هم‌اندیشی نقد هنر، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر.
فاطمی، ساسان (۱۳۸۵ب). «چگونه به رکود رسیدیم و چگونه از آن خارج شویم»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۴٫
فیاض، محمدرضا (۱۳۷۷). «رمزگشایی رازنو»، فصلنامه‌ی ماهور، شماره‌ی ۲٫
مختاباد، ابولحسن و ساسان فاطمی (۱۳۸۷). «تاملی بر نقد موسیقی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۴۱٫
مسیب‌زاده، عین الله (۱۳۸۲). «گفتگو با داریوش صفوت: زمینه‌های شکل‌گیری مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال ششم، شماره‌ی ۲۱٫
Cone, E. T. (1981). The authority of music criticism. Journal of the American Musicological Society, ۳۴(۱), ۱-۱۸٫

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

تا اینکه رسید به نظام ضبط های استودیویی که هنرمندان را چهره می کردند یک نام که تلفظ آن ساده باشد و خیلی سریع و با سرعت در جامعه در میان مردم جا بیفتد، این رسم تا زمان انقلاب اسلامی پا بر جا بود و پس از انقلاب اسلامی هنرمندان از نام حقیقی خود استفاده کردند و فقط نام کوچک در برخی خوانندگان تغییر کرد.
رساله ابن خردادبه (III)

رساله ابن خردادبه (III)

شاعر گوید: نغمه‌ایست که چون بگوش رسد آرامش بخشد… و همچنانکه برای ایرانیها خواب‌آور است ما را نیز به خواب می‌برد. کسری (‌۲۲) گوید: عود عالی‌ترین‌ سازهاست و من حاضرم برای اصلاح و تکمیل این ساز صد هزار درهم اعطا کنم. ایرانیان سازی دارند بنام ونج (۲۳) که هفت تار (سیم) دارد و نواختن آن شبیه صنج است و اهالی‌ خراسان و توابع آنرا در عمل آورند.
روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

یکی از مهمترین حامیان فعالیت مجازی اهل موسیقی در این چند ساله، روزنامه نگار، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و دبیر و سخنگوی کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی آقای سید ابوالحسن مختاباد بوده است. ایشان بخاطر مسافرتی که برایشان پیش آمد نتوانستند در همایش شیراز شرکت داشته باشند، به همین خاطر مقاله شان بدون حضور خودشان در همایش خوانده شد، امروز متن این پیام را می خوانید.
عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

من از سال ۱۳۷۷ به طور مستمر و حرفه ای به امر نگارش موسیقی پرداختم و در ژانرهای مختلف کارهای زیادی نوشته ام که بخش عمده این کار ها سفارش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود. غالب کارهای من ارکسترال بودند البته چند تجربه نیز در نوشتن کارهای پاپ نیز دارم که برخی از آن ها بارها از صدا و سیما پخش گردیده اند. در سال ۱۳۸۲ از ایران به اوکراین برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم و با ارکستر های مختلفی قطعات خود را ضبط نمودم. از جمله ارکستر فیلارمونیک کیف، ارکستر رادیو کمپانی اوکراین و ارکستر ناسیونال اوکراین.
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IX)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IX)

توضیحات «مایک اندروز» درباره‌ی استفاده از حساسیت به شرایط اولیه در قطعه‌ی «It Ain’t My Responsibility» می‌تواند به روشن‌تر شدن این موضوع کمک کند: «من می‌توانستم دو خط ملودیک که در ابتدا یکدیگر را دنبال می‌کردند بوجود بیاورم و شرایط اولیه را براساس وابستگی به حساسیت به گونه ای تقلیل دهم که در پایان هیچ ارتباطی میان دو ملودی باقی نماند».
طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

پایین ترین نت: در یک رپرتوار استاندارد برای خواننده تنور محدوده A2 میباشد اما اندکی از نقشها در اپرا پایین تر ازC3 نیز میباشد. بالاترین محدوده صدایی : در بسیاری از رپرتوارهای استاندارد محدوده صدایی ) C5 که به اصطلاح tenor C میگویند )اما در برخی از نقشها بالاترین نت F5 که تنها تعداد محدودی خواننده قادر به اجرای چنین نقشی با این وسعت صدایی دارند.
آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

جادوگر استودیو، آلن پارسونز، با تواضع و فروتنی می گوید: “همکاری با پینک فلوید آرزوی هر مهندسی است و من کوشیدم این فرصت را غنیمت شمرم. Dark Side of the Moon نقطه عطفی در زندگی حرفه ای من بود و مرا به شدت به شوق آورد. این کار برای من اهمیت زیادی داشت و باید آن را به بهترین نحو به انجام می رساندم.”
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

در این جلسه به تعاریف مختلف اتنوموزیکولوژی از دیدگاه برجسته ترین نظریه پردازان این رشته و همچنین مکاتب مختلف اتنوموزیکولوژی پرداخته شده است. پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان دانشجوی نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.
یادداشتی بر موسیقی متن فیلم «متری شیش و نیم»

یادداشتی بر موسیقی متن فیلم «متری شیش و نیم»

متن فیلم به واسطه‌ی ریتم بسیار تندش می‌توانست حتی تماماً بدون موسیقی باشد. به نظر می‌رسد کارگردان و آهنگساز هم به این موضوع واقف بوده‌اند و از همین‌ رو صرفاً سه ‌چهار لحظه‌ی کوتاه از کل فیلم گزین شده‌اند تا برای چند ثانیه موسیقی‌ای روی صحنه شنیده شود؛ موسیقی‌ای که می‌توانست نباشد. شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که قصد بر آن بوده تا فیلم حتماً نام یک آهنگساز بر خود داشته باشد، آهنگسازی اسم و رسم دار.