رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

Robert Farnon 1917-2005
Robert Farnon 1917-2005
رابرت فارنون را می توان بزرگترین آهنگساز موسیقی لایت نیمه دوم قرن بیستم در جهان به شمار آورد. این آهنگساز کانادایی الاصل که آثار برجسته ای در زمینه موسیقی فیلم نیز ارائه کرده، بدون شک در صورت اقامت در هالیوود به شهرت و ثروت قابل توجهی دست می یافت، اما در کمال ناباوری و برخلاف تصور همگان، کشور انگلستان را به عنوان محل اقامتش برگزید.

رابرت فارنون آهنگساز، تنظیم کننده، رهبر ارکستر و نوازنده ترومپت در ۲۴ ژوئیه سال ۱۹۱۷ در تورنتوی کانادا به عنوان سومین فرزند یک خانواده شش نفره متولد شد. او دو برادر به نام های برایان و دنیس داشت که هر دوی آنها در زمینه موسیقی به شهرت فراوانی دست یافتند. فارنون فراگیری موسیقی را با آموزش ویولن آغاز نمود، در هفت سالگی نزد مادرش مشق پیانو می کرد. در سال ۱۹۳۰ به همراه برادرش برایان در یک گروه موسیقی به عنوان درامر به فعالیت مشغول بود. او پرکاشن را نیز نزد دونکان اسنایدر(Duncan Snider) آموخت و نهایتا در سال ۱۹۳۴ ترومپت را به عنوان ساز اختصاصی برگزید و با گروههای موسیقی مختلفی در تورنتو همکاری کرد.

در سنین جوانی، فارنون به دلیل اجراهایش در شبکه رادیویی کانادا نامی آشنا در زمینه موسیقی بود. او با ارکستر رادیویی Percy Faith به عنوان نوازنده اصلی ترومپت، همکاری داشت. طی سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۳ او عضو تیم سازنده برنامه مشهور و پرطرفدار Happy Gang بود. در سال ۱۹۴۰ از طرف کشور آمریکا از او جهت فعالیت در مقام ” رهبر ارکستر” دعوت به عمل آمد، چنین موقعیتی برای او فرصت مغتنمی بود تا مهارتهایش در زمینه آهنگسازی و تنظیم را توسعه دهد و توجه افراد سرشناسی چون پاول وایتمن(Paul Whiteman) و ریچارد کوستلانتز (Kostelanetz Richard) را به استعداد نهفته اش جلب نماید.

مانند کلیه آهنگسازان جوان، او اشتیاق وافری به انجام فعالیت های جدی داشت، در سال ۱۹۴۲ دو سمفونی ساخته شده فارنون توسط بزرگترین ارکسترهای آمریکای شمالی اجرا شد. انتقادات بسیاری در مورد این دو سمفونی از گوشه و کنار به گوش می خورد و علی رغم اینکه خود فارنون از ماحصل کار چندان راضی به نظر نمی رسید، قسمتی از آنها را در سمفونی های بعدی اش مجددا به کار گرفت. فارنون در سپتامبر سال ۱۹۴۴ به انگلستان رفت و در کنار گلن میلر (Glenn Miller) و جرج ملچرینو (George Melachrino) که رهبری دو گروه موسیقی آمریکایی و انگلیسی را به عهده داشتند، به فعالیت مشغول شد.

audio fileبه قسمتی از والس “Westminster “برای پیانو ساخته فارنون توجه کنید.

پس از پایان جنگ، او از اقامت در انگلستان راضی به نظر می رسید و به این نتیجه رسید که عرصه موسیقی این کشور محل مناسبتری برای شکوفایی استعدادهای اوست. در حقیقت در انگلستان او قادر بود در شاخه های مختلف از جمله ساختن موسیقی متن فیلم، شبکه های رادیویی و ضبط موسیقی فعالیت داشته باشد و فرصتی فراهم شد تا نوع جدیدی از موسیقی را که تا آن زمان برایش ناشناخته بود، کشف نماید. کشف فارنون امروزه “موسیقی لایت (Light Music) ” نامیده می شود. شور و اشتیاق او به این نوع موسیقی باعث توقف فعالیتش در زمینه های دیگر موسیقی نگردید. در همان زمان او کار بر روی یک مجموعه “symphonettes” را آغاز نمود، این مجموعه در حقیقت الهام بخش تصنیف های آینده فارنون از جمله ” Willie The Whistler” و ” Jumping Bean” شد.

یکی از تاثیرات مثبت جنگ جهانی دوم در عرصه موسیقی پیوستن نوارندگان و آهنگسازان به ارتش بود که این امکان را برای اهالی موسیقی خصوصا آهنگسازان جوان فراهم می نمود که بدون هیچگونه نگرانی از بابت شکست تجاری آثارشان، به تنظیم و ساخت هر آنچه مد نظر داشتند بپردازند. فارنون نیز در زمره این آهنگسازان بود و از آزادی عملی که در ارتش به او داده شد بهره جست و بسیاری از ایده ها و خلاقیت هایی را که تا آن زمان به دلیل عدم اطمینان از استقبال عمومی، در وجودش نهفته باقی مانده بود، به مرحله اجرا گذاشت.

audio file قسمتی از “How Beautiful is the Night ” ساخته فارنون توجه کنید.

زمانی که فارنون برای اولین بار به آثار آهنگسازان مطرح موسیقی لایت در انگستان از جمله : اریک کوئتز(Eric Coates)، هایدن وود(Haydn Wood) و چارلز ویلیامز (Charles Williams) گوش فرا داد، دریافت که تا چه حد افکارش به آثار این هنرمندان شبیه است و با آنها همخوانی دارد. البته به طور قطع سبک موسیقی آمریکای شمالی تا حدی خشن تر و تاره نفس تر از شیوه آرام و ملایم انگلیسی ها بود. در واقع آثار فارنون در عرصه موسیقی لایت به این سبک از موسیقی که در دهه ۵۰ رو به زوال بود، جانی دوباره بخشید.

همانگونه که قبلا اشاره شد، فارنون استعدادهایش را تنها به موسیقی لایت محدود نکرد و به همکاری اش با گروههای مختلف و صاحب نام موسیقی ادامه داد. هر چند محل اصلی اقامت او تورنتوی کانادا بود، اما معمولا به شهر نیویورک در آمریکا سفر می کرد، دوستان نزدیک او در آن سالها دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie)، نوازنده ترومپت و اسکار پیترسون(Oscar Peterson) نوازنده چیره دست پیانو بودند، رابطه دوستی این سه هنرمند تا آخر عمر حفظ شد.

علی رغم اینکه تقریبا تمام اوقات فارنون صرف همکاری و اجرای قطعات مختلف برای شبکه های رادیویی بود، او به تنظیم قطعاتی برای موسیقی لایت نیز می پرداخت. همکارانش به یاد دارند که چگونه فارنون به رادیوهای آمریکا گوش می داد، و هم زمان با شنیدن آخرین آهنگ های پرطرفدار روز، از آنها نت برداری می نمود. او به دلیل سابقه فعالیتش در ارکستر کانادا، تجربه کافی جهت ساخت موسیقی متن فیلم را نیز دارا بود.

خلاقیت و ایده های فارنون به سرعت مورد توجه مدیران گروه های موسیقی فعال در انگلستان قرار گرفت، اشخاصی همچون لیو استون(Lew Stone)، امبروسه(Ambrose) و تد هیث (Ted Heath) به همکاری با فارنون و به کار گیری موسیقی اش در متن فیلم ها تمایل بسیار داشتند. مدتی پس از آن او در مقام تنظیم کننده به گروه Geraldo ملحق شد . در سال ۱۹۴۷ زمانی که خود Geraldo به آمریکا سفر کرده بود، در غیابش مسئولیت رهبری و مدیریت پخش و انتشار آلبوم های گروه را به عهده گرفت. ممکن است اکنون شنیدن این نکته که آثار فارنون در زمینه موسیقی فیلم معمولا با استقبال چندانی روبرو نمی شد و از موفقیت تجاری نیز بی بهره بود، عجیب به نظر برسد. فارنون در ۲۲ آوریل سال ۲۰۰۵ در سن هشتاد و هفت سالگی زندگی را به درود گفت.

rfsoc.org.uk

4 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۵ در ۷:۵۰ ق.ظ

    nagoftid kodam filmaha?!

  • کیوان یحیی
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۵ در ۲:۴۳ ق.ظ

    بابت مطلب جامع و خوش قلمی که نوشتی سپاس گذارم. لیکن ذکر نکته ای در باب عدم استقبال از موسیقی فیلم های فانون، به نظرم ضروری آمد.همانطور که مستحضرید اصولا در هالیوود لابی هاو فبلیغات گسترده و چهره سازی حرف اول را در جلب مخاطبین می زند. جالب آن جاست که امروزه حتی کار تنظیم و ارکستراسیون قطعات هم به صورت گروهی انجام می پذیرد. برای نمونه اکنون بسیاری از آثار آهنگسازان مطرح هالیوود هم چون جان ویلیامز، جیمز هورنرو… توسط موزیسین هایی جز خودشان تنظیم و ارکستراسیون می گردد که از این راه ارتزاق می نمایند. چه بسا مثلا موسیقی فول العاده فیلم نجات سرباز رایان نتیجه ی تلاش موسیقی دان هایی است که هیچ اسمی از ایشان به میان نیامده است.

  • ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱:۰۸ ب.ظ

    agha damet garm karet kheily 20ast

  • محسن
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۱ در ۹:۵۱ ب.ظ

    خیلی با کیوان موافق نیستم.

    عرض سلام و ادب.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

از روزهای گذشته…

کنترپوان ، آشنایی – قسمت اول

کنترپوان ، آشنایی – قسمت اول

کنترپوان (counterpoint) در موسیقی عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نت موسیقی که در ریتم و کشش زمانی کاملا مستقل بوده ولی در هارمونی به یکدیگر وابستگی دارند.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

در سالهای ۱۹۷۰ تلاش و کوشش فراوانی بطور گسترده و جامع در ایالات متحده آمریکا در جهت شکوفایی موسیقی انجام گرفت و به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست یافت که البته بیشتر این فعالیتها فردی بود.
درباره کتاب «شورانگیز» (III)

درباره کتاب «شورانگیز» (III)

ملودیِ گوشه‏ ها برگرفته از ردیف‏های معتبر و گوناگون موسیقی ایرانی است و در گزینش و نگارش آنها ملاک اصلی تنها جمله‏ بندیِ روان، فضای مُدالِ واضح و روشن و سادگیِ نسبی ازنظر تکنیک اجرایی بوده است و نه تعلق به مکتب یا شیوه‏ای خاص. قطعات ضربی نیز بر همین سیاق از شیوه‏ ها و سبک‏های مختلف آهنگسازی و نوازندگی انتخاب شده ‏اند.
فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم ) همزمان با سالروز تولد این هنرمند فقید فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) همزمان با سالروز تولد زنده یاد همایون خرم نوازنده و آهنگساز فقید موسیقی کشورمان فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد.
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

روی ریل بودند. بیشترشان دست خودمان است. بخشی از آنها را به تازگی روی سی‌دی هم منتقل کرده‌ایم. کیفیت فایل‌ها چون قدیمی هستند نسبت به آنچه الان به آن کیفیت می‌گوییم طبیعتاً بالا نیستند ولی برای زمان ضبط خودشان، خوب محسوب می‌شوند.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

چاهیان: روی موسیقی خراسان تحقیقات میدانی داشتم

به عنوان شخصی که فارغ التحصیل موسیقی ایرانی هستم، به هر حال شنوای موسیقی نواحی ایران بوده ام و البته بسیار هم کنجکاو بودم تا این آثار را تهیه کرده و گوش کنم اما پژوهش جدی من در این زمینه از مقطع ارشد آهنگسازی ام شروع شد؛ به ویژه در ارتباط با موضوع پایان نامه نظری من در این مقطع بود. انتخاب من هم سه دلیل داشت که دلیل اول این بود که بسیار مشتاق بوده ام تا این موسیقی ارزشمند را بتوانم آوا نویسی، ثبت و تحلیل کنم، دلیل دوم آن بوده است که به خاطر هدفی که در آهنگسازی برای خودم در نظر گرفته ام بتوانم فرهنگ و هویت موسیقی ایرانی را در آثارم نشان دهم و سعی دارم تا با استفاده از تجزیه و تحلیل این موسیقی ارزشمند بتوانم ویژگی های موسیقایی این نغمات را در آثارم به کار گیرم و دلیل سوم هم این است که به عنوان یک اجرا کننده موسیقی ایرانی بسیار مشتاق هستم تا بتوانم اجرا کننده این موسیقی هم باشم تا از این طریق نیز این موسیقی را به نوبه خود حفظ کنم.
کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوآر پاریس (Conservatoire de Paris) دانشکده موسیقی و رقص در سال ۱۷۹۵ در پاریس به وجود آمد. در این دانشکده؛ موسیقی، رقص، نمایش و طراحی تدریس می شود. در سال ۱۹۴۶ به دو دانشکده مجزا تقسیم شد: یکی برای تئاتر، نمایش و بازیگری به نام “کنسرواتوآر ملی هنرهای نمایشی” (CNSAD) و دیگری برای رقص و موسیقی به نام “کنسرواتوآر ملی موسیقی و رقص پاریس” (CNSMDP)
حسن کسایی، آقای نی

حسن کسایی، آقای نی

نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.