نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (V)

میرزاعبداله خان دوامی
میرزاعبداله خان دوامی
حبیب کاشی: خواننده باسلیقه و تنبک نواز ماهری بود که تصنیف و اشعار ضربی بسیار در حفظ داشت. او در زورخانه ای که پهلوان اکبر خراسانی در محله پاچنار تهران دائر کرده و در آن ورزش میکرد تنبک می نواخت و بین همکاران خود استاد شناخته می شد و در حدود سال ۱۳۱۵ شمسی در حدود هفتاد سالگی درگذشت.

در میان زنان چه در دوره قاجار و بعد نوازندگان تنبک بسیاری بودند که ما بذکر یک تن از آنان اکتفا می کنیم.

طلعت خانم: علاوه بر مهارت در نوازندگی تنبک صدائی مطبوع داشت و در خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی ماهر بود.

میرزاعبداله خان دوامی:او از اساتید معتبر و معمر و آخرین بازمانده اساتید قدیم بود. در نوازندگی تنبک و شناسائی آن و معرفت به نغمات و الحان و ترکیب آن و در صحت خوانندگی آواز و تصنیف و آهنگهای ضربی و تشخیص دقایق فنی موسیقی و وقوف بردیف دستگاهها و تصنیف های قدیم و معمول در عصر قاجاریه نظیر و همتا نداشت.

دوامی فرزند ابوالقاسم به سال ۱۳۷۰ شمسی در ده طا از توابع تفرش متولد شد و پس از تحصیلات معمول زمان در اداره پست پایتخت به خدمات دولتی مشغول گردید.

از جوانی صدائی مطبوع داشت و به موسیقی علاقمند بود. استاد او در خوانندگی علیخان معروف به علیخان نایب سلطنه و مربی او در تنبک و تصنیف و آوازهای ضربی حاجی خان عین الدوله ای (شاگرد ممتاز سماع حضور) بود که اساتید فن او را بهترین تنبک نواز و تصنیف خوان زمان خود می دانستند.

دوامی با داشتن قریحه ذاتی و ذوق و استعداد موسیقی و حافظه سرشار تحت تربیت استادی چون حاجی خان و همکاری با میرزا حسینقلی و حسین خان اسمعیل زاده (استاد کمانچه) و سالها نواختن تنبک و خواندن تصنیف با ساز آن هنرمندان نامی و نوازندگی با دیگر اساتید بزرگ زمان و استفاده از محضر آنها در مرتبه ای قرار گرفت که همه اهل فن او را در هنر خود استاد مسلم عصر شمرده ، گفته های وی را معتبر می دانستند.

دوامی هنرمندی بود متواضع و مهربان و عاری از تظاهر و تکبر. در انزوا بسر می برد و با اینکه از معاشرت و شرکت در اجتماعات بیزاربود دوستان قدیم و اهل فن و شیفتگان هنر را که خود به آن بستگی تام داشت با آغوش باز می پذیرفت. اساتید معمر کنونی محضرش را که بسیار آموزنده بود بسیار مغتنم می شماردند.

خوشبختانه این هنرمند ارجمند کمر همت به تربیت چند تن هنرجوی شیفته موسیقی بست و در تربیت آنها اهتمام ورزید و از این راه یادگار ارزنده و نام نیکی از خود باقی گذاشت. وی در سال ۱۳۵۹ دار فانی را وداع گفت.

مراجع :
– مهدی ستایشگر ، نام نامه موسیقی ایران زمین ، انتشارات اطلاعات ، سال ۱۳۷۶
– حسن مشحون ٬ نظری به موسیقی ضربی ایران ٬ برگرفته از : دو مقاله درباره موسیقی ایران٬ نشریه شماره ۴ سازمان جشن هنر شیراز٬ تاریخ ثبت دفترکتابخانه ملی ۱۳۴۸
– رضا ترشیزی ٬ هزار سال وزن در موسیقی ایرانی ٬ انتشارات حوزه هنری ٬ ۱۳۷۶

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

ممکن است که خواننده‌ی کتاب و نقد حاضر بیاندیشد که این یکی از معدود مثال‌های موجود است و به گناه یک مثال تا این اندازه ریز شدن بر یک متن را بی‌رحمی و دوری از عدالت در مورد یک کتاب مفید تلقی کند اما شوربختانه این گونه نیست و مثال‌هایی مانند این دست‌کم در جاهایی که دو متن درایه‌های کاملا یکسان دارند، فراوان می‌یابیم. به این مثال دیگر از مدخل «روشن‌گری/Enlightenment» توجه کنید:
نحوه اجرای ریز با سنتور

نحوه اجرای ریز با سنتور

ساز سنتور یکی از محبوب موسیقی ایرانی می باشد که از دیر باز جزو اصلی ترین سازها تکنوازی و ارکسترال بوده است. با توجه به خصوصیات ظاهری این ساز، در می یابیم که نواختن این ساز اندکی با سازهای رایج تفاوت دارد. به طوری که نحوه فرود آمدن مضراب و حتی استفاده از مضراب های گوناگون در صدادهی ساز تاثیر گذار می باشد. مانند مضرابهای بدون نمد قدیم و با نمد فعلی و شکل های مختلف مضراب ها.
درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

دیدراستای یک فرم‌گرایی موسیقایی ناب که به نقد ویرانگر رابطه‌ی معنی‌دار میان موسیقی و تصویر (و یا موسیقی و هر چیز دیگر، غیر از خودش و تا حدی رقص) بیانجامد یا دیدگاه‌های دیگری چون ضدیت با جریان مردم‌پسند نماهنگ، روابط سرمایه‌سالارانه‌ی چیره بر پیدایی و همه‌گیری‌اش و به یک واژه، مخالفت از بن با اصل…
ادامهٔ مطلب »
منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید:
مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
گفتگو با آندریاس شیف

گفتگو با آندریاس شیف

آندراس شیف (Andras Schiff) در ۲۵ آوریل ۲۰۰۱ در هامبورگ آلمان یک رسیتال پیانو به اجرا گذاشت. این اجرا چنان طوفان اشتیاق و هواخواهی در حضار برانگیخت که سه بار تقاضای اجرای مجدد این کنسرت سخت و فوق العاده تکنیکی را کردند. شیف تعمداً مستمعین را با برنامه اش برانگیخته بود: هنر آهنگسازی باخ در میان کل کنسرت همانند یک “خط قرمز” جاری شده بود.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

سازدهنی (Harmonica) با وجود کوچکی و سادگی قابلیت های اجرایی فراوان و جذابی دارد و به همین خاطر جزو رایج ترین و محبوب ترین سازهای موسیقی در جهان به شمار می آید. در کشور ما هم چند سالی است که با اقبال بیشتر هنرجویان و گروه های موسیقی مواجه شده و به تازگی می توانیم صدای سازدهنی را در تبلیغات تجاری پخش شده از شبکه های داخلی رادیو و تلویزیون نیز بشنویم. خوشبختانه در زمینه آموزش سازدهنی (انواع ترمولو و کروماتیک) چندین کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که در این سری مطالب به بررسی آنها می پردازیم.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

از میان ویژگی‌های کار ملی‌گرایان موسیقایی؛ استفاده از مواد و مصالح موجود محلی و مخصوصا موسیقی قومی، گرایش به افسانه‌ها و…، استفاده از نشان‌ها و جاها: نمادهای ملی و مولفه‌های مهمِ جغرافیایی و فرهنگی به عنوان منبع الهام و هویت‌نمون ساختن موسیقی، برجسته است اما به دلیل هویت متمایز موسیقاییِ پیشاپیش دردسترس، ملی‌گرای موسیقایی ایرانی اجباری نداشته تا آنها را در جایی دیگر بجوید و در کار خود حل کند. نزد او منابع موسیقایی، چنان که دیدیم بی هیچ تلاشی، مسلم بوده است. بدین سان، ملی‌گرایی موسیقایی بیش از آن که به سوی ذهنیت آرمانی ملی‌گرایانه پیش برود به سوی سازمان‌دهی ملی‌گرایانه پیش رفت.
مستند مارتین اسکورسیزی (I)

مستند مارتین اسکورسیزی (I)

مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) که دلبستگی و عشق عمیقی به این نوع موسیقی دارد و جا به جا آن را در برخی از فیلم هایش از جمله “آخرین والس”، “دار و دسته نیویورکی” و “گاو خشمگین” نشان داده، اخیرا مجموعه مستندی به نام “بلوز”را به سفارش شبکه چهار بی بی سی در هفت قسمت در باره ریشه های موسیقی بلوز و حوزه تاثیر و نفوذ آن از کناره های می سی سی پی تا غرب آفریقا تهیه کرده است.
نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

در بقیه‌ی قسمت‌های کتاب نیز همین بی‌دقتی‌ها به چشم می‌خورد. نام‌های خاص (به ویژه نام آثار آهنگسازان) با چنان برگردان‌های غریبی جانشین شده که حتا خواننده‌ی آشنا به موسیقی نیز باید مدتی تامل کند تا بتواند بفهمد منظور کدام اثر شناخته‌ شده‌ی آهنگساز است. در ترجمه‌ی متون تخصصی گاهی دیده شده که مترجمی بنا به دلایلی که معمولا به آن اشاره می‌کند، اصطلاحات و اسامی آن حوزه‌ی کاری را با معادل‌هایی جز آن‌چه تا پیش از آن مرسوم بوده جایگزین کرده است.