گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۲)

رهی معیری در شوروری در کنار مجمسه پوشکین

  ۱. شناسایی و تحلیل مروّجان روایت جعلی

روایت «عشق رهی و مریم» اغلب بر اساس نقل قول‌های دست دوم، به‌ویژه خاطرات دیگران، شکل گرفته است. مروّجان این داستان را می‌توان در سه دستهٔ اصلی طبقه‌بندی کرد که هرکدام با انگیزه‌ای متفاوت به افسانه‌سازی دامن زده‌اند.

 الف: تحلیل‌های ادبیِ توأم با رمانتیسم نمونه: سایه اقتصادی‌نیا

برخی منتقدان ادبی، تحت تأثیر فضای رمانتیک داستان، به جای اسناد تاریخی، به تفسیرهای عاطفی و زیبایی‌شناسانه روی آورده‌اند. سایه اقتصادی‌نیا (منتقد ادبی) این داستان را «عشق افسانه‌ای» و «دل‌انگیزترین حکایات عاشقانه عصر ما» توصیف می‌کند. وی مریم فیروز را «شاهزاده خانم شهرآشوب» می‌خواند که با رهی معیری، «جوانی گرم و عاشق‌پیشه»، رابطهٔ عاطفی داشته است.

این دیدگاه، حتی در مواردی به انتساب اشعار جعلی نیز منجر شده است؛ مثلاً نسبت دادن بیت مشهور:

مریما جز تو که افراشته‌ای پرچم سرخ

 نیست در عالم ایجاد یکی مریم سرخ

به رهی معیری، در حالی که خود اقتصادی‌نیا اعتراف می‌کند این بیت در دیوان رهی نیامده و صرفاً در افواه عام مشهور شده است. این شیوهٔ تحلیل، اساساً با تکیه بر «می‌گویند» و نه «سند»، به تثبیت روایت جعلی کمک می‌کند و می‌کوشد شکست عاطفی رهی را منشأ اوج شکوفایی شعری او معرفی نماید.

 ب: رویکردهای غیرعلمی و روان‌شناختی (نمونه: دکتر هادی بهار)

برخی دیگر، که اغلب علاقه‌مند به ادبیات هستند اما تخصصی در پژوهش‌های ادبی و تاریخی ندارند، با رویکردی به اصطلاح روان‌شناختی، سعی در توجیه و تأیید این داستان دارند. دکتر هادی بهار این روایت را در چارچوب یک داستان عاشقانه پرشور مطرح می‌کند و آن را عامل مهمی در سرودن اشعار ناب رهی می‌داند.

او با تأیید روایت دکتر قاسم غنی مبنی بر آشنایی رهی و مریم فیروز، می‌پذیرد که این رابطه بیش از یک سال طول نکشیده است. با این حال، وی اعتراف می‌کند که سندی دال بر اینکه رهی مستقیماً شعر خود را به خاطر مریم سروده باشد، در دست نیست و این موضوع صرفاً بر اساس «می‌گویند» در محاورات فارسی شکل گرفته است. این رویکرد، در نهایت به تحلیل‌هایی جسورانه و نادرست می‌انجامد که ابیاتی از رهی معیری را به عنوان نشانه‌هایی از غم، افسردگی و حتی بیماری بای‌پولار در شخصیت رهی در نتیجه این جدایی تحلیل می‌کند. این نوع تفسیرها، فاقد هرگونه مبنای علمی و ادبی است و تاریخچهٔ حقیقی سرودن اشعار را نادیده می‌گیرد.

 ج: چهره‌های رسانه‌ای و فضای مجازی … بازنشر داستان‌های عامه‌پسند

طیف سوم مروّجان، فعالان شبکه‌های اجتماعی و مجلات زرد هستند که با هدف تولید محتوای پربازدید و هیجانی، به بازنشر شایعات می‌پردازند. این گروه‌ها، با استفاده از لحنی نمایشی و تخیلی، داستان را به یک «مثلث عشقی تاریخی» میان رهی، مریم و نورالدین کیانوری تبدیل می‌کنند.

برای مثال، یکی از گردانندگان کانال‌های مجازی، با ایجاد یک فضای نمایشی و خیالی، ادعا می‌کند که رهی معیری تا پایان عمر نسخهٔ ترانهٔ «کاروان» را با صدای بنان گوش می‌داده و به یاد عشقش مریم فیروز «زار زار گریه می‌کرده». این نوع روایتگری، که فاقد کمترین مستند تاریخی است، صرفاً به دنبال تولید اسطوره و گرفتن لایک و کامنت است. این روایتگران، معمولاً رهی معیری را «شکست خورده‌ی این بازی» تلقی می‌کنند تا به داستان عمق دراماتیک ببخشند.

در مجموع، این افراد به جای ارجاع به دیوان شاعر و مصاحبه‌های مستند او، بر خاطرات مبهم، نقل قول‌های دهان به دهان و تفاسیر شخصی تکیه می‌کنند.

محمد حسینی باغسنگانی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است