زرد باش تا کامروا شوی!
از دیگر کسانی که در دام چنین افسانه برساخته از مجلات زرد و ذهن کور افسانه پردازان افتاده اند دکتر عبدالرضا مدرسزاده دانشیار زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد اسلامی است، ایشان در مطلبی که به مناسبت دهم اردیبهشت ماه زادروز شادروان رهی در صفحه خودش نوشته: «در این که رهیمعیری شاعری توانا با طبعی تابناک بودهاست تردیدی نیست اما اگر کسی چون همان جناب شاملو شاعری خود را در وصال با آیدا تجربه میکند، عمده شاعری رهی البته مرهون نرسیدن به وصال مریم فیروز؛ بزرگزاده قاجاری است که ترجیح دادهبود با بریدن از رهی و قربانیکردن عشقی پرحرارت به پای باور سیاسی خود، با سیاسیترین چهره مخالف نظام حاکم در روزگار خود، کیانوری سردمدار حزب توده در ایران ازدواج کند و فراز و نشیبهای عالم سیاست را به اوج و فرودهای عاشقانه زیستن ترجیح دهد و البته باعث شود که عاشق شکستهدل، تهمانده عمر خود را در تنهایی و خلوت بگذراند.» و بی تحقیق و منبع دهی و بدون هیچ توضیحی مینویسد: «اما به هر روی آنگونه که چنین ناکامیای پیشبینی نشده و دور از انتظار در پایان عشقی جانسوز، کسانی چون شهریار و حمیدی شیرازی را به خاکستر سرد فراق نشانیدهبود و در عوض بر قدرت و حرارت شاعریشان افزودهبود، اینجا هم برای رهی ماجرا با همان شدت و تلخی پیش آمد.»… به راستی باید برای آموزش عالی نگران شد. اگر چنین خزعبلاتی در دانشگاه ما تدریس میشود پس باید رخت امید شست و آویزان کرد و نوید داد که تحریف دیگر رخدادهای تاریخی نیز همچون این افسانه بافیها دور از ذهن نیست.
دکتر عبدالرضا مدرسزاده دانشیار زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه کشور مدعی زبان فارسی است. او در جدیترین نهادهای فرهنگی هم چون مؤسسه شهر کتاب و رسانههای قدرتمند دولتی دیگر صاحب تریبون و قدرت رسانهای است. این خطاگوییها میباید از سوی این افراد رسماً تصحیح شود. در غیر این صورت رسوایی علمی به بار خواهد آمد. این هشدار جدی گرفته نشود افسانه بافان پاسخ لازم را دریافت خواهند کرد.
تعداد چهرههایی که به نوعی این دروغ روشن را پذیرفتهاند و در مطالب خودشان به نمایش گذاشتهاند کم نیست. دیگری خانم عاطفه طیه است که او هم در صفحه خودش چنین نوشته است: «مریم فیروز پس از زمانی کوتاه رابطۀ مهرآمیز با رهی معیّری، که گویا بیشتر برای شاعر شوریده جدّی بود تا شاهدختخانم، دل به نورالدین کیانوری داد و همسر و سودای او شد. دل دادن به کیانوری و پیوند با اندیشۀ چپ همان و تبدیل شدن از یک پرنسس به یک زن عادیِ بیخانومان همان! درست مثل یک داستان! مانند تمام داستانهایی که عشق و آرمان زن یا مردی کاخنشین را کوخنشین کرده، از عرش نازونعمت و تنعّم به فرش نداری و خاک سیاه نشانده!»



۱ نظر