نکته مهمی که در این میان آزاردهنده است این است که هنوز یک قرن هم از این ماجراها و این انسانها نگذشته است. چه طور میتوان عنوان نویسنده و محقق و شاعر و استاد دانشگاه را یدک کشید اما به بدیهیترین امور توجه نداشت که به قول استاد زرینکوب «هیچ گاه گول گواه اول را نخورید»…
نتیجهگیری و راهنمای پژوهشگران
داستان عشق پرشور و نافرجام رهی و مریم، شبیه به تلاشی مذبوحانه برای نسبت دادن عظمت یک رودخانهٔ بزرگ (آثار رهی) به یک سنگریزه در مسیر آن (آشنایی کوتاه با مریم فیروز) است. در حالی که ریشهٔ این رودخانه، خود سرچشمهٔ ابدی نبوغ و طبع حساس شاعر است.
روایت «عشق رهی معیری و مریم فیروز» عمدتاً بر پایه تفسیرهای رسانهای، نگاههای سیاسیِ سوگیرانه (که میخواهند یک شاعر عاشقپیشه را به مریم سرخ کمونیست پیوند دهند)، و نقل قولهای دست دوم (مانند خاطرات دکتر غنی) بنا شده و در مواجهه با شواهد مستقیم و صدای تاریخ فاقد اعتبار است.
آنچه دربارهٔ رهی معیری باید دانست، «خورشید عالمتاب» شعر و روان زیبای اوست۲؛ شاعری که کلماتش از دل عشق و دل زندگی برآمده و نه از حاشیهها و جنجالهای سیاسیای که شخصیت حساس او را آزرده میساخت.
این افسانه، وجه نگران کننده دیگری هم دارد
این واقعیت که تمام این ماجراها برساخته حزب توده و گرایش های چپ خونخوار فارسی است و ابزار خون شویی از این حزب سیاسی شکست خورده تا بتواند به واسطه طهارت و ابهت شاعر بزرگی چون رهی معیری، رنگ دیگری بر چهره بمالد و به صورتی دیگر در جامعه عرض اندام کند. اگر چنین پروژه ای در میان باشد، باید شیوه پاسخ گویی را تندتر کرد و شمشیر از رو بست.
توصیه به جوانان و پژوهشگران
برای شناخت رهاورد رهی معیری، باید مستقیماً به منابع اصیل روی آورد و هر روایتی نیازمند شاهد و منبع و مرجع تاریخی است:
- ۱. دیوان خود شاعر (مورد تأیید او): بررسی آثار منتشرشده در زمان حیات و مورد تأیید رهی. (۱)
- ۲. مصاحبههای مستند خود رهی معیری: مانند گفتگوهای رادیویی ضبطشده که در آنها شخصاً منشأ آثارش را توضیح داده است. (۳)
- ۳. شواهد خانوادگی و تاریخی متقن: که روایت آشنایی کوتاه را تأیید و ادعای عشق جاودان را رد میکنند. (۲)
این پژوهش با ارائهٔ مستندات صریح، بار دیگر بر این نکته تأکید میورزد که تاریخ ادبیات ایران نباید قربانی هیجانسازیهای رسانهای شود.



۱ نظر