مقایسه وضع زنان در موسیقی دچار چه دگرگونی بارزی شده؟
از بعد از انقلاب، اصلاً خود موسیقی دچار تحریم شد. خانمهای خواننده به حکم شعر می اندر جام زهرا زدت کافر، حرام اندر حرام اندر حرام است! مساله اینگونه بود که اصل و بنیاد موسیقی در تاریخ اصولاً مطرود بود و سالهای سال شاهد بودیم که نام موسیقی روی تابلوی ارگانهایی که اصولاً کارشان ترویج موسیقی بود، ندیدیم. حتی در چهارچوب ضوابط دولت هم نام آن را نمیبردند. هنرستان سرود و آهنگهای انقلابی داشتیم.
آیا فرزند روحالله خالقی، گلنوش خالقی از استثنائات بود؟
میرعلینقی: خانم گلنوش خالقی بخش اعظم اسم و نامداریاش مرهون محیط خانواده است. تخصص اصلی ایشان هم رهبری کُر بود. اصلاً به عنوان آهنگساز شناخته نشدهاند. کار عمده زنده یاد گلنوش خالقی، زنده نگهداشتن آثار پدرشان است.
جالب است که در خانوادههای موسیقیدانان فرزندان دختر بیشتر نام پدر خود را زنده نگهداشتهاند.
چند نفر را نام میبرید.
میرعلینقی: خانم الهه دختر روانشاد بدیعزاده. سرکارخانم شیرین ادیب دختر مرحوم ادیب خوانساری که با همت بالایی کارهای پدرشان را منتشر کردهاند و هزینه کردهاند بدون بازگشت مالی دختران مرحوم امیر جاهد. دختر استاد معین، سرکارخانم مهدخت معین دختر همایی، خانم ماهدخت همایی. اتفاقاً فرزندان دختر حافظان بهتری بودند تا فرزندان پسر. مثلا از فرزند ذکور امیر فیروزکوهی برای حفظ آثار پدر خبری نداشتیم ولی دو فرزند دختر ایشان یکی امیربانو و دیگر شهلا از آثار پدر به خوبی محافظت کردند.
در این یک داستان خانمها از آقایان بهتر عمل کردهاند. اما گویا اصلا خلاقیت امری است مذکر! و این حرف حرف افلاطون است. به دنیای مدرن نگاه میکنیم باز هم میبینم همین حرف است. آقایانی را میبینم که روزی هشت ساعت کیک میپزند و خانمهایی که با موتور از مانع میپرند و تکواندو کار میکنند در اینجا جنسیت بر اساس مورفولوژی اندام نیست بلکه بر اساس خصلت طبقهبندی میشود. ولی در موسیقی این قدر این عناصر در هم تنیده است که حتی نمیتوانید بهعنوان بحث آکادمیک آن را تحلیل کنید.
شرایط امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟
میرعلینقی: ما دچار جامعهای کاملا متناقض هستیم. در ایران یک جاهایی میگویند موسیقی باشد اشکالی ندارد و جای دیگری میگویند. نه! در این ۴۷ سال واقعاً موسیقیدانان نمیدانند واقعاً موسیقی را میخواهد یا نه. از آن طرف حکومتهای ما تابعی هستند از آنچه ملت میخواهند. در هیچ دورهای در این ۴۷ سال فاصله بین مردم و حاکمیت اینقدر کم نبوده این قدرعین هم نبودند.
جناب جواد مهدویان، اسناد تاریخی چه میگویند؟
مهدویان: یادم هست آخرین باری که به موزه موسیقی رفتم باور کنید من کتابهایی آنجا دیدم که به صورت نامرتب ریخته بود. مثلا کتاب موسیقی نظامی آقای حسینعلی ملاح را آنجا دیدم که به وضع بدی افتاده بود. کتابی که ندارم غیر از ۷۰سال پیش تاکنون چاپ شده باشد.
میرعلینقی: خوشبختانه مجدداً چاپ شد. ۵۰۰ نسخه همین دو ماه پیش.


۱ نظر