Posts by آروین صداقت کیش
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۱۱)
حالا در بخشهای سوم و پایانی (شکلهای ۱۴ و ۱۶) درست به عکسِ آغاز قطعه از مرکز گرایش ر آغاز و سپس حل با مرکز ر و بعد حل با مرکز سل و در نهایت نقشمایهی آ میآید، آن هم درست زمانی که قطعه با همین نقشمایهی پراهمیت به پایان میرسد. بدین ترتیب بازگشت ظریف […]
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۱۰)
نقشمایهی آ که هنوز در فضای مقامی بیداد است به همان شکل متقارن تکرار دو میزانی که در ابتدای قطعه دیده شد، اجرا میشود و با یک فرود همطول به اندازهی چهار میزان پی گرفته شده و در نهایت دوباره با دوبار تکرار همان نقش مایهی اولی به پایان میرسد (شکل ۱۴).
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۹)
گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل میکند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز میگردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقشمایههایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت میدهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشمپوشی از مشابهتهای کمرنگتری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشارهی ضمنی (برپایهی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش میگذارند.
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۸)
همان طور که پیشتر اشاره شد روند گردش ملودیک که بر روی پایهی سه نتی سوار شده است با چهارمضرابگونهای که در دل گوشهی باوی نواخته میشود نزدیکی بسیاری دارد (مقایسهی حرکتهای فروشو پلکانی از سل و سپس فا در شکل ۹-الف با خط دوم و سوم شکل ۹-ب). این روند ملودیک در قسمت دوم بخش دوم و بخش سوم، نیز دوباره با الگویهای مضرابی متفاوتی تکرار میشود.
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۶)
چنان که گفته شد معمولا در قطعات برای انتقال دامنه از نقشمایههای مختلفی استفاده میشود که بسته به رویکرد تدریجی یا ناگهانی قطعه، به شکلی مفصل یا مختصر با جملهپردازی از محدودهی مقامهای مختلف عبور میکنند (که در اصطلاح میگویند به این یا آن گوشه اشاره شده است). در بیداد، شروع جملهی دوم تنها با تغییر محتوای مقامی نقشمایهی آ به فضای مقام جدید رفته (شکل ۶ الف) و با دگرهای از آنچه ادامهی همان جملهی نخست را میساخت (شکل ۲، خط تار) ادامه پیدا میکند (شکل ۶ ب، خط سنتور).
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۵)
آهنگساز با این دو جمله تصویر فشردهای از فضای گشایش دستگاه همایون را به دست میدهد. این امر از طریق مشابهت با نقشمایههای آغازین دستگاه (شکل ۳) و هم از طریق مشابهسازی الگوی حرکت کلی و ارزشگذاری نغمات صورت میپذیرد (۵).
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۴)
از لحاظ هندسی بسیار ساده است که یک فرم تکرارپذیر در ذهن آوریم و سپس براساس آن قطعهای بسازیم اما چنین نگرشی به ساختار بزرگ مقیاس قطعه بسیار ماشینی است. اینگونه فرمها هنگامی به عنوان سرمشقهای آفرینش موسیقایی پذیرفته میشوند که آثاری هنرمندانه و نه تمرینوار براساس آنها ساخته شود.
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۳)
از طرفی حافظهی موسیقایی انسان نیز محدودیتهایی دارد، بنابراین اگر آهنگسازی مایل باشد شنوندهاش را پس از طی مدت زمانی به آهنگهای پیشین بازگرداند یا به اصطلاح خاطرهای صوتی را در ذهن او زنده کند، ناچار باید به همان بخش آهنگ یا تغییریافتهای از آن که همچنان تداعیگر خاطره باشد، دست یازد، از اینرو تکرارهای فرمی را میتوان به مثابه حضور نوعی حافظه در یک قطعه گرفت.
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۲)
فرم پیشدرآمد یا همخانوادهی مختصرترش، مقدمه، به عنوان یک سرمشق تصنیفی جز با متر کندرونده و سنگین (یا کمی سبکبالتر در مورد مقدمه)، جایگاه اجرا در متن یک اجرای دستگاهی (به ندرت در جایی جز آغاز، اجرا میشود) و پردهگردانی مرتبط با دستگاه یا به اصطلاح حرکت بر روی سیر گوشههای دستگاه (آن هم نه در همهی موارد)، ویژگی حتمی دیگری ندارد. در متن سرمشق پیش درآمد و مقدمههایی که تاکنون ساخته شدهاند در اندک مواردی میتوان نمایی از یک ساختار متن و جملهی برگردان را نیز تشخیص داد (برای مثال پیشدرآمد ماهور درویش خان (۲)). اما نظریهی موسیقی ایرانی در مورد فرم که چندان هم گسترده نیست، اجباری در این مورد قایل نیست.
جنبههایی از فرم مقدمه بیداد پرویز مشکاتیان (۱)
بررسی فرم در آثار آهنگسازی شدهی موسیقی ایرانی و به ویژه تعمق در ساختار مقیاس خُرد (جمله و کوچکتر از آن) و نسبت و ارتباط آن با ساختار در مقیاس کلان، با این پیشفرض احتمالی که موضوع قابل تاملی در آنها نیست یا بر این اساس که روشی برای این نوع مطالعات وجود ندارد -حتا برای آثار بسیار مشهور- به ندرت انجام شده است. تجزیه و تحلیل حاضر با طرح دو گونه از سازماندهی مصالح تماتیک در متن پیشدرآمدها (یا مقدمهها)؛ گونههایی با ساختار تماتیک مداوما پیشرونده و گونههایی با ساختار تماتیک مرکب از نقشمایههای بازگشتپذیر و در حال درآمیزش با مصالح تازه معرفی شده، به عنوان یکی از فرضهای ساختار درونی قطعات آغاز میشود و این نوع تکرار را تحت عنوان «حافظهی فرمی» یک سرمشق تصنیفی معرفی میکند.

