Posts by آروین صداقت کیش
مروری بر آلبوم «پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ»
افشین ذاکر، ویلننواز ایرانی، سه پارتیتای یوهان سباستین باخ، این به قول ژرژ اِنِسکو «هیمالیای ویلننوازها» (۱) را نواخته و ضبط کرده است. برای هر نوازندهای اجرای قطعاتی از مجموعهی سوناتها و پارتیتاهای باخ برای ویلن کاری متهورانه است، نه به دلیل دشواری فنی صرف این قطعات (که میدانیم سختترین نیستند و نمونههای سختتری هم در رپرتوار امروزی ویلننوازها هست)، بلکه علاوه بر آن، به دلیل درک موسیقایی گستردهای که برای دریافت ژرفای زیباشناختیشان و به ظهور رساندن آن در یک اجرا لازم است.
همه حق اظهارنظر دارند
با این جمله لابد بارها برخورد کردهایم. وقتی از آن استفاده میکنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتیکه کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جملهی لیبرالمنشانهای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و بهسختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.
مروری بر آلبوم «سایه وار»
مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجستهای است که بخشی از همِّ حرفهای خود را معطوف سبکشناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سهتار کرده است. نتیجهی این کندوکاوِ او را پیشتر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زندهی آشنایی با شیوهی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیتآمیز بوده جایگاهی دیگر میخواهد) و از سوی دیگر دستکم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سهتار و اجرای آثار صبا دیدهایم. آلبوم تازهی «سایهوار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانهی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برههی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایستهی توجه.
مروری بر آلبوم «انگاره»
روزی که جایزهی رضا کروریان بنیاد گذاشته شد کمتر کسی میتوانست پیشبینی کند که تهران اینگونه مملو از رویدادهای موسیقی الکترونیک شود که اکنون شده است. بیگمان خود این جایزه هم بازتابدهندهی بخشی از این اقبال فزاینده بود و هم شاید تداومدهندهی بخشی از آن، چنانکه اغلب جایزهها و فستیوالهای قابل تامل در تاریخ موسیقی معاصر نیز تاثیری مشابه بر حوزهی کار خویش گذاشتهاند. آلبوم انگاره نمودی از برآیند همین کارکرد اولیهی جایزه است و نیز در حکم معرفی چهرههایی تازه به دنیای موسیقی در ایران که بعضیشان بینیاز از آن، در فاصلهی میان برگزاری دورهی نخست و انتشار آلبوم آثار برگزیدگانش، شهرتی بهسزا پیدا کردهاند.
مروری بر «کنسرت کوارتت رسپینا» سالن رودکی اسفند ۹۶
کوارتت رسپینا رپرتواری از آثار پیشتر اجرا شدهی آهنگسازان ایرانی را به روی صحنه آورده است. این برای کوارتتی که یکی از اهدافش «تمرکز بر آثار آهنگسازن ایرانی [با هدف] ایجاد آرشیو صوتی و تصویری از قطعات نوشته شده و همچنین ایجاد سیر تاریخی به واسطهی اجراهای پیاپی از آثار زهی آهنگسازن نسل قدیم تا حال حاضر» است، موفقیتی محسوب میشود، به شرط آن که به این سطح محدود نماند و به سوی فراهم آوردن تفسیرهای ماندگار آثار برود.
مروری بر آلبوم «زمین»
«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجهاش شش قطعهی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعهها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را میگوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانهی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو مییابد؛ در سکوتها و مکثها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار میکند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین میکند. میشنود. میاندیشد و در لحظه تصمیم میگیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون میشود.
مروری بر کتاب «آرام و بیقرار»
مرکز حفظ و اشاعه بهاحتمال قریب به یقین مهمترین رویداد موسیقی نیمهی دوم سده ۱۴ شمسی در ایران است -آنچنانکه هنوز هم بار و برش بر موسیقی امروزین ما سایهگستر است- و داریوش صفوت نظریهپرداز، پیشنهاددهنده، بنیانگذار و شخصیت مرکزیاش (دستکم از بُعد اداری) و درنتیجه هم به این دلیل و هم به دلایل دیگر از مهمترین و تأثیرگذارترین شخصیتهای موسیقی این سده.
مروری بر آلبوم «۱۳۴۹»
«۱۳۴۹» علاوه بر یک آلبوم یک موقعیت یا وضعیت است؛ وضعیت نخستین بروز. نسبت ما با آن هم فراتر از هر مجموعهی دیگری، فراتر از شنیدن موسیقایی، نسبتی متاثر از بودن این وضعیت تاریخی خواهد بود. هر چند موسیقیدانان ایرانی با آثار آهنگسازان نوگرای اروپایی آشنا بودند اما به احتمال زیاد این آلبوم درنوع خودش نخستین اثر یک آهنگساز ایرانی است که در ایران منتشر شده. پس، ارزشهای موسیقایی به جای خود، محتوای آن نه تنها در هنگام انتشار به روی شنونده تاریخی را میگشوده، امروز هم هنوز چنین میکند، گرچه متفاوت.
افقهای مبهم گفتوگو (۵)
متن نیز «دیگری» دریافتکننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواهناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظهای به درون بیاید اما ماندگار نمیشود. متن جزئی از هیچ دریافتکنندهی مثالیای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفهی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقهی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل میشود.
افقهای مبهم گفتوگو (۴)
از چنین راستایی میتوانیم گفتوگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنیتر بیابیم زیرا آغاز راهش سهلتر مینماید ( و تنها مینماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگبینی منجر نشود، همچون طعمهای فریبنده پنجرهی گفتوگو را میگشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیشتر میان دریافتکننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

