گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آروین صداقت کیش

متولد ۱۳۵۳ تهران
منتقد و محقق موسیقی

Posts by آروین صداقت کیش

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

مروری بر آلبوم «نیلگون»

«نیلگون» از آن دسته است که به درجات می‌خواهند هنگام آفرینش بخش‌های بدون متر به جای گسترش به شیوه‌ی نقش‌مایه‌های موزاییکی (ذخیره‌ی الگوهای متن ردیف) با تم‌ها کار کنند و روابط انسجام‌بخشی جز روابط مدال بیافرینند. خلاصه می‌خواهند بدون اتکای یکسره بر ملودی‌های مدل بتوانند همچنان در فضای مدال دستگاهی چیزی بیافرینند. نمونه‌ی مثالی امروزین این گروه «نجوای ماه» داریوش دولتشاهی است؛ جایی که آهنگساز موفق می‌شود در یک تکنوازی بالای ۵۰ دقیقه‌ای انسجام ساختار و تعادل تم‌ها را در عین روانی ملودی‌ها برقرار نگه‌دارد و پس از سفری طولانی دوباره به آنها بازگردد.

مروری بر کنسرت «ارکستر نوجوانان و جوانان ایران»

به کنسرت ارکستر نوجوانان و جوانان ایران که می‌روی، آینده را می‌بینی، نه حتا آینده‌سازان را، بلکه بخشی از خود آینده‌ی موسیقایی این مرزوبوم را که درست جلو چشم در حال نضج گرفتن است. آینده‌ای که در نظم، تعهد و جدیت شکل می‌گیرد و احتمالاً به نیروی خودِ جامعه و بی همراهی و همیاری شایسته‌ی مسئولان امر. پس‌ازآن همدلی به چشم می‌آید و اتمسفری از حمایت، از دوستان هم‌سن گرفته تا خانواده‌ها به پشتیبانی موسیقی/فرزندانشان برخاسته بودند.

«مشک و عطار»

در ایران امروز تقریباً همراه هر آلبوم، فارغ از رسانه‌اش، دفترچه‌ای حاوی اطلاعات می‌توان یافت. عجیب نیست. در اغلب جاهای دیگر دنیا هم رسم است. به‌هرحال مخاطبان آلبوم‌های موسیقی لازم دارند بعضی اطلاعات را درباره‌ی نام قطعات، آهنگسازان، نوازندگان و… بدانند. از طرف دیگر با توجه به قوانین انتشار و حقوق معنوی امروزین درج بعضی اطلاعات ضروری است. ما درباره‌ی این نوع داده‌ها صحبت نمی‌کنیم بلکه درباره‌ی بیانیه‌ها، توصیف‌ها و تحلیل‌هایی حرف می‌زنیم که سعی اصلی‌شان نشان دادن اهمیت و ارزش آلبوم یا ارائه‌ی راهی برای چگونه شنیدن آن است. به زبان ساده آنها که در کارِ این‌اند که بگویند «آلبوم بااهمیت است» یا «آن را فلان طور باید شنید».

فضایل اخلاقی یک معلم

رسیتال پیانوی رافائل میناسکانیان، این کنسرتی‌ترین پیانیست دو سه دهه‌ی اخیر با آن رپرتوار محترم و ارجمندش همان‌گونه بود که این روزها در همه‌ی کنسرت‌ها بوده است؛ پیرانه‌سر. پیرانه‌سریش توقفی را به یاد می‌آورد که از قضای روزگار چهار دهه پیش بر کار موسیقاییان در اوج فعالیت بسیاری‌شان سایه افکند و جامعه را از حاصل خلاقیتشان برای مدتی محروم کرد. افسوس که سایه برچیده نشد تا آنگاه که بسیاری‌شان دیگر توش‌وتوان سابق را نداشتند و تنها صدایی خوش و درعین‌حال دور از ایشان باقی‌ ماند. و این نکته‌ای مکرر در مکرر است.

مروری بر آلبوم «نغمه‌های مرکب»

شگفت نیست اگر موضوع هر گرایشی به امر کلاسیک توازن و تعادل و تناسب باشد، دست‌کم با نیم نگاهی به تجربه‌های تاریخی. در آلبوم «کنسرت نغمه‌های مرکب» نقطه‌ی تمرکز توجه همین است، چنان‌که حتا دفترچه‌ی آلبوم نیز به قلم ساسان فاطمی بیانیه‌وار بر آن انگشت می‌گذارد و بارزش می‌سازد. تنها چیزِ دور از میانه خودِ زمینه‌ای است که اثر بر آن بنا شده و این پرسش که نگاه به سایه‌های موسیقی تیموری و چنین محافظه‌کاری گذشته‌گرایی چگونه امروز می‌تواند روی دهد. دراین‌باره و همه‌ی چالش‌های سر راهش، از ناممکنی امروزین یک نظریه‌ی همه‌شمول تا نقش تخیل در بازخوانی امروزی امور دیروزی و …، بسیار گفته‌ام و گفته‌اند (شاید حتا بسی بیش از آن که گنجایش ذاتی چنین جریانی باشد).

مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

کمبود یا نبود رپرتوار معتبر و تحسین‌شده اولین چیزی است که پس از سه نوبت کنسرت (در دو شب) با عنوان «چند شب دونوازی همساز» در خاطر می‌مانَد. گویی مهم‌ترین حکمت چنین کنسرت‌هایی بازنمودن جای خالی است و انگشت گذاشتن بر ناداری ما. رپرتوار کم‌شمار به جای خود، اغلب اجراها بیش از آن، در حکم تاباندن نور بر فقدان یا ناآشنایی با تکنیک‌های آفرینش همنوازانه (یا همان فن تصنیف‌کردن همساز) در موسیقی کلاسیک ایرانی بودند. آنها به درجات پیام می‌دادند؛ برخلاف تکنوازی که خواه به صورت بداهه خواه به صورت ازپیش‌ساخته، مجموعه‌ای از فن‌هایش نزد موسیقیدانان ما کاملا درونی شده و گاه به بیان لفظی نیز درآمده، هم‌نوازی حتا به قدر کافی تجربه هم نشده است. و این پیام تا حدودی درست است اما فقط تا حدودی.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (۲)

با این حساب، شیوه‌ی نوازندگی یک نوازنده در موسیقی ما مجموعه‌ای است از عوامل فقط مربوط به نواختن و همچنین بعضی عوامل مربوط به ساختن. در همین وضعیت است که عواملی مثل صدادهی (سونوریته) شخصی، ارتباط فیزیکی با ساز و نحوه‌ی صداگیری (مثل نقاط زدن مضراب، شکل‌های کشیدن کمان و …) دامنه‌ی شدت‌وری (Dynamic Range)، دامنه‌ و کیفیت مالش‌ها، ناله‌ها و لغزش‌ها، و … با عوامل دیگری مثل بسامد استفاده از تکنیک‌ها، نوع کوک ساز، تعیین فواصل نغمه‌ها در یک مد خاص، و حتا استفاده از ریتم و ملودی‌های خاص، و … همه می‌تواند جزئی از «شیوه‌ نوازندگی» باشد.

بیشتر بحث شده است