Posts by آروین صداقت کیش
«شیوهی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (۱)
اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار میکنیم دادن جواب همهفهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را مینوازد. بخشی به رابطهی فیزیکیای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوهی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمیآورد، دامنهی شدت و ضعفهایی که میتواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوشهای مختلفی که میتواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنهی ویبراتوها و از این قبیل.
مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنوارهی موسیقی فجر
از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیدهی سوژهی اصلی مجموعهی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتتهای اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگهای بهغایت هنرمندانهی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژهی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.
مروری بر آلبوم «کوگیتا»
چگونه یک آهنگساز اواخر دههی دوم قرن بیست و یکم میتواند بر دریای آثار مجلسی باقیمانده -دستکم- از سدهی پیشین چیزی بیافزاید؟ با ترکیببندی؟ با رنگآمیزی؟ با سازماندهی تازهای از زیروبمی صداها؟ این پرسش فوقالعاده مهمی است که هنگام سنجش هر اثر امروزی به ذهن میرسد، ازجمله «کوگیتا»ی مارتینا کوسِسکا. پاسخ پرسش نخست در حالت کلی، و حتا بدون طلب «امر نو» این است: «بسیار دشوار». بهویژه اگر پرسش تلویحاً این خواست را مطرح کند که آفرینش در دل موسیقیِ به زبان بدل شده روی ندهد بلکه آفرینشی فرازبانی و موسیقایی باشد، پاسخ سختتر میشود و بسیاری آثار از سنجش سربلند بیرون نمیآیند.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۹)
از میان ویژگیهای کار ملیگرایان موسیقایی؛ استفاده از مواد و مصالح موجود محلی و مخصوصا موسیقی قومی، گرایش به افسانهها و…، استفاده از نشانها و جاها: نمادهای ملی و مولفههای مهمِ جغرافیایی و فرهنگی به عنوان منبع الهام و هویتنمون ساختن موسیقی، برجسته است اما به دلیل هویت متمایز موسیقاییِ پیشاپیش دردسترس، ملیگرای موسیقایی ایرانی اجباری نداشته تا آنها را در جایی دیگر بجوید و در کار خود حل کند. نزد او منابع موسیقایی، چنان که دیدیم بی هیچ تلاشی، مسلم بوده است. بدین سان، ملیگرایی موسیقایی بیش از آن که به سوی ذهنیت آرمانی ملیگرایانه پیش برود به سوی سازماندهی ملیگرایانه پیش رفت.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۸)
گذشته از همسنجیِ کیفیت و رسیدن به تفاوتهای سهگانه، به آستانهای رسیدهایم که دیواربهدیوار شگفتی است. دقیقتر اگر ببینیم به تناقض رسیدهایم؛ چنان که برآمدن دولت-ملت مدرن و پدیدارشدن ملیگرایی نوین به گرایش به دیگری انجامیده یا با آن همراه شده است. و این از آن روست که به هنگام برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران ملیگرایی (و بنا به دلایلی که شمردم نه ملتسازی) با تجدد پیوندی تنگاتنگ و نگسستنی یافته بود.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۷)
مساله بهغایت سوبژکیتو بود. ما هویت موسیقایی مستقل داشتیم. اما مشکل این بود که در برخورد با «دیگری» از خود آگاه شده بودیم (۲۶) و میخواستیم در میان «خود»های موسیقایی مستقل جهان جای خود را بیابیم. از این بابت وضع ما بیش از آن که همسان اروپای شرقی، مرکزی و شمالی باشد به روسیه نزدیک است. با این تفاوت که در زمان آغاز حرکت ملیگرایی موسیقاییِ روسها یک سنت موسیقی روسی نخبهگرا در روسیه وجود نداشت.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۶)
این گواه کوتاه نشان میدهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمعگاههای قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دستکم تا میانهی دورهی قاجار میتوان پیشینهی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونههای اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایتشده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزههای موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۵)
بدینسان اگر شکی پژوهشگرانه در وجود نوعی همگرایی سیاسی-اقتصادی ملی تا پیش از سپیدهدم اوج گرفتن ملیگرایی در سدهی نوزدهم هست، که هست (و در مورد ایران در اوایل سدهی بیستم)، دربارهی شکلی از همگرایی فرهنگی-زبانی شک کمتری میتوان داشت. به بیان دیگر دستکم نزد کسانی که در آن دوران میزیستند و ردپایی از اظهار نظرهایشان باقی مانده، هویت موسیقایی موضوعی قابل تشخیص بوده است.
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۴)
اگر به سراغ همسنجی بازگردیم و وضعیت ایران را در کنار دیگر نهضتهای موسیقایی ملی یا دیگر جاهایی که چنین نهضتی عملا وجود نداشت اما گرایشهای ملی ظاهر شده بود بگذاریم، اولین تفاوتها خود را نشان میدهد. جنبشهای رومانتیک ملی که در سدهی نوزدهم پا گرفت عمدتا خود را در جاهایی نشان داد که تحت اشغال بودند یا چنین خطری تهدیدشان میکرد. لهستانیها و چکها و تا حدودی رومانیاییها و مجارها درجاتی از اشغال یا بودن اجباری (۱۳) در یک واحد سیاسی (و به همراهش ممنوعیتهای زبانی و فرهنگی)، نروژیها خطر شکست و اشغال به دست روسیه و انگلستان، فرانسویها دوبار دلگیری و نگرانی از فراگیری و سروری فرهنگهای موسیقایی دیگر (۱۴)، و آلمانیها فرآیند یکپارچه شدن شاهنشینهای کوچک و پیدایش آلمان مدرن را تجربه کردهاند (۱۵).
ویژگیهای رابطهی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (۳)
چنان که گفته شد، دولت-ملت مدرن همنشین اندازهای از تاکید بر مشترکات و درنتیجه دگرگونی هویت جمعی است (۹). از سوی دیگر دیدیم که موسیقی نیز نقشی پراهمیت در بروز هویت ملی (یا هر نوع هویت دیگر) دارد. پس اکنون هنگام آن است که چند پرسش مهم بپرسیم. نخست این که هویت جمعی و وابستگی جغرافیایی و سیاسی اندکی پیش و پس از پیدایش دولت-ملت مدرن (۱۰) چه شکلی داشته است؟ و سپس هویت فرهنگ جمعی (مخصوصا موسیقایی) در همان دوران چگونه بوده است؟

