Posts by آروین صداقت کیش
مرور آلبوم «ناشنیدهها (۱)»
حاشیههایی چون بیسلیقگی در گرافیک، بیدقتی فوقالعاده در متنها و ترجمه، ضبط بیکیفیت، ناکوکی آزاردهندهی پیانو و حتا رابطهی نقاشی و موسیقی که در دفترچهی سیدی آب و تاب زیادی از زبان نوازنده و نقاش داده شده (فارغ از این که در اصل امکانپذیری یا ارزشمندی چنین رابطهای چون و چرا شود) نباید موجب پنهان شدن ارزش اصلی آلبوم «ناشنیدهها ۱» از دیدهی تیزبین و زیباپسند شود.
افسوس از آن همه…
مسئلۀ بعدی دربارۀ نتکردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف بهعنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالیکه الآن کاملاً برعکس است. با اینهمه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیفها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
مرور آلبوم «هشت آهنگ»
تنظیم با اصولی که «فرامرز پایور»، مهمترین و موفقترین شخصیت در گروهنوازی موسیقی ایرانی نیمهی نخست قرن، به یادگار گذاشته است برای سازآرایی آثار خودش خردمندانه است یا دستکم یکی از راههای منطقی (و نه لزوماً همراه با آزادی هنری) بازگشت به آثار استاد چیرهدست فقید. «امیر رحمانیان» در آلبوم «هشت آهنگ» همین راه ظاهراً منطقی را برای رنگآمیزی همهی قطعههای کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» رفته است، قطعاتی که اگر از دور به کارگان باقیمانده از پایور بنگریم، تنها مشابهتشان جای نگرفتن در مجموعههای دیگر است (گرچه دلیل کنار هم آمدنشان از نظر تاریخی دقیقاً این نیست).
دیکتهی نانوشته غلط ندارد
این ضربالمثل را وقتی به کار میبرند که از چیزی خرده بگیریم. با گفتنش میخواهند به یادمان بیاورند که هیچ کاری مصون از اشتباه نیست، حتا نیمچه هشداری هم میدهند که «خود نویسنده هم!». پندی اخلاقی و در عین حال بدیهی است، حتا شاید توضیح واضحات به نظر برسد. همه این را در ناخودآگاهمان میدانیم -بگذریم که گاهی خودآگاهانه نادیدهاش میگیریم. اما آیا این پند بدیهی اخلاقی خارج از حوزهی عمومی، مثلاً نقد موسیقی، هم کاربردی دارد؟ برای این که بتوانیم پاسخ درست را بیابیم باید کمی در معنای جمله دقیق شویم.
مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»
شنیدن موسیقی همراه دکلمهی شعر (خواه با صدای شاعر خواه با صدای غیر) امروزه عادتی شنیداری است که به مرتبت پیشفرضی رسیده است. حضورش چنان بدیهی و طبیعی است که بی آن هر برخوانی شعر (حتا نمونههای زنده) تا حدودی لخت و ناتمام مینماید. خوانش «چهل رباعی تا خرقان» امیرحسین الهیاری هم از این قاعده مستثنا نیست، موسیقی دارد، موسیقی کیاوش صاحبنسق.
مرور آلبوم «سه اثر برای پیانو»
هرچه نوشتن و گفتن از «اجرای» آثار کلاسیک آهنگسازان در دیگر جاهای دنیا طبیعی جلوه میکند در ایران به عکس دیریاب است. آثار آهنگسازان ما به دلایلی چون کمبود امکانات اقتصادی-اجرایی، پیچیدگی امروزین همکاریهای موسیقایی و… یا در گنجهها میماند یا دستبالا یک بار اجرا میشود و اگر بختی باشد در یک ضبط تجسم مییابد، به هیات یک مصداق تکین.
«مسألهی انصاف»
این مصرع حافظ را همه میشناسیم. ضربالمثل شده است. کاربرد امروزیاش دربارهی عدل و انصاف در قضاوتهاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار میبرند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظهی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را میگوییم همزمان از حسنهایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد میخواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، میخواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
«توانایی یا دانایی»
از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزینگویهای مشهور شده است. آن را همراه ضربالمثل دیگر، «کنار گود نشسته میگوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار میبرند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد میخواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش میکند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گویندهی این جمله میخواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خردهگرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.
«هدف نقد»
چرا «نقد موسیقی» مینویسیم؟ چرا عدهای حتا تا آنجا پیش میروند که وجود نقد موسیقی را برای یک جامعهی موسیقی پیشرفته و بالنده لازم میبینند؟ اینها سوالهایی است که گاهی به ذهن میرسند و حتا گاهی هم به زبان میآیند و پرسش مهمتر و ریشهایتری را در دل خود پنهان میکنند. پس برای آن که بتوانیم پاسخ درستی به آنها بدهیم باید اول آن پرسش اصلی را بیابیم و سپس به سراغ مجموعه نقدهای موجود و حرف و حدیثهای جامعهی موسیقی بر سر موضوع رفته و ببینیم چه پاسخی برای آن میتوان پیدا کرد.
«نقد موسیقی چیست؟»
بارها پیش آمده که ببینیم عدهای در مورد نوشتهای که عنوان نقد دارد با هم اختلاف نظر داشته باشند که آیا نقد است یا نیست. گاهی مشابه این جمله را میگویندکه نوشته را رد/حقیر کنند. خب، این نوع شک را میتوان به حال خود گذاشت. فرض کنیم قصد تحقیر و تخفیف نوشته در کار نیست و سوال واقعی است. اگر اینطور باشد برای اینکه با اطمینان بگوییم این نوشته نقد است یا نیست، باید ببینیم «نقد» چیست و چون ما در حوزهی موسیقی کار میکنیم، درستش این است که بپرسیم «نقد موسیقی» چیست؟

