Posts by محمد حسینی باغسنگانی
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۸)
مختصری به گذشته باز گردم، از آنجایی که خانم فیروز جنون شهرت و مطرح شدن را داشت حتی در سن ۸۷ سالگی که بعد قریب به ۷۰ سال دوری از وطن و اینکه بازگشت ایشان برای هیچ کسی مهم نبود نسل فعلی اساساً با ایشان هیچ گونه آشنایی نداشت و با وجودی که در وطن هم حدود یک سال در محبس حکومت فعلی آب خنک میل کرده بود… عجبا که به محض خروج از حبس چندین و چند خبرنگار و عکاس که اصطلاحاً به خبرگزاری زرد معروفند را با پرداخت مبالغی زیاد به منزلش دعوت کرد و هیاهوی فعلی را راه انداخت… صحبت از آشنایی و در نتیجه آن منجر به عشقی سوزان که با آقای رهی معیری داشت را مطرح کرد.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۶)
از دیگر کسانی که در دام چنین افسانه برساخته از مجلات زرد و ذهن کور افسانه پردازان افتاده اند دکتر عبدالرضا مدرسزاده دانشیار زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد اسلامی است، ایشان در مطلبی که به مناسبت دهم اردیبهشت ماه زادروز شادروان رهی در صفحه خودش نوشته: «در این که رهیمعیری شاعری توانا با طبعی تابناک بودهاست تردیدی نیست اما اگر کسی چون همان جناب شاملو شاعری خود را در وصال با آیدا تجربه میکند، عمده شاعری رهی البته مرهون نرسیدن به وصال مریم فیروز؛ بزرگزاده قاجاری است که ترجیح دادهبود با بریدن از رهی و قربانیکردن عشقی پرحرارت به پای باور سیاسی خود، با سیاسیترین چهره مخالف نظام حاکم در روزگار خود، کیانوری سردمدار حزب توده در ایران ازدواج کند و فراز و نشیبهای عالم سیاست را به اوج و فرودهای عاشقانه زیستن ترجیح دهد و البته باعث شود که عاشق شکستهدل، تهمانده عمر خود را در تنهایی و خلوت بگذراند.» و بی تحقیق و منبع دهی و بدون هیچ توضیحی مینویسد: «اما به هر روی آنگونه که چنین ناکامیای پیشبینی نشده و دور از انتظار در پایان عشقی جانسوز، کسانی چون شهریار و حمیدی شیرازی را به خاکستر سرد فراق نشانیدهبود و در عوض بر قدرت و حرارت شاعریشان افزودهبود، اینجا هم برای رهی ماجرا با همان شدت و تلخی پیش آمد.»… به راستی باید برای آموزش عالی نگران شد. اگر چنین خزعبلاتی در دانشگاه ما تدریس میشود پس باید رخت امید شست و آویزان کرد و نوید داد که تحریف دیگر رخدادهای تاریخی نیز همچون این افسانه بافیها دور از ذهن نیست.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۵)
ریشهٔ اصلی بسیاری از این شایعات، بهخصوص در محافل روشنفکری، خاطرات دکتر قاسم غنی است. غنی، که خود نیز یکی از عاشقان مریم فیروز بود و از او جواب رد شنیده بود، در خاطراتش به این آشنایی کوتاه رهی و مریم اشاره میکند.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۴)
یکی از قویترین مستندات در ردّ شایعهٔ عشق رهی و مریم، شرح خود رهی معیری دربارهی انگیزه سرودن ترانه ماندگار «کاروان» (همهشب نالم چون نی) است که غالباً به فراق مریم منتسب میشود.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۳)
نقد این روایت بر اساس مستندات موجود، عمدتاً بر عدم وجود شواهد مستقیم از خود رهی معیری، تکذیبهای مکرر خانوادگی و ارائه سوابق تاریخی متناقض با ادعاهای مروّجان استوار است.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۷)
نکته مهمی که در این میان آزاردهنده است این است که هنوز یک قرن هم از این ماجراها و این انسانها نگذشته است. چه طور میتوان عنوان نویسنده و محقق و شاعر و استاد دانشگاه را یدک کشید اما به بدیهیترین امور توجه نداشت که به قول استاد زرینکوب «هیچ گاه گول گواه اول را نخورید»…
محمدرضا شجریان؛ پژواک جهانی ما (۶)
بازتاب جهانی در رسانهها و افکار عمومی محمدرضا شجریان تنها یک هنرمند ایرانی نبود؛ او به چهرهای جهانی بدل شد. رسانههای معتبر بینالمللی در وصف او عباراتی بهکار بردند که کمتر نصیب هنرمندی غیرغربی شده است. رسانههای غربی بیبیسی در گزارش ویژهای او را «خواننده افسانهای ایران» نامید؛ لقبی که نشاندهندهٔ جایگاه اسطورهای او در […]
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۲)
روایت «عشق رهی و مریم» اغلب بر اساس نقل قولهای دست دوم، بهویژه خاطرات دیگران، شکل گرفته است. مروّجان این داستان را میتوان در سه دستهٔ اصلی طبقهبندی کرد که هرکدام با انگیزهای متفاوت به افسانهسازی دامن زدهاند.
محمدرضا شجریان؛ پژواک جهانی ما (۵)
یکی از مفاهیم کلیدی در کار شجریان، «موسیقی خوشنویسانه» بود: ترکیب نگاه تصویری خوشنویسی با ساختار شنیداری آواز. او در اجراهایی چون «بیداد» و «دود عود» نشان داد که چگونه میتوان کلمات را همچون حروف، و حروف را همچون نغمهها نوشت و خواند. این تلفیق، آواز او را از سطح صرفاً موسیقایی فراتر برد و به قلمروی زیباییشناسی چندرسانهای رساند.
نقد علمی- روایی افسانهٔ «عشق رهی معیری و مریم فیروز» (۱)
روایت مشهور «عشق رهی معیری و مریم فیروز» در سالهای اخیر در رسانهها و فضای مجازی بهصورت گسترده بازتولید شده و در افکار عمومی با چهرهای رمانتیک، تراژیک و افسانهگون تثبیت گشته است. این در حالی است که بررسی اسناد، خاطرات معتبر، گفتوگوهای ضبطشدهٔ رهی معیری، گزارشهای خانوادگی و نوشتههای پژوهشگران ادبی نشان میدهد این روایت چیزی بیش از یک داستان بهظاهر شیرین، اما از نظر تاریخی نادرست و از لحاظ ادبی بیپایه نیست. این مقاله با تکیه بر منابع معتبر، افسانهٔ مذکور را در ابعاد تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ادبی بازخوانی و نقد میکند و نشان میدهد که چگونه یک آشنایی کوتاه و گذرا به «قصهٔ عاشقانهٔ یک قرن» تبدیل شده است. وظیفهٔ این پژوهش، بازسازی حقیقت پشت روایتها و تفکیک تاریخ از داستان است تا چهرهٔ واقعی یکی از بزرگترین شاعران معاصر ایران، محمدحسن «بیوک» معیری (رهی)، از گزند تحریف و شایعات مصون بماند.

