رضا ضیائی
متولد ۱۳۵۴
سازنده خانواده ویولن
Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin, viola, cello & bass
Website: rezaziaei.com/
متولد ۱۳۵۴
سازنده خانواده ویولن
Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin, viola, cello & bass
Website: rezaziaei.com/
ویولن مدرن حاصل اختراعی ناگهانی نیست، بلکه برآیند فرایندی تاریخی، تدریجی و چندنسلی از تحول و تکامل است. پیش از تثبیت صورت استاندارد آن در سدهٔ شانزدهم، نسلهای متعدد سازندگان از طریق تعامل کارگاهی، تجربهٔ عملی و آزمونهای مکرر صوتی در شکلگیری تدریجی این ساز نقش داشتهاند. این سرشت جمعی و زمانمند، امکان فهم گستردهتری از آفرینش هنری فراهم میکند؛ به این معنا که هیچ اثر ماندگار و اثرگذاری را نمیتوان صرفاً حاصل نبوغ فردی یا لحظهای منفرد از الهام دانست، بلکه هر اثر بر پایهٔ انباشت تجربههای پیشینی شکل میگیرد.
هنر را میتوان یکی از پایدارترین و در عین حال پیچیدهترین شیوههای مواجهه انسان با جهان دانست؛ عرصهای که در آن تجربهٔ زیسته، احساس، ادراک و اندیشه در قالبهایی نمادین و ماندگار صورتبندی میشوند. از نخستین صورتهای تصویری بهجامانده از انسان در هنر پارینهسنگی، تا پیچیدهترین صورتهای هنر معاصر، انسان همواره کوشیده است تجربهٔ خود از جهان را از سطح زیست روزمره فراتر برده و آن را در قالبی انتقالپذیر، تفسیرپذیر و ماندگار تثبیت کند. از این منظر، اثر هنری صرفاً شیئی زیباشناختی نیست، بلکه صورتی از تجسد تجربهٔ انسانی است که در آن زمان، بدن، ماده و آگاهی در پیوندی ژرف و درهمتنیده به یکدیگر میرسند.
یکی از بنیادینترین ویژگیهایی که ویولنساز معاصر باید دارا باشد، «شناخت عمیق از خودِ ویولن است»؛ نه بهمثابه مجموعهای از اجزا، بلکه چون موجودی زنده که هر بخش آن با دیگری در تعامل است. ویولن، یک مجموعه سیستماتیک است؛ جایی که انتخاب گونه چوب، ضخامت صفحهها، شکل و محل قرارگیری باریکترین قطعه، همگی در طنین و چگونگی نهایی آن دخیلاند.
ویولن، این ساز شکوهمند و ظریف که در قلب تاریخ موسیقی جهان جایگاهی منحصربه فرد دارد. اما در دوران معاصر، هنر ویولنسازی با پرسشی بنیادین مواجه است: چگونه میتوان درعین وفاداری به سنت، سازهایی آفرید که پاسخگوی خواستهها، دغدغهها و افقهای فکری و بایسته نوازندگان و موسیقیدانان امروز باشد؟ این جستار با نگاهی تحلیلی و تأملبرانگیز، به بررسی نقش ویولنساز معاصر در تعامل میان سنتهای دیرینه و ضرورتهای علمی و هنری نوین میپردازد. تاکید اصلی آن است که سازنده ویولن، نهتنها باید آگاه به تاریخ و تکنیک باشد، بلکه باید خودِ ساز را با تمام وجوه جسمانی، صوتی، و بیانیاش بشناسد و بتواند در گفتوگویی زنده و پویا با خواستهای آگاهانه نوازنده، آفرینشگرانه و هوشمندانه عمل کند.
قسمت اول نیز مرتبط با نام استاد بزرگ آندرا آماتی در محدوده تاریخی (۱۵۷۷ -۱۵۰۵) میلادی میشود که به استناد تاریخ، در حدود ۲۰۰ سال آماتی ها این هنر را بسط و گسترش دادند و تا بدانجا که سازندگانی همچون آندرا گوارنری (۱۶۹۸- ۱۶۲۶) و آنتونیو استرادیواری (۱۶۴۴-۱۷۳۷) از مکتب خانوادگی آنها آموخته و بجا ماندند. به نظر میرسد که آندرا آماتی نیز همچون هم عصران خود در دوران رنسانس و شکوفایی هنر تلاش بسیاری را در پیشرفت و تثبیت ویولن و همچنین آموزش و پرورش هنر ویولن در مکتب خود انجام دادند. این موضوع با توجه به فعالیت خانوادگی آنها از طریق فرزندان او نیز به استناد تاریخ قابل مشاهده است.
آنچه را که امروزه در اسناد و پژوهشهای تاریخی مشاهده میکنیم بیانگر اشاراتی است که چگونگی تجسم و اندیشههایهای مرتبط با هنر را در واپسین گامهای عصر رنسانس مکاشفه میکند. دورانی که با ضرب آهنگی آرام به سمت و سویی سرنوشت ساز پیوست.
این تغییرات می تواند نشانه توجه، دقت و یا مواجهه ای جالب باشد. اما به بیان ساده باید بدانیم در اساس، آیا این روند با سایر مقتضیات مستقر در پدیده هماهنگ است یا خیر؟ این تشخیص، نیازمند نگاهی بسیط و گسترده تر است، که هنرمند خالق اثر را در مقامی جستجوگر و پژوهشگر واقف می سازد. در نتیجه به نظر می رسد، ضرورت کنکاش و حرکت در ژرفای اثر، باید یک وجه جدایی ناپذیر شخصیت هنرمند باشد.
پرسش های بسیاری در بیان چگونگی محدودیت های ما به جهت تولید آثار هنری وجود دارد. وقتی درباره آثار هنری صحبت می کنیم، طیف گسترده ای از فعالیت های هنری در برگرفته می شود؛ اما در این مقوله، نگاه ما به یکی از زیباترین آنها یعنی هنر پدید آورندگی ساز و هنر ساخت آثار هنری، به طور مشخص «هنر ویولن» می باشد.
به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه بخواهیم و یا چه نخواهیم به نظر می رسد که در تاثیر گذاری و تاثیر پذیری پیرامونمان هستیم و اگر اینچنین نمی پنداریم و یا اینچنین عمل نمی کنیم، به نظر می رسد که بیشتر از عدم پذیرش و نبودن در این سلسله، بدان نا آگاهیم.
نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.
مجله آنلاین موسیقی «گفتگوی هارمونیک»، از تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۸۳ آغاز به کار کرد و تا امروز به صورت مداوم هر روز به انتشار مطالبی درباره موسیقی میپردازد.