لئون گرگوریان، موسیقیدانی از نسل سوم گرگوریان

Leon Gregorian
Leon Gregorian
لئون گریگوریان Leon Gregorian استاد موسیقی، رهبر ارکستر و مدیر بخش فارغ اتحصیلی رشته رهبری ارکستر در دانشکده موسیقی دانشگاه ایالتی میشیگان و فرزند روبیک گریگوریان رهبر نامی ارکستر سمفونیک تهران است. او لیسانس موسیقی را از هنرستان موسیقی نیوانگلند و فوق لیسانس را از دانشگاه ایالتی میشیگان دریافت نموده، در زمینه های متعدد موسیقی به فعالیت پرداخته، مدیر هنری و رهبر ارکستر سمفونی Midland میشیگان بوده، رهبری ارکستر موسیقی نیوانگلند را به عهده داشته و در ایالت های مختلف آمریکا، آمریکای جنوبی، مکزیک، اروپا و شرق دور در کنار بزرگان موسیقی به رهبری ارکستر پرداخته است.

او همچنین مدیر و رهبر ارکستر سمفونی های Owensboro و Plymouth ، استاد ثابت کالج های Brescia و Kentucky Wesleyan و دانشگاه های Evansville و Western Kentucky بوده است. این موسیقیدان برجسته، جایزه بهترین استاد دانشگاه ایالتی میشیگان را درسال ۱۹۹۹ دریافت نموده و در سال ۱۹۸۸ نیز جایزه Apollo این دانشگاه را به خود اختصاص داده است.

لئون گریگورین فراگیری موسیقی را از سن پنج سالگی با آموزش پیانو نزد مادام نادیا خراطیان Nadia haratyan در تهران آغاز نمود و در سن هفت سالگی اولین کنسرت تکنوازی اش را اجرا کرد. در سال ۱۹۵۲ همراه خانواده به کشور آمریکا مهاجرت کرد و تعالیم پیانو را در شهر بوستون از ایالت ماساچوست در خدمت اساتیدی چون Aurilio Greslin و Alfred Mirovitch ادامه داد.

در سال ۱۹۶۱ به منظور ادامه تحصیلات به هنرستان موسیقی نیوانگلند وارد شد و نزد Miklos Schwalb از اساتید برجسته پیانو اهل کشور مجارستان، به تحصیل پرداخت. در آن زمان او کنسرت های تک نوازی بسیاری در هنرستان برگزار نمود و به عنوان تک نواز میهمان با ارکسترهای مختلف در نیوانگلند و نیویورک همکاری کرد. او مدرک دیپلم را دررشته نوازندگی پیانو و در پی آن لیسانس موسیقی را از این هنرستان دریافت نمود.

در تابستان سال های ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳ گریگورین به دعوت مدیر ارکستر سمفونی بوستون در کنار اساتید مشهور و بلندمرتبه دیگری چون Charles Munch نوازنده ویولن و رهبر ارکستر فرانسوی تبار ، Richard Burgin آهنگساز و Erich Leinsdorf رهبر ارکستر اهل کشور در مرکز موسیقی Tanglewood در ماساچوست، به تحصیل در رشته رهبری ارکستر پرداخت. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۶۶ به عنوان استاد پیانو به دانشگاه میشیگان وارد شد. پس از مدتی به سمت دست یار رهبر ارکستر سمفونی و ارکستر مجلسی این دانشگاه برگزیده شد.

او نوازندگی پیانو را کماکان نزد Luboshutz و Nemenoff و پس از آن Joseph Evans ادامه داد. اجرا و رهبری کنسرت های متعدد در دانشگاه میشیگان و دریافت جوایز بسیار، ماحصل سالهای فعالیت او در این دانشگاه است. در سال ۱۹۶۸ پس از اخذ مدرک فوق لیسانس موسیقی درسال ۱۹۶۸، اقدامات لازم به منظور کسب درجه دکترا در رشته فلسفه را به انجام رساند.

گریگورین در مقام نوازنده پیانو آثار بسیاری را برای پخش از شبکه های رادیویی و تلویزیونی ماساچوست، میشیگان، کنتاکی و ایندیانا ضبط نموده، او همچنین به عنوان تک نواز بهترین ارکسترهای دانشگاهی در سراسر آمریکا به فعالیت پرداخته است. این نوازنده برجسته به دعوت استاد Arthur Fiedler بارها و بارها با ارکستر پاپ بوستون – به عنوان زیر شاخه ارکستر سمفونی بوستون – همکاری نموده و اجراهایش به همراه ارکستر مذبور توسط شبکه VOA ضبط شده و در اروپا و روسیه به کرات از رادیو پخش شده است.

طی سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۶ لئون گریگورین در مقام مدیر و رهبر ارکستر سمفونی Owensboro در شهر Owensboro ایالت کنتاکی به فعالیت مشغول بود، سال هایی که برای ارکستر نامبرده جزو سالیان طلایی رشد هنری محسوب می گردد. او در سمت مدیریت اقدامات شایان توجهی را به انجام رساند که از آن میان می توان به برگزاری برنامه های آموزشی متنوع برای اعضای ارکستر و راه اندازی جشنواره جهانی نوازندگی پیانو با عنوان Helen Hart اشاره نمود. همزمان با فعالیت های فوق او استاد دانشگاه Western و کالج Wesleyan ایالت کنتاکی نیز بود.

لئون گریگورین در حال رهبری ارکستر MSU
در سال ۱۹۸۴ دانشگاه ایالتی میشیگان از گریگورین برای پیوستن به دپارتمان موسیقی با عنوان استاد، مدیر ارکسترها و مدیربخش فارغ اتحصیلی رشته رهبری ارکستر دعوت به عمل آورد. این بار نیز تلاش های مستمر او در برگزاری کنفرانس های بین المللی و تورهای مختلف سبب شد در سال ۱۹۹۲ ارکستر مجلسی و گروه کر این دانشگاه در زمره بهترین ارکسترهای کشور قرار بگیرند. در دسامبر سال ۱۹۹۶ استاد گریگورین رهبری ارکستر سمفونی دانشگاه میشیگان را در دو کنسرت بزرگ در شیکاگو عهده دار شد.

در مقام استادی، او توجه رهبران ارکستر جوان سراسر دنیا را به خود معطوف نموده و از اقصی نقاط جهان در این رشته هنرجو جذب می کند. امروزه بسیاری از شاگردانش در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، کره جنوبی، برزیل، ونزوئلا، کلمبیا، سوئیس، آلمان و استرالیا جزو رهبران ارکستر موفق به شمار می روند. در سال ۱۹۸۸ از طرف دانشگاه ایالتی میشیگان به دلیل مهارتش در امر استادی به او جایزه ای اعطا شد، ده سال پس از آن در ۱۹۹۸ جایزه Apollo برای خدمات بی شائبه اش به دپارتمان موسیقی این دانشگاه به او تعلق گرفت. متعاقبا در فوریه سال ۱۹۹۹ گریگورین جایزه استاد منتخب دانشگاه ایالتی میشیگان را دریافت نمود.

لئون گریگورین در مقام رهبر، با ارکسترهای کشورهای بسیاری از جمله ونزوئلا، کره جنوبی، ایتالیا، رومانی، ارمنستان، روسیه و آرژانتین همکاری داشته، در داخل آمریکا نیز رهبری ارکسترهای متعددی چون ارکستر سمفونی و ارکستر پاپ بوستون را برعهده داشته است.

در سال ۲۰۰۰ گریگورین به همراه ارکستر سمفونی دانشگاه میشیگان، سمفونی شماره چهار Ellen Taaffe Zwilich و نیز کنسرتوی سازهای بادی و زهی را با تکنوازی Charles Vernon برای انتشاراتKoch International Classics ضبط نمود.

اخیرا نیز انتشارات دانشگاه آریزونا یک سی دی از آثار Milhaud، Marcello و Rachmaninoff اجرا شده توسط ارکستر مجلسی دانشگاه ایالتی میشیگان و با هنرنمایی Joseph Lulloff در مقام تکنواز ساکسفون به رهبری لئون گریگورین منتشر نموده است.

یک دیدگاه

  • طهماسبی
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۴ ب.ظ

    Ba salam va arz eradat faravan,
    yek sual dashtam :

    chera rahbran moseghy, aksaran ‘mard’hastand?
    az inkeh bazel mohabat mifarmaeed moteshakeram.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

یکی دیگر از قوانین وصل آکوردها

یکی دیگر از قوانین وصل آکوردها

به این شکل نگاه کنید و ببینید که آیا می توان همه وصل های آکوردهای آنرا با دایره پنجم ها توجیه کرد؟ نه، چرا؟ می خواهیم راجع به یکی از راه های متداول وصل آکوردها که تقریبا” در هارمونی تمام سبک های موسیقی از آن استفاده می شود صحبت کنیم.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

در ارتباط با مطلب اخیر، لازم است به موضوعی که تا حدودی دارای اشتراک با آن است پرداخته‌شود. انتخاب روشِ آوانگاری فنمیک و فنتیک به این‌که آوانگارْ خودیِ آن فرهنگ باشد یا نباشد وابستگی قطعی ندارد، بلکه به مقصود و نوع ارتباطِ آوانگار با آن موسیقی مرتبط است. آوانگاری‌های فنتیکِ بلابارتوک، نمونه‌ی تلاشِ یک فردِ خودیِ فرهنگی در جهت رسیدن به توصیفی کامل از موسیقی‌اش به منظور حفظِ هرآنچه از آن موسیقی می‌شنید بود (نتل ۱۳۹۲: ۱۵۴)، یا به عنوان مثال دیگر، از آوانگاری‌های محمد‌تقی مسعودیه از گونه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در کتابش با عنوانِ مبانی اتنوموزیکولوژی می توان نام برد. از طرف دیگر، نتل(۱۳۶۵: ۸۷) آوانگاری‌های جرج هرتسگ را یکی از بهترین آوانگاری‌های فنمیک معرفی می‌کند.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

در پدیدار شناسی (phenomenology) صدا، میرایی و ناپایداری موسیقی در رابطه با سکوت و زمان تعریف می شود. همیشه صوت در طبیعتش می میرد، مگر آن که ما مرگش را به تأخیر بیندازیم. هرگاه صوت تولید می شود، در مقابلش سکوت ارائه می گردد، و به این صورت صوت تداومش را به ما یادآوری و برای مقدار کشش و شنیده شدن اش، سکوت را پیشنهاد می کند. همین ایده را سکوت به هنگام رؤیت شدنش مطرح می سازد و این رودررویی و مقابله آن قدر ادامه می یابد که به چالش و مقابله با قانون طبیعی صدا و سکوت برخیزیم.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

در فصل کنسرتهای سال ۱۰-۱۹۰۹ از راخمانینوف دعوت به عمل آمد تا برای نخستین بار به ایالات متحده امریکا قدم گذارد و در نقش پیانیست تکنواز و رهبر ارکستر مشتاقان را محظوظ سازد. در جریان این دعوت قرار بود راخمانینوف بیست کنسرت برگزار کند و ضمن آن کنسرتها در نقش رهبر ارکستر، با ارکستر سمفونیک شهرهای نیویورک و بوستون نیز برنامه هائی داشته باشد. راخمانینوف به این سفر نخستین خود به امریکا با شوق و امید فراوان می نگریست و به نظر می رسد که هیجان ناشی از چنین سفری در برانگیختن قدرت خلاقیت هنری او بس موثر افتاده بود. زیرا اندیشه های موسیقی بدیعی به وفور در ذهن او شکل می گرفت. نتیجه شکل گیری این اندیشه های بدیع موسیقی، سرانجام به صورت پیانو کنسرتوی شماره ۳ متجلی گشت که به نظر بسیاری از صاحب نظران عالم موسیقی، عالیترین اثر بزرگ و ارکسترال راخمانینوف شمرده می شود.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (II)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (II)

“نقش” از لحاظ پیچیدگی های فرمال و ریتمیک جزو فرم های ساده تر موسیقی قدیم است و از جهاتی به تصنیف های امروزین شبیه تر. دیگر قطعه‌ی اجرا شده نیز به فرم “بسیط” بود که از لحاظ تغییرات مدال به اندازه‌ی قطعه‌ی اوّل بدیع نبود و از این لحاظ، به قطعات دستگاهی شباهت بیشتری داشت.
کنسرتو ویولن سیبلیوس (I)

کنسرتو ویولن سیبلیوس (I)

دریجه آغازین اثر با نواختن تکنواز در میان زمزمه ی خلصه آور ارکستر، گشوده می گردد و این همنوازی برای لحظاتی کوچک، با تنهایی موهوم فاگوت همراه می گردد. مقدمه ی کوتاه آغازین، چنان زیباست که کمتر اثری تصنیف گشته در این فرم، می تواند به تاثیر گذاری آن باشد. بزودی با نقوش منقطعی که تکنواز بر روی بم ترین سیم ویولن، به تصویر می کشد، گذر موسیقی از آرامش آغازین به عبور آشوبگرانه اش از میان ارکستر بدل می گردد و تکنواز با قدم گذاردن بر مسیری پر پیچ و خم، به بهترین شکل حال و هوای موسیقی را پریشان گونه می سازد.
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
لیدین

لیدین

از آنجا که فاصله چهار افزوده در این مد کاراکتر اصلی آن را نمایان می سازد، می توانیم با افزودن درجات یک و پنج به آن به آکورد ویژه این مد (۱) یعنی آکورد لیدین دست پیدا کنیم. چنانچه سوم آکورد را نیز به آن اضافه کنیم به آکورد زیر می رسیم که بسیار مورد علاقه سرگئی پروکفیف آهنگساز شهیر روسی بود.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (II)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (II)

مندلسون عمیقا تحت تاثیر موسیقی غنی باخ بود. سارا لوی (Sarah Levy) هنرجوی پسر باخ، ویلهم فردمان باخ (Wilhelm Friedemann Bach) بود؛ او بسیاری از دست نویسهای باخ را که در قهقرای قرن نوزدهم فرو رفته بودند، گرد آوری کرده بود و آن موسیقی ناب را از نابودی و فراموش شدن نجات داد. وی با استاد مندلسون؛ زلتر، رابطه نزدیکی داشت و از این طریق مندلسون آهنگهای باخ را به دست آورد.