پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ،
هوشنگ فراهانی
| از این نویسنده بخوانید: |
x |
|
موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.
در نگاهی گذرا در مسیر تاریخ به سادگی می توان دریافت که هجوم اقوام بیگانه ضربه هائی شدید و جبران ناپذیر بر پیکر جا معۀ ایرانی وارد کرده و فرهنگ و اندیشۀ این قوم را مورد هجوم قرار داده اند. بی شک می توان اذعان داشت که موسیقی نیز از این آسیب ها و تأثیر پذیری ها در امان نمانده است.چرا که زبان و ادبیات و بسیاری از ساختارهای فرهنگی ما باژگونه شد و تأثیر آن تا هم اکنون نیز ادامه دارد.
موسیقی و دیگر بنیان های فرهنگی زمانی آسیب پذیری بیشتری پیدا خواهند کرد ،که بستری مناسب برای رشد نداشته و بخاطر کم کاری و بی توّجهی دچار تکرار شده و بناچار بتدریج پویائی و توان خود را از دست میدهد. فراهم نمودن محیطی مناسب برای رشد موسیقی به تلاشی فراوان و زیر بنائی نیاز دارد تا درک عمومی مردم از هنر بالاتر رفته تا بتوانند ظرایف هنر را درک کرده و هر نغمۀ بی ارزشی را به گوش نسپارند.
از اینرو هنرمندان نیز سعی در تعالی و بهبود بخشیدن آثار خود خواهند کرد چرا که آثار سطحی و بدون اندیشه و فکر از سوی مردم پذیرفته نخواهد شد. امّا با نگاهی به گذشته درمی یابیم که همواره در طول تاریخ ، با وارد شدن یک پدیدۀ جدید و یا رخ نمودن حادثه ای بزودی پیشینۀ فرهنگی و هویّت خویش را نادیده گرفته و می پنداریم هر آنچه به عنوان یک پدیدۀ جدید ظهور میکند،جوابگوی نیازهای زمانه و عصر ما خواهد بود.
در این میان اندک کسانی بوده اند که بر اساس آشنائی با فرهنگ و هنر و قابلیّت های ملّی خویش از پذیرفتن این الگو های بیگانه سر باز زده اند.به مصداق این سخن از حضرت حافظ که می فرماید:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
این عدم اعتماد به ساختارها و بنیان های استوار فرهنگی در زمینۀ موسیقی سبب شده است که در بسیاری از موارد نتوانسته ایم هنر موسیقی ایرانی را با همۀ قابلیّت ها و توانائیهایش به جهانیان بنمایانیم وحتی این موسیقی آنقدر در میان مردم خویش غریب است که برخی از مردم، هنوز نام سازهای ملّی خود را نمی دانند و هرگز این سازهارا ندیده اند.
از اینجاست که پوستۀ نازک اندیشه و فرهنگ اصیل و ریشه دار تََرَ ک برداشته و موسیقی ما دچار آسیب های جدّی و جبران ناپذیری می شود . وحدت شنوائی مردم بواسطۀ هجوم ترانه های مبتذل وشنیدن فواصل گوناگون که با فواصل موسیقی ما نزدیکی و قرابت ندارد، بر هم خواهد ریخت و سلیقۀ آنان در حدّ نازلی سقوط خواهد کرد . در اینجا دیگر موسیقی به عنوان زبانی تازه تر برای ارتباط و بیان اندیشه بکار نخواهد آمد. بلکه به عنوان ابزاری برای پول سازی کمپانی های تولید موسیقی و هنرمندان به صورت سوداگرانی حقیر در خواهند آمد.
آواز ایرانی یکی از بخشهای ضربه پذیر موسیقی ،خصوصاً در سالهای گذشته بوده است. برخی از این مشکلات را می توان بدین گونه بیان کرد:
1. نبودن روشهای آموزشی صحیح برای تدریس آواز که باعث اُفت شدید فراگیران و هنر جویان در این رشته گردیده است.
2. بی تجربگی بسیاری از معلّمین آواز و ارائه توصیه ها و تمرینهائی که هیچگونه توجیه علمی ندارند.
نمونه ای از اجرای تحریر توسط صدیق تعریف
3. عدم آگاهی و شناخت هنرجویان آواز و نداشتن درک درست از مبانی موسیقی آوازی.
4. نبودن امکانات برای ارائه فعالیّتهای هنری هنرجویان.
5. عدم آشنائی برخی از مدرسیّن آواز و خوانندگان با مبانی تئوریک وعلمی موسیقی و اکتفا نمودن به آموختن ردیف.
نمونه ای از اجرای آواز ماهور توسط علی رستمیان توجه کنید
6. عدم آشنائی با ریتم و ضربی خوانی.
نمونه ای از اجرای تصنیف با ریتمی بی ارتباط با مفهوم شعر
7. عدم آشنائی با ادبیات و نداشتن درک صحیح از تلفیق شعر وموسیقی ومناسب خوانی.
نمونه ای از تلفیق نا مناسب موسیقی ایرانی با شعر
8. در برخی موارد تأثیر پذیری از تکنیک های خوانندگان غربی.
نمونه ای از تلفیق نا مناسب موسیقی ایرانی با موسیقی غربی
9. نداشتن آشنائی با پیشینۀ موسیقی ایرانی.
نمونه ای از اجرای تصنیف "تو ای پری کجایی" توسط محمد اصفهانی
10. تأثیر پذیری از انواع دیگر موسیقی که از طریق رسانه ها مورد استفاده قرار می گیرند.
به نمونه تصنیفی در ماهور توجه کنید
11. استفاده صدا وسیما از برخی افراد فاقد صلاحیّت در زمینۀ برنامه های اجرائی موسیقی.
نمونه ای از تصنیف خوانی علیرضا افتخاری که از رسانه ملی به گوش مردم میرسد
12. حضور کمرنگ هنرمندان در عرصه های مختلف موسیقی.
13. ضعف در زمینۀ همکاری آهنگسازان و ترانه سرایان و خوانندگان.
قسمتی از خوانندگی و نوازندگی همزمان شهرام ناظری در کنسرتی در پاریس را ببنید
14. نبودن مضامین تازه در اشعار ترانه سرایان.
تصنیفی با ترکیب نا مناسب موسیقی و شعر و استفاده از اشعار کلیشه ای
15. کمبود شعرا و ترانه سرایان آشنا با علم و مبانی موسیقی.
به رنگ تصنیفی (!) در آواز دشتی توجه کنید
16. نداشتن خلاقیّت و تقلید از صدا و شیوۀ خوانندگان دیگر.
نمونه ای از اجرای آواز علیرضا قربانی
17. نداشتن مطالعه در زمینۀ مسائل اصلی و حاشیه ای موسیقی.
نمونه ای از اجرای تصنیف خراسانی با صدای صدیق تعریف بصورتی نامناسب
18. رواج نوعی از موسیقی تجاری و عامه پسند و کپی برداری از آهنگهای لس آنجلسی و وارداتی که بسیار به موسیقی جدّی و فرهنگ عمومی موسیقی ضربه وارد می کند.
نمونه ای از اجرای تصنیف توسط علیرضا افتخاری
19. نداشتن استانداردی برای ارائه موسیقی پاپ.
20. تکرار مکررات و استفادۀ از ترانه های قدیمی و مورد علاقۀ مردم و ساخت فرمهای تکراری و کلیشه ای.
نمونه ای از اجرای تصنیف "شد خزان" با اجرای علی رستمیان
و...
اینها وبسیاری از موارد دیگر نه تنها کاستیهائی است که در زمینۀ آواز ایرانی دیده میشود، بلکه مسائل بسیاری از این دست وجود دارد که از توش و توان موسیقی ایران میکاهد. اگر فرهنگ صحیح نقد و نقدپذیری در جامعۀ هنری ما رواج پیدا کند، همواره خود را مورد نقد وارزیابی قرار خواهیم داد تا جائی که بتوانیم از شدّت این کمی ها و کاستیها بکاهیم و موسیقی ایرانی را به عنوان هویّت فرهنگی خود گرامی بداریم،که اگر ملّتی بلندی و اعتبار یافت از همّت و تلاش و پاسداری از ارزشهای اصیل فرهنگی خویش بوده است و بس .
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۲۸ ب.ظ
سلام
چرا نام خواننده ی بعضی از لینکها نوشته شده ،
و بعضی ها نه ؟
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۳ ق.ظ
آقای فراهانی درود.
بااین مثالهای عیانی که در صفحه گذاشته شده جایی برای گریز از نقد شما نمی ماند.بدبختانه در فرهنگ کنونی ما،بیشتر خوانندگان آواز ایرانی تا به مرحله آلبوم دهی می رسند گوششان ضعیف می شود!
به هر حال خواندن چنین نوشته هایی باعث می شود مردم “هر نغمه بی ارزشی را به گوش نسپارند” و ما هم نکته های تازه ای بیاموزیم.
پیروز باشید.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۰ ب.ظ
Sepas. Anchenaan beja boud, keh jayi barayeh bahs nemigozarad.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۰ ب.ظ
سلام
واقعا حق مطلب را ادا کردید.خیلی ممنون.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۲:۰۲ ب.ظ
besyar aaali
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۴:۱۵ ب.ظ
با عرض سلام خدمت ،اقای هوشنگ فراهانی
در ابتدا باید از شما به خاطر دقت فراوان تشکر کنم.
اما در مورد مطالب این صفحه. در ابتدا باید بگویم که بسیار ظریف نگاه کردید و به مطالبی اشاره کردید که امروزه کمتر مورد دقت است.
اما در مورد مثال هایی که آورده اید لازم دیدم تا مطالبی را عرض کنم. ( البته قصد انکار موارد شما را به هیچ وجه ندارم)
۱-آوازی که از صدیق تعریف در شماره ۲( بی تجربگی بسیاری از معلّمین آواز و ارائه توصیه ها و تمرینهائی که هیچگونه توجیه علمی ندارند)، آورده اید، در کاست (( ماه عروس)) اجرا شده و همان طور که می دانیم این کاست به عنوان موسیقی محلی خراسان عرضه شده. پس نباید انتظار تحریرهای دستگاهی را داشته باشیم.
۲- شماره ۱۷ شما هم به همین ترتیب (نداشتن مطالعه در زمین? مسائل اصلی و حاشیه ای موسیقی.) که این تصنیف محلی خراسان می باشد. ( بر روی جلد نوار آقای متبسم هم از طرز خواندن آقای تعریف بسیار راضی بوده و همین مطلب را ذکر کرده!) پس بیان کلمات لای لای لای جزو بخشی از آهنگ بوده.
۳-مورد شماره ۵ شما ( عدم آشنائی برخی از مدرسیّن آواز و خوانندگان با مبانی تئوریک وعلمی موسیقی و اکتفا نمودن به آموختن ردیف) اجرا شده در کاست ((کنج صبوری )) به همراه جواب آواز استاد پرویز مشکاتیان است. ایشان بهتر می دانند که اکتاو بالاتر جواب آوازبدهند یا پایین. اگر فرم صدای خواننده ای با سلیقه اکثر مردم ( ازجمله خود بنده) خوش نمی آید دلیل بر فالش بودن یا عدم آشنایی وی با ردیف نمی باشد. یا استاد مشکاتیان این تکه را دوباره ضبط می کرد!
۴- شماره ۱۰ شما (تأثیر پذیری از انواع دیگر موسیقی که از طریق رسانه ها مورد استفاده قرار می گیرند) . متوجه اشکال تصنیف بیا تا گل برافشانیم اجرا شده در کاست ((کنج صبوری )) استاد پرویز مشکاتیان نشدم! این تصنیف را تاکنون با اجراهای گوناگون شنیده ام که در این مورد همخوان خانم هم دارد. اما تاثیر از چه نوع موسیقی گرفته را متوجه نشدم. زیرا به نظر بنده همخوانی شعر و آهنگ دراین تصنیف جزو بهترین کارهای آقای مشکاتیان است.
۵- خواننده ای که هفته ای یک کاست منتشر می کند ، مسلما سبک ها و حالات بسیاری را می تواند داشته باشد، از لس آنجلسی گرفته تا شبیه جواد یساری ( و احتمالا در آینده راک، متال…) پس بهتر بود برای شماره های ۱۱ و ۱۸ خود مثال های دیگری هم می آوردید.
۶- در مورد شماره ۱۱ شما،( استفاده صدا وسیما از برخی افراد فاقد صلاحیّت در زمین? برنامه های اجرائی موسیقی) با توجه به عملکرد صدا و سیما، خود ذاتا فاقد صلاحیت معرفی موسیقی می باشد، چطور انتظار دارید افراد و موسیقی با صلاحیت را پخش کند؟
در ضمن کارهای آقای افتخاری بسیار با صلاحیت تر از دیگرکارهای پخش شده درصدا و سیماست. ( از جمله معدود برنامه های موسیقی که توصیه می کنم حداقل یکبار بشنوید: سحرها قبل از اذان صبح آقایی جلوی دوربین می نشیند و آواز فالشی می خواند، سازی پشت دوربین جواب آواز می دهد بد تر از آواز، همان صبح گریه تان می گیرد!!)
۷- شماره ۹ شما (نداشتن آشنائی با پیشین? موسیقی ایرانی) همانطور که می دانیم آقای اصفهانی در گذشته به طور رسمی کار سنتی (اصیل) ارائه می داده و با ردیف و پیشینه موسیقی آشنایی کافی دارد. ( شنیده ام شاگرد استاد شجریان هم بوده) اشکالی که شما گرفته اید با شماره ۲۰ شما (تکرار مکررات و استفاد? از ترانه های قدیمی و مورد علاق? مردم و ساخت فرمهای تکراری و کلیشه ای) در تضاد است. بالاخره بازخوانی گذشتگان تکرار مکررات است یا امری خوب است که باید با پیشینه موسیقی ایرانی آشنا شد؟؟ اگر هم اشکالتان تحریری است که خارج ازتصنیف اصلی می زند بگذارید به حساب نوآوری و عدم تقلید و کپی برداری.
در آخر باید بگویم بنده در زمینه آواز تخصصی ندارم پس اگر در بعضی جاها منظور شما را متوجه نشدم خواهش می کنم مرا ببخشید و توضیح ارائه نمایید.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۶:۳۰ ب.ظ
آقای تعریف وقتی که با فرهنگی آشنایی ندارند{…}خود را وارد آثار اجرایی آن اثر می کنند
ایشان قبلا هم از این افاضات فرموده بودند و در سریال حضرت علی (ع) عربی را با لهجه ای بسیار غلط ونادرست خوانده بودند برای تایید اثر خراسنی نیازی به نظرات آهنگساز نمای مجموعه ی ماه عروس نیست چون نگاه ایشان صرفا مالی بوده چون اگر نگاه ایشان کمی هنری می بود اسم نوازندگانی مثل پشنگ کامکار و محمد علی کیانی نژاد رو قبلا با دستان همکاری داشتند می نوشتند
جالبتر اینکه بعضی از قطعات از نیمه ی دوم فاقد ساز های ابتدای قطعه ( نی سنتور و … ) و در ادامه ضبط(پس از چندین سال) به بضاعت فعلی گروهک دستان بسنده شده است
جهت اطلاع دوست عزیزمون شریف عرض کنم قطعه ی آوازی لالایی که شنیدید مربوط به شمال خراسان است این ملودی زنانه است اگر آقای تعریف کمی از ماجرا اطلاع داشتند (به آن سبیل های پر پشتشان ) اقدام به خواندن یک لالایی زنانه نمی کردند
دلیل نمی شود چون در شرایط فعلی صدای زن حرام شرعی است جناب تعریف اقدام به خواندن آواز های زنانه کنند
هرچند که ظاهرا استاد در تقلید موسیقی زنانه موفق ترند تا نواهای مردانه
توضیح مترجم
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۳ ب.ظ
باسلام
مطلب جالبی بود
البته در بعضی موارد با شما مخالفم
مثلا درمورد اجرای شد خزان ویا تصنیف بیا تا گل برافشانیم ( اگر چه در مورد صدا ی ایشون با اقا یا خانم شریف موافقم)
در مورد اقای قربانی هم اون کار جز کارهای اولیه ایشون بود در اجرای زنده ای با ارکستر ملی
اما به نظر من کار ماه عروس اصلا جالب نبود یک جوری بود
تحریر اقای تعریف هم که …..
با اجرای اقای ناظری هم اصلا حال نکردم
بیشتر لجبازی واصرار به کار نچندان جالبیست که شروع کردن ومثلا نو اوریه!
اقای یا خانم شریف هم به نکات خوبی اشاره کردن
موفق باشید
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۰۹ ق.ظ
aghaye farahani haghe matlab ra be khoobi ada kardid dastetan dard nakonad.
dar zemn jahate agahi jenabe sharif, bayad begooyam ke man az ostad shenideam ke aghaye esfahani ra aslan molaghat ham nakarde ast che beresad be talime ishan.
albate jaye basi tajob ast ke aghaye meshkatian kar khod ra be chenin sathe nazeli resande ast.cherayash bemanad?!
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۲ ق.ظ
alabte manzooram az ostad , aghaye shajarian boode.
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۴ ق.ظ
merci aghaye farahani.
dooste aziz sharif agar aghaye eftekhari ba salahiat tarin hast khoda beresad be dade baghiye!!!!!
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۲ ق.ظ
دستتون درد نکنه جناب فراهانی که حرف دل بسیاری را به زبان آوردید. نقدی بسیار بجا و کارشناسانه بود. ممنون از شما و سایت خوب هارمونی تاک. خسته نباشید.
صهبا از تهران
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
این تصنیف بیا تا گل یکی از ضعیف ترین و بی محتوا ترین تصانیف استاد پرویز مشکاتیان است اولین بار که این اثر رو شنیدم باورم نشد که دارم به اثر خالق بیداد و دستان گوش می کنم ولی وقتی ساز و آواز ناکوک و بی محتوای ماهور رو شنیدم کم کم مجبور شدم به خودم بقبولانم که این همان است ولی چه بر او گذشته که پس از استادانی چون شجریان ناظری و بسطامی حال می بایست با خواننده ی فالش و ضعیفی مثل رستمیان کار کند
در مورد آقا یا خانم شریف متعجب شدم از نظرشون نمی دانم ایشان چطور تشخیص داده اند بیا تا گل جز بهترین کارهای استاد مشکاتیان است یعنی ایشان سایر تصنیف های استاد را نشنیده اند !!!!!!
لطف کنید جناب شریف ملاکتان را لا اقل برای انتخاب بهترین بنویسید
تشکر
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۷ ب.ظ
اگر شهامت داشتید به اجراهای شجریان هم اشاره میکردین که کلمات رو بیگدیگر پیوند ! میدهند بنحوی که نمیتوان شعر را فهمید.البته انتقاد بر استاددددددددد ! یعنی کفر و بی سوادی !
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۳:۱۰ ب.ظ
جناب فراهانی عزیز و آقای شریف
در توضیح قطعه ی شماره ی ۲ که با صدای جناب تعریف هست باید عرض کنم که این تکرار و تحریر نازیبا به ناشی گری صدابردار و تدوینگر اثر نیز بر می گردد . چرا که به جای تکرار سه باره ی کلمه ی بلند ( خارج از اینکه بودن یا نبودن تکرار به زیبایی آواز کمک می کرد یا خیر ) آقای تعریف می توانستند کلمه ی “بلند” را ۳ بار بیان کنند نه اینکه ۲ بار کلمه “بلن” را copy و سپس paste نمایند که حتی حرف “د” در پایان تحریر آخری به گوش برسد .
در توضیح قطعه ی شماره ی ۱۰ که تصنیف “بیا تا گل برافشانیم” ساخته ی استاد مشکاتیان است , بیاییم و به ایرادی که خود آقای مشکاتیان آنرا بیان کرده اند و علت اینگونه بهره برداری را نیز در مجله ی هنرموسیقی بیان کرده اند ایراد نگیریم . ایشان برای حفظ امانتداری اینچنین ادامه داده اند .
با تشکر
کاوه کیانی حاجی
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۸:۲۶ ب.ظ
agha ya khanome anonymous salam . shoma dorost goftid momken ast ostad shajarian ham iradati dashte bashand , vali nadide gereftan karhaii ke ostad dar haghe moseghi irani kardeand, kamle bi ensafist.
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۹:۴۰ ب.ظ
kheyli khoob bood aghaye farahani
makhsusan morede 11 ke sedaye eftekhari bood,baraye man jaleb ast agar seda va sima ejaze midahad intor music ha pakhsh shavad chera sedaye abas ghaderi va davood maghami hanooz haram hast
ya dar ghesmat 18 jaye basi tajon bood ke eftekhari karash be jai reside ke dige alan az moin taghild mikonad baz agar moin an ahangah ra mikhanad khodash boode ast
ba tashakor marjan az los angeles .
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۸ ق.ظ
tashakor
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۳ ب.ظ
همین الان که دارم این مطلب را می نوسیم به یکی از برنامه های گلها گوش می کنم. مگر آنهایی که در این برنامه ها خوانده اند (افرادی مثل بنان و قوامی و ادیب خوانساری و …) از نسل فرشتگان بوده اند که این چنین گیرا و جذاب می خواندند. حتی نسل بعدیشان (مثل شجریان و شهیدی و …) هم رگه هایی از فرشتگان (که اگر ما نماد آواز انسانیم آنها فرشته اند) داشته اند. حال اگر این اثر را (گلهای تازه شماره ۱۰۲ با آواز شجریان و گروه استاد پایور در آواز دشتی) قطع کنم و بهترین اثر دهه ۶۰ را بگذارم به واقع نمی توانم حتی ۵ دقیقه از آواز و جواب آنرا گوش کنم. شاید این به دلیل این باشد که من از کودکی فقط آثار غنی گلها را گوش کرده ام و روانم با آن آوای ملکوتی و علمی آمیخته است. حال وقتی می بینم به آقای علیرضا افتخاری استاد مسلم آواز ایرانی می گویند (در برنامه ای در صدا وسیما) گریه ام می گیرد. چه بر سر موسیقی ایرانی آورده اند این نا مردمان؟ به قول حافظ “اسب تازی شده مجروح به زیر پالان/طوق زرین همه بر گردن خر می بینم” باز هم زیاده روی کردم!
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۹:۱۲ ب.ظ
متاسفانه حق با شماست زمان گلها دوستی بود همدلی بود و صفا الان فقط پول و اسکناس حتی استادانی مثل شجریان هم پولکی شده اند و برای کارهای گذشته ی خود کمتر ارزش قائلند آن گروههای منسجم و یکدل تبدیل شدند به جمع های ۲-۳-۴ نفری متفرق و غیر همسو هر یک ساز خود را می زنند و کوچکترین ارتباطی با هم ندارند
ولی در دهه ۶۰ کارهای خوب کم هم نبودند یادتان نرود بیداد و دستان و بر آستان جانان و نوا مرکب خوانی زاییده ی همان دوران دهه ۶۰ است بهتر بود می گفتید دهد ۷۰
بالاخص که دهه ی ۸۰ رو هم میشه فاجعه تصور کرد
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۲۷ ب.ظ
با عرض سلام خدمت خوانندگان عزیز
اول از همه بنده آقا هستم ( فکر کنم از اسمم هم معلوم بود)
۱- خدمت خانم tanaz:عرض کنم بنده هیچ وقت نگفتم آقای افتخاری با صلاحیت است! عین جمله ای را که گفتم می آورم:
خواننده ای که هفته ای یک کاست منتشر می کند ، مسلما سبک ها و حالات بسیاری را می تواند داشته باشد، از لس آنجلسی گرفته تا شبیه جواد یساری ( و احتمالا در آینده راک، متال…).
در ضمن کارهای آقای افتخاری بسیار با صلاحیت تر از دیگرکارهای پخش شده درصدا و سیماست. در مقایسه با پاپ خوان ها و سنتی خوان های دیگری که صدا و سیما نشان میدهد.
(بحث در مورد آقای افتخاری و سابقه درخشان و موقعیت ضعیف فعلی ایشان زیاد است. از آن زمان که استادانی چون علیزاده (راز و نیاز) ، کیانی نژاد ( سرو سمین) ، مشکاتیان ( مقام صبر)،کامبیز روشن روان (گل هزاربهار) حاضر به همکاری با ایشان بوده اند تا الان که شبه پاپ می خوانند کمتر از ۱۰ سال می گذرد!! در چه جایگاهی بودند و اکنون…)
۲-خدمت آقای بیژن: من هیچ تعصبی نسبت به خواننده پاپ آقای اصفهانی ندارم، فقط اشکال وارده جناب هوشنگ فراهانی را متوجه نشدم.
۳-خدمت آقای سعید: بنده ادعا نکردم ((بهترین)) تصنیف استاد مشکاتیان اثر بیا تا گل است! ( شیدایی، مست و خراب، رزم مشترک، لاله بهار، ایران ای مهین من و… پس کجا رفت). همانطور که میدانیم تصنیف بیا تا گل استاد مشکاتیان الهام گرفته از نوای یک نوازنده کمانچه دوره گرد زمان کودکی استاد است و … ایشان این تصنیف را در ۳ اثر ( مقام صبر-افتخاری، کنسرت گروه عارف-مرحوم بسطامی، کنج صبوری - رستمیان) منتشر کرده اند و دوباره تکرار می کنم از لحاظ ترکیب شعر و موسیقی کار قویی می باشد.
۴- خدمت آقای کاوه کیانی حاجی: آنچه که شما شنیدید editشده خود جناب نویسنده (آقای هوشنگ فراهانی ) بود تا شما اشکال کلمه بلند را متوجه شوید (که خود بنده هنوز متوجه اشکالی نشده ام)چون در اصل اثر(side A کاست ماه عروس آواز بعد از مقدمه )این تکرارها وجود ندارد!
۵- خدمت آقای سینا و سعید: حق با شماست. در برنامه گلها فقط یک دلی حاکم بود و یک نیت بیشتر نبود و آن اجرای بهترین موسیقی آن زمان بود. اما باید بپذیریم که سبک آهنگ ها و کارها از ظهور چاووش ها عوض شد و در کنار آن سلایق هم عوض شد. نمی توانیم کارهای قوی گروه هایی همچون دستان، شیدا ، عارف ، گروه ۴ نفره آقای شجریان را به صرف مشکلات و درگیریهای مالی کارهای ضعیف و غیر قابل شنیدن بپنداریم!
در آخر هم به خاطرطولانی شدن مطالب و هم به خاطر مخالفت با نظر بعضی ها عذر خواهی می کنم.
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۳۶ ب.ظ
سلام علیکم
واقعا کار زیبایی انجام دادید و از این بابت از شما خیلی متشکرم.فقط به عنوان پیشنهاد به بعضی از دوستان منتقد عرض می کنم بیشتر از این که به افراد و شخصیت ها توجه کنند به کارهای اجرا شده ی آنها دقت کنند یعنی ضمن این که حرمت پیشکسوتان را حفظ می کنند زیاد در بند نام آنان نباشندتا انشاالله شاهد رشد هرچه بیشتر فرهنگ این مرز و بوم باشیم.
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۲۷ ق.ظ
سلام مطلب بسیار جالبیست و بسیار جامع و نشان از آگاهی نویسنده از شرایط موسیقی رایج می باشد
به نظر من بهتر بود در مورد پدیده ی مثل شجریانیسم هم صحبت میشد چون این ماجرا امروز به مشکلی بزرگ تبدیل شده البته این ایراد هم به استاد شجریان بر می گردد و هم به طرفداران و هنرجویان ایشان
با اینکه استاد شجریان استادی بی بدیل و بی مانند در تاریخ موسیقی ماست ولی همین استاد شجریان سطح فرهنگ آوازی را در ۲ دهه ی اخیر بسیار پایین آورده اند نه از لحاظ فنی و تکنیکی بلکه از احاظ فرهنگی و اجتماعی
تفاوت فاحشی که بین جایگاه خواننده و سایر نوازندگان پیش آمده از دستاورد های شجریانیسم است و متاسفانه این استاد گرانقدر هیچگاه تلاشی جهت مبارزه با این تبعیض هنری نفرمودند و ظاهرا هم این موضوع برایشان خیلی خوشایند بوده
چون معمولا خوانندگان سعی می کنند از دیدگاه مخاطبان عامی نهایت استفاده را بکنند چون در دید مخاطبان عادی همه چیز به خواننده بر می گردد به همین خاطر این قشر از هنرمندان خود را تافته ی جدا بافته می دانند و از این عدم آگاهی مخاطبان عامی نهایت سو استفاده را می کنند که در نهایت مجموعه ی زحمات یک مجموعه باید به نام خواننده تمام شود و در پی آن اینکه خواننده خود را صاحب اثر می داند و حقوق چندین برابر را …
متاسفانه یکی از بزرگترین حامیان این مساله جناب استاد شجریان هستند و متاسفانه هیچ تلاشی در جهت بهبود این مساله ی اجتماعی هنری نکرده اند
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۶ ق.ظ
اگر امکان میداشت ۱-۲ مثال هم از بیان نا واضح اشعار در حین آواز می زدید بد نبود
چون این مساله در یکی از خوانندگان ما به عنوان یک ایراد بزرگ مطرح است ولی قدرت و توان اجرایی بالای این هنرمند باعث کمرنگ شدن این ایراد می شود
ولی کسانی به تقلید کورکورانه ی این شیوه می پردازند یادشان رفته که ناواضح ادا کردن کلمات جزو این شیوه نیست بلکه دلیل ناتوانی مجری در بیان است
ولی این موضوع ظاهرا در ۲ دهه ی اخیر به عنوان یک شیوه ی اجرایی مرسوم شده است
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۱ ق.ظ
این ماجرای خواننده سالاری دردسر بزرگی شده است البته مختص ایران نیست ولی در ایران چند برابر سایر کشور ها نمود داشته
آقای شجریان زمانی که گفتند نوازنده مهم نیست چون همه به خاطر خواننده به سالن می آیند یا فلان نوار را می خرند لطمه ی بزرگی به فرهنگ موسیقی ما زدند
کسی هم تا به حال در این مورد بحث جدی نکرئه است
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۸:۰۱ ق.ظ
این مقالات برای تاثیر بیشتر باید تداوم داشته باشد
تشکر از جناب فراهانی و نوشته ی ارزشمندشان
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۲۲ ب.ظ
خدمت این خانم tanaz عرض می کنم لطفا هر کی از ننش قهر می کنه و خواننده می شه و رو به شجریان وصل نکنید و نگید شاگرد اون بوده. اقای اصفهانی یک بار از سر کوچه شجریان رد شده حالا همه میگن شاگرد شجریان است. اصل مطلب این است که ایشان یکبار نزد استاد تست آواز دادن و مردود شدند حالا شما میگین شاگرد شجریان است:))))
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۰۸ ق.ظ
اقای فراهانی کاش از اساتید فالش هم صحبت میکردید مانند نوربخش وسرلک و از اساتید خوردن کلمات مانند استاددددد شجریان
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۵:۱۸ ق.ظ
دوست عزیز جناب آرش فالش خوانی و گنگ خوانی هم اکنون از ارکان اصلی آواز معاصر موسیقی ایران است که دلیل آن هم بی سوادی ذاتی خوانندگان است
چون این دوستان چفظ کردن چند گوشه و چند بیت شعر را سواد هنری - ادبی تلقی می کنند و لی اصول اولیه ی آموزش موسیقی از نظر این ها سم محسوب می شود و مخرب سنت ها
البته سینا سرلک با تنبک و ریتم آشناست و سه تارکی هم می زند و از این لحاظ با نوربخش قابل قیاس نیست
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۸:۵۷ ق.ظ
خیلی عالی بود.با امید اینکه این نقد کردن و نقد پذیری رواج بیشتری پیدا کند.
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۱۸ ب.ظ
با سلام خدمت استاد عزیزم اقای هوشنگ فراهانی
بسیار بسیاراز مقاله شما لذت بردم نقد به جا وکارشناسانه ای بود
من با نظر شما در مورد تمام موارد ذکر شده موافقم گویا کسی تا حالاجرات گفتن این حرفها رو با این صراحت نداشته
و از جرات و دقت شما ممنونم .ولی در مورد اقای افتخاری باید بگم که نباید سابقه
درخشان افتخاری رو فراموش کنیم البته من قبول دارم که افتخاری این اواخر از اواز سنتی دور شده بود
اما افتخاری امانتدار سبک قوی واصیل تاج اصفهانی است که این روزها این سبک
خریدار چندانی ندارد وداره فراموش میشه که برای اهل هنر موسیقی جای تاسف داره.
البته به نظر من اجرای این سبک توانایی بالایی میخواهد که هر کسی توان ان را ندارد.کارهای به اصطلاح پاپ
افتخاری همه با اهنگ سازی اساتیدی مثل پازوکی
-خشنود و… بوده که به گفته خود افتخاری می خواسته
جواب ادعای خواننده های پاپ که گفته بودن سنتی خون ها نمی تونن پاپ بخونن رو بده وخودش تو برنامه زنده تلویزیونی
گفت حالا که بهشون ثابت شد دیگه پاپ نمی خونم.و انصافا کارهای قدیمی ایشون مثل شور عشق-اتش دل-غریبستان-
ناز نگاه-عطر سوسن-رازو نیاز…. نشان دهنده تبهر و قدرت افتخاری که تاثیر گرفته از تاجه.
و همچنین دلنشینی صداش که انصافا همه قبول دارن و برای اهل موسیقی واضحه که تا صدا از دل نیاد به دال نمیشینه
اما راجع به دیگر خواننده ها -ناهماهنگی شعر و موسیقی و اجراهای سطحی مخصوصا
شهرام ناظری ودیگر خواننده های ذکر شده در سایت کاملا با شما موافقم
اروزی موفقیت وسلامتی برای شما دارم
شاگرد کوچک شما مهدی
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۴:۲۵ ب.ظ
کاش یک اجرا از فالش خوانی جناب نوربخش در ارکستر بی ربط و بی محتوای شمس اکراین هم می گذاشتید تا هویت واقعی اینگونه خواننده نما های دگم و بی سواد مشخص شود
معلوم نیست ایشان چه دوره های آواز خوانی را نزد استاد شجریان دیده اند که اینگونه در بیان صحیح اصوات ناتوانند
از همه بد تر اینکه استناد استاد شجریان پس از همایون به آقای نوربخش است باور کنید اسم استاد ناظری در خارج خوانی بد در رفته اگر اجرای اقای نوربخش را میدیدید آنوقت اجرای آقای ناظری برایتان شهکار محسوب میشود
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۰ ق.ظ
چرا استاد شجریان و دیگر مدعیان اواز ایرانی نتوانستند حداقل یکی دو خواننده ی خوب رو تحویل جامعه موسیقی دهند؟ فقط به این دلیل که هیچ اصولی در مکتب هیچ کدام ازبه اصطلاح اساتید اواز ایرنی وجود ندارد شما اگر از هر کدام از اساتیددد سوال کنید که اصول خوانندگی چیست یا به ردیف اوازی اشاره میکنه یا شما رو در حدی نمیدونه که بهتون جواب بده .یعنی اگه این ردیف خدا بیامرزها وجود نداشت…جالبتر اینکه اگه دهنشون رو باز کنند به جای انکه اواز یا ترانه ای زیبا بخونند یا به جوونهای بیچاره موسیقی مردمی اعتراض میکنند یا طبق مد روز به صدا وسیما فحش میدن . فقط تنها افتخارشون اینه که در فلان کشور اروبایی و… کنسرت دادیم اگه جرات داری بیا تو همین تالار وحدت خودمون اواز بخون اینو
خوب میدونی که به ریشت میخندن .افرین به دل و جرات نوربخش که با اخرین کنسرتش اعتراف کرد که من خواننده نیستم.{قابل توجه استاد شجریان}
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۲:۴۸ ق.ظ
سلام دوستان
به چه کسی لفظ استاد اطلاق میشود ؟
واقعا” شجریان آخرشه ؟!!!!!!!!
این ضعف ما در تحلیل مقولة صداست ! چون چیزی در این ارتباط نمیدانیم .
نشستیم و آدمها رو با هم مقایسة سلیقهای میکنیم !!!
آیا بهتر نیست کمی سطح اطلاعاتمان را ارتقاءببخشیم !
واقعا” از همه عذر میخوام .
پاینده باشین.
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۳۸ ق.ظ
استاد کسیه که خوب چه چه بزنه
خودش رو جدا و برتر از بقیه بدونه
همه چیز به نام او ختم بشه
توجه همه به او باشه
موقع فیلم برداری همه ی دوربین ها زوم روی وی باشد
ولوم صداش ۳ برابر بقیه باشه
و اینقدر رو و وقاحت داشته باشه که به تنهایی جلوی دوربین تو تلویزیون ظاهر بشه و لب بزنه و به جای ارکستر و نوازندگانش مرغ و خروس نشون بدن
پس میتونیم به این نتیجه ی ادبی هنری برسیم که
استاد = خواننده
میخواد شجریان باشه بهرام حصیری باشه گلپا یا افتخاری
خانه از پایبست ویران است
روزگار تلخیست نازنین ……
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۶ ق.ظ
نمی دانم اگر قرار باشد به امثال شجریان ناظری افتخاری تعریف و … استاد بگوییم
پس به امثال قمر بنان تاج ظلی اقبال آذر و طاهر زاده چه باید گفت
هر چه نسل قبل نگاهشان به انسانیت و صداقت بود این نسل نگاهشان شهرت طلبی - خود بزرگ بینی و خود شیفتگی
…
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
tank you
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۵۶ ق.ظ
tank you
be nazare bandeh ta zamani ke asatid maniyateshan ra kenar nagozashteh va ba hamfekri mabani music ma ra kamel nakardehand in raval adameh khahad dasht
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۲ ب.ظ
این فیلم آقای ناظری واقعا وحشتناکه
این خیلی بده که به اسم آواز ایرانی خارجی ها شاهد این حرکات جلف زننده و مسخره باشند
آقای ناظری آیندگان فکر می کنید در مورد شما چگونه قضاوت خواهند کرد
این است آن جذبه هایی که از موسیقی ایرانی برای نسل جوان بیان فرمودید
دلم به حال مولوی بزرگ می سوزد که اشعار بزرگش باید با چه حجویاتی همراه شود
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۵ ب.ظ
گل=گلنار=نگار=نگین=کاوه کیانی حاجی
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۵:۵۴ ب.ظ
جهت اطلاع آقا و یا خانمی که بجای قید کردن نام خویش از !!! استفاده کردند
باید عرض کنم که ماجرای قید نشدن اسامی نوازندگان در آلبوم ماه عروس از این قرار است که :
وقتی جناب آقای هوشنگ کامکار از انتشار ماه عروس با خبر شدند ، به دلیل اختلافاتی که بین ایشان و گروه دستان خصوصاً آقای متبسم به وجود آمده بود ، خود شخصاً به ارشاد مراجعه نموده خواستار آن شدند که اسمی از برادران کامکار در این اثر آورده نشود . البته ایشان با این اقدام حق دیگر نوازندگان از جمله آقای کیانی نژاد ، فروهری و غیره را ضایع نمودند .
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۶:۵۸ ب.ظ
جناب حسین گرامی برادران کامکار ظاهرا خودشان قدرت اراده و تصمیم ندارند و ظاهرا داداش جون بزرگه براشون تصمیم می گیره
احتمالا هوشنگ خان پس از شنیدن آثار خالتوری نوار آرشان آمده که برادران بزرگوارشان را در میان اعضای گروه ببینند
در هر صورت می بایست نام تمام هنرمندان در اثر نوشته می شد هر چند که اثر کاری نازل مثل ماه عروس باشد
فکر می کنم شما این مطلب را در تایید نظرات اینجانب نوشته اید
ضمنا در یک محفل آزادی چون گفتگوی هارمونیک نام مهم نیست بلکه نظر افراد مهم است
بنا بر این مرا ورای یک نام به عنوان یک نظر تصور فرمایید تشکر
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۱۰ ب.ظ
جناب گمنام
اگر من و خواهرانم از یک آدرس وبلاگ استفاده می کنیم حداقل اسم و رسمی داریم . شما اول برو سجل خودت رو بیار بعد حرف بزن . اگر مقداری دقت داشتی و گوشه ی وبلاگمونو می خوندی همچین نظری نمی دادی .
نگار=نگین=کاوه کیانی حاجی . نه گل هستیم و نه … .
و به گفته ی بزرگی “ما اینهمه نیستیم” . ما همینیم که هستیم.
با افتخار می گیم که ما سه نفر یه نفریم
شما برو خودتو پیدا کن
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۶ ب.ظ
فراهانی جان
افشاگر چهره “بلغمی” یان که می گویند همین است دیگر، شاخ و دم که ندارد!
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۲۱ ق.ظ
Ghabele tavajjohe doustani ke be vazeh nakhoundane Ostad shajarian gir dadand: dar hamin site matlabi ghablan neveshte shode berid bekhounid.
Man nemidounam vaghean ye seri che moshkeli darand ke az har mogheiyat baraye takhtan be Ostad Shajarian estefadeh mikonan? Akhe chera? marizin?
HALI DAROUN PARDEH BASI FETNEH MIRAVAD
TA AN ZAMAN KE PARDEH BAROFTAD CHE HA KONAND
(Hazrate Hafez)
Kaveh
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۷ ق.ظ
inam linke matlabi be onvane “aya bayad vazeh khand?”
http://www.harmonytalk.com/id/584
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۲:۳۳ ب.ظ
جناب رضا عابد فکر می کنم بهتر بود یا نظر نمی دادید یا کمی مودبانه تر برخورد می کردید
بحث در اینجا بحثیست هنری و ادبی نه محفل تخلیه ی عقده های درونی
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۶ ب.ظ
۱) در شجریانیسم هیچ تقصیری متوجه شخص استاد شجریان نیست . بلکه این شنوندگان موسیقی هستند که یا خواسته و یا ناخواسته فضای شجریان زده را ایجاد می کنند . به این خاطر نمی شود خود استاد شجریان را مقصر دانست و مسئول ایجاد فضای شجریانیسم دانست.
۲) گویا تنها ایراد دوستان بر استاد شجریان بیان ناواضح ایشان است . این ایراد از اساس وارد نیست چرا که به زعم من مطالعه ی کم دوستان و عدم تسلط آن ها بر ادبیات فارسی دلیل متوجه نشدن اشعار است . من از روز اول که شجریان گوش داده ام تا کنون سه چهار باری بیشتر نبوده که شعر را در یکی دو کلمه ی خاص متوجه نشده ام و به دیوان مراجعه کرده ام . مسلم است که آدم شعر نخوانده به خوبی شعر را متوجه نمی شود .
۳) بیان واضح شعر چیزی است که فقط در مکتب اصفهان در اولیت اول قرار می گیرد و این اصلا دلیلی بر این مدعا نیست که هنر و هنرمندی در این است که وضوح شعر اول باشد . بیان شعر و پرداخت ملودیک شعر و اوج وفرود خواننده به نظر من در عرض یکدیگر هستند نه در طول/
۴) چنان به دنبال شاگردی شایسته برای استاد شجریان هستید کارهای همایون شجریان را گوش کنید که در حال حاضر با ارائه ی ۴ یا ۵ آلبوم رسمی در حد خواننده های قدیمی ما می خواند ( گر چه بسیار جای بهتر شدن دارد ) لذا صحیح نیست که نوربخش را ملاک قرار دهید و قضاوت کنید . در عوض یک نمونه مثل همایون پیدا کنید که اساتید دیگر تربیت کرده باشند ؟؟؟
۵)دوستی گفته بود اگر شجریان استاد است پس قمر و سایرین چی هستند ؟ دوست خوبم ، شجریان عصاره و به اوج رسیده ی توانایی خاص هر کدام از کسانی است که شما نام بردید .قمر و سایرین هر کدام در یک بخش خاصی توانا بودند … مثلا مرحوم بنان هرگز وسعت مناسبی نداشت اما بیان خوبی داشت . یا قمر بیان زیبا و وسیعی داشت اما انعطاف صدا نداشت و خشک و مقطعی می خواند . به هر حال همه ی این افراد اساتید موسیقی ما وذخایر آن هستند . مگر به استادی شجریان استادی سایرین نقض می شود ؟
۶) متاسفانه اینترنت خصلتی دارد که هر کسی با هر سطح سوادی می تواند وارد بحث شود و بدون دانستن هفت نت موسیقی درباره ی خلاق ترین موزیسین های مملکت اظهار نظر کند .
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۱۳ ب.ظ
در ضمن توجه تمام دوستان را به مقاله ای که قبلا در هارمونی تاک منتشر شده است جلب می کنم ..
http://www.harmonytalk.com/id/584
آیا همیشه باید واضح خواند ؟؟؟ این مقاله در واقع توضیح مبسوط نکته ی شماره ۳ است که من در کامنت قبلی خود اشاره ی کوتاهی به آن کردم .
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۶ ق.ظ
motasefam ke nagoziram farsi ra ba horoofe latin benevisam. rooye dastgah alefbaye farsi nadaram. porseshi daram. CHERA DAR NEVESHTE HAYE IN SITE , CHE DAR SAFHEYE ASLI (negah konid be HAYATE TALERE VAHDAT) VA CHE DAR NAZAR HAYE DOOSTAN(negah konid be tabaHor,Areshan amade,Hajviat)INGHADR GHALATE EMLAEI HAST? omidvaram in ro khorde giri nashomarid. be nazare man bonyade farhange har melati ZABAN E OON MELAT AST. agar farsi ro dorost nanevisim yani oonn ra dorost nakhande im va agar oonn ra dorost nakhande bashim yani ba farhange khod na ashena hastim va moosighi e ma ham bakhshi az hamin farhange.
sepas.
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۸:۰۴ ق.ظ
خب جناب رضایی همه مثل شما ادیب و فیلسوف نیستند
مخاطبین اینتر نت از همه ی اقشار جامعه هستند با دانش و بینش متفاوت و فکر می کنم همه ی آنها حق دارند نظراتشان را ارائه دهند حتی اگر در آن زمینه مثل شما متخصص و کارشناس نباشند
ضمنا شما که اینقدر به فارسی اهمیت می دهید جهت حفظ هویت نوشتاری فارسی ۸۰۰۰ تومان خرج کنید تا مجبور نباشید فارسی را با حروف انگلیسی بنویسید
بهتر است اصلاحات را از خودتان آغاز کنید
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۱۴ ب.ظ
با دورود وسپاس به شما که در راه پیشرفت و اسیب زدایی از موسیقی ریشه دار ایرانی زحمت می کشید و پیام خبرگان و کارشناسان و دوستداران موسیقی و اواز را به گوش می رسانید (به راستی که چه رسالت زیبا و تاثیرگذاری دارید)و بویژه جای دارد که از جناب اقای فراهانی سپاسگزاری نمایم اشکار است که ایشان از این اشفته بازاری که بر سر موسیقی و اواز درامده دچار دل نگرانی و رنجوری هستند(مانندبسیاری دیگر)وچه زیبانمونه هایی را برای دیدن وشنیدن برگزیده اند و به گفته شاعر “سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند”. بالاخره باید از جایی اغاز کرد و نیز ادامه داد و شرح این اشفتگی و بی محتوایی و خودرایی و بدعتهای زشت وناروای همراه با ناشیگری در زمینه موسیقی و اواز این مرز وبوم را به همگان نشان داد .
اگر این سخنان را استاد شجریان می گفت باز هم مانند گذشته برخی افراد ناتوان و کم مایه بر می اشفتند و ایشان را نقد مغرضانه و غیرمنصفانه می نمودندکه… .اگرچه
اثار همه هنرمندان(اهنگساز.نوازنده.خواننده.شاعر و…)از جمله اقای شجریان نیز باید در بوته بررسی و نقدقرار گیرد(به دور از هرگونه فردگرایی. شخصیت زدگی)و فکر نمی کنم نظر خود استاد نیز غیر از این باشد.در پایان خواستم به شما بگویم که این بحث (اسیب شناسی موسیقی و اواز)را بیشتر و با پشتکار بیشتر و به صورت فراگیرتری مانند طرح نمودن در روزنامه ها و شبکه های رادیویی و پیشنهاد نشستهای تخصصی توسط اهل فن و غیره پیگیری نمایید. لطفا دورود و پیام این حقیر دوستدار موسیقی را به اقای استاد شجریان و جناب اقای هوشنگ فراهانی برسانید. با سپاس
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۵ at ۸:۴۶ ق.ظ
سلام بر هوشنگ عزیزم.
اطاعت امر کردم و مقاله را خواندم، همینطور نظرات خوانندگان را و از هر دو لذت بردم. امیدوارم که اینگونه تبادل نظرها روز به روز بیشتر شود.
خواسته بودی که نظراتم را اعلام کنم، ولی با توجه به گستردگی مطالب، فکر می کنم نمی توان به طور کامل و قابل قبول، به تحلیل مشروح همه موارد پرداخت، به همین دلیل تبادل نظر را به مجالی دیگر موکول می کنم. ولی اشاره به چند نکته را ضروری می دانم:
۱) بهتر است در مقاله ها از گستردگی موضوع پرهیز شود، در این مقاله علاوه بر اشاره به موضوعات متعدد و مختلف در زمینه آواز، به موضوعات دیگری که فراتر از بحث آواز است نیز اشاره شده است. مانند تاثیر پذیری از تکنیک های خوانندگان غربی و یا نداشتن استاندارد برای موسیقی پاپ. این باعث می شود که نتوان به یک نتیجه گیری موثر دست یافت و از سوی دیگر نمی توان مطالب را به صورت دقیق و کامل و با نگرش تخصصی تحلیل کرد.
۲) بهتر بود توضیح کامل کارشناسی برای هر یک از موارد ارائه می کردید. (در نظرات یکی از خوانندگان آمده است که نمی داند چه اشکالی در تحریر آقای تعریف وجود دارد)
۳) در مقاله، زمینه سازی مناسب برای ورود به بحث کارشناسی آسیب شناسی وجود ندارد. بهتر بود هرچند به صورت کوتاه، حداقل به موارد زیر اشاره می کردید:
a- تعریف آواز ایرانی و انواع آن و روش های اجرای آواز در فرم های مختلف
b- تعریف خواننده آواز ایرانی و سبک های مختلف خوانندگان کنونی و بیان تفاوت های آنها
۴) خطاب به خوانندگان:
منتقدین موسیقی سه گروه هستند:
a- متخصصین و کارشناسان زیبایی شناسی هنر و موسیقی
b- مشتاقان و هنرمندان فعال موسیقی
c- شنوندگان و علاقه مندان پیگیر موسیقی.
به هر حال هر کدام از این سه گروه هنگام ارایه نظر در مورد مسایل، به موضوعات از زاویه نگاه خود می نگرند و با توجه به سطح دانش و سلایق خود به آن می پردازند. بنابر این بهتر است در عرصه های گفتگو مانند این وبلاگ بدنبال مخاطب هم تراز خود باشیم و از ایجاد هرج و مرج پرهیز کنیم و تا آنجائیکه دانشمان اجازه می دهد فقط به بحث کارشناسی و تخصصی بپردازیم و از موضوع اصلی خارج نشده و به مسایل حاشیه ای نپردازیم.
موفق باشید
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۵۶ ب.ظ
با درود و سپاس از آقای هوشنگ فراهانی
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۰ ب.ظ
تاکنون نقدی به شفافیت،درستی و همراه بااستدلال در زمینه موسیقی ایرانی و خصوصاً آواز از کسی نشینده بودم به هر حال جای آن دارد که از آقای هوشنگ فراهانی و همچنین سایت هارمونی تاک سپاسگزاری کنم.
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۱ ق.ظ
با سلا م ودرود به همه عزیزان
من فکر میکنم که در کار نقد کسی به دنبال نفی و یا کوبیدن و یا به زیر سئوال بردن دیگران نباشد کار نقد و بررسی گشودن راه و خاطر نشان کردن ضعفهای خودمان به خودمان است. نقد و بررسی در همه زمینه های هنری مانند ادبیات و سینما و… وجود دارد و اینک با وجود عزیزانی مانند آقای هوشنگ فراهانی و دیگرانی که در این زمینه فعال هستند بوجود خواهد آمد. دیگر اینکه بسیاری از خوانندگان در این روزها توجه ای به اصل موسیقی ندارند بلکه بیشتر برای کسب ثروت و مال اندوزی آواز می خوانند آیا اینطور نیست؟
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۳ ب.ظ
به کوری چشم حسودان، بزرگ ترین جایزه ی فرهنگی فرانسه به استاد بزرگ جناب شهرام ناظری اعطا خواهد شد. حالا شما هی انتقاد کنید. بابا سبکش اینجوره. دوست ندارین گوش نکنین.
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۰۱ ق.ظ
جناب آقا یا سرکار خانم هنرمند ، اولاً از شعورت استفاده کن و مؤدب باش.استاد فراهانی از هنرمندان گرانمایه و ماندگار این سرزمین است و به همین دلیل درک جایگاه ایشان برای شماسنگین و مشکل می باشد. ثانیآً اگر بزرگترین جایزه ادبی قرن را هم به شهرام ناظری بدهند باز هم فرقی نمی کند و این حرکات زشت موجب تخریب جایگاه فرهنگ و هنر ماست.
همچنین نمی توان هر عمل شرم آوری را سبک تلقی کرد.
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۵ ب.ظ
Mamnoon aghaaye Farahani e aziz,
اسفند ۱۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۵۱ ب.ظ
اینکه شما گشتید و یکسری کارهایی که به نوعی ضعف توی اونها پیدا میشه رو اینجا گذاشتید، هیچ چیزی رو اثبات نمی کنه . آقای تعریف بارها تحریر خوبی زده ولی در یک مورد تحریرش بد بوده و شما دقیقا اون رو گذاشتید. یا استاد مشکاتین اثار ارزنده ای داره و شما بدترین اونها رو گذاشتین. که چی؟
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۹ ق.ظ
بعضی ازنظرات عزیزانمان دراین سایت خیلی توهین آمیزبودمقایسه اصولاروش جالبی نبوده ونیست همان خوانندگان قدیمی هم اگرحضورداشتندومی خواندندچه بساکه آنهاراهم زیرسئوال میبردیمجناب تعریف هم کارهای بسیارخوبی ازجمله مکتب اصفهان-گلگشت-فراق شیدایی-شوردشت-ماه بانو-آبگینه-تصنیف سریال امام علی(ع)-کردانه ارائه داده اندکه جای تقدیرفراوان دارندودراجرای کارهای خوددقت زیادی می کنند ونمی شودکاراورابایک قسمت کوچک ازیک آهنگ نقددرست کرد.
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۵۹ ب.ظ
چرا فقط به افتخاری و رستمیان ایراد می گیرید
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
جناب مهرداد مؤدب و با شعور
درخت هرچه پربارتر باشد بیش تر سرش را به زمین می دوزد. آقای هوشنگ فراهانی (که من نمی شناسمشان)هرچقدر هم که هنرشناس و هنرمند باشند نباید به بزرگان موسیقی این مرز و بوم که جانشان را وقف اعتلای هنر کشورمان کردند توهین کنند، هرچند اشکالاتی هم داشته باشند. شما اول جایگاه خودتان را درک کنید بعد به دیگران جایگاه نشان دهید.
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۴:۲۵ ب.ظ
جناب هنرمند، فکر می کنم تا آخر عمرت هم نتوانی استاد فراهانی را بشناسی و از عهده درک شخصیت ایشان برآیی.
در ضمن کدامیک از کسانی که در این مقاله به آنها اشاره شده “جان”وقف اعتلای هنر کرده اند. یا معنای جان را نمی دانی ، یا معنای “اعتلا”را برایت نگفته اند.
همچنین توهین و انتقاد، دو مقوله متفاوتند.
برایت متاًسفم.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۱ ق.ظ
جناب مهرداد
با این که از لحنی به دور از هنر استفاده می کنید، کلام آخرم را عرض می کنم. اطلاعاتی از آقای فراهانی به دست آوردم. کسی که دانش آموخته ی استاد ظریف و استاد لطفی است به آقای رستمیان و استاد ناظری چنین بی احترامی نمی کند. اگر آقای فراهانی ۱۵ سال است که تدریس تار دارند، این استادان جان را وقف نکنند مویشان را در این راه سپید کرده اند. آیا خود آقای فراهانی و خود شما معصومید و خوشتان می آید از آثار منتشر شده تان چنین بی احترامانه نقد گردد؟ اگر به استاد شجریان هم که خالی از اشتباه نبوده اند، این طور نقد می شد باز جانب داری می کردید؟ آیا جانب داری شما از روی تعصب نیست؟ خود سعدی(ره) اشعار پر اشکالی دارد؛ آیا سزاوار است اشکالاتش را علم کنیم و او را ناآگاه و ضعیف قلمداد نماییم؟ من دیگر دنبال پاسخ به شما نخواهم بود، اما مسؤلان سایت و نویسنده و شما بدانید که با این جور انتقادها موسیقی پیشرفت نمی کند هیچ، بسیاری از جوانان با پندار این که استادان ما ضعیف اند از موسیقی ایرانی بهسمت موسیقی غربی و غیره رو می آورند. هر چقدرهم که بزگ باشی این حرف را از این برادر کوچکت که در جهت فرهنگسازی شعر و موسیقی ایرانی کم نکوشیده، بپذیر و به جای جواب تند دادن به من کمی اندیشه کن.
من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۴ ق.ظ
جناب هنرمند
آیا لحن من دور از هنر است یا لحن شما که گفتید “به کوری چشم حسودان” ؟ من به بحث با شما ادامه نخواهم داد چون بی فایده است.
من فکر می کنم چنین انتقاداتی حرکت “بیدارگرانه” ای است که در حال حاضر به شدت به آن نیاز می باشد.وامیدوارم ادامه یابد.
با آرزوی توفیق روزافزون برای جناب استاد فراهانی.
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۱ ق.ظ
baba bikhiyal esfehaniyo eshghe
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۶:۱۷ ب.ظ
bebin aghaye mohtarame nevisandeh ino dar nazar dashteh bashiid ke dar donyaye emrooz hich hado marzi baraye music ne mishe ghael shood choon music ba ham tarkib shekle jadidi be khood migiireh che khoob che bad in nooi az jaheshe music shooma nemitoonid ino enkar konid masalan gorohe alba ye kare noo kardeh be nazareh man kareh khoobiyeh in jaheshha in talfigh ha ba tashakor
خرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۹ ق.ظ
شماها از موسیقی بویی نبرده اید. بجز تعدادی اندک. شاید دراین عصر که هر کسی یک کاست اصیل گوش میده فکر میکنه موسیقی دان شده. به موسیقی عرفانی لقب فالش و به تنها استاد مسلم موسیقی عرفانی ایران لقب خارج خان را میدهند.کسی که تنها ایرانی بود که پایش به سالن اسکار باز شد.که تا قبل از ان حتی هنرمندان ایرانی رشته سینما که مربوط به ان سالن میشوند به ان راه نیافتندوتا اکنون هم هیچ هنرمند ایرانی بجز او وگروهش به انجا راه پیدا نکرده است.کسی که شهردار سن دیگو روز کنسرت را به نام او نام گزاری کرد.و کسی که شاعران امریکایی در وصفش شعر سرودند. توصیه من به کسانی که این اراجیف را میبافند این است که با این حرفها که فقط از کسانی برمی اید که نمی دانند ذات موسیقی برای چیست و چه میخواهد بگوید.این است مغز هنرجویان را با این مقایسه ها شستشو ندهید وراه را برای انتخاب الگو واستاد برای انها باز بگزارید.کسانی که این گونه مقایسه های نا عادلانه را مطرح می کنند ایینه تمام نما از استاد والگویی که از ان پیروی میکنند را نشان میدهند.ونشان میدهند که ان استاد و الگو بجز این حرفها نکته ای دیگر برای امو ختن به انها ندارد.ومتاسفانه و باز هم متاسفانه این اتشها از مریدان و هواداران یکی از بلند اوازه ترین اوازه خوانان این عصر بلند میشود که من پیشتر وقبلتر او را خیلی بالا میدانستم.ولی اکنون روز به روز….
تیر ۵م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۷ ق.ظ
غیرازهنرکه تاج سرآفرینش است/دوران هیچ سلطنتی پایدارنیست
ضمن تشکرازپرسنل سایت آوای هارمونیک-ایکاش ازخوانندگان زن نیزصحبتی به میان میآمد.خوانندگانی که زیباترین تصنیفهاباصدای آسمانی آنهاخوانده شده است.الهه/حمیرا/پوران و…
که به نظراینجانب تصنیف درموسیقی ایرانی باحذف صدای خوانندگان زن یعنی هیچ…
موفق باشید.
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۴۳ ب.ظ
Dear Mr.Farahani;
Thank you so much for your great efforts , highlighting some of the pitfall of our current music situation. To me the whole concept of music is like a bird that needs two wing to fly. Also needs eye to see and ears to hear. The art of avaz khani is about technique, tahrir and good voice to bring to ears of audiance the beautiful melodies and feelings of the poem. Unfortunatley it seems that for some of our musician especially singer like Eftekhari no longer good classic music means anything in comparison with money they make out of singing cheap arabic song. If they call him an oustad, then there must be something totally wrong. I have to admit that he has an excellent and powerful voice and command of dastgah and radif, but it is so sad he has put himself so badly down.
Ba arz tashakor
مرداد ۳۰م, ۱۳۸۶ at ۵:۵۹ ب.ظ
چرا از خوانندگان سنتی زن چیزی نمیگویید۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۵:۲۹ ب.ظ
از کوروس سرهنگ زاده هم بنویسین پایدار باشین
آذر ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۴ ب.ظ
سلام
خسته نباشید
برای تحقیقی امیدوارم شما بتوانید به من کمک کنید
من در حال جمع اوری مجموعه از اشعار مولوی را که توسط خوانندگان ایرانی خوانده شده را (در هر سطحی خوب و بد ) هستم اما منابع ناچیزی را یافته ام
با توجه به اشنایی حضرتعالی امکان راهنمایی اینجانب برای شما مقدور می باشد یا نه؟
با سپاس
م.شاهین
info@fmediaco.com
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۷ ب.ظ
Khedmate tamamie montaghedin va asatide gerami arze slamo adab daram
man nemidoonam in che dastanie ke vaghty shahrame nazeri ro mosighidanane faranse be onvane SHOVALIYEYE mousighi moarefi mikonan ma inja mishinimo behesh bado bira migim. ya Ostad shajariani ke be hamrahie Ostad Lotfi Rast Panjgaho ke miraft nabood beshe too jashne honar shiraz ehya karde, jayezeye Motzart ro ham az Unicef gerefte va baese eftekharemoon shode, ba kenaye va tane azash sohbat mikonim. eybo irad chiziye ke hame ja hast, mage Pavarotti ke miparastanesh irad nadasht. Hamid Reza Noorbakhsh khodesho kosht ta khaneye moosighi ye paro bale koochik begire, avazesh ham binazir nist vali man falshi toosh nadidam ta oonjayi ke savadam miresid va radife Mirza Abdollah migoft noorbakhsh kharej nemishe hala rofagha chi didan bemanad. Enteghdam khoobe age hast sazande bashe na tahghir konande. albate in adate ma hamvatanaye nazanin faghat too moosighi nist masalan Ali Dayi behtarin gol zane jahan mishe ma behesh foshe namoosi midim. Ali karimi kafshe Tala migire ma migim footbal balad nist va hatta doortar too tarikh, karimkhan miad mige man VakiloROaya bad mellatesh behesh khianat mikonan jolo agha mohammad khan tanha mimoone. Nemidoonam shayad in az khosoosiate nejade Ariayiye ke albate manam jozvesham
فروردین ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۶ ب.ظ
سلام-واقعاً زحمت کشیدید.شما یک گام مثبت درجهت پاسداری ازموسیقی دستگاهی برداشته اید.البته درموردنقداثراستاد کیانی نه!_______دراین دوره زمانه کمترکسی جرأت می کندکه آثارهنرمندان معاصررانقدکندولی خوشبختانه شماجرأت آن رادارید.به نظراینجانب علت این بی رمقی،بی روحی،سردوخارج بودن صدا،تلفیق بازی،ادای نوآوری رادرآوردن و…غیره این است که همه فکرمی کنندموزسین(موسیقی دان)شدن یعنی کنسرت یعنی دربازارcdمنتشرکردن وازاین قبیل.اینها یک روزنمی نشینند این ردیف هارابرای خودشان درخلوت به منظورنیایش وتزکیه و…اجراکنند.اگرهم درخلوت چیزی رااجراکنندبه منظور “تمرین ” برای کنسرت وضبط دراستودیوهست نه بانیّت “تکرار”.اگرفقط همین ردیف رابانیت تکرار ،درخلوت اجراکنیم می توانیم اصول موسیقی ردیف دستگاهی وحتی فراترازاین مسائل ظاهری راهم درک نمائیم.درپایان بازهم ازشمابرای داشتن غیرت ودفاع ازاین فرهنگ تشکرمی نمایم
آبان ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۷ ب.ظ
سلام.ابتدااز کسانی که حداقل یک دوره ردیف را ننواخته اند خواهش می کنم که در این مباحث شرکت نکنند زیرا آموزش آنها دچار اشکال میشود و تمرکز خود را از دست میدهند.حدیثی از حضرت محمد(ص) است که می فرمایند اگر چیزهایی که سلمان می داند ابوزر میدانست کافر میشد.نکته ی دیگر این است که هنر معلول است، باید به علت آفرینش آن فکر کرد مثلاً مولانا دلیل ایجاد غزلیاتش را دوری فردی میداند که او را به کمالات انسانی نزدیک میکرد.او خود انسان را به کم خوابیدن، کم خوردن، تقوا و… سفارش میکند.برای نقد اثرهای آوار نیز از ارکان موسیقی ایرانی(فواصل، سونوریته،تزیینها و … ) کمک بگیریم.با تشکر