آسیب شناسی آواز ایرانی
ژورنال موسیقی
نوشته های اخیر
آسیب شناسی آواز ایرانی
موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.

در نگاهی گذرا در مسیر تاریخ به سادگی می توان دریافت که هجوم اقوام بیگانه ضربه هائی شدید و جبران ناپذیر بر پیکر جا معۀ ایرانی وارد کرده و فرهنگ و اندیشۀ این قوم را مورد هجوم قرار داده اند. بی شک می توان اذعان داشت که موسیقی نیز از این آسیب ها و تأثیر پذیری ها در امان نمانده است.چرا که زبان و ادبیات و بسیاری از ساختارهای فرهنگی ما باژگونه شد و تأثیر آن تا هم اکنون نیز ادامه دارد.

موسیقی و دیگر بنیان های فرهنگی زمانی آسیب پذیری بیشتری پیدا خواهند کرد ،که بستری مناسب برای رشد نداشته و بخاطر کم کاری و بی توّجهی دچار تکرار شده و بناچار بتدریج پویائی و توان خود را از دست میدهد. فراهم نمودن محیطی مناسب برای رشد موسیقی به تلاشی فراوان و زیر بنائی نیاز دارد تا درک عمومی مردم از هنر بالاتر رفته تا بتوانند ظرایف هنر را درک کرده و هر نغمۀ بی ارزشی را به گوش نسپارند.

از اینرو هنرمندان نیز سعی در تعالی و بهبود بخشیدن آثار خود خواهند کرد چرا که آثار سطحی و بدون اندیشه و فکر از سوی مردم پذیرفته نخواهد شد. امّا با نگاهی به گذشته درمی یابیم که همواره در طول تاریخ ، با وارد شدن یک پدیدۀ جدید و یا رخ نمودن حادثه ای بزودی پیشینۀ فرهنگی و هویّت خویش را نادیده گرفته و می پنداریم هر آنچه به عنوان یک پدیدۀ جدید ظهور میکند،جوابگوی نیازهای زمانه و عصر ما خواهد بود.

در این میان اندک کسانی بوده اند که بر اساس آشنائی با فرهنگ و هنر و قابلیّت های ملّی خویش از پذیرفتن این الگو های بیگانه سر باز زده اند.به مصداق این سخن از حضرت حافظ که می فرماید:

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد

این عدم اعتماد به ساختارها و بنیان های استوار فرهنگی در زمینۀ موسیقی سبب شده است که در بسیاری از موارد نتوانسته ایم هنر موسیقی ایرانی را با همۀ قابلیّت ها و توانائیهایش به جهانیان بنمایانیم وحتی این موسیقی آنقدر در میان مردم خویش غریب است که برخی از مردم، هنوز نام سازهای ملّی خود را نمی دانند و هرگز این سازهارا ندیده اند.

از اینجاست که پوستۀ نازک اندیشه و فرهنگ اصیل و ریشه دار تََرَ ک برداشته و موسیقی ما دچار آسیب های جدّی و جبران ناپذیری می شود . وحدت شنوائی مردم بواسطۀ هجوم ترانه های مبتذل وشنیدن فواصل گوناگون که با فواصل موسیقی ما نزدیکی و قرابت ندارد، بر هم خواهد ریخت و سلیقۀ آنان در حدّ نازلی سقوط خواهد کرد . در اینجا دیگر موسیقی به عنوان زبانی تازه تر برای ارتباط و بیان اندیشه بکار نخواهد آمد. بلکه به عنوان ابزاری برای پول سازی کمپانی های تولید موسیقی و هنرمندان به صورت سوداگرانی حقیر در خواهند آمد.

آواز ایرانی یکی از بخشهای ضربه پذیر موسیقی ،خصوصاً در سالهای گذشته بوده است. برخی از این مشکلات را می توان بدین گونه بیان کرد:

1. نبودن روشهای آموزشی صحیح برای تدریس آواز که باعث اُفت شدید فراگیران و هنر جویان در این رشته گردیده است.
2. بی تجربگی بسیاری از معلّمین آواز و ارائه توصیه ها و تمرینهائی که هیچگونه توجیه علمی ندارند.

audio file نمونه ای از اجرای تحریر توسط صدیق تعریف

3. عدم آگاهی و شناخت هنرجویان آواز و نداشتن درک درست از مبانی موسیقی آوازی.
4. نبودن امکانات برای ارائه فعالیّتهای هنری هنرجویان.
5. عدم آشنائی برخی از مدرسیّن آواز و خوانندگان با مبانی تئوریک وعلمی موسیقی و اکتفا نمودن به آموختن ردیف.

audio file نمونه ای از اجرای آواز ماهور توسط علی رستمیان توجه کنید

6. عدم آشنائی با ریتم و ضربی خوانی.

audio file نمونه ای از اجرای تصنیف با ریتمی بی ارتباط با مفهوم شعر

7. عدم آشنائی با ادبیات و نداشتن درک صحیح از تلفیق شعر وموسیقی ومناسب خوانی.

audio file نمونه ای از تلفیق نا مناسب موسیقی ایرانی با شعر

8. در برخی موارد تأثیر پذیری از تکنیک های خوانندگان غربی.

audio file نمونه ای از تلفیق نا مناسب موسیقی ایرانی با موسیقی غربی

9. نداشتن آشنائی با پیشینۀ موسیقی ایرانی.

audio file نمونه ای از اجرای تصنیف "تو ای پری کجایی" توسط محمد اصفهانی

10. تأثیر پذیری از انواع دیگر موسیقی که از طریق رسانه ها مورد استفاده قرار می گیرند.

audio file به نمونه تصنیفی در ماهور توجه کنید

11. استفاده صدا وسیما از برخی افراد فاقد صلاحیّت در زمینۀ برنامه های اجرائی موسیقی.

audio file نمونه ای از تصنیف خوانی علیرضا افتخاری که از رسانه ملی به گوش مردم میرسد

12. حضور کمرنگ هنرمندان در عرصه های مختلف موسیقی.
13. ضعف در زمینۀ همکاری آهنگسازان و ترانه سرایان و خوانندگان.

Audio File قسمتی از خوانندگی و نوازندگی همزمان شهرام ناظری در کنسرتی در پاریس را ببنید

14. نبودن مضامین تازه در اشعار ترانه سرایان.

audio file تصنیفی با ترکیب نا مناسب موسیقی و شعر و استفاده از اشعار کلیشه ای

15. کمبود شعرا و ترانه سرایان آشنا با علم و مبانی موسیقی.

audio file به رنگ تصنیفی (!) در آواز دشتی توجه کنید

16. نداشتن خلاقیّت و تقلید از صدا و شیوۀ خوانندگان دیگر.

audio file نمونه ای از اجرای آواز علیرضا قربانی

17. نداشتن مطالعه در زمینۀ مسائل اصلی و حاشیه ای موسیقی.

audio file نمونه ای از اجرای تصنیف خراسانی با صدای صدیق تعریف بصورتی نامناسب

18. رواج نوعی از موسیقی تجاری و عامه پسند و کپی برداری از آهنگهای لس آنجلسی و وارداتی که بسیار به موسیقی جدّی و فرهنگ عمومی موسیقی ضربه وارد می کند.

audio file نمونه ای از اجرای تصنیف توسط علیرضا افتخاری

19. نداشتن استانداردی برای ارائه موسیقی پاپ.
20. تکرار مکررات و استفادۀ از ترانه های قدیمی و مورد علاقۀ مردم و ساخت فرمهای تکراری و کلیشه ای.

audio file نمونه ای از اجرای تصنیف "شد خزان" با اجرای علی رستمیان

و...

اینها وبسیاری از موارد دیگر نه تنها کاستیهائی است که در زمینۀ آواز ایرانی دیده میشود، بلکه مسائل بسیاری از این دست وجود دارد که از توش و توان موسیقی ایران میکاهد. اگر فرهنگ صحیح نقد و نقدپذیری در جامعۀ هنری ما رواج پیدا کند، همواره خود را مورد نقد وارزیابی قرار خواهیم داد تا جائی که بتوانیم از شدّت این کمی ها و کاستیها بکاهیم و موسیقی ایرانی را به عنوان هویّت فرهنگی خود گرامی بداریم،که اگر ملّتی بلندی و اعتبار یافت از همّت و تلاش و پاسداری از ارزشهای اصیل فرهنگی خویش بوده است و بس .

در این رابطه بخوانید

۷۶ نظر برای “آسیب شناسی آواز ایرانی”

  1. ایاز رزمجویی Says:

    سلام
    چرا نام خواننده ی بعضی از لینکها نوشته شده ،
    و بعضی ها نه ؟

  2. Reza Says:

    آقای فراهانی درود.
    بااین مثالهای عیانی که در صفحه گذاشته شده جایی برای گریز از نقد شما نمی ماند.بدبختانه در فرهنگ کنونی ما،بیشتر خوانندگان آواز ایرانی تا به مرحله آلبوم دهی می رسند گوششان ضعیف می شود!
    به هر حال خواندن چنین نوشته هایی باعث می شود مردم “هر نغمه بی ارزشی را به گوش نسپارند” و ما هم نکته های تازه ای بیاموزیم.
    پیروز باشید.

  3. Faraz Minooei Says:

    Sepas. Anchenaan beja boud, keh jayi barayeh bahs nemigozarad.

  4. پیمان درفش کاویان Says:

    سلام
    واقعا حق مطلب را ادا کردید.خیلی ممنون.

  5. farhad Says:

    besyar aaali

  6. شریف Says:

    با عرض سلام خدمت ،اقاي هوشنگ فراهاني
    در ابتدا بايد از شما به خاطر دقت فراوان تشکر کنم.
    اما در مورد مطالب اين صفحه. در ابتدا بايد بگويم که بسيار ظريف نگاه کرديد و به مطالبي اشاره کرديد که امروزه کمتر مورد دقت است.
    اما در مورد مثال هايي که آورده ايد لازم ديدم تا مطالبي را عرض کنم. ( البته قصد انکار موارد شما را به هيچ وجه ندارم)
    ۱-آوازي که از صديق تعريف در شماره ۲( بي تجربگي بسياري از معلّمين آواز و ارائه توصيه ها و تمرينهائي که هيچگونه توجيه علمي ندارند)، آورده ايد، در کاست (( ماه عروس)) اجرا شده و همان طور که مي دانيم اين کاست به عنوان موسيقي محلي خراسان عرضه شده. پس نبايد انتظار تحريرهاي دستگاهي را داشته باشيم.
    ۲- شماره ۱۷ شما هم به همين ترتيب (نداشتن مطالعه در زمين? مسائل اصلي و حاشيه اي موسيقي.) که اين تصنيف محلي خراسان مي باشد. ( بر روي جلد نوار آقاي متبسم هم از طرز خواندن آقاي تعريف بسيار راضي بوده و همين مطلب را ذکر کرده!) پس بيان کلمات لاي لاي لاي جزو بخشي از آهنگ بوده.
    ۳-مورد شماره ۵ شما ( عدم آشنائي برخي از مدرسيّن آواز و خوانندگان با مباني تئوريک وعلمي موسيقي و اکتفا نمودن به آموختن رديف) اجرا شده در کاست ((کنج صبوري )) به همراه جواب آواز استاد پرويز مشکاتيان است. ايشان بهتر مي دانند که اکتاو بالاتر جواب آوازبدهند يا پايين. اگر فرم صداي خواننده اي با سليقه اکثر مردم ( ازجمله خود بنده) خوش نمي آيد دليل بر فالش بودن يا عدم آشنايي وي با رديف نمي باشد. يا استاد مشکاتيان اين تکه را دوباره ضبط مي کرد!
    ۴- شماره ۱۰ شما (تأثير پذيري از انواع ديگر موسيقي که از طريق رسانه ها مورد استفاده قرار مي گيرند) . متوجه اشکال تصنيف بيا تا گل برافشانيم اجرا شده در کاست ((کنج صبوري )) استاد پرويز مشکاتيان نشدم! اين تصنيف را تاکنون با اجراهاي گوناگون شنيده ام که در اين مورد همخوان خانم هم دارد. اما تاثير از چه نوع موسيقي گرفته را متوجه نشدم. زيرا به نظر بنده همخواني شعر و آهنگ دراين تصنيف جزو بهترين کارهاي آقاي مشکاتيان است.
    ۵- خواننده اي که هفته اي يک کاست منتشر مي کند ، مسلما سبک ها و حالات بسياري را مي تواند داشته باشد، از لس آنجلسي گرفته تا شبيه جواد يساري ( و احتمالا در آينده راک، متال…) پس بهتر بود براي شماره هاي ۱۱ و ۱۸ خود مثال هاي ديگري هم مي آورديد.
    ۶- در مورد شماره ۱۱ شما،( استفاده صدا وسيما از برخي افراد فاقد صلاحيّت در زمين? برنامه هاي اجرائي موسيقي) با توجه به عملکرد صدا و سيما، خود ذاتا فاقد صلاحيت معرفي موسيقي مي باشد، چطور انتظار داريد افراد و موسيقي با صلاحيت را پخش کند؟
    در ضمن کارهاي آقاي افتخاري بسيار با صلاحيت تر از ديگرکارهاي پخش شده درصدا و سيماست. ( از جمله معدود برنامه هاي موسيقي که توصيه مي کنم حداقل يکبار بشنويد: سحرها قبل از اذان صبح آقايي جلوي دوربين مي نشيند و آواز فالشي مي خواند، سازي پشت دوربين جواب آواز مي دهد بد تر از آواز، همان صبح گريه تان مي گيرد!!)
    ۷- شماره ۹ شما (نداشتن آشنائي با پيشين? موسيقي ايراني) همانطور که مي دانيم آقاي اصفهاني در گذشته به طور رسمي کار سنتي (اصيل) ارائه مي داده و با رديف و پيشينه موسيقي آشنايي کافي دارد. ( شنيده ام شاگرد استاد شجريان هم بوده) اشکالي که شما گرفته ايد با شماره ۲۰ شما (تکرار مکررات و استفاد? از ترانه هاي قديمي و مورد علاق? مردم و ساخت فرمهاي تکراري و کليشه اي) در تضاد است. بالاخره بازخواني گذشتگان تکرار مکررات است يا امري خوب است که بايد با پيشينه موسيقي ايراني آشنا شد؟؟ اگر هم اشکالتان تحريري است که خارج ازتصنيف اصلي مي زند بگذاريد به حساب نوآوري و عدم تقليد و کپي برداري.
    در آخر بايد بگويم بنده در زمينه آواز تخصصي ندارم پس اگر در بعضي جاها منظور شما را متوجه نشدم خواهش مي کنم مرا ببخشيد و توضيح ارائه نماييد.

  7. !!! Says:

    آقای تعریف وقتی که با فرهنگی آشنایی ندارند{…}خود را وارد آثار اجرایی آن اثر می کنند
    ایشان قبلا هم از این افاضات فرموده بودند و در سریال حضرت علی (ع) عربی را با لهجه ای بسیار غلط ونادرست خوانده بودند برای تایید اثر خراسنی نیازی به نظرات آهنگساز نمای مجموعه ی ماه عروس نیست چون نگاه ایشان صرفا مالی بوده چون اگر نگاه ایشان کمی هنری می بود اسم نوازندگانی مثل پشنگ کامکار و محمد علی کیانی نژاد رو قبلا با دستان همکاری داشتند می نوشتند
    جالبتر اینکه بعضی از قطعات از نیمه ی دوم فاقد ساز های ابتدای قطعه ( نی سنتور و … ) و در ادامه ضبط(پس از چندین سال) به بضاعت فعلی گروهک دستان بسنده شده است
    جهت اطلاع دوست عزیزمون شریف عرض کنم قطعه ی آوازی لالایی که شنیدید مربوط به شمال خراسان است این ملودی زنانه است اگر آقای تعریف کمی از ماجرا اطلاع داشتند (به آن سبیل های پر پشتشان ) اقدام به خواندن یک لالایی زنانه نمی کردند
    دلیل نمی شود چون در شرایط فعلی صدای زن حرام شرعی است جناب تعریف اقدام به خواندن آواز های زنانه کنند
    هرچند که ظاهرا استاد در تقلید موسیقی زنانه موفق ترند تا نواهای مردانه

    توضیح مترجم

  8. گل Says:

    باسلام
    مطلب جالبی بود
    البته در بعضی موارد با شما مخالفم
    مثلا درمورد اجرای شد خزان ویا تصنيف بيا تا گل برافشانيم ( اگر چه در مورد صدا ی ایشون با اقا یا خانم شریف موافقم)
    در مورد اقای قربانی هم اون کار جز کارهای اولیه ایشون بود در اجرای زنده ای با ارکستر ملی

    اما به نظر من کار ماه عروس اصلا جالب نبود یک جوری بود
    تحریر اقای تعریف هم که …..

    با اجرای اقای ناظری هم اصلا حال نکردم
    بیشتر لجبازی واصرار به کار نچندان جالبیست که شروع کردن ومثلا نو اوریه!

    اقای یا خانم شریف هم به نکات خوبی اشاره کردن

    موفق باشید

  9. bijan Says:

    aghaye farahani haghe matlab ra be khoobi ada kardid dastetan dard nakonad.
    dar zemn jahate agahi jenabe sharif, bayad begooyam ke man az ostad shenideam ke aghaye esfahani ra aslan molaghat ham nakarde ast che beresad be talime ishan.
    albate jaye basi tajob ast ke aghaye meshkatian kar khod ra be chenin sathe nazeli resande ast.cherayash bemanad?!

  10. bijan Says:

    alabte manzooram az ostad , aghaye shajarian boode.

  11. tanaz Says:

    merci aghaye farahani.
    dooste aziz sharif agar aghaye eftekhari ba salahiat tarin hast khoda beresad be dade baghiye!!!!!

  12. Anonymous Says:

    دستتون درد نکنه جناب فراهانی که حرف دل بسیاری را به زبان آوردید. نقدی بسیار بجا و کارشناسانه بود. ممنون از شما و سایت خوب هارمونی تاک. خسته نباشید.
    صهبا از تهران

  13. سعید Says:

    این تصنیف بیا تا گل یکی از ضعیف ترین و بی محتوا ترین تصانیف استاد پرویز مشکاتیان است اولین بار که این اثر رو شنیدم باورم نشد که دارم به اثر خالق بیداد و دستان گوش می کنم ولی وقتی ساز و آواز ناکوک و بی محتوای ماهور رو شنیدم کم کم مجبور شدم به خودم بقبولانم که این همان است ولی چه بر او گذشته که پس از استادانی چون شجریان ناظری و بسطامی حال می بایست با خواننده ی فالش و ضعیفی مثل رستمیان کار کند
    در مورد آقا یا خانم شریف متعجب شدم از نظرشون نمی دانم ایشان چطور تشخیص داده اند بیا تا گل جز بهترین کارهای استاد مشکاتیان است یعنی ایشان سایر تصنیف های استاد را نشنیده اند !!!!!!
    لطف کنید جناب شریف ملاکتان را لا اقل برای انتخاب بهترین بنویسید

    تشکر

  14. Anonymous Says:

    اگر شهامت داشتید به اجراهای شجریان هم اشاره میکردین که کلمات رو بیگدیگر پیوند ! میدهند بنحوی که نمیتوان شعر را فهمید.البته انتقاد بر استاددددددددد ! یعنی کفر و بی سوادی !

  15. کاوه کياني حاجي Says:

    جناب فراهاني عزيز و آقاي شريف
    در توضيح قطعه ي شماره ي ۲ که با صداي جناب تعريف هست بايد عرض کنم که اين تکرار و تحرير نازيبا به ناشي گري صدابردار و تدوينگر اثر نيز بر مي گردد . چرا که به جاي تکرار سه باره ي کلمه ي بلند ( خارج از اينکه بودن يا نبودن تکرار به زيبايي آواز کمک مي کرد يا خير ) آقاي تعريف مي توانستند کلمه ي “بلند” را ۳ بار بيان کنند نه اينکه ۲ بار کلمه “بلن” را copy و سپس paste نمايند که حتي حرف “د” در پايان تحرير آخري به گوش برسد .
    در توضيح قطعه ي شماره ي ۱۰ که تصنيف “بيا تا گل برافشانيم” ساخته ي استاد مشکاتيان است , بياييم و به ايرادي که خود آقاي مشکاتيان آنرا بيان کرده اند و علت اينگونه بهره برداري را نيز در مجله ي هنرموسيقي بيان کرده اند ايراد نگيريم . ايشان براي حفظ امانتداري اينچنين ادامه داده اند .
    با تشکر
    کاوه کياني حاجي

  16. tanaz Says:

    agha ya khanome anonymous salam . shoma dorost goftid momken ast ostad shajarian ham iradati dashte bashand , vali nadide gereftan karhaii ke ostad dar haghe moseghi irani kardeand, kamle bi ensafist.

  17. !!!! Says:

    kheyli khoob bood aghaye farahani
    makhsusan morede ۱۱ ke sedaye eftekhari bood,baraye man jaleb ast agar seda va sima ejaze midahad intor music ha pakhsh shavad chera sedaye abas ghaderi va davood maghami hanooz haram hast
    ya dar ghesmat ۱۸ jaye basi tajon bood ke eftekhari karash be jai reside ke dige alan az moin taghild mikonad baz agar moin an ahangah ra mikhanad khodash boode ast
    ba tashakor marjan az los angeles .

  18. !!! Says:

    tashakor

  19. سينا Says:

    همين الان كه دارم اين مطلب را مي نوسيم به يكي از برنامه هاي گلها گوش مي كنم. مگر آنهايي كه در اين برنامه ها خوانده اند (افرادي مثل بنان و قوامي و اديب خوانساري و …) از نسل فرشتگان بوده اند كه اين چنين گيرا و جذاب مي خواندند. حتي نسل بعديشان (مثل شجريان و شهيدي و …) هم رگه هايي از فرشتگان (كه اگر ما نماد آواز انسانيم آنها فرشته اند) داشته اند. حال اگر اين اثر را (گلهاي تازه شماره ۱۰۲ با آواز شجريان و گروه استاد پايور در آواز دشتي) قطع كنم و بهترين اثر دهه ۶۰ را بگذارم به واقع نمي توانم حتي ۵ دقيقه از آواز و جواب آنرا گوش كنم. شايد اين به دليل اين باشد كه من از كودكي فقط آثار غني گلها را گوش كرده ام و روانم با آن آواي ملكوتي و علمي آميخته است. حال وقتي مي بينم به آقاي عليرضا افتخاري استاد مسلم آواز ايراني مي گويند (در برنامه اي در صدا وسيما) گريه ام مي گيرد. چه بر سر موسيقي ايراني آورده اند اين نا مردمان؟ به قول حافظ “اسب تازي شده مجروح به زير پالان/طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم” باز هم زياده روي كردم!

  20. سعید Says:

    متاسفانه حق با شماست زمان گلها دوستی بود همدلی بود و صفا الان فقط پول و اسکناس حتی استادانی مثل شجریان هم پولکی شده اند و برای کارهای گذشته ی خود کمتر ارزش قائلند آن گروههای منسجم و یکدل تبدیل شدند به جمع های ۲-۳-۴ نفری متفرق و غیر همسو هر یک ساز خود را می زنند و کوچکترین ارتباطی با هم ندارند
    ولی در دهه ۶۰ کارهای خوب کم هم نبودند یادتان نرود بیداد و دستان و بر آستان جانان و نوا مرکب خوانی زاییده ی همان دوران دهه ۶۰ است بهتر بود می گفتید دهد ۷۰
    بالاخص که دهه ی ۸۰ رو هم میشه فاجعه تصور کرد

  21. شریف Says:

    با عرض سلام خدمت خوانندگان عزیز
    اول از همه بنده آقا هستم ( فکر کنم از اسمم هم معلوم بود)
    ۱- خدمت خانم tanaz:عرض کنم بنده هیچ وقت نگفتم آقای افتخاری با صلاحیت است! عین جمله ای را که گفتم می آورم:
    خواننده اي که هفته اي يک کاست منتشر مي کند ، مسلما سبک ها و حالات بسياري را مي تواند داشته باشد، از لس آنجلسي گرفته تا شبيه جواد يساري ( و احتمالا در آينده راک، متال…).
    در ضمن کارهاي آقاي افتخاري بسيار با صلاحيت تر از ديگرکارهاي پخش شده درصدا و سيماست. در مقایسه با پاپ خوان ها و سنتی خوان های دیگری که صدا و سیما نشان میدهد.
    (بحث در مورد آقای افتخاری و سابقه درخشان و موقعیت ضعیف فعلی ایشان زیاد است. از آن زمان که استادانی چون علیزاده (راز و نیاز) ، کیانی نژاد ( سرو سمین) ، مشکاتیان ( مقام صبر)،کامبیز روشن روان (گل هزاربهار) حاضر به همکاری با ایشان بوده اند تا الان که شبه پاپ می خوانند کمتر از ۱۰ سال می گذرد!! در چه جایگاهی بودند و اکنون…)
    ۲-خدمت آقای بیژن: من هیچ تعصبی نسبت به خواننده پاپ آقای اصفهانی ندارم، فقط اشکال وارده جناب هوشنگ فراهانی را متوجه نشدم.
    ۳-خدمت آقای سعید: بنده ادعا نکردم ((بهترین)) تصنیف استاد مشکاتیان اثر بیا تا گل است! ( شیدایی، مست و خراب، رزم مشترک، لاله بهار، ایران ای مهین من و… پس کجا رفت). همانطور که میدانیم تصنیف بیا تا گل استاد مشکاتیان الهام گرفته از نوای یک نوازنده کمانچه دوره گرد زمان کودکی استاد است و … ایشان این تصنیف را در ۳ اثر ( مقام صبر-افتخاری، کنسرت گروه عارف-مرحوم بسطامی، کنج صبوری - رستمیان) منتشر کرده اند و دوباره تکرار می کنم از لحاظ ترکیب شعر و موسیقی کار قویی می باشد.
    ۴- خدمت آقای کاوه کیانی حاجی: آنچه که شما شنیدید editشده خود جناب نویسنده (آقای هوشنگ فراهانی ) بود تا شما اشکال کلمه بلند را متوجه شوید (که خود بنده هنوز متوجه اشکالی نشده ام)چون در اصل اثر(side A کاست ماه عروس آواز بعد از مقدمه )این تکرارها وجود ندارد!
    ۵- خدمت آقای سینا و سعید: حق با شماست. در برنامه گلها فقط یک دلی حاکم بود و یک نیت بیشتر نبود و آن اجرای بهترین موسیقی آن زمان بود. اما باید بپذیریم که سبک آهنگ ها و کارها از ظهور چاووش ها عوض شد و در کنار آن سلایق هم عوض شد. نمی توانیم کارهای قوی گروه هایی همچون دستان، شیدا ، عارف ، گروه ۴ نفره آقای شجریان را به صرف مشکلات و درگیریهای مالی کارهای ضعیف و غیر قابل شنیدن بپنداریم!
    در آخر هم به خاطرطولانی شدن مطالب و هم به خاطر مخالفت با نظر بعضی ها عذر خواهی می کنم.

  22. سید محمد آتشی Says:

    سلام علیکم
    واقعا کار زیبایی انجام دادید و از این بابت از شما خیلی متشکرم.فقط به عنوان پیشنهاد به بعضی از دوستان منتقد عرض می کنم بیشتر از این که به افراد و شخصیت ها توجه کنند به کارهای اجرا شده ی آنها دقت کنند یعنی ضمن این که حرمت پیشکسوتان را حفظ می کنند زیاد در بند نام آنان نباشندتا انشاالله شاهد رشد هرچه بیشتر فرهنگ این مرز و بوم باشیم.

  23. علیرضا Says:

    سلام مطلب بسیار جالبیست و بسیار جامع و نشان از آگاهی نویسنده از شرایط موسیقی رایج می باشد
    به نظر من بهتر بود در مورد پدیده ی مثل شجریانیسم هم صحبت میشد چون این ماجرا امروز به مشکلی بزرگ تبدیل شده البته این ایراد هم به استاد شجریان بر می گردد و هم به طرفداران و هنرجویان ایشان
    با اینکه استاد شجریان استادی بی بدیل و بی مانند در تاریخ موسیقی ماست ولی همین استاد شجریان سطح فرهنگ آوازی را در ۲ دهه ی اخیر بسیار پایین آورده اند نه از لحاظ فنی و تکنیکی بلکه از احاظ فرهنگی و اجتماعی
    تفاوت فاحشی که بین جایگاه خواننده و سایر نوازندگان پیش آمده از دستاورد های شجریانیسم است و متاسفانه این استاد گرانقدر هیچگاه تلاشی جهت مبارزه با این تبعیض هنری نفرمودند و ظاهرا هم این موضوع برایشان خیلی خوشایند بوده
    چون معمولا خوانندگان سعی می کنند از دیدگاه مخاطبان عامی نهایت استفاده را بکنند چون در دید مخاطبان عادی همه چیز به خواننده بر می گردد به همین خاطر این قشر از هنرمندان خود را تافته ی جدا بافته می دانند و از این عدم آگاهی مخاطبان عامی نهایت سو استفاده را می کنند که در نهایت مجموعه ی زحمات یک مجموعه باید به نام خواننده تمام شود و در پی آن اینکه خواننده خود را صاحب اثر می داند و حقوق چندین برابر را …
    متاسفانه یکی از بزرگترین حامیان این مساله جناب استاد شجریان هستند و متاسفانه هیچ تلاشی در جهت بهبود این مساله ی اجتماعی هنری نکرده اند

  24. علیرضا Says:

    اگر امکان میداشت ۱-۲ مثال هم از بیان نا واضح اشعار در حین آواز می زدید بد نبود
    چون این مساله در یکی از خوانندگان ما به عنوان یک ایراد بزرگ مطرح است ولی قدرت و توان اجرایی بالای این هنرمند باعث کمرنگ شدن این ایراد می شود
    ولی کسانی به تقلید کورکورانه ی این شیوه می پردازند یادشان رفته که ناواضح ادا کردن کلمات جزو این شیوه نیست بلکه دلیل ناتوانی مجری در بیان است
    ولی این موضوع ظاهرا در ۲ دهه ی اخیر به عنوان یک شیوه ی اجرایی مرسوم شده است

  25. مسعود Says:

    این ماجرای خواننده سالاری دردسر بزرگی شده است البته مختص ایران نیست ولی در ایران چند برابر سایر کشور ها نمود داشته
    آقای شجریان زمانی که گفتند نوازنده مهم نیست چون همه به خاطر خواننده به سالن می آیند یا فلان نوار را می خرند لطمه ی بزرگی به فرهنگ موسیقی ما زدند
    کسی هم تا به حال در این مورد بحث جدی نکرئه است

  26. سیاوش Says:

    این مقالات برای تاثیر بیشتر باید تداوم داشته باشد
    تشکر از جناب فراهانی و نوشته ی ارزشمندشان

  27. محبوبه Says:

    خدمت این خانم tanaz عرض می کنم لطفا هر کی از ننش قهر می کنه و خواننده می شه و رو به شجریان وصل نکنید و نگید شاگرد اون بوده. اقای اصفهانی یک بار از سر کوچه شجریان رد شده حالا همه میگن شاگرد شجریان است. اصل مطلب این است که ایشان یکبار نزد استاد تست آواز دادن و مردود شدند حالا شما میگین شاگرد شجریان است:))))

  28. ارش Says:

    اقای فراهانی کاش از اساتید فالش هم صحبت میکردید مانند نوربخش وسرلک و از اساتید خوردن کلمات مانند استاددددد شجریان

  29. محمود Says:

    دوست عزیز جناب آرش فالش خوانی و گنگ خوانی هم اکنون از ارکان اصلی آواز معاصر موسیقی ایران است که دلیل آن هم بی سوادی ذاتی خوانندگان است
    چون این دوستان چفظ کردن چند گوشه و چند بیت شعر را سواد هنری - ادبی تلقی می کنند و لی اصول اولیه ی آموزش موسیقی از نظر این ها سم محسوب می شود و مخرب سنت ها
    البته سینا سرلک با تنبک و ریتم آشناست و سه تارکی هم می زند و از این لحاظ با نوربخش قابل قیاس نیست

  30. ??? Says:

    خیلی عالی بود.با امید اینکه این نقد کردن و نقد پذیری رواج بیشتری پیدا کند.

  31. مهدي نيك نژاد Says:

    با سلام خدمت استاد عزيزم اقاي هوشنگ فراهاني
    بسيار بسياراز مقاله شما لذت بردم نقد به جا وكارشناسانه اي بود
    من با نظر شما در مورد تمام موارد ذكر شده موافقم گويا كسي تا حالاجرات گفتن اين حرفها رو با اين صراحت نداشته
    و از جرات و دقت شما ممنونم .ولي در مورد اقاي افتخاري بايد بگم كه نبايد سابقه
    درخشان افتخاري رو فراموش كنيم البته من قبول دارم كه افتخاري اين اواخر از اواز سنتي دور شده بود
    اما افتخاري امانتدار سبك قوي واصيل تاج اصفهاني است كه اين روزها اين سبك
    خريدار چنداني ندارد وداره فراموش ميشه كه براي اهل هنر موسيقي جاي تاسف داره.
    البته به نظر من اجراي اين سبك توانايي بالايي ميخواهد كه هر كسي توان ان را ندارد.كارهاي به اصطلاح پاپ
    افتخاري همه با اهنگ سازي اساتيدي مثل پازوكي
    -خشنود و… بوده كه به گفته خود افتخاري مي خواسته
    جواب ادعاي خواننده هاي پاپ كه گفته بودن سنتي خون ها نمي تونن پاپ بخونن رو بده وخودش تو برنامه زنده تلويزيوني
    گفت حالا كه بهشون ثابت شد ديگه پاپ نمي خونم.و انصافا كارهاي قديمي ايشون مثل شور عشق-اتش دل-غريبستان-
    ناز نگاه-عطر سوسن-رازو نياز…. نشان دهنده تبهر و قدرت افتخاري كه تاثير گرفته از تاجه.
    و همچنين دلنشيني صداش كه انصافا همه قبول دارن و براي اهل موسيقي واضحه كه تا صدا از دل نياد به دال نميشينه
    اما راجع به ديگر خواننده ها -ناهماهنگي شعر و موسيقي و اجراهاي سطحي مخصوصا
    شهرام ناظري وديگر خواننده هاي ذكر شده در سايت كاملا با شما موافقم
    اروزي موفقيت وسلامتي براي شما دارم
    شاگرد كوچك شما مهدي

  32. جواد Says:

    کاش یک اجرا از فالش خوانی جناب نوربخش در ارکستر بی ربط و بی محتوای شمس اکراین هم می گذاشتید تا هویت واقعی اینگونه خواننده نما های دگم و بی سواد مشخص شود
    معلوم نیست ایشان چه دوره های آواز خوانی را نزد استاد شجریان دیده اند که اینگونه در بیان صحیح اصوات ناتوانند
    از همه بد تر اینکه استناد استاد شجریان پس از همایون به آقای نوربخش است باور کنید اسم استاد ناظری در خارج خوانی بد در رفته اگر اجرای اقای نوربخش را میدیدید آنوقت اجرای آقای ناظری برایتان شهکار محسوب میشود

  33. ارش Says:

    چرا استاد شجریان و دیگر مدعیان اواز ایرانی نتوانستند حداقل یکی دو خواننده ی خوب رو تحویل جامعه موسیقی دهند؟ فقط به این دلیل که هیچ اصولی در مکتب هیچ کدام ازبه اصطلاح اساتید اواز ایرنی وجود ندارد شما اگر از هر کدام از اساتیددد سوال کنید که اصول خوانندگی چیست یا به ردیف اوازی اشاره میکنه یا شما رو در حدی نمیدونه که بهتون جواب بده .یعنی اگه این ردیف خدا بیامرزها وجود نداشت…جالبتر اینکه اگه دهنشون رو باز کنند به جای انکه اواز یا ترانه ای زیبا بخونند یا به جوونهای بیچاره موسیقی مردمی اعتراض میکنند یا طبق مد روز به صدا وسیما فحش میدن . فقط تنها افتخارشون اینه که در فلان کشور اروبایی و… کنسرت دادیم اگه جرات داری بیا تو همین تالار وحدت خودمون اواز بخون اینو
    خوب میدونی که به ریشت میخندن .افرین به دل و جرات نوربخش که با اخرین کنسرتش اعتراف کرد که من خواننده نیستم.{قابل توجه استاد شجریان}

  34. محمد رضا Says:

    سلام دوستان
    به چه كسي لفظ استاد اطلاق ميشود ؟
    واقعا” شجريان آخرشه ؟!!!!!!!!
    اين ضعف ما در تحليل مقولة صداست ! چون چيزي در اين ارتباط نميدانيم .
    نشستيم و آدمها رو با هم مقايسة سليقهاي ميكنيم !!!
    آيا بهتر نيست كمي سطح اطلاعاتمان را ارتقاءببخشيم !
    واقعا” از همه عذر ميخوام .
    پاينده باشين.

  35. بهروز Says:

    استاد کسیه که خوب چه چه بزنه
    خودش رو جدا و برتر از بقیه بدونه
    همه چیز به نام او ختم بشه
    توجه همه به او باشه
    موقع فیلم برداری همه ی دوربین ها زوم روی وی باشد
    ولوم صداش ۳ برابر بقیه باشه
    و اینقدر رو و وقاحت داشته باشه که به تنهایی جلوی دوربین تو تلویزیون ظاهر بشه و لب بزنه و به جای ارکستر و نوازندگانش مرغ و خروس نشون بدن
    پس میتونیم به این نتیجه ی ادبی هنری برسیم که

    استاد = خواننده

    میخواد شجریان باشه بهرام حصیری باشه گلپا یا افتخاری

    خانه از پایبست ویران است

    روزگار تلخیست نازنین ……

  36. ... Says:

    نمی دانم اگر قرار باشد به امثال شجریان ناظری افتخاری تعریف و … استاد بگوییم
    پس به امثال قمر بنان تاج ظلی اقبال آذر و طاهر زاده چه باید گفت
    هر چه نسل قبل نگاهشان به انسانیت و صداقت بود این نسل نگاهشان شهرت طلبی - خود بزرگ بینی و خود شیفتگی

  37. رئوف Says:

    tank you

  38. raoof Says:

    tank you
    be nazare bandeh ta zamani ke asatid maniyateshan ra kenar nagozashteh va ba hamfekri mabani music ma ra kamel nakardehand in raval adameh khahad dasht

  39. سینا Says:

    این فیلم آقای ناظری واقعا وحشتناکه
    این خیلی بده که به اسم آواز ایرانی خارجی ها شاهد این حرکات جلف زننده و مسخره باشند
    آقای ناظری آیندگان فکر می کنید در مورد شما چگونه قضاوت خواهند کرد
    این است آن جذبه هایی که از موسیقی ایرانی برای نسل جوان بیان فرمودید
    دلم به حال مولوی بزرگ می سوزد که اشعار بزرگش باید با چه حجویاتی همراه شود

  40. گمنام Says:

    گل=گلنار=نگار=نگین=کاوه کیانی حاجی

  41. حسن Says:

    جهت اطلاع آقا و یا خانمی که بجای قید کردن نام خویش از !!! استفاده کردند
    باید عرض کنم که ماجرای قید نشدن اسامی نوازندگان در آلبوم ماه عروس از این قرار است که :
    وقتی جناب آقای هوشنگ کامکار از انتشار ماه عروس با خبر شدند ، به دلیل اختلافاتی که بین ایشان و گروه دستان خصوصاً آقای متبسم به وجود آمده بود ، خود شخصاً به ارشاد مراجعه نموده خواستار آن شدند که اسمی از برادران کامکار در این اثر آورده نشود . البته ایشان با این اقدام حق دیگر نوازندگان از جمله آقای کیانی نژاد ، فروهری و غیره را ضایع نمودند .

  42. !!! Says:

    جناب حسین گرامی برادران کامکار ظاهرا خودشان قدرت اراده و تصمیم ندارند و ظاهرا داداش جون بزرگه براشون تصمیم می گیره
    احتمالا هوشنگ خان پس از شنیدن آثار خالتوری نوار آرشان آمده که برادران بزرگوارشان را در میان اعضای گروه ببینند
    در هر صورت می بایست نام تمام هنرمندان در اثر نوشته می شد هر چند که اثر کاری نازل مثل ماه عروس باشد
    فکر می کنم شما این مطلب را در تایید نظرات اینجانب نوشته اید

    ضمنا در یک محفل آزادی چون گفتگوی هارمونیک نام مهم نیست بلکه نظر افراد مهم است
    بنا بر این مرا ورای یک نام به عنوان یک نظر تصور فرمایید تشکر

  43. کاوه کیانی حاجی Says:

    جناب گمنام
    اگر من و خواهرانم از یک آدرس وبلاگ استفاده می کنیم حداقل اسم و رسمی داریم . شما اول برو سجل خودت رو بیار بعد حرف بزن . اگر مقداری دقت داشتی و گوشه ی وبلاگمونو می خوندی همچین نظری نمی دادی .
    نگار=نگین=کاوه کیانی حاجی . نه گل هستیم و نه … .
    و به گفته ی بزرگی “ما اینهمه نیستیم” . ما همینیم که هستیم.
    با افتخار می گیم که ما سه نفر یه نفریم
    شما برو خودتو پیدا کن

  44. رضا عابد Says:

    فراهانی جان

    افشاگر چهره “بلغمی” یان که می گویند همین است دیگر، شاخ و دم که ندارد!

  45. Anonymous Says:

    Ghabele tavajjohe doustani ke be vazeh nakhoundane Ostad shajarian gir dadand: dar hamin site matlabi ghablan neveshte shode berid bekhounid.

    Man nemidounam vaghean ye seri che moshkeli darand ke az har mogheiyat baraye takhtan be Ostad Shajarian estefadeh mikonan? Akhe chera? marizin?

    HALI DAROUN PARDEH BASI FETNEH MIRAVAD
    TA AN ZAMAN KE PARDEH BAROFTAD CHE HA KONAND
    (Hazrate Hafez)

    Kaveh

  46. Anonymous Says:

    inam linke matlabi be onvane “aya bayad vazeh khand?”
    http://www.harmonytalk.com/id/۵۸۴

  47. محمود Says:

    جناب رضا عابد فکر می کنم بهتر بود یا نظر نمی دادید یا کمی مودبانه تر برخورد می کردید
    بحث در اینجا بحثیست هنری و ادبی نه محفل تخلیه ی عقده های درونی

  48. امیر / دل آواز Says:

    ۱) در شجریانیسم هیچ تقصیری متوجه شخص استاد شجریان نیست . بلکه این شنوندگان موسیقی هستند که یا خواسته و یا ناخواسته فضای شجریان زده را ایجاد می کنند . به این خاطر نمی شود خود استاد شجریان را مقصر دانست و مسئول ایجاد فضای شجریانیسم دانست.

    ۲) گویا تنها ایراد دوستان بر استاد شجریان بیان ناواضح ایشان است . این ایراد از اساس وارد نیست چرا که به زعم من مطالعه ی کم دوستان و عدم تسلط آن ها بر ادبیات فارسی دلیل متوجه نشدن اشعار است . من از روز اول که شجریان گوش داده ام تا کنون سه چهار باری بیشتر نبوده که شعر را در یکی دو کلمه ی خاص متوجه نشده ام و به دیوان مراجعه کرده ام . مسلم است که آدم شعر نخوانده به خوبی شعر را متوجه نمی شود .

    ۳) بیان واضح شعر چیزی است که فقط در مکتب اصفهان در اولیت اول قرار می گیرد و این اصلا دلیلی بر این مدعا نیست که هنر و هنرمندی در این است که وضوح شعر اول باشد . بیان شعر و پرداخت ملودیک شعر و اوج وفرود خواننده به نظر من در عرض یکدیگر هستند نه در طول/

    ۴) چنان به دنبال شاگردی شایسته برای استاد شجریان هستید کارهای همایون شجریان را گوش کنید که در حال حاضر با ارائه ی ۴ یا ۵ آلبوم رسمی در حد خواننده های قدیمی ما می خواند ( گر چه بسیار جای بهتر شدن دارد ) لذا صحیح نیست که نوربخش را ملاک قرار دهید و قضاوت کنید . در عوض یک نمونه مثل همایون پیدا کنید که اساتید دیگر تربیت کرده باشند ؟؟؟

    ۵)دوستی گفته بود اگر شجریان استاد است پس قمر و سایرین چی هستند ؟ دوست خوبم ، شجریان عصاره و به اوج رسیده ی توانایی خاص هر کدام از کسانی است که شما نام بردید .قمر و سایرین هر کدام در یک بخش خاصی توانا بودند … مثلا مرحوم بنان هرگز وسعت مناسبی نداشت اما بیان خوبی داشت . یا قمر بیان زیبا و وسیعی داشت اما انعطاف صدا نداشت و خشک و مقطعی می خواند . به هر حال همه ی این افراد اساتید موسیقی ما وذخایر آن هستند . مگر به استادی شجریان استادی سایرین نقض می شود ؟

    ۶) متاسفانه اینترنت خصلتی دارد که هر کسی با هر سطح سوادی می تواند وارد بحث شود و بدون دانستن هفت نت موسیقی درباره ی خلاق ترین موزیسین های مملکت اظهار نظر کند .

  49. امیر / دل آواز Says:

    در ضمن توجه تمام دوستان را به مقاله ای که قبلا در هارمونی تاک منتشر شده است جلب می کنم ..

    http://www.harmonytalk.com/id/۵۸۴

    آیا همیشه باید واضح خواند ؟؟؟ این مقاله در واقع توضیح مبسوط نکته ی شماره ۳ است که من در کامنت قبلی خود اشاره ی کوتاهی به آن کردم .

  50. rezaei Says:

    motasefam ke nagoziram farsi ra ba horoofe latin benevisam. rooye dastgah alefbaye farsi nadaram. porseshi daram. CHERA DAR NEVESHTE HAYE IN SITE , CHE DAR SAFHEYE ASLI (negah konid be HAYATE TALERE VAHDAT) VA CHE DAR NAZAR HAYE DOOSTAN(negah konid be tabaHor,Areshan amade,Hajviat)INGHADR GHALATE EMLAEI HAST? omidvaram in ro khorde giri nashomarid. be nazare man bonyade farhange har melati ZABAN E OON MELAT AST. agar farsi ro dorost nanevisim yani oonn ra dorost nakhande im va agar oonn ra dorost nakhande bashim yani ba farhange khod na ashena hastim va moosighi e ma ham bakhshi az hamin farhange.
    sepas.

  51. کامران Says:

    خب جناب رضایی همه مثل شما ادیب و فیلسوف نیستند
    مخاطبین اینتر نت از همه ی اقشار جامعه هستند با دانش و بینش متفاوت و فکر می کنم همه ی آنها حق دارند نظراتشان را ارائه دهند حتی اگر در آن زمینه مثل شما متخصص و کارشناس نباشند
    ضمنا شما که اینقدر به فارسی اهمیت می دهید جهت حفظ هویت نوشتاری فارسی ۸۰۰۰ تومان خرج کنید تا مجبور نباشید فارسی را با حروف انگلیسی بنویسید
    بهتر است اصلاحات را از خودتان آغاز کنید

  52. مجيد شاطري Says:

    با دورود وسپاس به شما كه در راه پيشرفت و اسيب زدايي از موسيقي ريشه دار ايراني زحمت مي كشيد و پيام خبرگان و كارشناسان و دوستداران موسيقي و اواز را به گوش مي رسانيد (به راستي كه چه رسالت زيبا و تاثيرگذاري داريد)و بويژه جاي دارد كه از جناب اقاي فراهاني سپاسگزاري نمايم اشكار است كه ايشان از اين اشفته بازاري كه بر سر موسيقي و اواز درامده دچار دل نگراني و رنجوري هستند(مانندبسياري ديگر)وچه زيبانمونه هايي را براي ديدن وشنيدن برگزيده اند و به گفته شاعر “سخن كز دل برايد لاجرم بر دل نشيند”. بالاخره بايد از جايي اغاز كرد و نيز ادامه داد و شرح اين اشفتگي و بي محتوايي و خودرايي و بدعتهاي زشت ونارواي همراه با ناشيگري در زمينه موسيقي و اواز اين مرز وبوم را به همگان نشان داد .
    اگر اين سخنان را استاد شجريان مي گفت باز هم مانند گذشته برخي افراد ناتوان و كم مايه بر مي اشفتند و ايشان را نقد مغرضانه و غيرمنصفانه مي نمودندكه… .اگرچه
    اثار همه هنرمندان(اهنگساز.نوازنده.خواننده.شاعر و…)از جمله اقاي شجريان نيز بايد در بوته بررسي و نقدقرار گيرد(به دور از هرگونه فردگرايي. شخصيت زدگي)و فكر نمي كنم نظر خود استاد نيز غير از اين باشد.در پايان خواستم به شما بگويم كه اين بحث (اسيب شناسي موسيقي و اواز)را بيشتر و با پشتكار بيشتر و به صورت فراگيرتري مانند طرح نمودن در روزنامه ها و شبكه هاي راديويي و پيشنهاد نشستهاي تخصصي توسط اهل فن و غيره پيگيري نماييد. لطفا دورود و پيام اين حقير دوستدار موسيقي را به اقاي استاد شجريان و جناب اقاي هوشنگ فراهاني برسانيد. با سپاس

  53. علیرضا افسر Says:

    سلام بر هوشنگ عزیزم.
    اطاعت امر کردم و مقاله را خواندم، همینطور نظرات خوانندگان را و از هر دو لذت بردم. امیدوارم که اینگونه تبادل نظرها روز به روز بیشتر شود.
    خواسته بودی که نظراتم را اعلام کنم، ولی با توجه به گستردگی مطالب، فکر می کنم نمی توان به طور کامل و قابل قبول، به تحلیل مشروح همه موارد پرداخت، به همین دلیل تبادل نظر را به مجالی دیگر موکول می کنم. ولی اشاره به چند نکته را ضروری می دانم:

    ۱) بهتر است در مقاله ها از گستردگی موضوع پرهیز شود، در این مقاله علاوه بر اشاره به موضوعات متعدد و مختلف در زمینه آواز، به موضوعات دیگری که فراتر از بحث آواز است نیز اشاره شده است. مانند تاثیر پذیری از تکنیک های خوانندگان غربی و یا نداشتن استاندارد برای موسیقی پاپ. این باعث می شود که نتوان به یک نتیجه گیری موثر دست یافت و از سوی دیگر نمی توان مطالب را به صورت دقیق و کامل و با نگرش تخصصی تحلیل کرد.

    ۲) بهتر بود توضیح کامل کارشناسی برای هر یک از موارد ارائه می کردید. (در نظرات یکی از خوانندگان آمده است که نمی داند چه اشکالی در تحریر آقای تعریف وجود دارد)

    ۳) در مقاله، زمینه سازی مناسب برای ورود به بحث کارشناسی آسیب شناسی وجود ندارد. بهتر بود هرچند به صورت کوتاه، حداقل به موارد زیر اشاره می کردید:
    a- تعریف آواز ایرانی و انواع آن و روش های اجرای آواز در فرم های مختلف
    b- تعریف خواننده آواز ایرانی و سبک های مختلف خوانندگان کنونی و بیان تفاوت های آنها

    ۴) خطاب به خوانندگان:
    منتقدین موسیقی سه گروه هستند:
    a- متخصصین و کارشناسان زیبایی شناسی هنر و موسیقی
    b- مشتاقان و هنرمندان فعال موسیقی
    c- شنوندگان و علاقه مندان پیگیر موسیقی.
    به هر حال هر کدام از این سه گروه هنگام ارایه نظر در مورد مسایل، به موضوعات از زاویه نگاه خود می نگرند و با توجه به سطح دانش و سلایق خود به آن می پردازند. بنابر این بهتر است در عرصه های گفتگو مانند این وبلاگ بدنبال مخاطب هم تراز خود باشیم و از ایجاد هرج و مرج پرهیز کنیم و تا آنجائیکه دانشمان اجازه می دهد فقط به بحث کارشناسی و تخصصی بپردازیم و از موضوع اصلی خارج نشده و به مسایل حاشیه ای نپردازیم.

    موفق باشید

  54. مهرداد Says:

    با درود و سپاس از آقاي هوشنگ فراهاني

  55. نجمه -ص Says:

    تاكنون نقدي به شفافيت،درستي و همراه بااستدلال در زمينه موسيقي ايراني و خصوصاً آواز از كسي نشينده بودم به هر حال جاي آن دارد كه از آقاي هوشنگ فراهاني و همچنين سايت هارموني تاك سپاسگزاري كنم.

  56. rahnavard Says:

    با سلا م ودرود به همه عزیزان
    من فکر میکنم که در کار نقد کسی به دنبال نفی و یا کوبیدن و یا به زیر سئوال بردن دیگران نباشد کار نقد و بررسی گشودن راه و خاطر نشان کردن ضعفهای خودمان به خودمان است. نقد و بررسی در همه زمینه های هنری مانند ادبیات و سینما و… وجود دارد و اینک با وجود عزیزانی مانند آقای هوشنگ فراهانی و دیگرانی که در این زمینه فعال هستند بوجود خواهد آمد. دیگر اینکه بسیاری از خوانندگان در این روزها توجه ای به اصل موسیقی ندارند بلکه بیشتر برای کسب ثروت و مال اندوزی آواز می خوانند آیا اینطور نیست؟

  57. هنرمند Says:

    به كوري چشم حسودان، بزرگ ترين جايزه ي فرهنگي فرانسه به استاد بزرگ جناب شهرام ناظري اعطا خواهد شد. حالا شما هي انتقاد كنيد. بابا سبكش اينجوره. دوست ندارين گوش نكنين.

  58. مهرداد Says:

    جناب آقا یا سرکار خانم هنرمند ، اولاً از شعورت استفاده کن و مؤدب باش.استاد فراهانی از هنرمندان گرانمایه و ماندگار این سرزمین است و به همین دلیل درک جایگاه ایشان برای شماسنگین و مشکل می باشد. ثانیآً اگر بزرگترین جایزه ادبی قرن را هم به شهرام ناظری بدهند باز هم فرقی نمی کند و این حرکات زشت موجب تخریب جایگاه فرهنگ و هنر ماست.
    همچنین نمی توان هر عمل شرم آوری را سبک تلقی کرد.

  59. Roozbeh Asadian Says:

    Mamnoon aghaaye Farahani e aziz,

  60. مغني Says:

    اينکه شما گشتيد و يکسري کارهايي که به نوعي ضعف توي اونها پيدا ميشه رو اينجا گذاشتيد، هيچ چيزي رو اثبات نمي کنه . آقاي تعريف بارها تحرير خوبي زده ولي در يک مورد تحريرش بد بوده و شما دقيقا اون رو گذاشتيد. يا استاد مشکاتين اثار ارزنده اي داره و شما بدترين اونها رو گذاشتين. که چي؟

  61. بهروزحفیظی Says:

    بعضی ازنظرات عزیزانمان دراین سایت خیلی توهین آمیزبودمقایسه اصولاروش جالبی نبوده ونیست همان خوانندگان قدیمی هم اگرحضورداشتندومی خواندندچه بساکه آنهاراهم زیرسئوال میبردیمجناب تعریف هم کارهای بسیارخوبی ازجمله مکتب اصفهان-گلگشت-فراق شیدایی-شوردشت-ماه بانو-آبگینه-تصنیف سریال امام علی(ع)-کردانه ارائه داده اندکه جای تقدیرفراوان دارندودراجرای کارهای خوددقت زیادی می کنند ونمی شودکاراورابایک قسمت کوچک ازیک آهنگ نقددرست کرد.

  62. hamid Says:

    چرا فقط به افتخاری و رستمیان ایراد می گیرید

  63. هنرمند Says:

    جناب مهرداد مؤدب و با شعور
    درخت هرچه پربارتر باشد بيش تر سرش را به زمين مي دوزد. آقاي هوشنگ فراهاني (كه من نمي شناسمشان)هرچقدر هم كه هنرشناس و هنرمند باشند نبايد به بزرگان موسيقي اين مرز و بوم كه جانشان را وقف اعتلاي هنر كشورمان كردند توهين كنند، هرچند اشكالاتي هم داشته باشند. شما اول جايگاه خودتان را درك كنيد بعد به ديگران جايگاه نشان دهيد.

  64. مهرداد Says:

    جناب هنرمند، فکر می کنم تا آخر عمرت هم نتوانی استاد فراهانی را بشناسی و از عهده درک شخصیت ایشان برآیی.
    در ضمن کدامیک از کسانی که در این مقاله به آنها اشاره شده “جان”وقف اعتلای هنر کرده اند. یا معنای جان را نمی دانی ، یا معنای “اعتلا”را برایت نگفته اند.
    همچنین توهین و انتقاد، دو مقوله متفاوتند.
    برایت متاًسفم.

  65. هنرمند Says:

    جناب مهرداد
    با اين كه از لحني به دور از هنر استفاده مي كنيد، كلام آخرم را عرض مي كنم. اطلاعاتي از آقاي فراهاني به دست آوردم. كسي كه دانش آموخته ي استاد ظريف و استاد لطفي است به آقاي رستميان و استاد ناظري چنين بي احترامي نمي كند. اگر آقاي فراهاني ۱۵ سال است كه تدريس تار دارند، اين استادان جان را وقف نكنند مويشان را در اين راه سپيد كرده اند. آيا خود آقاي فراهاني و خود شما معصوميد و خوشتان مي آيد از آثار منتشر شده تان چنين بي احترامانه نقد گردد؟ اگر به استاد شجريان هم كه خالي از اشتباه نبوده اند، اين طور نقد مي شد باز جانب داري مي كرديد؟ آيا جانب داري شما از روي تعصب نيست؟ خود سعدي(ره) اشعار پر اشكالي دارد؛ آيا سزاوار است اشكالاتش را علم كنيم و او را ناآگاه و ضعيف قلمداد نماييم؟ من ديگر دنبال پاسخ به شما نخواهم بود، اما مسؤلان سايت و نويسنده و شما بدانيد كه با اين جور انتقادها موسيقي پيشرفت نمي كند هيچ، بسياري از جوانان با پندار اين كه استادان ما ضعيف اند از موسيقي ايراني بهسمت موسيقي غربي و غيره رو مي آورند. هر چقدرهم كه بزگ باشي اين حرف را از اين برادر كوچكت كه در جهت فرهنگسازي شعر و موسيقي ايراني كم نكوشيده، بپذير و به جاي جواب تند دادن به من كمي انديشه كن.
    من آن چه شرط بلاغ است با تو مي گويم
    تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

  66. مهرداد Says:

    جناب هنرمند
    آیا لحن من دور از هنر است یا لحن شما که گفتید “به کوری چشم حسودان” ؟ من به بحث با شما ادامه نخواهم داد چون بی فایده است.
    من فکر می کنم چنین انتقاداتی حرکت “بیدارگرانه” ای است که در حال حاضر به شدت به آن نیاز می باشد.وامیدوارم ادامه یابد.
    با آرزوی توفیق روزافزون برای جناب استاد فراهانی.

  67. mohsen ghasemi Says:

    baba bikhiyal esfehaniyo eshghe

  68. bi hado marz Says:

    bebin aghaye mohtarame nevisandeh ino dar nazar dashteh bashiid ke dar donyaye emrooz hich hado marzi baraye music ne mishe ghael shood choon music ba ham tarkib shekle jadidi be khood migiireh che khoob che bad in nooi az jaheshe music shooma nemitoonid ino enkar konid masalan gorohe alba ye kare noo kardeh be nazareh man kareh khoobiyeh in jaheshha in talfigh ha ba tashakor

  69. ناشاس Says:

    شماها از موسیقی بویی نبرده اید. بجز تعدادی اندک. شاید دراین عصر که هر کسی یک کاست اصیل گوش میده فکر میکنه موسیقی دان شده. به موسیقی عرفانی لقب فالش و به تنها استاد مسلم موسیقی عرفانی ایران لقب خارج خان را میدهند.کسی که تنها ایرانی بود که پایش به سالن اسکار باز شد.که تا قبل از ان حتی هنرمندان ایرانی رشته سینما که مربوط به ان سالن میشوند به ان راه نیافتندوتا اکنون هم هیچ هنرمند ایرانی بجز او وگروهش به انجا راه پیدا نکرده است.کسی که شهردار سن دیگو روز کنسرت را به نام او نام گزاری کرد.و کسی که شاعران امریکایی در وصفش شعر سرودند. توصیه من به کسانی که این اراجیف را میبافند این است که با این حرفها که فقط از کسانی برمی اید که نمی دانند ذات موسیقی برای چیست و چه میخواهد بگوید.این است مغز هنرجویان را با این مقایسه ها شستشو ندهید وراه را برای انتخاب الگو واستاد برای انها باز بگزارید.کسانی که این گونه مقایسه های نا عادلانه را مطرح می کنند ایینه تمام نما از استاد والگویی که از ان پیروی میکنند را نشان میدهند.ونشان میدهند که ان استاد و الگو بجز این حرفها نکته ای دیگر برای امو ختن به انها ندارد.ومتاسفانه و باز هم متاسفانه این اتشها از مریدان و هواداران یکی از بلند اوازه ترین اوازه خوانان این عصر بلند میشود که من پیشتر وقبلتر او را خیلی بالا میدانستم.ولی اکنون روز به روز….

  70. ماهور Says:

    غیرازهنرکه تاج سرآفرینش است/دوران هیچ سلطنتی پایدارنیست
    ضمن تشکرازپرسنل سایت آوای هارمونیک-ایکاش ازخوانندگان زن نیزصحبتی به میان میآمد.خوانندگانی که زیباترین تصنیفهاباصدای آسمانی آنهاخوانده شده است.الهه/حمیرا/پوران و…
    که به نظراینجانب تصنیف درموسیقی ایرانی باحذف صدای خوانندگان زن یعنی هیچ…
    موفق باشید.

  71. Khosrow K. Says:

    Dear Mr.Farahani;
    Thank you so much for your great efforts , highlighting some of the pitfall of our current music situation. To me the whole concept of music is like a bird that needs two wing to fly. Also needs eye to see and ears to hear. The art of avaz khani is about technique, tahrir and good voice to bring to ears of audiance the beautiful melodies and feelings of the poem. Unfortunatley it seems that for some of our musician especially singer like Eftekhari no longer good classic music means anything in comparison with money they make out of singing cheap arabic song. If they call him an oustad, then there must be something totally wrong. I have to admit that he has an excellent and powerful voice and command of dastgah and radif, but it is so sad he has put himself so badly down.
    Ba arz tashakor

  72. Anonymous Says:

    چرا از خوانندگان سنتي زن چيزي نميگوييد۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸

  73. مهدی Says:

    از کوروس سرهنگ زاده هم بنویسین پایدار باشین

  74. م. شاهین Says:

    سلام
    خسته نباشید
    برای تحقیقی امیدوارم شما بتوانید به من کمک کنید
    من در حال جمع اوری مجموعه از اشعار مولوی را که توسط خوانندگان ایرانی خوانده شده را (در هر سطحی خوب و بد ) هستم اما منابع ناچیزی را یافته ام
    با توجه به اشنایی حضرتعالی امکان راهنمایی اینجانب برای شما مقدور می باشد یا نه؟
    با سپاس
    م.شاهین
    info@fmediaco.com

  75. amir Says:

    Khedmate tamamie montaghedin va asatide gerami arze slamo adab daram
    man nemidoonam in che dastanie ke vaghty shahrame nazeri ro mosighidanane faranse be onvane SHOVALIYEYE mousighi moarefi mikonan ma inja mishinimo behesh bado bira migim. ya Ostad shajariani ke be hamrahie Ostad Lotfi Rast Panjgaho ke miraft nabood beshe too jashne honar shiraz ehya karde, jayezeye Motzart ro ham az Unicef gerefte va baese eftekharemoon shode, ba kenaye va tane azash sohbat mikonim. eybo irad chiziye ke hame ja hast, mage Pavarotti ke miparastanesh irad nadasht. Hamid Reza Noorbakhsh khodesho kosht ta khaneye moosighi ye paro bale koochik begire, avazesh ham binazir nist vali man falshi toosh nadidam ta oonjayi ke savadam miresid va radife Mirza Abdollah migoft noorbakhsh kharej nemishe hala rofagha chi didan bemanad. Enteghdam khoobe age hast sazande bashe na tahghir konande. albate in adate ma hamvatanaye nazanin faghat too moosighi nist masalan Ali Dayi behtarin gol zane jahan mishe ma behesh foshe namoosi midim. Ali karimi kafshe Tala migire ma migim footbal balad nist va hatta doortar too tarikh, karimkhan miad mige man VakiloROaya bad mellatesh behesh khianat mikonan jolo agha mohammad khan tanha mimoone. Nemidoonam shayad in az khosoosiate nejade Ariayiye ke albate manam jozvesham

  76. حامد فندرسكي-عالي بود عالي بود Says:

    سلام-واقعاً زحمت كشيديد.شما يك گام مثبت درجهت پاسداري ازموسيقي دستگاهي برداشته ايد.البته درموردنقداثراستاد كياني نه!_______دراين دوره زمانه كمتركسي جرأت مي كندكه آثارهنرمندان معاصررانقدكندولي خوشبختانه شماجرأت آن راداريد.به نظراينجانب علت اين بي رمقي،بي روحي،سردوخارج بودن صدا،تلفيق بازي،اداي نوآوري رادرآوردن و…غيره اين است كه همه فكرمي كنندموزسين(موسيقي دان)شدن يعني كنسرت يعني دربازارcdمنتشركردن وازاين قبيل.اينها يك روزنمي نشينند اين رديف هارابراي خودشان درخلوت به منظورنيايش وتزكيه و…اجراكنند.اگرهم درخلوت چيزي رااجراكنندبه منظور “تمرين ” براي كنسرت وضبط دراستوديوهست نه بانيّت “تكرار”.اگرفقط همين رديف رابانيت تكرار ،درخلوت اجراكنيم مي توانيم اصول موسيقي رديف دستگاهي وحتي فراترازاين مسائل ظاهري راهم درك نمائيم.درپايان بازهم ازشمابراي داشتن غيرت ودفاع ازاين فرهنگ تشكرمي نمايم

فرستادن نظر

RSS / XML