آوای ذهنهای آشفته (I)

ریچارد کوگان - روان پزشک و پیانیست
ریچارد کوگان - روان پزشک و پیانیست
علاقه ریچارد کوگان (Richard Kogan) به ارتباط میان بیماری روانی و خلاقیت، چیزی بیش از یک کار پژوهشی فرعیست. او به عنوان روانپزشک و مدیر مرکز درمانی ویل کورنل پرسبیترین نیویورک (New York Presbyterian Weill Cornell) و نوازنده پیانو در کنسرت، به کار تحقیق و بررسی آسیب شناسی روانی تعدادی از بزرگترین آهنگسازان-از جمله شومان (Schumann)، چایکوفسکی (Tchaikovsky)، بتهوون (Beethoven) و حتی جورج گرشوین (George Gershwin)- و تاثیرات آن بر موسیقی این آهنگسازان پرداخته است.

کوگان که خود یک اعجوبه موسیقی است، اجرای موسیقی را از سال ۱۹۶۱ و در سن ۶ سالگی آغاز کرد، اما خانواده او همواره در مسیر طب بود، پدر وی متخصص بیماریهای معده و روده بود و پسر تیزهوش خود را نیز به سمت علوم پزشکی سوق داد. چند سال بعد کوگان که دانشجوی دوره لیسانس هاروارد بود ، با دوست صمیمی و همکلاس ویولون سل نواز خود، یویو ما Yo-Yo Ma ، به کار اجرای موسیقی پرداخت.

کوگان با ورود به دانشکده طب هاروارد و انتخاب برنامه ای که به او امکان میداد همزمان با تحصیل به سفر و اجرای موسیقی در کنسرتها نیز بپردازد، همچنان به کار ترکیب موسیقی و طب ادامه داد. گفتگویی که میخوانید، پس از کنسرتی در مجمعی درباره بررسی موسیقی و ناهنجاریهای روحیه (مانند افسردگی) انجام شده است که کوگان در آن به نواختن قطعاتی از چایکوفسکی برای جمعی از روانپزشکان پرداخته بوده است.

audio file قسمتی از مومان اول کنسرتو پیانوی چایکوفسکی

دانستن و درک شرایط زندگی و روانی یک آهنگساز، تا چه حد بر شیوه اجرای شما از آثار او تاثیر میگذارد؟
◊ موسیقی تنها از نتهایی که بر روی کاغذ نوشته شده تشکیل شده و اگر شخصی به اندازه کافی تعلیم دیده یا تمریم کرده باشد، میتواند این نتها را بنوازد. اما اگر نوازنده بخواهد به این نتها جان ببخشد، باید درک صحیحی از آنچه به آنها معنا داده داشته باشد. من کنسرتو پیانو اول چایکوفسکی را به مدت ۲۵ سال مینواختم. اما اکنون که به خوبی میدانم او تا چه حد افسرده بوده، تا چه حد به خاطر پنهان نگهداشتن همجنس گرایی خود رنج میکشیده و اینکه با چه سختی خود را به خلق این جهان بسیار فانتزی وادار کرده است، این قطعه را با حسی از تحمیل اجرا میکنم.

ما میدانیم که تعدادی از بزرگترین آهنگسازان دچار ناهنجاریهای روانی بوده اند، شما مرز مشترک میان جنون و موسیقی در زندگی این افراد را چگونه تفسیر میکنید؟
◊ رابرت شومان (Robert Schumann) آهنگساز آلمانی دچار حالتی بود که ما امروزه آن را اختلال ذهنی دو قطبی (bipolar disorder) مینامیم. (نوعی بیماری روانی که حالات شخص بین افسردگی و جنون در حرکت است) . در آن زمان کسی از این نام استفاده نمیکرد اما همه میدانستند که او تقریبا دیوانه است. در قرن نوزدهم، هنرمندان نه تنها در موسیقی که در هنرهای دیگر و ادبیات نیز، تنها در صورتی جدی گرفته میشدند که کمی مشکل روانی داشته باشند. شومان میدانست که در زمان حمله های جنون، خلاقیتش به اوج میرسد.

یکی از خصوصیات مبتلایان به جنون خفیف (hypomanic)، کاهش نیاز آنان به خواب است، به این ترتیب شومان روزی ۲۰ تا ۲۲ ساعت زمان داشت.او در طی دو هفته سه کوارتت زهی و در طی یک سال ۱۳۸ قطعه کوتاه نوشت. سپس به قدری دچار افسردگی شد که ذهنش به کلی بسته شده و قادر به آهنگسازی نبود.

در آن زمان برای درمان چه راهی بود؟
◊ شومان برای معالجه دست به دامان تمام روانپزشکان آلمان شد، که متاسفانه تعدادشان هم زیاد نبود. او مدتی در یک آسایشگاه روانی بستری شد. یکی از پزشکان به او گفت که آنقدر آهنگ ساخته که وجود خود را از انرژی تهی کرده است. اما این چیزی نبود که شومان از شنیدنش خوشحال شود، و به این ترتیب به دنبال یک پزشک دیگر رفت.

اما اگر نبوغ و فراوانی ایدهای او را در نظر بیاوریم، این بیماری روانی مفید بود.
◊ قطعا همینطور است. همه کسانی که دچار بیماریهای روانی هستند به غایت رنج میبرند و در هر مورد، این بیماری با تضعیف بخشهایی از وجود بیمار، موجب بروز نقاط قوت دیگری در وی میشود. هنگامی که شومان دچار جنون خفیف بود، بسیار مینوشت و خوب هم مینوشت و از انرژی فراوانی برخوردار بود. هنگامی که افسرده بود نمیتوانست آهنگی بسازد. از طرف دیگر، چایکوفسکی هنگامی که واقعا افسرده بود میتوانست موسیقی بسازد. متاسفانه او به قدری افسرده بود که در اوج نبوغ خلاقانه اش خودکشی کرد.

آیا در صورت درمان، سرچشمه موسیقی در آنان خشک میشد؟
◊ من چنین تصور میکنم که اگر چایکوفسکی میدانست که با بهره مند شدن از درمانهای موجود، بسیاری از شرایط روحی تحمل ناپذیر وجودش تخفیف میابد، آنها را میپذیرفت. اما فکر میکنم اگر متوجه میشد که پس از آن هنرش به قدر گذشته پربار و موسیقی اش چندان قدرتمند نیست، درمان را متوقف میساخت. به نظر میرسد که این نوابغ بزرگ از قانونی محکم اطاعت میکنند که مطابق با آن، آنچه که خلق میکنند بسیار بیشتر از هر چیز دیگری در زندگیشان ارزش دارد.

22 دیدگاه

  • بیژن
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۵ در ۹:۴۱ ب.ظ

    با سلام و تشکر
    لطفا درباره ریچارد اشتراوسمطلب بنویسید

  • ali
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۵ در ۸:۲۲ ق.ظ

    raje be in mozo bishtar benevisid

  • ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    این طوری که این مطلب به مطلب جیمز براون و کامنت های مربوط به آن ربط داده شده برام خیلی جالب بوداین ناهنجاری ها وجود داشته است ولی آیا درست است که خلق موسیقی را به آن این قدر کلی ربط بدهیم
    انتظار نداشتم این طوری راجع به شخصیت موسیقیدانان و خلق موسیقی قضاوت بشه
    اول این که نمی شه از شخصیت یک نفر تمام فعالان آن سبک یا رشته را زیر سوال برد
    ثانیا افراد زیادی بودند (اگر تاریخ موسیقی را بخوانید)مثلا کورساکف که در زندگی شان نقطه چندان تاریکی دیده نمی شودثالثا نمی شود به همین راحتی زندگی کسی را قضاوت کرد
    واز همه بدتر این طور کلی خلق موسیقی را به بیماری روانی و ناهنجاری های زندگی موسیقیدانان ربط داد
    هنر حقیقی خیلی بهتر از من و شما عشاق خودش را انتخاب می کند(البته عشاق واقعی که شاید عده زیادی از آن ها گمنام باشند )

  • ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    راستی خواستم بگم شاید گاهی دادن اسم ناهنجاری هم درست نباشه و غیر عادی بودن بهتره چون به هر حال باید قبول کنیم که خیلی از این هنرمند ها از زمان خودشون جلوتر بودند و اکثرا در ک نمی شدند

  • فرزاد
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۵ در ۷:۳۴ ب.ظ

    زینب خانوم، البته که هنر حقیقی خیلی بهتر از من و شما عشاق خودش را انتخاب می کند اما در نظر داشته باشید که آقای ریچارد کوگان هم آدمی نیستند که همینجوری کاملا از روی برداشت شخصی حرف بزند!! این موضوع را هم در نظر بگیرید، در خیلی از موارد شاید بیشتر از ۵۰% حرف ایشاد درست است، اگر شما عاشق گمنام هنر هستید و به نظر خودتون هیچ گونه ناهنجاری ندارید، خوب چه خوب ولی بهتر است که دوباره فکر کنید و کمی خودتان را بهتر بشناسید و این را هم در نظر بگیرید که this fact that no one understand you doesn’t make you an artist.

  • مارال
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

    نمی دونم این آقا چطوری کنسرتو پیانوی چایکوسکی رو به همجنسگرا بودن ایشون ربط داده به هر حال آقای کوگان که اینطوری ازشون تعریف شده چطور نمیدونن که همجنسگرا بودن در طب جدید اصولا بیماری قلمداد نمیشه که بخواد درمان بشه… من با نظر خانم زینب کاملا موافقم معمولا نوابغ بزرگ چون از عصر و زمانه خودشون و از طرز تفکر حاکم بر جامعه خیلی جلو بودن در اون زمان ممکنه آدمای غیر عادی و خل وضعی بنظر بیان و حتی ممکنه به مرور واقعا همینطوریم بشن.

  • مارال
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۷ ق.ظ

    و باز هم این جمله رو تکرار میکنم:
    هنر حقیقی خیلی بهتر از من و شما عشاق خودش را انتخاب می کند(البته عشاق واقعی که شاید عده زیادی از آن ها گمنام باشند )

  • آلما
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۲:۳۳ ب.ظ

    خانم مارال
    ظاهرا شما مطالب را بیشتر به قصد “مچ گیری” میخوانید!

    اگر دقت میکردید متوجه می شدید که نویسنده، کنسرتو پیانوی چایکوفسکی را به همجنس گرایی او ربط نداده، بلکه توضیح داده که خودش، با دانستن این مطلب که چایکوفسکی، علی رغم داشتن شرایط روحی ناگوار و افسردگی شدید ناشی از سرکوب شدن تمایلات همجنس گرانه، به نوشتن این اثر فانتزی پرداخته، دیگر نمیتواند این اثر را با روحیه ای شاد اجرا کند و در واقع شناخت او از بیماری چایکوفسکی، شیوه نواختن او را تغییر داده است.

    دوم اینکه، در هیچ جای این مطلب گفته نشده همجنس گرایی بیماری است، بلکه تاکید شده که یک دلیل اصلی “بیماری” افسردگی چایکوفسکی، فشارهای ناشی از اجبار به مخفی نگهداشتن این تمایل بوده که فراموش نکنید، در آن عصر و دوره، عمل و تمایلی غیر اخلاقی و گناهی کبیره محسوب میشده است..

  • amir
    ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۸۵ در ۱:۱۹ ب.ظ

    in harfa chie akhe vaghean khandam gereft
    che rabti dare yani age tchaikovsky hamjensgara nabud nemitunest in shahkaro khalgh kone ?
    baba bikhial ina nabeghan va beine nobughe moseghi va hamjensgarai fekr nakonam rabeteye khasi vojud dashte bashe
    ba nazarate maral va zeinab movafegham va inam ezafe mikonam ke in ravanshenasa khodeshun bishtaraz hame kholvazan albate bebakhshida vali maghaleye jalebi nabud hamun behtare raje be jazz benevisid fekr konam sangintare.

  • ملیحه
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۳:۰۸ ق.ظ

    ناراحتی اعصاب دارم ،سردرد شدیدو افسردگی شدید نیز داشتم که دوباره برگشته در زندگی شکستهایی خوردهام که این ناراحتی ها ناشی از آن است خواهش می کنم جواب بدهید . و دیگر هیچ چیز مرا شاد نمی کند، حتی گوش کردن موسیقی.

  • ملیحه
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۳:۱۳ ق.ظ

    راستی من هنوز ایمیلی ندارم که جواب را برایم بفرستید ولی نیاز شدیدی به راهنمایی دارم چن بار می خواستم خود کسی کنم ولی پشیمان شدم چند بار هم به خاطر فشار روانی زیادی که به من وارد شده کارم به بیمارستن کشیده شده به خاطر خدا هم که شده جواب مرا بدهید اگر می شود به صورت پیامی در سایت ثبت کنید. خدانگهدار.

  • ملیحه
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۳:۱۴ ق.ظ

    می دانم که اینجا برای نظرات است ولی خواهش میکنم کمکم کنید.

  • سحر شهاب
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۹ ق.ظ

    خانم ملیحه عزیز
    فکر میکنم همین که در اینترنت میگردید و به دنبال پاسخی برای مشکل خودتان هستید، خودش قدم بزرگی برای رفع مشکل شما باشد. من پیشنهاد میکنم که یک نشانی ای-میل برای خودتان بسازید تا بتوانیم بیشتر صحبت کنیم. هرچند که من اطمینان دارم گفتگو با یک مشاور بسیار مفیدتر از گفتگو با یک مترجم است، اما اگر کمکی از دستم بر بیاید دریغ نخواهم کرد.

  • maral
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۴۵ ب.ظ

    moshkelet chie azize delam malihe jan
    be khodam begu
    inam emailame
    [email protected]

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۸ ب.ظ

    با این که دیره ولی بهتره جواب بدم
    آقای ریچارد کوگان خدا نیستن
    عشق به هنر دلیلی بر این که بخوام بگم هنرمندم نیست
    جمله انگلیسی خیلی بی ربط بود کی گفت می خوام از راه فهمیده نشدن خودم را هنرمند جلوه بدم با این که باز هم بی ربط بود چون من هنرمند نیستم
    آقای کوگان هم مطمئنا هنر را می خواد از دریچه زندگی شخصی دیگران بررسی کنه البته یک راهه ولی نه برای هنرمند واقعی که باید هنر را مستقل ببینه و فقط راجع به اون بحث کنه نه این که اون را به یک ناهنجاری ربط بده(با این که هنوز قبولش ندارم)وتعمیمش بده
    آخر این که شماهم از همان صنف هستید چون سعی کردید نظر را به شخصیت بنده ربط بدید و کمی تا قسمتی توهین کنید این نظر من رو تایید کرد
    خیلی خوبه آدم خودش رو از این تنگ نظری ها رها کنه و قبل از این که وارد زندگی شخصی دیگران بشه بدون غرض به درستی و ارزشمندی کار اون نگاه کنه

  • ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۸۵ در ۲:۵۰ ب.ظ

    از همه کسانی که در مورد صحت گفته ها شک دارند خواهش می کنم به آثاری ازRACHMANINOV گوش دهند. (…)

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۱:۲۰ ب.ظ

    bebinnid azizan be nazare man har kasi be ye chizi asheghe,har kasi vaghty be nahayate jonon mirese mitone ye estedadiro boroz bede ke hichkase digei to donya nemitone on estedado dashte bashe,kamelan in matn ro mipaziram

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۱:۲۶ ب.ظ

    rasty ba goftehaye khanome zeynab aslan movafegh nistam ,ma inja bishtar az halate jonon va khalagiyat harf mizanim na az tarihke moosighi shayad age ahle ravan boodid mitonestid behtar dark konid

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱:۲۰ ق.ظ

    واقعا ، شماها فکر می کنید که ، ماها دیوانه ایم ؛ و خودتون سالمید.
    ای پرستو، سخنت لاف گزافست ، خموش؛
    از دم صبح ازل تا آخر شام ابد.

  • ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۶ در ۲:۰۵ ب.ظ

    باسلام
    موسیقی درمانی راجع به بیماران اوتیسم کاربرد بسیار دارد خواهشمند است مطالبی در این خصوص ارائه شود . با تشکر

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    that was so afntastic

  • آریا
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۷ در ۷:۰۴ ب.ظ

    خیلی دوست دارم بدونم اسکات ژاپلین موقع نوشتن Maple Leaf Rag تو چه حالت روانی ای بوده!
    (آخه آهنگه هم خیلی عجیب غریب ه هم بی نهایت خلاقانه)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر در سال های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ تورهای کنسرتی را، پیش از بازگشتن به آمریکا، در آفریقای جنوبی و استرالیا برگزار کرد (در واقع، در استرالیا بود که برای اولین بار به اجرای سولو در کنسرت کلاسیک با ارکستر سمفونیک سیدنی پرداخت). ادلر در دهه ۴۰ همراه با پاول دریپر (Paul Draper)، رقصنده، تورهایی را در ایالت های مختلف آمریکا برگزار کرد و آنها همچنین با برنامه های خود، اسباب سرگرمی سربازان آمریکایی را در آفریقا و خاور میانه فراهم آوردند.
دختر بچه ای با آوای یک ستاره کهنه کار

دختر بچه ای با آوای یک ستاره کهنه کار

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

هنرمند در جایگاه یک انسان و در طی دوران زندگی هنری خود، همواره با عوامل تاثیرگذار مستقیم و غیر مستقیمی روبروست که این عوامل می توانند به شکل تهدیداتی در برابر مسیر مستمر زندگی هنری و موفقیت او جلوه گر گردند.
موسیقی آفریقای جنوبی (VIII)

موسیقی آفریقای جنوبی (VIII)

سنت پاپ/راک هنوز هم در آفریقای جنوبی رایج است اما با پیشرفت و تنوعی بیشتر. گروه هایی مانند “Springbok Nude Girls”، که شاید بتوان گفت یکی از بهترین گروه های راک آفریقای جنوبی در دهه ۹۰ است، به موسیقی گیتار محور و سخت تر روی آوردند. با این حال گروه های تحسین شده ای مانند “Fetish” نیز به تجربه گرایی با صداهای الکترونیکی با استفاده از کامپیوتر ها و سمپل ها روی آوردند.
ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

طبق رسم معهود به تاریخ ۲۵/۲/۸۸ که اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته تعریف شده بود، در دریکنده بابل زادگاه مکرمه قنبری به گرد هم در آمدیم. دامنه این حرکت فرهنگی و هنری آنچنان وسیع و گسترده بود که به کاتالوگی تاریخمند مبدل شد که در قالب ورک شاب شکل گرفت. مرتبه و جایگاه وجودی این مراسم به لحاظ معنویتی که در ذات و جوهره آن بود، تحسین ملی را برانگیخت که محل اقبال تجربه ای تاریخمند و ماندگار شد.
شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

جشنواره شمسه به همت شهرداری تهران در بخشهای مختلف هنری فرخوان خود را منتشر کرده است؛ این دومین جشنواره شمسه است که سال گذشته اولین تجربه اجرایی خود را به روی صحنه برد. امروز شیوه داوری این جشنواره را روی سایت می بینید که توسط آقای امیرآهنگ هاشمی تالیف و تدوین شده است:
فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران با گواهینامه ثبتی از وزارت کار و امور اجتماعی (۱۳۷۷)، تائید شده سازمان بین المللی کار ILO در ژنو (۱۳۷۶)، دارای گواهینامه عضویت در فدراسیون بین المللی موسیقیدانان FIM به مرکزیت پاریس (۱۳۸۷) می باشد. اهداف انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران طبق اساسنامه تایید شده وزارت کار، حمایت از حقوق مدنی، خواسته های صنفی و قانونی هنرمندان عضو می باشد.
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

هنرجویان و دانشجویان موسیقی در تمام دورانِ آموزش بطور دائم در گیرِ متدهای مختلف آموزشی هستند و البته هیچگاه هم این متدها توسط مدرسان بطور کامل آموزش داده نمی شوند!