ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

Christian Friedrich Daniel Schubart , 1739 - 1791
Christian Friedrich Daniel Schubart , 1739 - 1791
کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.

مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید.

F Major : ادب، خوش رویی و آرامش.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد.

A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن.

www.wmich.edu

39 دیدگاه

  • هنگامه
    ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۵ در ۷:۲۶ ب.ظ

    جالب بود پس نتیجه می گیرم خانمها و آقایان آهنگساز احتمالا از گامهای متفاوتی استفاده می کنند نه؟

  • AMIR
    ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۵ ب.ظ

    JALEB BUD AMA BE NAZARE SHOMA IN HARFA SALIGHEI NIST?

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۱۲ ق.ظ

    درود بر شما و روان پاک شوبارت.
    “برداشتهای” مرحوم شوبارت بسیار جالب و خواندنی هست.اما من با شما که می گویید “دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.” مخالفم.
    آنچه که می تواند در آهنگسازی به ما کمک کند دانستن درست تئوری موسیقی است.احساس گامها را خود هنرمند باید کشف کند. گام مثل رنگ برای نقاش است.برای همه زرد نماد تنفر نیست و D Minor نشانی از افسردگی زنانه ندارد!پس هر چه احساسات هنرمند بکرتر باشد هنرش نیز بکر تر است. البته بحث در این باره بسیار است که بنده به علت ذیغ جا نمی توانم همه نظریاتم را در این مقال بگنجانم.
    سپاس از نوشته های آموزنده و زیبایتان.

  • ali
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۲۶ ق.ظ

    با سلام
    مدتهاست که از مطالب پر ارزشتان استفاده می کنم.در کشوری که موسیقی براحتی توسط مسوولین سازمانهای به ظاهر فرهنگی طرد می شود اقدام شما گامی بزرگ و ارزشمند در جهت آموزش همگانی موسیقی(که در زمان ساسانیان و ظاهرا امروز متعلق به قشر خاصی بوده است)می باشد.

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۸:۵۳ ق.ظ

    البته تاثیرات متفاوت مودها و گامهای مختلف موسیقی در یونان باستان جزئ اصول لاینفک موسیقی بوده و پیروان آنان در ایران نیز چنین نظریاتی داشته اند. حال جالب آنکه در حیطه موسیقی میکروتونال چنین مفاهیمی پیچیدگی خاص نشان می دهند.

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۱۰ ق.ظ

    تشکر می کنم از مطلب شما مدتی بود به دنبال این مطلب بودم.

  • سنتور ني
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۳۱ ق.ظ

    دیروز تو روزنامه ی جام جم و سایت بازتاب خوندم استاد یاحقی به رحمت خدا رفته اند
    امیدوارم که این خبر درست نباشه

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۰۲ ب.ظ

    ضمن تشکر از این مقاله زیبا و مفید که موسیقی را به صفات تمثیلی دنیای انسانی ارتباط می دهد به اطلاع دوست عزیز می رسانم که بله استاد دار فانی را ودا گفتند.

  • سنتور ني
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۷:۳۷ ق.ظ

    سلام حمید
    منظورت مثل افلاطون هست؟

  • Negar
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۴:۵۰ ب.ظ

    salam manam ba Mr.Reza movafegham.va mamnun az matalebe jalebetoon.

  • حامی کیوان
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    استاد شوبرت چقدر عمیق موسیقی انالیز می کرد …

  • زينب
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    عالی بود

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۰۹ ب.ظ

    آقا کامیار این زهد و تقوای زنانه که گفتین مشخصه لا مینوره یعنی چه؟با تشکر مطلبی.

  • mostafa
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    واقعا مچکرم انشالله خدا در کارهایتان به شما کمک کند

  • ali
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ در ۶:۱۴ ب.ظ

    waghean matalebe khobi bood,baraye shadie marhom ostad shobert hamegu FATEHAAA

  • reza
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۴۸ ب.ظ

    خیلی خوب بود

  • راخ
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۵ در ۴:۴۲ ب.ظ

    این شوبرت با اون یکی شوبرت نسبتی که نداره؟ها؟

  • TB5005
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۵ در ۸:۰۹ ب.ظ

    بسیارX1000 عالی بود

  • bahman
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۸۶ در ۴:۰۸ ب.ظ

    kheyli ali bud,vali be nazare man gamha dar har keshvar va melliyati mitavanand ehsasate motafaveti biyafarinand

  • سارا
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    سلام.خسته نباشید .میتوانید راجع به موسیقی وصلح به من کمک کنید ؟من دانشجوی رشته معماری هستم وطرحی در مورد موزه صلح دارم که باید رابطه آن را باموسیقی ونت های آن بدانم.برام میل کنید .ممنون.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۶:۴۴ ب.ظ

    daghighan mishe inaro to ahanghaye mokhtalefe ahangsazane jahan peyda kard.
    mamnooooooooooooooooooooonnnnnnnnnn

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۲۲ ق.ظ

    سلام بچه ها.واسه منم خیلی جالب بود.به نظر من تمام این احساسات شخصی به روحیه آدم بستگی داره.من با اککوردها دوستم.با بعضی هاشون خیلی صمیمی هستم.و با بعضی ها زیاد نه.این همون حسه شخصی ما ادمهاست. اگه کسی دوست داشت همصحبت بشیم منو اد کونه توی یاهو مسنجرش .خوشحالم میکنه[email protected]

  • فرشاد
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۴۴ ب.ظ

    سلام:جالب بود

  • ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام به همه من که خودم چند تا ساز درس میدم تا بحال متوجه این موضوع نشدم که هر گامی یک چنین توصیفی داشته باشه ولی ناگفته نمونه که از طریق گوش دادن به آنها همه ما میتونیم احساسشون کنیم مثلا برای یک نوزاد چند ماهه در حال گریه آهنگ رمانس اسپانیایی رو در گام می مینور بنوازید ببینید چطور آرام میشود و در گام دوم همین قطعه یعنی می ماژور میبینید که نوزاد چطور لبخند میزند با تشکر

  • سلمان
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

    بسیار جالب بود…لطفا در مورد گام های اصلی (گام باخ و …)توضیحاتی بدید…ممنونم

  • مونا
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    خیلی عالی بود خیلی دنبال این مطلب گشتم

  • ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۱ در ۶:۳۶ ب.ظ

    تشکر مند زیادم

  • کوروش
    ارسال شده در آذر ۳۰, ۱۳۹۱ در ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام این مطالب در حالت کلی نادرست اثبات نشده هستند و تلقی و سلیقه ی افراد از احساسی است که از گام دریافت می کنند. مثلا به نظر من بار غم و سوگواری گام می مینور بیشتر از فامینور است ولی در این مقاله برعکس این موضوع آمده.

    خلاصه ی کلام اینکه هیچگاه نباید تلاش کرد تا “زبان احساسی موسیقی” را کامپایل و ترجمه به “زبان احساسی متعارف” کرد. هیچ احساسی در دنیای موسیقی معادل کلامی “صرف و صد در صد” ندارد. می توان در مورد حس “کلی” گام های مینور و ماژور صحبت کرد ولی این که بین خود مینور ها و ماژورها به این شکل توصیفی فرق قائل شویم کمی غیر علمی و غیر قابل اثبات است.

    با تشکر از شما.

  • امید
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۱ در ۹:۰۳ ب.ظ

    ماهها بود دنبال همچین چیزی بودم. بالاخره پیداش کردم. دمتون گگگگگگگگگگگگرممممممم.

  • ناطق ناخود اگاه و کنج کاو
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۱ ق.ظ

    من دنبال گام های فرهنگ های مختلف سیاره ی زمین میگردم میشه راهنمایی کنید
    بابا همش دیاتونیک ها ایرانیها بنتاتنیک ها
    کولی اکتاتنیک هگزاتوز کروماتیک بس بقیش چی یه حالی به من بدید تمام گام های اقوام این سیاره رو می خام .

  • میلاد
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۳ در ۹:۳۸ ب.ظ

    اگه واقعآ یه گام انقدر احساس داره پس یه قطعه چیه…!!!

  • مهتاب
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۹۳ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    سلام
    ممنون به خاطر سایت زیباتون
    من درمورد ارتباط رنگ و موسیقی دارم تحقیق می کنم میشه لطفا مطالب مستند برای من ارسال کنید؟
    به زبان اصلی (انگلیسی) هم باشه مشکلی نیست
    ممنون

  • ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۳ در ۸:۱۳ ب.ظ

    در بر شما خانم مهتاب
    از طرف این سایت هیچ ایمیلی ارسال نخواهد شد و تمام مطالب را لازم است در سایت بخوانید.

  • محسن
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۵ در ۳:۰۴ ق.ظ

    به نظرم این نظرات اصلا منطقی نیست
    تفاوتی نمیکنه که چه گامی انتخاب میکنیم
    توی هر گام با توالی درجات مختلف و ریتمهای متنوع میشه انواع و اقسام احساسات رو به زبان موسیقی بیان کرد
    مثلا تم اصلی بازی تاج و تخت در گام دومینور هستش ولی برخلاف این مطلب که گفته دومینور تجلی حس سوگواریه! این اهنگ به شدت نشاط اور شاده

  • رامین عیوض زاده
    ارسال شده در آبان ۴, ۱۳۹۶ در ۲:۳۶ ق.ظ

    این گام ها شاید در زمان اون شوبارت به دلیل نبود سیستم اعتدال مساوی باخ باهم فرق میکردن هرچند اون زمان هم حرف ایشون قابل استناد نبوده چون یه نظر شخصی هست…مثل این میمونه بگیم رنگ آبی بهتر از رنگ قرمزه این یک نظر شخصیه…..
    بعداز دوران باخ که سیستم اعتدال مساوی پایه گذاری شد و فواصل گام های مختلف در مدهای یکسان با تنالیته مختلف که هیچ فرقی باهم ندارن طبیعتا احساسشون هم هیچ تفاوتی نداره

  • واقعا
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۱:۱۰ ب.ظ

    واقعا جالبه همین چیزی که گفته دقیقا برابر با همون احساسی هست که داریم
    چون صدای انسان از دل میاد و هر چیتو دلش باشه رو نشون میده
    پس مثله یه درمان میمونه
    امتحان کنید
    حتما متوجه شگفتی این استاد بزرگ میشید.

  • رضا شيركاني
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۹۷ در ۵:۳۰ ق.ظ

    این دیدگاه کاملا اشتباه است و ناشی از درک نادرست از مفهوم مد و گام و تونالیته میباشد.کاراکتر و احساس تونالیته ای که بر اساس مد ماژور ساخته شده ، فرقی نداره که در گام دو ماژور یا سل ماژور یا … باشد.تغییر نوت تونیک یک گام تأثیری در شخصیت و مفهوم حسی گام ندارد بلکه این تغییرات مدالیته است که حال و هوا و کاراکتر تونالیته را تعریف میکند. مد ماژور ، انواع مینورها، مد میکسولیدین،مد بلوز،مد هانگاریان و…هر یک حال و هوای متفاوتی را عنوان میکنند،حال بستگی دارد که آهنگساز با توجه به کاراکترِ تونالیته و موسیقی اش چه مدالیته ای در پی گیرد…

  • حسین
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۷ در ۲:۰۵ ب.ظ

    با سلام. ممنون از نظر آقای رضا شیرکانی و بنظر من نیز ایشون دارن درست میفرمان.

  • علیرضا
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۷ در ۹:۴۳ ب.ظ

    فرکانس دقیقا معادل بازیر و بمی تیست یعنی اگر شدت صدا زیادتر شود در یک فرکانس یکسان احساس زیر بودن بیشتر می شود پس فرکانس می تواند حس متفاوتی ایجاد کند یعنی اینکه گامهای مازور بواسطه اینکه نسبت درجاتشان برابر است یک حس ندارند چون فرکانسشان فرق دارد و دریافت مغز علاوه بر نسبت نتها به فرکانس انها هم بستگی دارد ولی اینکه قطعا بگوییم که هر گام چه حسی دارد تاحدی فردی سلیقه ای و وابسته به فرهنگ وزمینه قبلی شخص دارد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

به بهانه اجرای کنسرتو ویلن اثر بهزاد رنجبران با ارکستر سمفونیک ایندیاناپلیس و تکنوازی جوشا بل
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

پس از آن او به نوشته‌ای از خودش اشاره کرد با عنوان «شکافتن یک بافته» (درباره‌ی «پرسه در آیینه» اثر «محمدرضا فیاض») که در «فرهنگ و آهنگ» شماره ۱۷ منتشر شده بود، که در متن آن هم به شکلی واضح (و دامنه‌دارتر از نوشته قبلی) تجزیه و تحلیل موسیقی به کار گرفته شده است (قسمت ۱، قسمت ۲). همچنین نوشته‌ی خود «محمدرضا فیاض» با عنوان «رمزگشایی راز نو» منتشر شده در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۲ همین تکنیک را به شکل گسترده‌تر به کار گرفته است.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (IV)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (IV)

در این مورد که غزلهای حافظ همان اشعار خواجوی کرمانی هستند اما با اندکی تغییر چیزی نمی گویم چرا که عاقلان دانند. اما خود پژوهشگر هم در چند سطر بعد در مورد «تغییر اندک» شک کرده و چرخشی جدید به «پژوهش» داده است: «حافظ تنها یک کلمه را “تغییر” نداده بلکه با جایگزین کردن آن توسط “واژه مناسب” اساس آن اشعار را در بافت، ساخت، شکل، موسیقی متن، تصویرسازی، عاطفه، تخیل و خلاصه محتوی، دگرگون کرده و شاهکاری بی نظیر آفریده است» (۲) (ص ۵۶).
انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم مجموعه‌ای تحت عنوان “آشنایی با موسیقی‌” در مرداد ماه سال جاری منتشر نموده که شامل ۶ عدد دی‏وی‏دی است با عناوین “۱- معرفی دوره و مقدمه‏ای بر موسیقی” ، “۲- مقدمه‏ای بر سازشناسی و فرم‏های موسیقی” ، “۳- مبانی ریتم” ، ” ۴- ریتم جز، پاپ و کلاسیک” ، “۵- ملودی: نت و گام” ، “۶- ملودی: موتسارت و واگنر”.
هنر پدیده ای انضمامی (I)

هنر پدیده ای انضمامی (I)

طی سال های گذشته، تغییرات بسیاری در تصورات ما از صدا و در ادامه از اثر موسیقایی به وجود آمده است. بنیه ی یک اثر موسیقایی وابسته به صداست و ریشه ی این صدا در دامان اجتماع و تحولات جاری در آن شکل می یابد. ثمره ی این تلاقی و رویارویی این که امروز میان هنرمند و اجتماع، هنرمند و دولت، هنرمند و مردم هیچ رابطه ی آرام و صلح آمیزی وجود ندارد. عدم این همبستگی ها منجر به خشونت و ظهور صداهای ناخوشایند شده است.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (III)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (III)

علت خاصی ندارد. همان‌گونه که گفتم از سال ۲۰۰۰ به بعد بیشتر برای سازهای زهی قطعه ساخته‌ام. یکی از دلایلش این است که سازهای زهی به‌راحتی می‌توانند ربع پرده‌های موسیقی ایران را بنوازند؛ اما برای سازهای بادی مخصوصاً سازهای بادی اروپایی این مساله خیلی مشکل است. به‌طور مثال در موسیقی ایرانی توسط نوازندگان تعزیه با یکسری تمحیداتی که روی ترومپت انجام می‌دهند می‌توانند به‌راحتی ربع پرده‌ها را بنوازند. ولی موسیقیدان‌های اروپایی یا آمریکایی نمی‌توانند ربع پرده‌ها را بنوازند. برای همین مجبور هستیم ترومپت را عوض کنیم و یا آن را تغییر بدهیم؛ همان کاری که من کردم. یک پیستون به آن اضافه کنیم که بتواند ربع پرده‌ها را هم بنوازد. درباره سازهای بادی اروپا هم این مساله هست هرچند برخی از این سازها قادر به نواختن ربع پرده‌ها هستند اما برخی مثل ابوا نمی‌توانند ربع پرده بنوازند. برای اینکه سیستم فرانسوی این ساز تماماً با کلید است و قادر نیست ربع پرده بزند مگر اینکه ابوای وینی باشد که برخی سوراخ‌های آن با دست گرفته می‌شود و نوازنده‌ها می‌توانند ربع پرده با آن بزنند و یا ابوای باروک که اگر کسی بخواهد می‌تواند با آن ربع پرده بنوازد.
پیانو – کوک ، قسمت دوم

پیانو – کوک ، قسمت دوم

پیانو چه مواقعی نیاز به کوک کردن دارد؟ Steinway & Sons می گوید : “مهم نیست که پیانو شما از چه مارکی باشد، چه کسی آنرا قبلآ کوک کرده باشد و در چه شرایط آب و هوایی باشد. طبیعت پیانو در این هست که به تدریج از کوک خارج شود.”
آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)
نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

چنان‌چه بخواهیم خلاصه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی شوِنبرگ به دست بیاوریم باید در مفهومِ “Grundgestalt” (شکلِ بنیادین) غور کنیم. در اینجا چند پیش‌فرض بنیادین شوِنبرگ را – که نه صراحتاً در نوشتارش آمده، بلکه از آناکاوی و کالبدشکافی نوشتارش به دست می‌آید – بررسی می‌کنیم.