ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

Christian Friedrich Daniel Schubart , 1739 - 1791
Christian Friedrich Daniel Schubart , 1739 - 1791
کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.

مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید.

F Major : ادب، خوش رویی و آرامش.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد.

A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن.

www.wmich.edu

35 دیدگاه

  • هنگامه
    ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۵ در ۷:۲۶ ب.ظ

    جالب بود پس نتیجه می گیرم خانمها و آقایان آهنگساز احتمالا از گامهای متفاوتی استفاده می کنند نه؟

  • AMIR
    ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۵ ب.ظ

    JALEB BUD AMA BE NAZARE SHOMA IN HARFA SALIGHEI NIST?

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۱۲ ق.ظ

    درود بر شما و روان پاک شوبارت.
    “برداشتهای” مرحوم شوبارت بسیار جالب و خواندنی هست.اما من با شما که می گویید “دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.” مخالفم.
    آنچه که می تواند در آهنگسازی به ما کمک کند دانستن درست تئوری موسیقی است.احساس گامها را خود هنرمند باید کشف کند. گام مثل رنگ برای نقاش است.برای همه زرد نماد تنفر نیست و D Minor نشانی از افسردگی زنانه ندارد!پس هر چه احساسات هنرمند بکرتر باشد هنرش نیز بکر تر است. البته بحث در این باره بسیار است که بنده به علت ذیغ جا نمی توانم همه نظریاتم را در این مقال بگنجانم.
    سپاس از نوشته های آموزنده و زیبایتان.

  • ali
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۲۶ ق.ظ

    با سلام
    مدتهاست که از مطالب پر ارزشتان استفاده می کنم.در کشوری که موسیقی براحتی توسط مسوولین سازمانهای به ظاهر فرهنگی طرد می شود اقدام شما گامی بزرگ و ارزشمند در جهت آموزش همگانی موسیقی(که در زمان ساسانیان و ظاهرا امروز متعلق به قشر خاصی بوده است)می باشد.

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۸:۵۳ ق.ظ

    البته تاثیرات متفاوت مودها و گامهای مختلف موسیقی در یونان باستان جزئ اصول لاینفک موسیقی بوده و پیروان آنان در ایران نیز چنین نظریاتی داشته اند. حال جالب آنکه در حیطه موسیقی میکروتونال چنین مفاهیمی پیچیدگی خاص نشان می دهند.

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۱۰ ق.ظ

    تشکر می کنم از مطلب شما مدتی بود به دنبال این مطلب بودم.

  • سنتور ني
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۳۱ ق.ظ

    دیروز تو روزنامه ی جام جم و سایت بازتاب خوندم استاد یاحقی به رحمت خدا رفته اند
    امیدوارم که این خبر درست نباشه

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۰۲ ب.ظ

    ضمن تشکر از این مقاله زیبا و مفید که موسیقی را به صفات تمثیلی دنیای انسانی ارتباط می دهد به اطلاع دوست عزیز می رسانم که بله استاد دار فانی را ودا گفتند.

  • سنتور ني
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۷:۳۷ ق.ظ

    سلام حمید
    منظورت مثل افلاطون هست؟

  • Negar
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۴:۵۰ ب.ظ

    salam manam ba Mr.Reza movafegham.va mamnun az matalebe jalebetoon.

  • حامی کیوان
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    استاد شوبرت چقدر عمیق موسیقی انالیز می کرد …

  • زينب
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    عالی بود

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۰۹ ب.ظ

    آقا کامیار این زهد و تقوای زنانه که گفتین مشخصه لا مینوره یعنی چه؟با تشکر مطلبی.

  • mostafa
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    واقعا مچکرم انشالله خدا در کارهایتان به شما کمک کند

  • ali
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ در ۶:۱۴ ب.ظ

    waghean matalebe khobi bood,baraye shadie marhom ostad shobert hamegu FATEHAAA

  • reza
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۴۸ ب.ظ

    خیلی خوب بود

  • راخ
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۵ در ۴:۴۲ ب.ظ

    این شوبرت با اون یکی شوبرت نسبتی که نداره؟ها؟

  • TB5005
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۵ در ۸:۰۹ ب.ظ

    بسیارX1000 عالی بود

  • bahman
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۸۶ در ۴:۰۸ ب.ظ

    kheyli ali bud,vali be nazare man gamha dar har keshvar va melliyati mitavanand ehsasate motafaveti biyafarinand

  • سارا
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    سلام.خسته نباشید .میتوانید راجع به موسیقی وصلح به من کمک کنید ؟من دانشجوی رشته معماری هستم وطرحی در مورد موزه صلح دارم که باید رابطه آن را باموسیقی ونت های آن بدانم.برام میل کنید .ممنون.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۶:۴۴ ب.ظ

    daghighan mishe inaro to ahanghaye mokhtalefe ahangsazane jahan peyda kard.
    mamnooooooooooooooooooooonnnnnnnnnn

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۲۲ ق.ظ

    سلام بچه ها.واسه منم خیلی جالب بود.به نظر من تمام این احساسات شخصی به روحیه آدم بستگی داره.من با اککوردها دوستم.با بعضی هاشون خیلی صمیمی هستم.و با بعضی ها زیاد نه.این همون حسه شخصی ما ادمهاست. اگه کسی دوست داشت همصحبت بشیم منو اد کونه توی یاهو مسنجرش .خوشحالم میکنه[email protected]

  • فرشاد
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۴۴ ب.ظ

    سلام:جالب بود

  • ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام به همه من که خودم چند تا ساز درس میدم تا بحال متوجه این موضوع نشدم که هر گامی یک چنین توصیفی داشته باشه ولی ناگفته نمونه که از طریق گوش دادن به آنها همه ما میتونیم احساسشون کنیم مثلا برای یک نوزاد چند ماهه در حال گریه آهنگ رمانس اسپانیایی رو در گام می مینور بنوازید ببینید چطور آرام میشود و در گام دوم همین قطعه یعنی می ماژور میبینید که نوزاد چطور لبخند میزند با تشکر

  • سلمان
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

    بسیار جالب بود…لطفا در مورد گام های اصلی (گام باخ و …)توضیحاتی بدید…ممنونم

  • مونا
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ در ۳:۲۴ ب.ظ

    خیلی عالی بود خیلی دنبال این مطلب گشتم

  • ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۱ در ۶:۳۶ ب.ظ

    تشکر مند زیادم

  • کوروش
    ارسال شده در آذر ۳۰, ۱۳۹۱ در ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام این مطالب در حالت کلی نادرست اثبات نشده هستند و تلقی و سلیقه ی افراد از احساسی است که از گام دریافت می کنند. مثلا به نظر من بار غم و سوگواری گام می مینور بیشتر از فامینور است ولی در این مقاله برعکس این موضوع آمده.

    خلاصه ی کلام اینکه هیچگاه نباید تلاش کرد تا “زبان احساسی موسیقی” را کامپایل و ترجمه به “زبان احساسی متعارف” کرد. هیچ احساسی در دنیای موسیقی معادل کلامی “صرف و صد در صد” ندارد. می توان در مورد حس “کلی” گام های مینور و ماژور صحبت کرد ولی این که بین خود مینور ها و ماژورها به این شکل توصیفی فرق قائل شویم کمی غیر علمی و غیر قابل اثبات است.

    با تشکر از شما.

  • امید
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۱ در ۹:۰۳ ب.ظ

    ماهها بود دنبال همچین چیزی بودم. بالاخره پیداش کردم. دمتون گگگگگگگگگگگگرممممممم.

  • ناطق ناخود اگاه و کنج کاو
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۱ ق.ظ

    من دنبال گام های فرهنگ های مختلف سیاره ی زمین میگردم میشه راهنمایی کنید
    بابا همش دیاتونیک ها ایرانیها بنتاتنیک ها
    کولی اکتاتنیک هگزاتوز کروماتیک بس بقیش چی یه حالی به من بدید تمام گام های اقوام این سیاره رو می خام .

  • میلاد
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۳ در ۹:۳۸ ب.ظ

    اگه واقعآ یه گام انقدر احساس داره پس یه قطعه چیه…!!!

  • مهتاب
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۹۳ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    سلام
    ممنون به خاطر سایت زیباتون
    من درمورد ارتباط رنگ و موسیقی دارم تحقیق می کنم میشه لطفا مطالب مستند برای من ارسال کنید؟
    به زبان اصلی (انگلیسی) هم باشه مشکلی نیست
    ممنون

  • ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۳ در ۸:۱۳ ب.ظ

    در بر شما خانم مهتاب
    از طرف این سایت هیچ ایمیلی ارسال نخواهد شد و تمام مطالب را لازم است در سایت بخوانید.

  • محسن
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۵ در ۳:۰۴ ق.ظ

    به نظرم این نظرات اصلا منطقی نیست
    تفاوتی نمیکنه که چه گامی انتخاب میکنیم
    توی هر گام با توالی درجات مختلف و ریتمهای متنوع میشه انواع و اقسام احساسات رو به زبان موسیقی بیان کرد
    مثلا تم اصلی بازی تاج و تخت در گام دومینور هستش ولی برخلاف این مطلب که گفته دومینور تجلی حس سوگواریه! این اهنگ به شدت نشاط اور شاده

  • رامین عیوض زاده
    ارسال شده در آبان ۴, ۱۳۹۶ در ۲:۳۶ ق.ظ

    این گام ها شاید در زمان اون شوبارت به دلیل نبود سیستم اعتدال مساوی باخ باهم فرق میکردن هرچند اون زمان هم حرف ایشون قابل استناد نبوده چون یه نظر شخصی هست…مثل این میمونه بگیم رنگ آبی بهتر از رنگ قرمزه این یک نظر شخصیه…..
    بعداز دوران باخ که سیستم اعتدال مساوی پایه گذاری شد و فواصل گام های مختلف در مدهای یکسان با تنالیته مختلف که هیچ فرقی باهم ندارن طبیعتا احساسشون هم هیچ تفاوتی نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

طراحی وب سایت

طراحی وب سایت

گروه طراحان «هفت رنگ آسمان»، قصد دارد با تخفیفی ویژه هنرمندان، به طراحی وب سایت بپردازد.
جو پس

جو پس

جو پس (Joe Pass) در ۲۳ ژانویه سال ۱۹۲۹ در نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد . وی یکی از برترین نوازندگان معاصردر نوازندگی گیتار جز در جهان بود . وی ابداع کننده شیوه های جدیدی چه در هارمونی و چه در سبک نوازندگی جز بود . اجرای موسیقی کنترپوانی در حین بداهه نوازی و آکوردهایی ملودیک افق های جدیدی را در نوازندگی برای سایر نوازندگان بوجود آورد.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (I)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (I)

موسیقی راز غریبی است؛ امروز آن را تنها یک هنر می‌دانیم در حالی که در زمان باستان در بسیاری از نقاط جهان خود زندگی بوده است. در آن دوران موسیقی بخش مجزایی از زندگی مردم نبود که بتوان آن را به سادگی حذف کرد و نادیده گرفت. البته هنوز هم شاهد ردپاهایی از این میراث گذشته در خطه‌هایی از دنیا هستیم: موسیقی برای بومیان استرلیا و آفریقایی‌ها هنوز هم مفهمومی فراتر از هنر دارد.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
جنیس جاپلین

جنیس جاپلین

جنیس جاپلین در یکی از مشهورترین ترانه های خود، Piece of My Heart میگوید:”یک زن هم میتواند خشن باشد، این را به تو ثابت میکنم، عزیز من” و او این بیت از ترانه اش را در زندگی واقعی خود به اثبات رساند. او با قوانین مردانه زندگی میکرد و در کار موسیقی و زندگی شخصی، پایبند اصول زنانه نبود. به همین دلیل توانست به زوایایی از زندگی و اجتماع دست یابد که عده بسیار اندکی از زنان سفیدپوست فقط جرات فکر کردن به آن را داشتند.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (IV)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (IV)

آفرینش گوشه‌های جدید البته کمتر از آفرینش یک دستگاه جدید خارج از حوزه‌ی آفرینش هنری قرار دارد و شواهدی اندک از چنین فعالیتی در تاریخ موسیقی ما باقی مانده است. برای مثال گوشه‌ای هست که به نام «محمد صادق‌ خان» (سرورالملک) ثبت شده است؛ یا در مورد افزوده شدن «گرایلی شستی» توسط آقاحسینقلی روایت‌هایی نقل می‌شود.
منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.