نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.

حرکت به سوی اسطوره های غیرقابل فهم مادرزادی و رمز و راز لبریز شده از مفاهیم و معانی مستتر در صوت برای دستیابی به معانی متکثر درون آن ما را به سوی ضد ابزاری ترین عنصر موسیقایی(صوت) سوق داده است.

با همین تصور است که موسیقیدان این عصر، تداعی های معناشناختی در صوت را که به کنکاش کشیده و گزین گویی و ایجاز را به ایده های صوتی مبدل می کند زیرا معتقد است که در صورت منفرد با سکون تصادم خواهد کرد.

اگرچه زبان موسیقایی در نیمه دوم قرن، بری از اصل توسعه و دگردیسی است اما بخش مهمی از آثار این دوره با تخیل علیه تخیل و کنکاش بین ماده و تخیل آفریده می شود و همین جا است که به آزادی فرم بر اثر عدم آزادی خیانت می شود و این در اثر گریزناپذیری خود اثر هنری است.

پس از جنگ یک بی کرانگی میان زمان حال و گذشته به وجود می آید که در علت فاعلی نوشتار و بازنگری زمان حال و آینده واقع می شود و همین طور یک بی کرانگی امیال و طبایع کوچک «من» که در علت غایی قرار می گیرد.

بنابراین مواد نظام دهنده یی چون استروکتور، فرم و حذف فرم و هارمونی به عنوان فونکسیون شرط لازم برای احراز هویت هنرمند و تحقق هر اثر هنری و معاصر بودن خواهد بود. موسیقیدان این دوره دست به خلق آثاری خواهد زد که برآمد بصیرت فرهنگی اش باشد.

گرچه می داند که «واحد بودن» اثر معیار و امتیازی برای اندازه گیری کیفیت زیبایی شناختی آن اثر نخواهد بود. او می کوشد تا از پیامدهای عینی و ارجاعات باواسطه به صوت دوری کرده و شرایط جدیدی برای گوش دادن فراهم کند زیرا مخاطب نیز خود را با نوعی دیگر از شنیدن رودررو می بیند چرا که خالق مخاطب را از آن خود می داند، همچنین بخشی از ساختار و مصالح آثار خود را در عبور و گذر از آن می یابد.

دیگرگونه بودن موسیقی پس از جنگ که توام بود با عصر بدگمانی سبب شد تا عناصر و مصالح موسیقایی داده های خاصی را مطرح سازند. موسیقیدانان این عصر هرگونه صوتی را به عنوان ماده خام به حساب می آورند. هر پدیده ژنریک را از ساختار روایی جدا کرده و در پی کشف ابعاد مصالح زمان خود هستند چرا که موقعیتی فراهم می شود که ما خود را با مسائل شنیداری زمان خود مواجه سازیم.

***

اگر “نو” را مرتبط با ساختارهای موسیقی کلاسیک ایرانی یا به طور کلی سنت بسنجیم، به ندرت میتوانیم با اثری روبرو شویم که در آن مدرنیته جریان داشته باشد. البته این مشکل مدرنیته نیست، بلکه مشکل در تصوری است که ما از مدرنیته داریم. تصور اولیه و ثانویه ای که از مدرنیته در پس زمینه ذهن برخی از موسیقی دانان ایرانی وجود دارد، ترکیب مقداری عناصر خارجی با عناصر داخلی است.

با وارد کردن این عناصر به هر اثر هنری، اثر خو به خود نو نخواهد شد. گاه ممکن است از و بودن اثری مدت ها بگذرد و در زمره عادت ما به صورت سنت درآید. از این روست که ما میان نو و مدرنیته و میان مدرنیته و معاصر بودن قایل به تفاوت هستیم. ما معاصر با جریان هایی هستیم که از مدرنیته گذر کرده اند و آن را به عنوان عاملی در تحول همه کارها پذیرفته اند.

در آثار آهنگ سازانی چون “لتوسلاوسکی” و “جان کیج” نوعی تکه تکه کردن پایان ناپذیر وجود دارد. جان کیج حتی در شعرهایش نیز این تمهید را به کار میبرد؛ و این پایان ناپذیری، غیر قابل بازگشت به مبداهای اولیه است. در خود مدرنیته نوعی ناهماهنگی به وجود می آید؛ چرا که خود به دنبال تغییر هارمونی کلاسیک بوده است و از این رو، یک باره در مقابل یک دیس هارمونی (Dis harmony) جدید قرار کیگیرد و دیس هارمونی برآیندی می شود از درون خود موسیقی.

بنابراین موسیقی دیگر به دنبال سوبژکتیویته نخواهد گشت. زیرا تمام هنرهایی که امروزه با ما معاصرند، به دنبال همان قطعه قطعه کردن یا شقه کردن سوبژکتیویته و نسبت اش با دیگر عناصر هستند. موسیقی ایران چون نتوانسته است با این جریان همگام شود، به تفکر انتزاعی دست نیافته است، یعنی اکثر آثار موسیقایی بی آن که قدرت بازگشت به گذشته را داشته باشند باید به نقطه ای حرکت کنند که تمامی پارامترها را به کلی به هم بریزند و همه چیز را در شقه شدن صدا ها بنگرند و از این طریق بتوانند ظرفیت موسیقایی کسب کنند.

11 دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۶ در ۲:۴۱ ب.ظ

    چرا اینقدر سخت مینویسید ؟ مگه روان نوشتن چه اشکالی داره ؟ بخدا کسی بهتون نمیگه بیسواد اگه ساده و روان بنویسید…

  • متین
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۸۶ در ۸:۲۱ ب.ظ

    با سلام
    در پاسخ به دوست عزیزمان می خواستم بگویم
    بهتر نیست کمی مطالعه کنید تا پیش زمینه ای برای درک متن های تخصصی، که اتفاقاً در این مورد متن جناب سلطانی به هیچ وجه مغلق و پیچیده نیست، به دست آورید؟
    هر موضوعی به تبع زبان و ادبیات ویژه و منحصر به خود دارد؛ مثلاً یک متن حقوقی یا نوشته ای در مورد سیاست خارجی و… . بدیهی است که نگارنده ی این نوشته ها با این تصور برای رسانه ای مطلب می نویسد که مخاطب با مفاهیم تعریف شده ای که پیش نیاز فهم آن است آشناست، و اگر موردی را نداند کتاب های مرجع بسیاری در هر زمینه وجود دارند که با همین هدف منتشر شده اند. بهتر است ما کمی به خودمان زحمت بدهیم و اگر موضوعی را پیگیری می کنیم و به آن علاقمندیم، جدی تر با شیم و بیاموزیم.
    از آقای سلطانی سپاسگزارم که در شرایطی که اکثریت در پی جذب مخاطب عام، به ساده پسندی و سطحی نویسی روی آورده اند، برای مخاطب خاص، که از سطح بیزار است و احساس جدا افتادگی می کند، می نویسند.
    با آرزوی موفقیت

  • فرید
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۶ در ۲:۴۰ ق.ظ

    درهم شکستن زاده رویا نیست؟
    با تشکر درهم شکستن زاده رویا نیست
    این جمله از کیست؟ یک جمله از شاملو هست که می گوید اگر چیزی میبینی این زاده توهم توست. اساسا جهان جدید بر این بینادی سنتککه داده های بیونی محصول انکشاف درونی است. همان چیزی که کانت گفت اشیائ در من . در مقاله شما به بحثی اشاهر شد درباره مواجهه موسیق دانان با غرب. من یک مقاله یا بهتر بگوییم یک رساله بلند دارم تهیه میکنم که به تحلیل وو بررسی همین موضوع پرداختم.
    با تشکر.
    در ضمن ان دوستی که گفته روان بنویسد من که ناروانی نیدیم شما کمی خود را بالا ببرید تا به مقصود گوینده برسید

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۴:۱۷ ب.ظ

    من تصمیم گرفتم مطالعه کنم تا با پیش زمینه ای برای درک متن های تخصصی،خودم را بالا برده و سپس از متن فوق استفاده نمایم

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    نوشتن برای مخاطب خاص الزاما مترادف با بیان پیچیده نیست.
    محتوای عمیق را میتوان با واژه های ساده هم بیان کرد(که خود نیز هنریست)
    مگر نه اینکه کلمات صرفه محملی برای انتقال معانی است؟
    با این حال بنده به سهم خودم از زحمات آقای سلطانی تشکر میکنم.

  • علی
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۳۰ ق.ظ

    زیبایی ساده است و سادگی زیباست ولی برای رسیدن به سادگی باید از پیچیدگی های زیادی گذشت.

  • taknawaz
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۴ ب.ظ

    پس از جنگ یک بی کرانگی میان زمان حال و گذشته به وجود می آید که در علت فاعلی نوشتار و بازنگری زمان حال و آینده واقع می شود و همین طور یک بی کرانگی امیال و طبایع کوچک «من» که در علت غایی قرار می گیرد!!!!!!!text

    من از توانائی دریافت مطلب متوسطی برخوردارهستم.فارسی را اما, بسیار خوب میشناسم و درک می کنم.

    یادداشت آقای سلطانی

    یاترجمه بسیار بد وناشیانه ای ست از نوشته ای پیچیده یا زائیده ذهنی نامنسجم بی انضباط و شلخته.

    چند جمله نقل شده بالا اما بکلی یاوه است و فاقد معنا.

  • امير م
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱:۱۷ ب.ظ

    کسی که مطلبی را خوب فهمیده باشداینگونه نمی نویسد…این متن خیلی مصنوعیه و احتمالا ترجممه آماتوره

  • محسن
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ب.ظ

    من فوق لیسانس مهندسی دارم و اهل مطالعه و ادبیات و موسیقی و… هم هستم و با امیر موافقم. تخصصی ترین متون را با زبان ساده می توان بیان کرد ولی نحوه نگارش این متن خوب نیست بی جهت ثقیل نوشته شده است. امیدوارم آقای سلطانی تعبیر منفی نکنند ولی بنظر من وقتی آدم نسبت به یه موضوع اشراف و تسلط کامل داره و اون موضوع رو هضم کرده میتونه با ساده ترین کلام آنرا بیان کنه و در غیر اینصورت عبارتهای سنگین و ثقیل بکار میبره و فرق نمیکنه مطلب تالیف خودش باشه و یا ترجمه باشه.

  • شبدیز
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۵:۲۴ ب.ظ

    خواننده ای که موسیقی قاجاری را متحول کرد یکی ادیب خوانساری بود و یکی اکبر گلپایگانی
    پیشرفت آواز در ۱۰ سال اخیر مدیون این ۲ هست

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۶:۰۰ ب.ظ

    با شبدیز موافقم
    ادیب آواز را فاخر کرد و گلپا کافه ای

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «ناشنیده‌ها (۱)»

حاشیه‌هایی چون بی‌سلیقگی در گرافیک، بی‌دقتی فوق‌العاده در متن‌ها و ترجمه، ضبط بی‌کیفیت، ناکوکی آزاردهنده‌ی پیانو و حتا رابطه‌ی نقاشی و موسیقی که در دفترچه‌ی سی‌دی آب و تاب زیادی از زبان نوازنده و نقاش داده شده (فارغ از این که در اصل امکان‌پذیری یا ارزشمندی چنین رابطه‌ای چون و چرا شود) نباید موجب پنهان شدن ارزش اصلی آلبوم «ناشنیده‌ها ۱» از دیده‌ی تیزبین و زیباپسند شود.

کتاب «مبانی عود نوازی» نوشته حمید خوانساری منتشر شد

کتاب «مبانی عود نوازی» نشر «نای و نی» منتشر شد. حمید خوانساری نوازنده و مدرس عود و تار، تالیف این کتاب را به عهده داشته است. این کتاب برای آموزش ساز عود (بربط) از سطح مقدماتی تنظیم و تدوین شده است و به همراه یک سی دی صوتی منتشر شده است.

از روزهای گذشته…

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

«سرپاس مختاری» با تمام قوا در برابر نیروهایی که مقابل شاه ایستاده بودند، قرار گرفته و حاضر به کوچکترین انعطافی نبود و همین موضوع دستان هنرمند او را آلودهء خون کسانی کرد که بسیاری از آنها برای پیشرفت ایران مبارزه می‌کردند.
قمرالملوک وزیری

قمرالملوک وزیری

بانو قمر الملوک وزیری در سال ۱۲۸۱ به دنیا آمد. وی در همان کودکی مادر خود را از دست داد و او همراه مادر بزرگش خیرالنساء زندگی میکرد. خیرالنسأ از مرثیه خوانان و روضه خوانان حرم ناصری بود و ملقب به افتخارالذّاکرین گردید. آواز خواندن به تقلید از صدای مادربزرگ قمر را به خواندن علاقمند کرد؛ قمر میگوید: «من مدیون همان تربیت اولیّه خود هستم. چون خواندن همراه با مادربزرگ به من جرأت خوانندگی در حضور جمع را داد. اولین بار قمر در مجلسی با مرتضی خان نی داوود نوازندۀ تار آشنا شده و مرتضی خان متوجّه میشود که صدای قمر از کیفیّت و توانایی بسیار بالایی بر خوردار است و همین توجّه باعث برخورداری قمر از تعلیمات مرتضی خان نی داود میگردد و این آشنایی باعث میشود که وی توسط مرتضی خان نی داوود به جامعۀ هنری و نیز به مردم معرفی گردد.
«توانایی یا دانایی»

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

شیوه رهبری بی پیرایه دیِگو مَتوز برخلاف شیوه پرشور و حرارت دودامِل است. او با ژست ها و اشاراتش به موزیسین ها اعتماد و معنا می بخشد. دیِگو می گوید: ” رسالت من آفرینش هیجان در مخاطب است، حضور او نیز به همین دلیل است. هر رهبری فرصت انتقال بینشِ خاصِ خود را به مخاطبانش دارد”.
نمودی از جهان متن اثر (XVII)

نمودی از جهان متن اثر (XVII)

شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشته‌ی جوزف کرمن است (۷۸). همان‌طور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایده‌ی مرکزی‌اش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقه‌بندی کور» میسر است.
کاربرد دسیبل در فیزیک صوت

کاربرد دسیبل در فیزیک صوت

اصطلاح دسیبل (Decibel) در بسیاری از مباحث فیزیکی موسیقی و نیز بهنگام استفاده از دستگاههای ضبط و اعمال افکت در استودیوهای موسیقی کاربرد دارد. با وجود اینکه بسیاری از دست اندرکاران موسیقی از این اصطلاح استفاده می کنند دید صحیحی نسبت به این اصطلاح ندارند، در این نوشته سعی می کنیم مفهوم این اصطلاح را برای علاقمندان به موسیقی تشریح کنیم.
امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
آنسامبل «آکو» راهی مسابقات جهانی هارمونیکا

آنسامبل «آکو» راهی مسابقات جهانی هارمونیکا

آنسامبل هارمونیکا آکو (ACHO) به سرپرستی الیاس دژآهنگ در مسابقات جهانی هارمونیکا ۲۰۱۷ شرکت می کند. این اتفاق اولین حضور یک گروه هارمونیکای ایرانی در این مسابقات و در این سطح می باشد. اعضای گروه را الیاس دژآهنگ سرپرست و نوازنده ی کروماتیک، مژگان عبدیان نوازنده ی کروماتیک، محسن دهقانی نوازنده ی کروماتیک، شاهین حسین زاده نوازنده ی کورد (chord) و مسعود داراب نوازنده ی باس تشکیل می دهند.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.