خداوندگار سنتور (I)

فرامرز پایور
فرامرز پایور
مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد. دیگر سنتورنواز چیره دستی وجود نداشت که بتواند راه وی را ادامه دهد زیرا همه آنها کم مایه و کم تجربه بودند. بله مرگ حبیب مصادف شد با مرگ سنتور! در این زمان استاد ابوالحسن صبا (که از شاگردان سماعی بود)، آینده این ساز و همینطور موسیقی ایرانی را در خطر دید و در این راه اقدام به پرورش چندین شاگرد نمود.

سال ۱۳۲۸ نوجوانی ۱۷ ساله به قصد یادگیری سنتور به خانه استاد صبا می رود و استاد نیز به گرمی او را می پذیرد و این آغازگر سالها دوستی و همکاری بین آنها بود. چه کسی فکر می کرد که زمانی همین نوجوان جای حبیب سماعی را بگیرد و آینده موسیقی ایرانی را تغییر دهد.

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن ماه ۱۳۱۱ در تهران دیده به جهان گشود. پدرش استاد زبان فرانسه و نقاش بود و همچنین معرف وی به استاد صبا. پدربزرگش، مصورالدله نیز نقاش مخصوص دربار قاجار بود که آثارش را در کاخهای گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می کنند. این دو، ویولن و سنتور را خوب می نواخنتد و با استادان زمان خود معاشرت داشتند. استاد پایور در چنین خانواده ای رشد و تکامل یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان عسجدی و درالفنون تهران به پایان برد، در سال ۱۳۳۱ به خدمت نظام رفت و در سال ۱۳۳۲ به خدمت وزارت دارایی درآمد. در سال ۱۳۳۳، حسین دهلوی از وی دعوت کرد تا در قطعه « audio fileدئو سنتور» (در سه گاه از ساخته های خود) در کنار داریوش صفوت به نوازندگی بپردازد. در سال ۱۳۳۴ وی قطعاتی از علینقی وزیری را در حضور خود او اجرا کرد و در همین دوران بود که وی اولین قطعه کامل خود را به عنوان « audio file ترانه » (در ماهور) ساخت و یک سال بعد از آن نیز برای مسابقه سنتور از طرف جامعه لیسانسیه های دانشسرای عالی، انتخاب شد. وی در مدت ۶ سال، تمام ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و پیشرفت و استعدادش در کار چنان زیاد بود که بارها توانست در کنار استاد خویش به ضبط در رادیو و اجرای کنسرتهای متعدد بپردازد.

قطعه audio file «گفتگو» که استاد پایور آن را در سال ۱۳۳۵ برای سنتور و ویلون در شور نوشته بود، در همان سال بوسیله سنتور خودش و ویولن استاد صبا ضبط شد. ساخت این قطعه در ۲۴ سالگی، نشانه ذوق و نبوغ سرشار وی و همینطور تسلط کافی بر ردیف موسیقی است. همچنین صفحه ای در دشتی از آن دوران باقی مانده است که استاد پایور در آن به تکنوازی می پردازد و سپس به همراهی ویولن استاد صبا قطعه «تمرین دشتی» (از ساخته های صبا) را اجرا می کند که در آنجا نیز بسیار زیبا و لطیف ساز زده است.

audio file به قسمت تکنوازی سنتور صفحه دشتی گوش کنید.

آثار به بجا مانده از این دوران، کاملا مهارت وی را در سنتورنوازی به اثبات می رساند. استاد پایور بوسیله استاد صبا با حسین تهرانی آشنا شده و از آن به بعد همکاری چندین و چند ساله آنها آغاز می شود. پس از مرگ استاد صبا در ۲۹ آذرماه ۱۳۳۶، پایور اداره تمامی کلاسهای سنتور استاد صبا را بر عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز پرورش داد. وی به آموخته های موسیقایی خود در این حد قناعت نکرد و در کنار آموزش، به یادگیری و تکمیل کردن آموخته های خود از قبیل ردیفهای میرزاحسینقلی و میرزا عبدالله نزد استادانی چون: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، رکن الدین مختاری و موسی معروفی مبادرت ورزید. در همین دوران بود که میراث به جای مانده موسیقی ایرانی را ثبت و به نت درآورد و آن را از خطر نابودی نجات داد. پس از تاسیس تلوزیون در سال ۱۳۳۷، دست به اجرای برنامه های زنده تکنوازی و همنوازی در این رسانه گروهی کرد که در زمان خود گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی ملی بود. وی در دی ماه ۱۳۴۰، اولین کتاب آموزشی خود را به عنوان «دستور سنتور برای مبتدیان» منتشر نمود که با استقبال زیادی نیز مواجه شد. پایور در این کتاب بیشتر به آموزش اتودهای سنتورنوازی پرداخت تا اجرای آهنگها مختلف.

Tehrani,Bahari, Payvar,Saba
صبا، پایور، بهاری، تهرانی
پایور در سال ۱۳۴۲، برای تحصیل زبان به انگلستان رفت و پس ازگذراندن دوره ای سه ساله، موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی، چند برنامه تکنوازی سنتور به همراه سخنرانیهایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاههای لندن و کمبریج اجرا کرد و به قول خودش، تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، پایور ارکستر سازهای ملی (ارکستر فرهنگ و هنر) را تشکیل داد. تکنوازان این گروه فرامرز پایور (سنتور)، هوشنگ ظریف (تار)، رحمت الله بدیعی (کمانچه) و حسن ناهید (نی) بودند. با تاسیس تالار رودکی در سال ۱۳۴۶، فعالیتهای اجرایی استاد پایور و بخصوص این ارکستر افزوده شد وی بسیاری از آثار گذشتگان (از قبیل: درویش خان، سماع حضور، عارف، شیدا، رکن الدین مختاری، امیرجاهد، صبا و…) را با ذوق و سیلقه خاص خود تنظیم و همراه با خوانندگان معروف آن زمان اجرا و ضبط کرد. تمامی آثار ضبط ضبط شده در این دوران، به همراهی تمبک استاد حسین تهرانی بوده است. این دو استاد سالها با هم همکاری کردند و پیامد این همکاری ضبط آثار بسیار زیبا و به یاد ماندنی از قبیل برنامه هایی در شور، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات اصفهان، ابوعطا و… بوده است.

وی در سال ۱۳۴۷ از وزارت دارایی به وزارت آموزش و پرورش (سازمان مبارزه با بیسوادی) منتقل شد. پس از برگزاری جشنهای هنر شیراز از سال ۱۳۴۸، وی هر سال به اجرای برنامه های متعدد تکنوازی، دونوازی و گروه نوازی پرداخت که همیشه با استقبال بالای مردم روبرو می شد. از اولین برنامه های وی در می توان به سه نوازی به همراه حسین تهرانی و جلیل شهناز در سال ۱۳۴۸ و همینطور برنامه دونوازی با استاد تهرانی در سال ۱۳۴۹ اشاره کرد.



پایور در این زمان قطعات متعددی نیز از جمله پیش درآمد، چهارمضراب، تصنیف و رنگ ساخت که هر کدام به نوبه خود کم نظیر هستند و اغلب آنها را به صورت تکنوازی و یا گروهی اجرا کرد. وی در اردیبهشت ماه ۱۳۵۱، دومین کتاب خود را با عنوان «سی قطعه چهارمضراب برای سنتور» منتشر نمود که بهترین و کامل ترین کتاب از نظر چهارمضراب بود. استقبال از این کتاب چنان زیاد بود که حتی به چاپ دوم در سال ۱۳۵۹ انجامید. ( به قسمتی از چهارمضرابهای audio file عشاق دشتی و audio file بیداد همایون گوش کنید)

پس از مرگ حسین تهرانی در ۷ اسفند ماه ۱۳۵۲، استاد پایور یار دیرینه خود را از دست می دهد و از آن پس با بهترین شاگرد او، یعنی محمد اسماعیلی شروع به همکاری می کند. وی برای بزرگداشت نام آن استاد یگانه، قطعه ای به نام «به یاد حسین تهرانی» برای ارکستر سازهای ملی و گروه تمبک، ساخت که نمونه بسیار جالبی از خلاقیت استاد است. این قطعه با تنظیم استادانه وی در همان سال در تالار رودکی بوسیله ار کستر پایور اجرا شد که فیلم آن نیز موجود است.

استاد پایور به دلیل اینکه نمی توانست در همه جا از ارکستر مخصوص خود استفاده کند، به فکر احیای دوباره گروه اساتید افتاد. گروهی که استاد پایور آن را حتی قبل از ارکستر خود تشکیل داده بود. اعضای این گروه در ابتدا، اصغر بهاری (کمانچه)، جلیل شهنار (تار)، حسین تهرانی (تمبک)، فرامرز پایور (سنتور) و حسن ناهید (نی) بودند که کنسرتهای زیادی نیز از جمله کنسرت سه گاه به همراه آواز عبدالوهاب شهیدی اجرا کردند. ولی پس از مرگ تهرانی، فعالیت این گروه برای مدتی متوقف شد. ولی استاد پایور با اضافه کردن محمد اسماعیلی و محمد موسوی (به جای حسن ناهید)، دوباره فعالیتهای این گروه را آغاز کرد و پیامد آن اجرای کنسرتها و برنامه های مختلف با خوانندگان متعدد بود.

با شروع به کار کردن سری برنامه های «گلهای تازه»، در رادیو سراسری در سال ۱۳۵۳، استاد پایور به همراه ارکستر خود و گروه اساتید به اجرای برنامه به همراه خوانندگانی چون: محمدرضا شجریان، عبدالوعاب شهیدی، محمود خوانساری، خاطره پروانه، سروش ایزدی، احمد ابراهیمی، سیما بینا، نادر گلچین و… پرداخت که توانست با تنظیم و اجرای قطعات بی نظیر، هم نقش بزرگی در شناساندن موسیقی ایرانی برای به مردم ایفا کند و هم به محبوبیت خود بیافزاید. وی با اجرای پیش درآمد و رنگ و تصنیفهای خود در این سری برنامه ها، نبوغ و استعداد والای خود را در زمینه آهنگسازی به همگان نشان داد و وی با اینکه سالها نزد اساتیدی چون حسین دهلوی و امانوئل ملک اطلانیان با یادگیری فن آهنگسازی مشغول بود، ولی هرگز خود را یک آهنگساز نمی داند!

در این دوران استاد پایور بوسیله ارکستر خود و یا گروه اساتید کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که بدین وسیله نقشی در شناساندن موسیقی ایرانی به مردم کشورهای دیگر ایفا کرده باشد و نیز در سال ۱۳۵۴، به همراه ارکستر خود برنامه ای در تجلیل از درویش خان در تالار رودکی انجام داد. استاد پایور در سال ۱۳۵۵ بازنشسته شد و از آن به بعد تمام وقت خود را صرف موسیقی کرد. وی در فروردین ماه ۱۳۵۷، قطعات زیبا و ملودیک خود را از قبیل: پوپک، ترانه، فرپرک، پرواز و… در کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» منتشر کرد. یک سال بعد از نیز پارتیتور قطعات پرنیان (دونوازی تار و سنتور در چهارگاه) و همینطور «گفتگو» را با اضافه کردن مقدمه ای منتشر کرد. در تیرماه همان سال (۱۳۵۸)، کنسرت بزرگی را به همراه ارکستر خود و محمدرضا شجریان در تالار رودکی انجام داد که یکی از شاهکارهای وی بود. اجرای پیش درآمد و « audio fileاز رنگ دشتی » خود و همینطور تصنیفهای «گریه را به مستی» و « audio fileاز خون جوانان وطن » از عارف قزوینی، اعتبار خاصی به این کنسرت بخشید. به مناسبت درگذشت علینقی وزیری در همان سال، پایور با همین ارکستر به اجرای قطعات «دخترک ژولیده» و «رنگ ناز» از وزیری پرداخت که این برنامه آخرین اجرای این ارکستر بود.

nahid, badiy,esmaeeli,shahidi,shajarian,Faramarz paivar,ebtehaj,zarif
ظریف،ه.ا.سایه(ابتهاج)،پایور،شجریان، شهیدی، اسمائیلی، ر.بدیعی و ناهید
استاد پایور در مهرماه سال بعد توانست سه کتاب ارزشمند خود را با عناوین «نئوری موسیقی»، «ردیف چپ کوک برای دوره عالی سنتور» و «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای سنتور(راست کوک و چپ کوک)» را منتشر کند. سال ۱۳۶۰، پارتیتور قطعه « audio fileاز کنسرتینو برای سنتور و ارکستر » که ساخته مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی در سال ۱۳۳۷ بود، منتشر شد. قطعه ای که در ۴ قسمت تنظیم شده بود و خود استاد پایور تکنوازی سنتور آن را بر عهده داشت. توانایی وی در نوازندگی چنین قطعاتی باعث شد که بعدها فریدون شهبازیان نیز از وی دعوت کرد تا در قطعه «راپسودی برای سنتور و ارکستر» (بر اساس ملودی چهارمضراب ماهور درویش خان)، به تکنوازی سنتور بپردازد. وی در مهرماه ۱۳۶۱، علاوه بر کتابهای «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای ویولن» و «فانوس» (دونوازی دو سنتور در اصفهان)، کتاب بسیار ارزشمند «قطعات موسیقی مجلسی» را نیز منتشر نمود. این کتاب شامل قطعاتی بود که استاد پایور آنها را در کنسرتها و برنامه های مختلف اجرا کرده بود و سپس آنها را نت درآورد. قطعاتی چون: رازونیاز، پژواک، پالیزبان و… که هر کدام به تنهایی دنیایی از زیبایی و اتود است.

audio file قطعه «پژواک» را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی ببینید.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

جواب آواز (I)

جواب آواز (I)

از فرمهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران، فرم آواز است. در مورد جایگاه آواز و نقش آن در بیان حالات موسیقی و نیز ارزش آواز در حفظ ملودیها و نواهای اصیل موسیقی ایرانی، به قدر کافی بحث شده شده ولی آنچه که بصورت علمی و هنری به آن پرداخته نشده، مقوله جواب آواز است. در آواز، همراهی یک ساز تنها یا چند ساز با آواز، از ارکان این فرم محسوب میشود.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (III)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (III)

فعالیت۱: اولین فعالیت برای تعلیم موسیقی به کودکان آشنا ساختن آنها با مفاهیمی نظیر الفبای موسیقی، ریتم، هارمونی و ملودی است. برای این کار توصیه می شود حتماً از کارشناس موسیقی استفاده شود.
کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

فروغ کریمی استاد فلوت و کین زیولوژی دانشگاه موسیقی وین، از سال ۲۰۰۴ سمت داوری در مسابقات موسیقی جوانان (در رشته فلوت) در اطریش را به عهده داشته است، همچنین او به مستر کلاسهای فلوت در دانشگاه موسیقی لهستان دعوت شده تا متد جدید خود در فراگیری موسیقی و نحوه پیدا کردن آرامش هنگام آمدن به روی صحنه، در مدت کوتاه، را آموزش بدهد. او در سالهای اخیر دعوت به برگزاری سمینارهای بیشماری برای سازهای مختلف مثل ابوا، فاگوت و سازهای دیگری مثل هارپ در سراسر شهرهای اطریش شده است.
«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

در ایران، چندین مجله موسیقی با گرایش‌های گوناگون فعالیت دارند؛ «فصلنامه موسیقی ماهور»، «ماهنامه هنر موسیقی» و «ماهنامه فرهنگ و آهنگ» از اصلی‌ترین مجلات موسیقی در ایران هستند. در چنین فضایی و با توجه به اینکه فعالیت‌های موسیقی در ایران چندان وسیع نیست، یک نشریه‌ی تازه‌ی موسیقی که به جنبه‌های عوام‌پسندانه‌ی موسیقی هم نمی‌پردازد تا چه حد می‌تواند توجه دوستداران موسیقی را جلب کند؟
یادی از باقرخان رامشگر (III)

یادی از باقرخان رامشگر (III)

از صفحات جالبی که باقر خان در این دوره به ضبط می رساند، صفحه تک نوازی پیانوی ایشان است که در گریلی می نوازد به شماره کاتولک ۱۵۵۰۰-۷٫ باقرخان ۱۱ روی صفحه گرامافون بصورت تک نوازی و ۴ صفحه با میرزا اسدالله خان به صورت همنوازی بدون آواز دارد و یک صفحه با ویلن حسین خان هنگ آفرین و آواز رضا قلی خان.
دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

آنتونین لئوپولد دورژاک، آهنگساز بزرگ اهل کشور چک از در دوره رومانتیک است. او کسی است که موسیقی و ملودیهای قومی موراویا (Moravia) و بوهمیا (Bohemia) را به شایستگی به خدمت گرفت. آثار او شامل؛ اپرا، سمفونی، کنسرتو، موسیقی های مجلسی و … است. از بهترین آثار وی می توان به؛ “سمفونی دنیای نو”، “رقصهای اسلاوی”، کوارتت زهی “آمریکایی” و “کنسرتوی ویولن سل در مینور B” اشاره کرد.
ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو (Al Gallodoro)یکی از افسانه های عرصه موسیقی است، این استاد با سابقه ای ۸۰ ساله در زمینه ساکسیفون و کلارینت کماکان در اجراهایش شنوندگان را متحیر می کند. او آموزش موسیقی را از سن هفت سالگی آغاز نمود، در سن ۱۳ سالگی به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی گشت و امروز در آستانه ۹۳ سالگی همچنان به فعالیت مشغول است.
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

مجمو‌عه‌ی چشم انداز در این دوره نوشته شده‌اند همچنین کنسرتوهای متفاوتی با ژانر کلاسیک مانند کنسرتو برای ویولنسل و ارکستر، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی (Concerto For Violin And String Orchestra 1997)، چند سونات با نام‌های سونات تنهایی برای سولو گیتار (The Sonata For Lonliness For Solo Guitar 1990)، سونات برای فلوت (Sonata For Flute 1992)، کوارتت زهی شماره‌ی سه (String Quartet No.3 1995) و اولین سمفونی او در این دهه نوشته شد. در سال ۱۹۹۱ موسیقی محلی سازی غنی شده‌ی لتونی در سمفونی اولش برای ارکستر زهی با نام صداها ساخته شد. او در مورد این سمفونی گفته است «ژانر سرزنده‌ی این سمفونی وظیفه‌ی اصلی خود را در آینده انجام می‌دهد. این قطعه در مورد ضروریاتو موضوعات ابدی صحبت می‌کند.»
بازگشت به بلوز

بازگشت به بلوز

سالهای پایانی دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ دوران تحقیق و بررسی برای یافتن بهترین بستر موسیقایی برای استعدادهای مور بود. او مجددا” با فیل لینوت (Phil Lynott) همکاری کرد که حاصل آن تک ترانه قدرتمند و بسیار موفق Out In The Fields در سال ۸۵ بود.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (IV)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (IV)

استناد داریوش طلایی در مورد اهمیت ویژه فاصله چهارم به ساختمان و کوک ساز های تار و عود است که سیم هایشان با فاصله چهارم کوک می شوند: