آشنایی با اولین ساز الکترونیکی:
تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

Elisha Gray 1835 -1901
Elisha Gray 1835 -1901
همه ما الیشا گری (Elisha Gray) را به‌عنوان مخترع تلفن می‌شناختیم، اگر الکساندر گراهام‌بل یک ساعت قبل از او به دفتر ثبت اختراعات نرفته بود در عوض نام‌ گری در تاریخ «موسیقی الکترونیکی» به‌عنوان مخترع اولین ساز الکترونیکی ثبت شده است. حال اگر بخواهیم فهرستی از بدشناس‌ترین مردان تاریخ تهیه کنیم، نام الیشا گری (Elisha Gray) بعد از Remo Giazotto (آهنگ‌ساز و محقق موسیقی سبک باروک ایتالیا) در ردیف دوم قرار می‌گیرد. به هر حال در کنار این بدبیاری بزرگ، او اختراع اولین ساز الکترونیکی را مدیون یک اتفاق تصادفی است.

الیشا ‌گری در سال ۱۸۳۵ در ایالت اوهایو در آمریکا به‌دنیا آمد. در ۱۰ سالگی توانست دستگاه تلگراف مورس را بسازد که مثل دستگاه واقعی کار می‌کرد. مرگ پدر و بیماری مادر او را واداشت تا در ۱۲ سالگی نان‌آور خانواده شود و درس خواندن را رها کند. البته بعد‌ها توانست به دبیرستان برود و از درآمد کار نجاری، شهریه مدرسه را بپردازد. در کالج مجذوب الکتریسیته شد.

تشویق‌های معلم علوم و مدیر آزمایشگاه آن مدرسه، چارلز چرچیل باعث شد الیشا گری با علاقه و هدفمندی بیشتری الکترونیک و فناوری تلگراف را دنبال کند. گری تا مرز بیماری کار می‌کرد و دوره کالج را در مدت پنج سال به پایان رساند. در این مدت تجربیات بسیاری از طریق آزمون و خطا به‌دست آورد. خود او می‌گوید: «عادت کرده بودم هر چیزی را که می‌دیدم یا می‌خواندم تا آن‌جا که امکانات اجازه می‌داد، بسازم. برای من این کار بهترین روش یادگیری و به ذهن سپردن قوانین علمی بود.»

در سال ۱۸۶۷ الیشا گری اولین مقاله خود را که در مورد روکش کردن کابل‌های خطوط تلگراف به‌منظور بهبود فناوری تلگراف بود ارایه کرد. الیشا گری در طول زندگی‌اش توانست ۷۰ اختراع را به ثبت برساند.

در سال ۱۸۶۹ او و دوستش بارتون (Enos Barton) شرکت Gray & Barton را با سرمایه اولیه ۴۰۰ دلار که مادر Enos به آن‌ها قرض داده بود به ثبت رساندند.

بعد از اختراع تلفن، شرکت Gray& Barton به سرعت خود را با فناوری Bell تطبیق داد و به تولید سامانه‌های تلفن رو آورد که این کار باعث شد به یکی از بزرگ‌ترین و پر‌اهمیت‌ترین شرکت‌های جهان در سال‌های اوایل قرن بیستم تبدیل شود.

الیشا گری مخترعی پرکار و نسبتا موفق بود و مثل بقیه مخترع‌ها او هم در مورد یکی از اختراعاتش شخص دیگری را به سرقت علمی و دزدیدن ایده‌اش متهم کرد. که داستان معروف دعوای بین الیشا گری و گراهام‌بل بر سر اختراع «تلگراف سخنگو» یا «تلفن» یکی از داستان‌های جالب و اپیزودهای مربوط به ثبت اختراع است.

الیشا‌ گری ادعا کرد برای اولین بار او بود که ایده استفاده از نوای موسیقی به‌عنوان پیام‌های تلگراف در سال ۱۸۶۷ – وقتی که یک لوله باریک فولادی مرتعش را در مداری شامل آهن‌ربای الکتریکی و یک کلید تلگراف قرار داد – به فکرش رسید.

وقتی کلید را می‌بست صدای موسیقی‌مانندی از آهن‌ربای الکتریکی می‌شنید. این اتفاق در نظر الیشا‌ گری یک نعمت بزرگ بود که از طریق یک آزمایش تجربی و کاملا تصادفی حاصل شده بود. بر‌خلاف گراهام‌بل که عادت داشت کار علمی کند و تمام منابع و مآخذ مورد استفاده‌اش را به‌صورت سند و مدرک معتبر ارایه دهد.

ولی جالب‌تر از داستان دعوای الیشا‌ گری و گراهام‌بل داستان اختراع اولین ساز الکترونیکی توسط الیشا ‌گری است. پاستور می‌گوید: «شانس همواره به ذهن آماده کمک می‌کند.» در این مورد هم ایده ساخت «تلگراف موزیکال» از مشاهده یک بازی بچگانه به فکر الیشا‌ گری رسید.

در اواخر فوریه ۱۸۷۴ سروصدای بچه‌ها از حمام خانه توجه الیشا ‌گری را به‌خود جلب کرد. در حمام، او دید که خواهرزاده کوچک و بازیگوشش مشغول شوک ‌دادن به بچه‌های همسایه با دستگاه‌های الکتریکی اوست. پسرک از همان دستگاه تلگراف با آن لوله باریک فولادی در حال ارتعاش در مدار آهن‌ربای الکتریکی برای بازی خود استفاده کرده بود. به‌طوری‌ که یک انتهای سیم‌پیچ ثانویه را لای درز وان حمام فرو کرده بود و انتهای دیگر را در دستش گرفته بود.

وقتی پسرک دست دیگر خود را به دیواره وان حمام می‌کشید، صدایی شبیه شیهه اسب تولید می‌شد. الیشا‌ گری خودش دستگاه را امتحان کرد و فهمید که اگر دستش را محکم‌تر و با فشار بیشتری روی سطح وان حمام بکشد صدای بلندتری را می‌توان تولید کرد. همچنین فهمید وقتی فرکانس ارتعاش لوله باریک فولادی را کم و زیاد کند، صدای تولید شده هم مطابق آن تغییر، فرق می‌کند.

سپس الیشا‌ گری اختراع خود را بهبود بخشید. به‌جای وان حمام از یک ویولن و یک ورقه فولادی استفاده کرد.

با پی‌گیری او در این جهت الیشا‌ گری توانست «تلگراف موزیکال» را بسازد که می‌توانست با استفاده از تعداد زیادی نوسان‌ساز گستره صوتی دو اکتاو را به‌صورت تک‌نت از محل اولیه انتقال دهد. سپس الیشا گری فکر کرد چطور می‌شود یک آکورد (chord) را انتقال داد. چطور می‌شود تعداد زیادی نت را انتقال داد؟ به این منظور الیشا گری دستگاهی ساخت که با هشت نوسان‌ساز که به‌وسیله یک ردیف کلید پیانو کنترل می‌شد، کار می‌کرد.

این دستگاه به سرعت، محبوب مردم آن زمان واقع شد و به این منظور الیشا ‌گری یک نوع از این دستگاه را که دو اکتاو داشت ساخت و روانه بازار کرد. الیشا گری اسم این دستگاه را تلگراف هارمونیک (Harmonic Telegraph) گذاشت.

این چنین بود که در سال ۱۸۷۷ الیشا گری اولین کنسرت موسیقی الکترونیک در جهان را ترتیب داد و برگزار کرد. الیشا گری که در طول حیات خود ۷۰ اختراع را به ثبت رساند، در روز ۲۱ ژانویه سال ۱۹۰۱ در ماساچوست از دنیا رفت. در میان اسباب و اثاثیه‌ای که از او به‌جای مانده ‌بود یک دست‌نویس پیدا شد که گویی در آن نارضایتی خود را از داستان به ثبت رساندن تلفن توسط گراهام‌بل نوشته بود.

در این متن آمده است: «تاریخ تلفن هیچ‌گاه به‌طور کامل نوشته نشد، قسمتی از آن از دید همگان مخفی ماند و قسمت بزرگی از آن با دروغ و دغل پیوند خورده و آن‌هایی هم که حقیقت را می‌دانند، مهر خاموشی بر لب زده‌اند.»

اگرچه کسی او را به‌عنوان مخترع تلفن نمی‌شناسد ولی نام او در تاریخ موسیقی الکترونیک ثبت شده است.

8 دیدگاه

  • حامی
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۸:۵۵ ق.ظ

    جالب بود…

  • mohammad
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۵ در ۳:۴۳ ب.ظ

    ۰۹۱۳۲۶۲۶۸۶۲ in […] chiye bare mardom mikonid

  • alireza
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    fogholadast.dastet dard nakone vaghean

  • احد سرشاري
    ارسال شده در مرداد ۷, ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ق.ظ

    با عرض سلام من در زمینه موسیقی الکترونیک-ترنس تحقیق می کنم و علاقه خاصی به این نوع موسیقی دارم.اگر بخواهیم به صورت جدی به فعالیت در این زمینه(موسیقی ترنس)بپردازیم از کجا باید شروع کنیم.مشکل اینجاست که در ایران اطلاعاتی در این موردنیست و مدرسه موسیقی برای این کار وجود ندارد.با تشکر

  • sd
    ارسال شده در خرداد ۹, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    سلام
    جالبه
    و قابل پیگیری برای دانستن بیشتر.
    ارادتمند sd.

  • علیزاد
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۹۱ در ۳:۱۰ ق.ظ

    خوبه که اختراعات دانشمندان غربی دزدیده میشه و مثل ما نیستند که خود دانشمندشون رو دیگران بدزدند.
    حکایت همونه که میگفت شعر دزد دیده بودیم ولی شاعردزد نه

  • ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۰ ب.ظ

    درود
    متن فوق نیاز به ویرایش دارد. از سردبیر محترم تقاضادارم توجه بیشتر یبه کیفیت نگارشی مطالب سایت دارشته باشند.
    تشکر از انتقاد پذیری شما عزیزان.

  • ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۹۴ در ۴:۰۷ ب.ظ

    دوست گرامی آقای آرش لطفا بفرمایید اشکال را در چه قسمتی دیدید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

این مورد همچنین درباره سونات سزار فرانک نیز صدق می کند. ایزایی می گوید: «اجرای این سونات های بزرگ به دو نوازنده احتیاج دارد، زیرا بخش های پیانو آنها گاهی بسیار ماهرانه و با جزئیات بسیار نوشته شده اند. سزار فرانک سوناتش را روز ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۶ یعنی روز عروسی من به عنوان هدیه عروسی برایم فرستاد! واقعیت این است که کارهای بسیار مهم زیادی به من تقدیم شده است. به عنوان مثال می توانم از آثاری از این آهنگسازان نام ببرم: شوسون (Chausson)، رپارتز (Ropartz)، دوبوآ (Dubois) (سونات – که پس از سونات سزار فرانک یکی از بهترین سونات هاست)، دیندی (d’Indy)، گابریل فوره (کوئینتت)، دبوسی (کوارتت)! تعدادشان زیاد است و نمی توانم همگی را الآن به خاطر بیاورم، سونات های ویولن، موسیقی سمفونیک، موسیقی مجلسی، اثرهای کرال، و ساخته هایی از هر نوع!»
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

چنان که گفته شد، دولت-ملت مدرن همنشین اندازه‌ای از تاکید بر مشترکات و درنتیجه دگرگونی هویت جمعی است (۹). از سوی دیگر دیدیم که موسیقی نیز نقشی پراهمیت در بروز هویت ملی (یا هر نوع هویت دیگر) دارد. پس اکنون هنگام آن است که چند پرسش مهم بپرسیم. نخست این که هویت جمعی و وابستگی جغرافیایی و سیاسی اندکی پیش و پس از پیدایش دولت-ملت مدرن (۱۰) چه شکلی داشته است؟ و سپس هویت فرهنگ جمعی (مخصوصا موسیقایی) در همان دوران چگونه بوده است؟
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (IV)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (IV)

باید توجه داشت که بزاق دهان پر از باکتری است و وقتی فرد با دهان خود هوا را به داخل ساز می‌دمد باکتریها نیز به داخل ساز دمیده می‌شوند. ازآنجاکه تمیز کردن سازهای بادی‌برنجی چندان ساده نیست و معمولاً نوازندگان در بهترین حالت چند هفته یک بار این کار را انجام می‌دهند، امکان تجمع رطوبت، باکتری‌ها و قارچ‌ در آن‌ها بیشتر است. برای پیشگیری از این بیماری اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

سال ۱۹۶۱ به درخواست برونو کوکَتریس (Bruno Coquatrix)، ادیت پیاف در اُلمپیایِ پاریس (Olympia de Paris) که به خاطر مشکلات مالی در حال ورشکستگی بود، یک سری کنسرت برگزار کرد که جزِ, به یادماندنی ترین و متأثر کننده ترین کنسرت هایش بود. ادیت با اجرای این برنامه ها، اُلمپیا را از ورشکستگی نجات داد اما وضعیت جسمی خودش بسیار وخیم بود و بیماریِ آرتریت او را از کاراُفتاده کرده بود و تنها با تزریق مقدار زیادی مورفین می توانست به خواندن ادامه دهد و خود را بر روی صحنه سر پا نگه دارد.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نوربرت الیاس» جامعه‌شناس که کارهایی نیز در زمینه‌ی جامعه‌شناسی هنر (و از جمله مستقیماً در مورد موسیقی) انجام داده در گزارشی می‌گوید: «[…] کنفرانسی ارائه می‌دادم و طی آن توسعه‌ی معماری گوتیک را نه به دلیل اعتلای معنوی که ارتفاع ناقوس‌ها را ایجاب کند، بلکه در نتیجه‌ی رقابت شهرها که می‌خواستند با قابل‌ رویت بودنِ عبادت‌گاه‌هایشان قدرتشان را به رخ بکشند، تبیین می‌کردم.» (نقل از الیاس در هینیک ۱۳۸۴). همان‌طور که در اینجا کاملاً قابل لمس است به جای تفسیر یک دگرگونی هنریِ منجر به شکل‌گیری سبک بر اساس دلایل دینی یا تقسیم‌بندی‌هایی براساس ذوق و سلیقه (زیباشناسی)، «پدیده‌ی هنری با علت‌های خارجی نسبت به هنر تبیین شده است، که هم «مشروعیت»شان کم‌تر است و هم ارزش معنوی‌شان» (همان‌جا).
روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

کشتی ما همچنان به پیش می‌رفت و جزایر را پشت سر می‌گذاشت تا اینکه به جزیره شوموشو (Shumushu) رسیدیم. جزیره مورد نظر ما هنگامی‌که همگی در ساحل کایکوکوتان (Kaykokutan) که شمالی ترین نقطه جزیره بود سیاحت می‌کردیم، نقطه‌ای عجیب و خارق العاده ای را که لکه‌ های فلز لاجورد رنگی (Moosflecken) را تشکیل می داد کشف کردیم که در یک بلندی شیب‌دار مانندی رشد کرده بود.
«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br /> آثار روح الله خالقی(II)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(II)

در دوران دوم، آهنگساز بربازسازی آثار گذشتگان همت گمارده و خود نیز آثاری پخته و منسجم بر اشعار سنتی متقدمین و متاخرین خلق نموده که “چنگ رودکی” و “حالا چرا” نمونه هایی از آنانند. در این آثار فاصله گرفتن از شور و شر جوانی و گام نهادن به دوران میانسالی و تمایل به خلق آثار جاویدان فرهنگی ملاحظه میشود.