موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ فیزیک

انیشتین در پنج سالگی به فراگیری ویولن پرداخت اما پس از گذشت زمانی اندک با پرتاب صندلی به طرف استادش او را از خانه بیرون راند.
انیشتین در پنج سالگی به فراگیری ویولن پرداخت اما پس از گذشت زمانی اندک با پرتاب صندلی به طرف استادش او را از خانه بیرون راند.
در سال ۲۰۰۵ مقارن با صدمین سالگرد قانون E=mc2، نشست ها و کنسرت های بسیاری در این زمینه برگزار شد و مقالات بسیاری در ارتباط با آلبرت انیشتین ارائه گردید. همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۶ مراسم مشابهی به منظور بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتزارت، یکی دیگر از نوابغ جهان، برگزار شد.

ممکن است این دو موضوع بیش از آنچه به نظر می رسد به هم مرتبط باشند. انیشتین در یکی از سخنرانی های خود اظهار داشته بود : “درحالیکه خلاقیت بتهوون در موسیقی بر کسی پوشیده نیست، اصالت موسیقی موتزارت او را در جهان جاودان و در انتظار کشف، باقی نگه داشته است.”

انیشتین معتقد بود در ماورای مشاهدات و تئوری های فیزیک، موسیقی نهفته شده است و یک هارمونی از پیش ساخته شده بین این دو، تقارن و هماهنگی می آفریند. قوانین موجود در طبیعت، از جمله قانون نسبیت نیز مانند توانایی های موسیقی موتزارت، در انتظار کشف شدن توسط افرادی با قوه شنوایی بخصوص بوده اند.

بنابراین ارائه تئوری های گوناگون تجلی یافته از “تفکر ناب” فردی همچون انیشتین، چندان دشوار و دور از ذهن نخواهد بود. گفته های وی حاکی از این نکته است که او مجذوب موتزارت بود و ارتباط عمیقی بین خلاقیت های ذهنی اش با این آهنگساز بزرگ احساس می نمود.

اما همانگونه که می دانیم انیشتین در زمان تحصیل شاگرد خوبی نبود ولی به موسیقی به عنوان روزنه ای برای بیان هیجانات و احساسات درونی علاقه داشت. زمانی که پنج سال بیشتر نداشت، به فراگیری ویولن پرداخت اما متاسفانه پس از گذشت زمانی اندک تمرینهای خشک و بیش از اندازه به نظرش سخت آمد و با پرتاب صندلی به طرف استادش او را از خانه بیرون راند.

او در سن سیزده سالگی برای اولین بار سونات های موتزارت را کشف کرد. پس از آن ارتباط شگفت انگیز انیشتین با آثار موتزارت آغاز شد، هنس بیلند (Hans Byland) از دوستان دبیرستان انیشتین، در ارتباط با تاثیر موتزارت بر موسیقی او اظهار داشته:

“زمانی که انیشتین در مقابل من ویولنش را به دست گرفت و شروع به نواختن نمود، برای اولین بار اصالت موسیقی موتزارت با خلوص کامل در مقابلم پدیدار گشت.”

از سال ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۹، زمانی که انیشتین ۶ روز در هفته مشغول مطالعات و تحقیقات فیزیکی بود، موسیقی موتزارت به عنوان منبع تغذیه روح او به شمار می رفت و اساس تفکر خلاقه اش را تشکیل می داد.

موتزارت در نوجوانی با آثارش حیرت همگان را بر می انگیخت و در مقابل انیشتین جوان زندگی کولی واری را برای خود برگزیده بود، ظاهر نامتعارف او با موهای بلند و عشق و علاقه اش به موسیقی و فلسفه، بیشتر او را شبیه به شعرا می کرد تا دانشمندان! اشتیاق او به ویولن و نوازندگی به اندازه ای بود که همواره حضار را مفتون خود می نمود.

انیشتین بارها و بارها از توانایی موتزارت در ساخت قطعاتی متمایز و برجسته تحت شرایط بسیار دشوار سخن رانده است. خود او نیز در سال ۱۹۰۵، زمانی که فرضیه نسبیت را مطرح کرد، در آپارتمانی کوچک با مشکلات مالی و خانوادگی بسیاری دست به گریبان بود.

در بهار همان سال او چهار مقاله ارائه داد که به منزله تحولی در دنیای علم تلقی شد، نظریات او در مورد فضا و زمان که از دید فیزیکی نامتناسب به نظر می رسید، زیبایی و ظرافت طبیعت را در خود نهفته داشت. تئوری هایی که در آنها ساختار و وحدت باطنی که او در آثار باخ و موتزارت کشف نموده بود، به وضوح به چشم می خورد.

انیشتین در کشمکش های خود با مفاهیم بسیار پیچیده ریاضی که به نظریه عمومی نسبیت در سال ۱۹۱۵ ختم شد، از زیبایی و اصالت موسیقی موتزارت بسیار الهام گرفته است.

پسر بزرگ او در این باره می گوید : “هر زمان که پدرم احساس می کرد در کار خود در موقعیت های دشوار قرار گرفته و به ته خط رسیده، به موسیقی پناه می برد که معمولا حلال کلیه مشکلات او بود.”

در نهایت، انیشتین احساس نمود که در رشته خود مانند آنچه موتزارت در عرصه موسیقی انجام داده موفق به پرده برداری از پیچیدگی های جهان هستی شده است.

دانشمندان نظریه نسبیت او را زیباترین تئوری فرموله شده تا به امروز بر می شمرند، انیشتین نیز خود تاکید بسیاری بر زیبایی این تئوری داشت، در اظهارات او آمده است: “نادیده گرفتن زیبایی و افسون موجود در این تئوری برای افرادی که موفق به درک کامل آن شده اند، کار بس دشواری است.”

در حقیقت این تئوری نگرش یک فرد در مورد ماهیت جهان است و در کمال ناباوری انیشتین با به کار گیری مفاهیم و فرمولهای پیچیده ریاضیات پدیده هایی چون سیاه چاله ها را آشکارا توجیه و تعریف کرده است.

همان تحولی را که موتزارت در موسیقی ایجاد نمود، تئوری نسبیت انیشتین در فیزیک کلاسیک بوجود آورد و مقدمات ورود به عرصه فیزیک اتمی را فراهم نمود. همانگونه که آثار موتزارت نقطه عطفی در دنیای موسیقی است، فعالیت های انیشتین نیز نقشی مشابه را در حیطه علم و دانش ایفا نموده است.

در سال ۱۹۷۹ کنسرتی به مناسبت صدمین سالگرد تولد انیشتین برگزار شد و کوارتت زهی جولیارد (Juilliard Quartet) در منزل انیشتین در پرینستون (Princeton) ایالات متحده به اجرای کنسرت پرداخت، قطعاتی از بتهوون، بارتوک و موتزارت نواخته شد. روبرت من (Robert Mann) نوازنده ویولن پس از اجرای قطعاتی از بارتوک در مورد انیشتین چنین گفت:

“هر چند دکتر انیشتین تمرین چندانی نداشت و اغلب به نت های نوشته شده مراجعه نمی کرد، اما ظرافت انگشتان، هماهنگی و تمرکز او در نواختن بی نظیر بود.”

28 دیدگاه

  • سامان
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    بعید میدونم اینطور که میگن باشه و او نوازنده خوبی بوده باشه.

  • ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۶:۵۸ ق.ظ

    هنر والاتر و بالاتر از ریاضیات و فیزیک است.

  • يك ويولونيست و رياضيدان گمنام
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    برترین و والاترین چیز آنست که انسان را به خدا نزدیک سازد

  • Masha
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۳:۰۲ ب.ظ

    saamaan ! to dar konj khaaneh az koja mi doni keh inshtein khoob nemi navakhteh. navaazandegaan khoob donyaa 4-5nafar bish tar nist _heifetz kogan oistrakh vadim repin .inshtein yek aamaator bood.ketaab i ham dar baareh mozart daarad. besiaari tavasot in mard va violonash baa musik aashenaa shodeh and.

  • مهرداد
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۳:۴۷ ب.ظ

    هر جا کلام از پیش رفتن باز میماند موسیقی آغاز میشود
    هاینریش هاینه

  • amir
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۵ در ۸:۴۶ ق.ظ

    khob hame midunan ishun navazandeye khubi nabudan
    ishun fizikdaane nabeghei budan vali che rabti ke hatman violinist khubiam bude ?
    maghalatun ro ke mikhundam yejurai ehsas kardam sai darid begid chon music ro khub mishnakhte fizikdane khubiam shode
    age manzooretun in bude vaghean khande dare
    be har haal maghaleye ghashangi bood baraye khoondan

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    در این جامعه که هیچ کس نوابغی چون هایفتز و جایگاه رفیع انها رانمیشناسد خدا را شکر که بزرگان دیگری هستند که میتونیم اسمشان را برای مردم عاذی به عنوان یک ویلونیست بیاوریم هر چند که باز هم نصفشون به یک اسم جدید برخورد کرده اند

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    مهم نیست که کسی موسیقی دان بزرگی شده یا دانشمند بزرگی مهم این است که در راهی بسیار نیکو به جایگاه والایی دست یافته باشد

  • مهدی
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۵ در ۲:۰۳ ب.ظ

    اگر این گونه که آقای ((یک هنرمند)) گفته باشد فساد اینقدر در میان هنرمندان زیاد نبود.

  • مهدی
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۵ در ۲:۰۹ ب.ظ

    این مقاله واقعا آسمون و ریسمون بافتن بود . خوب شد اینشتین یه سازی میزده تا اهل هنر ازش سواستفاده کنن.

  • میرزا
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۵ در ۸:۵۹ ق.ظ

    تشکر فراوان از این همه اطلاعات مفیدممنونم

  • محسن
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۶ در ۲:۴۸ ب.ظ

    از کدوم فساد حرف میزنی به کدوم موسیقی گوش میدی چرا اینقدر مزخرف میگه حداقل اسم یک فاسدش را میاوردی .تو از این هنر مقدس چه میدانی اگر به این بیت مولوی توجه کنی دوست بسیجی شاید یک کمی ذهنت بازتر بشه (این علم موسیقی بر من چون شهادت است چون مومنم شهادت و ایمانم ارزوست)

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۶ در ۱:۰۳ ب.ظ

    از قدیم گفتن واقعیت تلخه.به خاطر همین شما انقدر دردت گرفته. چون تعصب کورت کرده بیچاره.من خودم که الان ۴ ساله دارم کلاس پیانو میرم و رفتار این معلما و اساتیدو میبینم واقعا حرف مهدی رو قبول دارم.

  • محمد رضا
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۶ در ۴:۵۸ ب.ظ

    مقاله ی خیلی خوبی بود هر کاریش بکنی بالاخره انیشتین سال های سال ویلن میزده حالا بعضی ها چرا اینقدر ناراحت شدن خودشان میدانند اعتراف مبکنم که هیچ جای دنیا این همه دوستدار هنر نمیتوان یافت.(مهدی) همه هنرمندان را مفسد میداند خب فردا امثالش میشوند وزیر فرهنگ وهنر.یک خانمی هم میگه من ۴ سال پیانو میزنم و طوری میگوید فساد همه موسیقی را گرفته که انگار داره با چند تا بچه کوچولو حرف میزنه یعنی ما که مربی موسیقی ندیدیم ما که کلاس نرفتیم نشستیم توی خونه و فقط اجرای چند تا مطرب از خدا بی خبر را دیدیم الان هم جو زده داریم حمایتشان میکنیم. شما که این همه فساد را می بینی چرا ادامه میدهی. خدا خودش به داد این اهل هنر برسد ما که نفهمیدیم مال کسی را خوردیم مواد مخدر قاچاق یا مصرف کردیم کسی را کشتیم از دیوار کسی بالا رفتیم(معصوم یا پیغمبر هم نیستیم)

  • كيومرث
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    به نظر من علم و موسیقی ارتباط تنگاتنگی دارند
    نظم حاکم بر ریاضی و فیزیک شباهت زیادی به موسیقی داره

  • omid
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

    man ke asheghe hastam albate nesbiate amo khasesho bishtar dost daram ta violinesho vali chon khodam ye navazande hastam baram jaleb bod.

  • علی
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۶ در ۷:۳۳ ق.ظ

    چیزهایی هستن که شاید ما نتونیم کاملا درک کنیم.ولی خود من اینقدر باور دارم که موسیقی با ریاضیات ارتباط داشته باشه.هر دوی اینها نظم بالایی دارند البته موسیقی داریم تا موسیقی.علم ریاضیات با خداوند هم ارتباط داره.ما نباید راحت اظهارات یک نابغه رو رد کنیم.راستی می دونید اگه ۱۱۴ شماره روی یک کاغذ درجه بندی کنید و بعد تعداد آیه های هر کدام از سوره ها رو از کوچک به بزرگ توی یک ردیف دیگه عمود بر ردیف قبلی مرتب بنویسید و بعدش هم مثل مختصات یابی شماره هر سوره رو به تعداد آیه هاش وصل کنید(نقطه بذارید) می تونید با وصل کردن نقطه ها به هم کلمه مقدس الله رو ببینید!

  • یک رهگذر
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۶ در ۴:۵۳ ب.ظ

    این مرد فقط یک دانشمند بود. دانشمندی که خواسته یا نا خواسته با جان هزاران انسان بازی کرد. اگر موسیقی برای او هدف بود حتما الان آثاری از او باقی مانده بود تا با گوش دادن به آن دل و جان هزاران انسان جلا و صفائی پبدا می کرد !! نه ! او فقط یک فیزیک دان بود. موسیقی در در خدمت او بود نه او در خدمت موسیقی و هنر و انسانیت و … !

  • نازنین
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۶ در ۹:۵۳ ب.ظ

    ای ول! تا باشه از این خود بودن ها

  • مجيد
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۶ در ۳:۵۳ ق.ظ

    محض اطلاع اقا مهدی بدون که انیشتین از اینکه وقتشو با زنهای مختلف بگذرونه هم بدش نمیومده موسیقی رو هم دوست داشته پیپ هم می کشیده یعنی همه چیزهایی که از نظر شما فساد به حساب میاد تیوری نسبیت رو هم داده … البته به نظر من اینها هیچ تناقضی با هم ندارند چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

  • mt
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ب.ظ

    واقعا از خوندن این متن لذت بردم دست نویسندش درد نکنه.من نمیدونم چرا مردم این دوره به جای تحسین یه نفر مدام دوست دارن ازش ایراد بگیرن…هرچی واسه این مردم بکنی کمشونه…آقای م و خانوم س عزیز هیچی توی این دنیا بی دلیل اتفاق نمی افته…حتما یه کاری انجام شده که….باعث فساد شده…هنر رو با اشتباهات کثیف دیگران پیوند ندید لطفا!

  • سوفیا
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    سارا خانم هر گردی گردو نیست .هر کس که یه ساز گرفت دستش یا نشست پشت پیانو یا شروع کرد به تدریس هنرمند نیست.تو خودتم هنوز هنر رو نشناختی وگرنه با این حرفت به خودت و کاری که ۴ ساله داری میکنی توهین نمی کردی.
    سعی کن عمیق تر از این حرفا به مسائل اطرافت فکر کنی سعی کن بزرگ فکر کنی.

  • ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱:۰۹ ب.ظ

    mosighi mesl yek daryaye bozorg va amigh hast ke har kas be mizan tavanahihash mitone to on shena kone.man nazarato khondam va az yek jahat khoshhal shodam va az jahati narahat.khoshhal shodam azin jahat ke baziha be manaye asli moshighi va dark an pey bordan vali motasefane baziha chon hanoz on ro dark nakardan va dar on namovafagh bodan on ro fased midonan.man khodam 4sali hast violin minavazam va to en 4sal khosh bakhtane be mani asli mosighi pey bordam.az matalebeton binahayat mamnonam.

  • اشکان
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۵:۳۱ ب.ظ

    راستش من نمی دانم که این انتقاد های بی معنی بعضی ها چه معنی دارد . من هم اکنون دوم دبیرستان هستم و قصد تحصیل در رشته ی فیزیک نظری را دارم ؛ دو سال هم هست که در حال یادگیری پیانو هستم . من هر دو را جدی می گیرم و اشکالی هم در کار نیست . من نمی دونم بعضی افراد (؟) چه دیده اند یا چه شنیده اند اما این حرف هایشان بی معنی است . فساد یعنی چه ؟ من به شما (؟) تضمین می کنم که اگر معنای واقعی موسیقی را بفهمید این حرف ها را که نمی زنید هیچ … مثل من برای این افراد احترام زیادی قائل خواهید بود . موسیقی برای روح هر انسانی نیاز است . لطفا بزرگ تر فکر کنید و اینگونه افراد را زیر سوال نبرید .امیدوارم روزی برسد که علم و موسیقی را در کنار هم داشته باشیم .

  • پیمان
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۷ در ۹:۴۲ ب.ظ

    واقعا شما هنریا خیلی متعصبید که حتی یک کلمه انتقاد رو هم نمیتونید تحمل کنید.قبول دارم که انتقاد مهدی تند بود،اما اگه یه آدم با انصاف پیدا میشد یه ذرشو میپذیرفت . به قول ابن سینا، فکر آدم فقط وقتی درست فکر میکنه که از گونه تعصب آزاد باشه.ضمنا به بعضی از دوستان که افاضه میکنن :((موسیقی برای روح هر انسانی نیاز است))، بدنیست بدونن که بسیاری از بزرگان و عرفا که به درجات بالایی رسیدند مخالف موسیقی بودند.

  • yeki
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۴ ق.ظ

    من که برام جالب بود منظورم حرفهای شماست که همتون می خاین از یه پاراگراف حرف همدیگه ایراد بگیرید بابا چرا نمیگید که هر کسی وچیزی وجه مثبت و منفی داره چرا مرزکشی می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • مهران
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ

    تئوری موسیقی بر اصول ریاضی وقانون های فیزیک بنا شده و صرفا یک سری اصول قراردادی نیست وباعثه شگفتیه که برخی اینگونه با دانشهایی همچون ریاضی وفیزیک دشمنانه برخورد می کنند.
    و در مورد کسانی که موسیقی را حرام ومسبب فحشا می دانند باید گفت نوع موسیقی بر رفتار انسان بسیار تاثیرگزار می باشد.کسانی که موسیقی اندیشمندانه یا برنامه مند و… کار می کنند هیچگاه به سوی اینگونه رفتارها نخواهند رفت .ومطلب دیگری که هست اینکه در هرقشری اینگونه رفتارها بروز می کند اما نباید گناه چند نفر را به پای همه ی موزیسین ها نوست.

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

    ای بابا تا ما درست بشیم دنیا خراب شده رو سرمون.آقاپیمان شما که میونت با موسیقی خوب نیست چرا به این سایت حرام سر زدی
    محض اطلاع دوستان بگم که انیشتن به هیچ خدایی اعتقاد نداشت حتی شخصی اما وقتی اجرای یهودی منوهین رو دید گفت:خدارا در هنگام اجرای تو می توان حس کرد.انیشتنم مثل خیلی از افراد در این جامعه برای دل خودش ساز میزده.دشمنانه برخورد کردن با راضیات و فیزیک هم از سرکوفته شدن موسیقی سرچشمه می گیره.سارا خانوم شما هم یه کم اطلاعاتت رو ببر بالاتر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

نی و قابلیت های آن (I)

نی و قابلیت های آن (I)

در ادامۀ مباحث مقدماتی در مورد ساز های ایرانی تلاش می کنیم به تدریج، به بررسی سازهای ایرانی و قابلیت های آنها و نقاط قوت و ضعف آنها در تکنوازی و کارهای گروهی بپردازیم و در ادامه این مباحث به برخی طرح ها و ابتکاراتی که در راستای تکامل تدریجی این سازها و برطرف کردن نقاط ضعف اجرایی و ساختاری آنها صورت گرفته، می پردازیم.
گفتگو با تیبو (II)

گفتگو با تیبو (II)

«مارسیک نمونه یک استاد خوب بود. هر جلسه که در کنسرواتوار نزد او می رفتم (ما سه روز در هفته از او درس می گرفتیم)، او یک اتود از جاوینیز (Gavinies)، فیوریلو (Fiorillo)، دونت (Dont) به من می داد تا برای جلسه بعد آماد کنم. ما همچنین تمام آثار پاگانینی و آثاری از ارنست (Ernst) و اسپور (Spohr) را کار کردیم. برای تکنیک های آرشه نیز مارسیک از پاساژهای مختلفی که به اتود تبدیل شده بودند استفاده می کرد. ما گام ها را نیز که از نان شب ویولونیست مهم ترند، هر روز تمرین می کردیم.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.
لیدی بلانت و مسیح (III)

لیدی بلانت و مسیح (III)

اما از نظر ظاهری حالت تقاطع سه زه ها در گوشه ها و حتی حالت و فرم خود گوشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. درخشندگی و حالت تازگی در رنگ وجلا و همچنین عدم وجود پتینه، قابلیت بصری ساز را افزایش داده است تا حدی که ریزترین جزئیات و ویژگیهای ساز بارز و آشکار است.
دکا (IV)

دکا (IV)

جان کالشاو (John Culshaw) که در سال ۱۹۴۶ به دکا پیوست به تدریج به مقام مدیر تولید آثار کلاسیک دست یافت. وی در شیوه ضبط به ویژه ضبط کلاسیک، تغییری اساسی ایجاد کرد. تا آن زمان، شیوه ضبط بدین طریق بود که میکروفون را جلوی اجرا کنندگان می گذاشتند و به سادگی ضبط می کردند.
تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

ستاره های افسانه ای موسیقی راک گروه رولینگ استونز برنامه اجراهای زنده خود در کشورهای اسپانیا، بلژیک، روسیه، فرانسه و ایتالیا را تغییر می دهند. قرار است تور “A Bigger Bang” در جولای از سر گرفته شود.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

بدین ترتیب حنانه از اواخر سال ۱۳۳۰ به رهبری ارکستر سمفونیک تهران منسوب شد و تا سال ۱۳۳۲ دو کنسرت بزرگ با این ارکستر اجرا کرد که اولین کنسرتو پیانو با ارکستر سمفونیک تهران است که با سولیستی خانم تانیا آشوت بانوی پیانیست ایرانی اجرا شد.
سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (II)

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (II)

بین هر دو هارمونیک (چه متصل و چه غیر متصل)، فاصله موسیقایی وجود دارد. فاصله موسیقایی بین هارمونیک ۱۳ و هارمونیک ۱۲ مساوی ۱۲/۱۳ است:
موسیقی بلوز

موسیقی بلوز

از جمله مهمترین منابعی که موسیقی Jazz از آن استفاده میکند سبک موسیقیBlues است.
هالی کول

هالی کول

هالی کول، خواننده کانادایی را نمیتوان از جمله هنرمندانی دانست که در دسته خاصی جای میگیرند. آوایی خش دار و اغوا کننده دارد که به طور کنایه آمیزی با طبیعت شوخ و صاف و ساده او در تضاد است و همین خصوصیات به او کمک کرده اند تا بتواند استانداردهای سنتی و کلاسیک پاپ را تغییر دهد.