نغمه های بومی ایران با پیانو

سیاوش بیضایی
سیاوش بیضایی
گیتی آجودانی، پیانیست ایرانی مقیم واشینگتن، به تازگی آلبومی جدید با نام «خاطرات ایران» در آمریکا منتشر ساخته است. این آلبوم دربرگیرنده بیست ترانه محلی از مناطق مختلف ایران همراه با چهار اثر به نام های «پرلود»، «فانتزی ژیلا»، «خواب های طلایی»، «راپسودی اصفهان» اثر جواد معروفی (۱۳۷۱-۱۲۹۴) و ترانه «مرا ببوس» اثر مجید وفادار(۱۳۵۴-۱۲۹۱) است.

ترانه های محلی اغلب بر اساس مجموعه چهار جلدی «ترانه های محلی ایران برای پیانو» (تنظیم : سیاوش بیضایی) اجرا شده اند ولی دو نمونه از آنها و همچنین اثر مجید وفادار، توسط گیتی آجودانی برای پیانو تنظیم شده است. آثار جواد معروفی نیز با اندک تغییراتی بر اساس تنظیم خود او اجرا شده اند. اجرایی که در این آلبوم از این قطعات به گوش می رسد، برخلاف آنچه قبلا در ایران منتشر شده، دارای بالانس و به خوبی گویای اجرا به وسیله یک پیانیست حرفه ای است.

گیتی آجودانی، متولد ۱۳۲۵ در تهران، مقدمات نوازندگی پیانو را در سن پنج سالگی از خدیجه صدقی (بهبود) در تهران فرا گرفت و در سن هفت سالگی، همراه با خانواده، راهی آمریکا شد. وی تحصیلات خود را در رشته نوازندگی پیانو تا دریافت فوق لیسانس در کنسرواتوار موسیقی بُستُن پی گرفت و همچنین به اخذ دیپلم هنری در رشته «اجرا» از کنسرواتوار نیوانگلند نایل آمد. وی در فصل هنری ۵۷-۱۳۵۶ برنامه های گوناگونی در ایران اجرا کرد که از آن میان می توان به کنسرتی با ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران در شیراز اشاره نمود.

audio.gif“دو به دو” با تنظیم سیاوش بیضایی و پیانوی گیتی آجودانی

آجودانی از بیست و پنج سال پیش در آمریکا اقامت گزیده و در زمینه تکنوازی و تدریس پیانو فعال بوده است. برنامه های او همیشه به اجرای آثار کلاسیک اختصاص داشته ولی در سی.دی اخیر، کارها همه ریشه در موسیقی ایران دارند. آجودانی در گفت و گویی که با او داشتم، نخست از دلایل چرخش ناگهانی خود از موسیقی کلاسیک به موسیقی ایرانی سخن گفت: «دلیل اصلی به سفر سه سال پیش من به ایران بر می گردد. همراه با بستگانم از بسیاری از آثار تاریخی ایران دیدن کردم و یک دفعه به خود گفتم من تمام عمرم را وقف موسیقی کلاسیک کرده ام ولی خون من ایرانی است؛ چرا هیچ وقت موسیقی ایرانی نزده ام؟! ناگهان علاقه زیادی به موسیقی ایران پیدا کردم و شاید خواستم از طریق موسیقی ایرانی به اصل خودم بازگردم و به خارجی هایی که این موسیقی را نمی شناسند هم معرفی کنم. ابتدا چند قطعه را خودم برای پیانو تنظیم کردم ولی در همان سفر به ایران، کتاب هایی پیدا کردم از آهنگسازی به نام سیاوش بیضایی که ترانه های محلی را با زیبایی فراوان برای پیانو تنظیم کرده بود و من در بروشور سی.دی نامش را نوشته ام و از او سپاسگزاری کرده ام که این کتاب ها را با زحمت زیاد منتشر کرده است. تنظیم هایش نشان می دهد که موزیسین بسیار خوبی است. تنظیم های او برای من از بابت آشنا شدن با ترانه های محلی بسیار مفید واقع شدند.

audio.gif“واسونک” با تنظیم سیاوش بیضایی و پیانوی گیتی آجودانی

– در تنظیم هایی که خودتان انجام داده اید، بیشتر خواسته اید به اصل اثر وفادار بمانید یا اینکه ملودی ها را گسترش هم داده اید؟
– تغییرات همیشه در اجرای مجدد از یک اثر وجود دارد، چون هر کس برداشت خودش را از آهنگ دارد ولی سعی کردم تا آنجا که ممکن است نتی را عوض نکنم. آهنگ های جواد معروفی را هم که در اصل برای پیانو نوشته شده را به همان صورتی که خودش نوشته بوده اجرا کرده ام.

– در برنامه های تکنوازی (رسیتال هایی) که در آمریکا داشته اید هم هیچوقت قطعه ایرانی زده اید؟
– اتفاقا در همین مدت کوتاهی که این سی.دی. در آمریکا منتشر شده، برنامه هایی داشته ام که تنها آهنگ های ایرانی اجرا کرده ام. برایم بسیار غیرمنتظره بود که نه تنها ایرانی ها، بلکه بسیاری از خارجی ها هم از آن استقبال کردند.

– آشنایی خودتان با موسیقی ایرانی در چه حد است؟ هیچ وقت یک ساز ایرانی کار کرده اید یا بیشتر به عنوان شنونده با موسیقی ایرانی تماس داشته اید؟ – بیشتر به عنوان شنونده ولی کسی که در شناخت من از موسیقی ایرانی بسیار تاثیر گذاشت، پدر فرزندانم، فرید فرجاد بود که همانطور که می دانید، ویلن نواز بسیار خوبی است. نخستین تجربه های من با موسیقی ایرانی از راه نوازندگی او بود.

– فعالیت فعلی تان در زمینه موسیقی چیست؟
– برای سال آینده برای چند کنسرت برنامه ریزی کرده ایم. البته قطعات کلاسیک خواهند بود ولی بین آنها حتما قطعات ایرانی هم اجرا خواهم کرد چون موسیقی کلاسیک همه جا اجرا می شود و در دسترس همه هست ولی موسیقی ایرانی را به ندرت می شناسند.

– برای پیانیست های جوانی که در ایران آموزش می بینند صحبت خاصی دارید؟
– اگر واقعا می خواهند به دنبال موسیقی بروند امیدوارم بدانند که به هیچ عنوان رشته ساده ای نیست. از وضعیت آموزش موسیقی در ایران اطلاعی ندارم ولی حتما استادان خوبی وجود دارند. تا حد امکان باید با نوازندگان خوب کار کنند و اگر برایشان امکانی وجود دارد که برای ادامه آن به خارج از کشور بیایند فکر می کنم اروپا بسیار مناسب تر از آمریکاست. در آمریکا به موزیسین ها کمک چندانی برای جلو افتادن نمی شود ولی در اروپا محیط برای پیشرفت مساعد تر است. شما در هر نقطه اروپا که بروید یک ارکستر سمفونیک خوب، یک اپرای خوب وجود دارد و به هنر اهمیت بیشتری می دهند. در آمریکا هم به پول بیشتری نیاز دارید و هم اشخاصی در مراکز مختلف که بتوانند به شما کمک کنند.

– و در پایان…؟
– فقط مایلیم سپاسگزاری کنم از مهری ناصر دیهیم که برای تهیه سی.دی «خاطرات ایران» مرا صمیمانه یاری داد.

* * *

سیاوش بیضایی خسته از برنامه های فشرده اجرایی و آموزشی با دا نشجویان نوازنده و دلخور از انحلال ارکستر دانشگاه که با کوشش فراوان پایه گذاری کرده بود، لبخند کمرنگی می زند که تنظیم های وی از ترانه های محلی ایران برای پیانو بالاخره مورد توجه قرار گرفته و به روی سی.دی. آمده است. بیضایی حرف های زیادی برای گفتن دارد ولی مشخص نیست که چرا از اهالی مطبوعات کسی به سراغش نمی رود؟ در هر صورت، ظاهراً این طلسم شکسته شد!

سیاوش بیضایی (متولد ۱۳۳۲) پس از پایان تحصیل در رشته الکترونیک در دانشکده فنی دانشگاه تهران به تحصیل در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا پرداخت. در سال ۱۳۶۳ برای ادامه تحصیل در رشته های آهنگسازی، موسیقی الکترونیک و صدابرداری راهی آلمان شد. وی چندین سال است که در کنار فعالیت های آهنگسازی به تدریس در دانشگاه هنر مشغول است. از آثار وی می توان از «صدای پای آب» (برای نمایشگر و موسیقی الکترونیک)، «کابوس» (برای ارکستر بزرگ)، «شور» (برای دو ویلنسل) و «ماهور» (برای پیانو) نام برد. وی پیش از سخن گفتن درباره اجرا و انتشار تنظیم هایش در آمریکا، از وضعیت ارکستر دانشگاه گفت:

گیتی آجودانی
«ارکستر سمفونیک دانشجویان موسیقی دانشگاه هنر که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ فعال بود متاسفانه حدود یک سال پیش به دستور رییس دانشکده و به دلایلی که هنوز بر خود من هم روشن نیست منحل شد. پس از سه کنسرتی که با این ارکستر اجرا کردیم قرار شد فعالیت هایمان را گسترش دهیم حتی قرار شد تمرین هایمان به جای کرج در تهران و در تالار فارابی انجام شود و از بچه های هنرستان هم کمک بگیریم که قضیه انحلال ارکستر پیش آمد و جالب اینجاست که به من به عنوان مؤسس و مدیر هنری ارکستر حتی خبر هم ندادند! »

– مختصری از سابقه تنظیم آهنگ های ایرانی برای پیانو بگویید.
– تا حد اطلاع من، اساساً نخستین تنظیم ها از موسیقی ایرانی برای پیانو توسط آلفرد لومر (موسیقی دانان فرانسوی و مدرس موسیقی در شعبه موزیک مدرسه دارالفنون) و غلامرضا مین باشیان (سالار معزز) انجام شد. پس از آنها این کار در حقیقت به صورت یک رسم در میان آهنگسازان ایرانی که در رشته موسیقی کلاسیک تحصیل کرده بودند درآمد که تعدادی از ترانه های محلی کشورشان را برای پیانو یا سازهای دیگر بنویسند. این موضوع را شما در دیگر نقاط دنیا هم می بینید. در روسیه از گلینکا، چایکوفسکی و ریمسکی کورساکف گرفته تا گریگ و برامس و دورژاک در اروپا و در سده بیستم هم که بارتوک به عنوان یکی از شاخص ترین آهنگسازان رد این زمینه است. یک سنت شده است و البته طبیعی است که آهنگسازان بخواهند موسیقی ملی خودشان را به یک زبان بین المللی بنویسند و به گوش همه مردم جهان برساند.

در ایران هم به همین شکل این جریان ادامه داشته است ولی تنظیم ها برای پیانو خیلی زیاد نیست. به طور پراکنده فعالیت هایی شده، ولی به صورت مجموعه منتشر نشده است. به استثنای یک سری آثاری که در چند سال اخیر از احمد پژمان به چاپ رسید. تنظیم هایی هم برای آواز گروهی یا آواز و پیانو از روبیک گریگوریان سالها پیش منتشر شده است. تنظیم دیگری برای پیانو سراغ ندارم شاید پراکنده در کتاب ها چاپ شده باشد که بطور جدی به آنها نگاه نشده است.

– خودتان کار روی ترانه های محلی را از چه زمانی آغاز کردید و اصلاً چه شد که به فکر تنظیم این تعداد ترانه برای پیانو افتادید؟
– این علاقه ای بود که از همان ابتدای کارم داشتم. علاقه به موسیقی سرزمین خودمان و علاقه به نوشتن قطعه برای پیانو. فکر می کنم نخستین کارهایم در این زمینه به اوایل دهه ۱۳۶۰ باز می گردد زمانی که دفتری کوچه به نام «ترانه های محلی برای پیانو» در تهران منتشر کردم و پانزده ترانه در آن منظور شده بود. سری های بعد در دهه ۱۳۷۰ به چاپ رسید. کاری بود که احساس می کردم جایش خالی است. البته این کار بخشی از فعالیت های من بود.

– در تنظیم این ترانه ها برای پیانو آنها را گسترش هم دادید یا کاملا به اصل ترانه ها توجه داشتید؟
– در وهله اول می خواستم ترانه ها به شکل اصلی شان معرفی شوند. ملودی ها را تا آنجا که ممکن بود دستکاری نکرده ام مگر تغییراتی بسیار جزیی که برای انتقال روی پیانو اجتناب ناپذیر است. از طرفی می خواستم این تنظیم ها را در اختیار تمام کسانی که پیانو کار می کنند قراردهم. یعنی جزو رپرتوار پیانو قرار بگیرد نه یک چیزی که فقط عده ای خاص می زنند برای همین، ترانه ها را به شکل قطعات بزرگ گسترش ندادم.

به جز یکی در مورد جزیی. در حقیقت تنها ملودی معرفی می شود و امکان هارمونی گذاری اش. چیزهایی به اصل ملودی اضافه شده یک مقدمه است؛ یک میان نوازی است و یک بخش پایانی که به اصطلاح، قطعه را می بندد. ضمناً بچه هایی که پیانو زدن را شروع می کنند دوست دارند موسیقی خودشان را هم با آن بزنند. به ویژه کسانی که در خارج از کشورهستند به این کار بیشتر نیاز دارند. این احساس دوری و همچنین ارتباط با فرهنگ خودشان و شناساندن آن در آنها قوی تر است. به همین دلیل می خواستم این کارها در دسترس نوازندگان پیانو از حد پایه تا بالاتر قرار بگیرد. این تاثیر را واقعا می بینیم که بچه ها واقعا خوشحالند که این قطعات را در اختیار دارند و می توانند در کنار قطعات آهنگسازان دیگر روی پیانو بزنند.

– به جز پنج جلدی که از این ترانه ها در ایران به چاپ رسانده اید در آلمان هم تعدادی کار منتشر کرده اید. آیا قطعات آن مجموعه گزیده ای از همین ترانه های چاپ شده در اینجاست یا با تنظیم متفاوتی عرضه شده اند؟
– آن مجموعه گزیده ای است از همان صد ترانه ای که در ایران چاپ شده است. وقتی این کارها منتشر شد من گزیده ای از آن را برای مؤسسه برنرایتر در شهر کاسل (آلمان) فرستادم که یکی از موسسات معتبر در آن کشور است. آنها نیز در سال ۱۹۹۵ کارها به چاپ رساندند و انعکاس مثبتی نیز در مطبوعات آنجا داشت.

– مایل نبودید این کاری که روی ترانه های محلی ایران انجام داده اید، روی بخش هایی از ردیف که چنین قابلیتی دارد هم انجام دهید؟ یا اینکه فکر می کنید ردیف را اصلاً نباید برای پیانو تنظیم کرد و ترانه های محلی برای این کار مناسب ترند؟
– من شخصاً تمایلی به حذف ربع پرده ها ندارم. حتی در جاهایی که می گویند ظاهرا شبییه به موسیقی غرب است (مثل ماهور و راست پنجگاه) باز هم در برخی گوشه ها ربع پرده ها وارد می شوند یعنی ما در حقیقت در ردیف موسیقی ایرانی جایی را نداریم که ربع پرده خودش را نشان ندهد. به همین دلیل باید خیلی چیز ها را کنار گذاشت.

مگر اینکه به یک دلایلی بخواهیم تنها بخش هایی از آن را برای پیانو تنظیم کنیم که جواد معروفی این کار را کرد. من در کتاب جان تامسون که برای کودکان نوشته بودم بخش هایی از ردیف را به طور ساده تنظیم کرده ام و در آنجا هدفم صرفا آشنا کردن بچه ها با حال و هوای ردیف بود نه تنظیم ردیف برای پیانو. یک قطعه هم به نام «ماهور» برای پیانو منتشر کرده ام که در آن هم یک الهام کلی از این دستگاه گرفته شده است. در کل به کار روی ردیف علاقه مند هستم ولی بدون خدشه وارد کردن به آن. با حذف ربع پرده ها اصلا موافق نیستم و فکر می کنم حذف ربع پرده ها نمایانگر ناتوانی آهنگسازان در استفاده از آن است.

– تنظیم ترانه های محلی برای پیانو را همچنان ادامه می دهید یا کارها همین هایی است که تا کنون به چاپ رسیده ؟
– در حال حاضر حدود پانزده ترانه دیگر را هم آماده کرده ام ولی تعدادی که می توانم تنظیم کنم خیلی بیشتر از اینهاست. به دلیل فعالیت های آهنگسازی و آموزشی کمتر برای این کار وقت پیدا می کنم ولی مهمتر از اینها این است که با همین مجموعه هایی هم که تا حالا منتشر شده در ایران برخورد چندان خوبی نمی شود و من شور و شوق زیادی برای انتشار جلدهای بعدی ندارم.

در حال حاضر مجموعه هایی که چاپ کرده ام به درستی پخش نمی شود. پخش کتاب در ایران مانند پخش برنج و روغن و شکر، مافیایی انجام می شود! من یکی دو بار با مراکز پخش برای این مجموعه ها صحبت کردم ولی پس از صحبت با آنها ترجیح دادم که کارهایم را اصلا توزیع نکنم تا اینکه با چنین افرادی کار کردم و الان مجموعه ها تنها در چندین فروشگاه موسیقی در تهران عرضه می شوند.

– اصل ترانه ها را در محل گردآوری کرده اید یا اینکه از کتاب هایی که در زمینه موسیقی محلی به چاپ رسیده استفاده کرده اید؟
– « بخشی از آنها را از گردآوری های لطف الله مبشری، امین شهمیری، فوزیه مجد، محمد تقی مسعودیه که به صورت کتاب چاپ شده بود استفاده کردم. بخشی هم از نوار های موجود در بازار استفاده کردم و این اواخر هم خودم در بلوچستان تعدادی گردآوری کرده ام که هنوز رویشان کار نکرده ام. تنها باز هم متاسفم که که همانطور که از انتشار سی.دی. خانم آجودانی در آمریکا بر می آید به اینگونه کارها در خارج از کشور اهمیتی خیلی بیشتری داده می شود تا در اینجا. من خودم تعدادی از این مجموعه ها را به همکارانم که پیانو تدریس می کنند داده ام که هیچکدامشان از آن استفاده نکردند. ظاهرا همیشه این روحیه در ما وجود دارد که آنچه خود داریم از بیگانه تمنا کنیم!! »

12 دیدگاه

  • mahan
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱:۱۲ ب.ظ

    age momkene rahnemayee befarmayeed chegune mitavanam in album ra dar iran tahie konam man be aghaye beyzayee eredate khas daram salame mano be ishan va hameye moosighidanane no andishe iran beresanid.khahesh mikonam jahate tahiee in album mara rahnemayee konid

  • mahan
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱:۱۳ ب.ظ

    montazere pasokhe shoma hastam chun kheyli alaghemandam ke in albumo kamel beshnavam va dashte basham

  • Pejman Akbarzadeh
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱:۵۸ ب.ظ

    Doroud. Mote’asefaane in CD dar Iran dar dastres nist. Baayad az tarighe dustaanetaan dar Amrika tahiye farmaayid

  • سينا
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۶ در ۵:۴۶ ب.ظ

    vali baraye goosh dadan be in album mitoonid be amazon.com moraje e konid
    rasty niazi be USA ham nist az Dubai ham mishe kharidesh ha!!!!!!!!

  • alvand
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    با عرض سلام و تبریک سال نو :
    یه پیشنهاد داشتم برای آقای فرهت و همکاران هم فکرشون . حالا که سال […] سال اتحاد ملی و انسجام اسلامیه در اسرع وقت شروع به ساخت سمفونی با مضامین ملی و اسلامی کنند که خدایی نکرده از قافله روشنفکران چاپلوس عقب نمونند$$$$

  • mahan
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۰۷ ق.ظ

    pas khode jenabali az koaj avordid ke ahangasho gozashtid tu sitetoon?

  • Pejman Akbarzadeh
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۶ در ۳:۰۶ ب.ظ

    ماهان عزیز
    من از طریق مسافری که از آمریکا به ایران آمده بود به سی دی دسترسی پیدا کردم.

  • mahan
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۱ ب.ظ

    khob age baratun emkan dare ye noskhasho baraye man ba post ersal konid.tamammie hazinehaye post shodan va ersalesho pardakht mikonam.hata lazem nist az manzel kharej beshid.ye noskhe az cd ro write konid va ba peyke motori be post tahvil bedin.age emkan dashte bashe tamame hazineharo be hesabetun havale mikonam
    age in kar baratun emkan dare ba man tamas begird agaram na ke nemikham tu zahmat bioftid
    shomaram:09188600358
    golestani

  • Pejman Akbarzadeh
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱:۵۳ ب.ظ

    Mahan-e aziz
    Man Iran raa tark karde’am va az mahale eghaamatam basteye sefaareshi raa baraaye ersaal be Iran nemipazirand vali belakhare raahi peydaa khaahim kard.

  • مریم
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۰۹ ب.ظ

    با عرض تبریک سال نو
    بسیار لذت بردم ممنون
    اما ممنون می شوم اگر به من کمک کنید که موسیقی ابتدای برنامه صد فیلم را پیدا کنم
    با آرزوی شادی و سلامتی برای شما

  • میثم
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۶ در ۳:۲۴ ب.ظ

    mikhastam ke melody avale sad filmo behem moarefi konid va begid ke chetori mitonam peydash konam.
    mamnon misham

  • arian
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۹:۱۷ ق.ظ

    بسیار لذت بردم ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از یک ضبط میدانی (III)

به محض رسیدن به شهر کارص با رابطم، آقای سینان اُپاک، که قرار ملاقات با «عاشیق یِل‏دیز» را برای من هماهنگ کرده بود، تماس گرفته و به دیدارش رفتم. پس از تماس تلفنی قرار بر ملاقات در صبح روز بعد گذاشته شد. روز بعد پس از ملاقاتی یک ساعته با عاشیق یِل‏دیز قرار برای ظهر روز بعد جهت ضبط و مصاحبه گذاشتم. نکته‏ی جالب توجه اینکه عاشیق یِل‏دیز که بسیار با تجربه، حرفه‏ای و در کار خود مسلط است تا زمانی که رابطم من را به عنوان یک نوازنده معرفی نکرده بود برخوردی جدی با من نداشت اما پس از آنکه او متوجه شد من شخصاً نوازنده هستم برخوردش تغییر کرد و بسیار جدی‏تر با من صحبت کرد. به طور مثال در ابتدا پاسخ‏هایش کوتاه بود ولی پس از معرفی با تفصیل بیشتر سوالات را پاسخ می‏داد. باری ظهر روز بعد قبل از ساعت مقرر، جمعه دوازده ظهر، به محل قرار که «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» است رفتم و منتظر آمدنِ عاشیق یِل‏دیز شدم. «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» که به نوعی نیمه دولتی است بازمانده‏ی «خانه‏های فرهنگِ مردمی» است که پس از تأسیس جمهوری در ترکیه ایجاد شدند (Atlı ۲۰۱۳).

رسول صادقی: نی جدید هم جای کار زیادی دارد

محدودیت اصلی و آزار دهنده نی، در ادامه سوراخ لا خلاصه شده، نغمه سی روی بدنه اصلی نی است و می شود آنرا در صدای بم قوی ایجاد کرد، جناب دکتر عمومی صدای سی را با افزایش طول نی (که حالا این افزایش زیاد مهم نیست، ایراد هم نیست) از پایین ایجاد کرده اند، به نوعی صدای سی بم که در قبل از دو اوج قرار گرفته، صدای سی بم نرم خواهد داد، چون نوع دمش ما در رجیستر دوم نی متفاوت است و آن حالت بم قوی را ندارد و هم اینکه همزمان صداهای سی بمل و سی در این طرح با محدودیت مواجه است ولی در عوض از همین سی می شود به عنوان سی بم یعنی بم ترین نت استفاده کرد که مطمئنا کارساز است ولی در کل باید همه این کلیدهای بالا و پایین را در حد توانمان برای تکمیل محدودیتهای نی بکار ببریم و همه اینها باید باشند، چون تا جایی که آزمایشات امروز من نشان داده است، الگوی سوراخ ها در نی هفت بند، یک الگوی کامل و بی نقصی است، بنابراین سوراخها و گره های نی را نمی شود تغییر داد یا بهتر بگویم، تجربه اینطور نشان داده که دستکاری داشته های اصلی نی، نه تنها بهترش نمی کند بلکه کار را خرابتر هم می کند!

از روزهای گذشته…

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (III)

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (III)

در کنسرت یادشده به سرپرستی علی صمدپور، در تاون‌هال شهر سیاتل بیش از ۳۰ قطعه از آهنگسازان ایرانی در سبک‌ها و شیوه‌های مختلف اجرا شد. کارگان این کنسرت به شرح زیر بود: ۴ قطعه از دوره‌ی تیموریان، ۱ قطعه از دوره‌ی صفویه، ۳ قطعه از قاجاریه قبل از مشروطه، ۴ قطعه از قاجاریه بعد از مشروطه، ۴ قطعه از دوره‌ی پهلوی اول، ۵ قطعه از دوره‌ی پهلوی دوم، ۵ قطعه از دوران بعد از انقلاب و در نهایت ۳ قطعه از ساخته‌های سال ۹۲-۹۳. این مجموعه به تسلط و شناخت بلامنازع خواننده به این سبک‌ها و شیوه‌ها احتیاج داشت.
ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN  1699 (بررسی و تحقیق)

ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN 1699 (بررسی و تحقیق)

پیرامون موضوع مذکور در شماره قبل توضیحاتی را جهت اطلاع و آگاهی اولیه بصورتی گزارشی ارائه کردیم ولی همانطور که می دانیم در اکثر پروژه های اجرایی مهم در زمینه های مختلف، ساختار و چیدمانی تعریف می شود که می تواند باعث ایجاد نظم و ترتیب درمراحل احیاء پروژه شود و به نوعی ضرورت طبقه بندی کارآمد از آغاز تا پایان، نشانه و نماد روندی پویا و خلاق است و از نقاط قدرت و اثر بخشی همچون، نقد و بررسی موضوع، اصلاحات و تغیییرات، گزارش نتایج و … برخوردار می شود که قطعا در بهبود و پبشرفت کار تاثیری بسزا دارد.
محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

منتقد در اینجا با آوردن جمله «او می‌خواهد به نقطۀ تلفیق موسیقی‌ها و فرهنگ‌ها برسد و همزمان تضادهای روزانه نسلی سردرگم را مستقیماً از کوچه پس کوچه‌های درهم و آشفتگی خفقان‌آورش به تصویر بکشد.» وارد لایه‌ی اولیه‌ی تاویل (صحبت از قطعه در پرتو آنچه می‌پندارد مقصود صاحب اثر بوده است، که البته به قایل شدن نقشی فرهنگی-اجتماعی محدود است) می‌شود در ضمن سراسر این فراز پر است از ارزیابی جایگاه قطعات مورد بحث و خود «هیچکس» -که خالی از واکنش علاقه‌مندانه و جهت‌گیری آشکار کلامی نیز نیست- بدون آن که به صراحت به داوری خوب و بد (و نه ارزش‌گذاری) بپردازد.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

مولفان در این باره می‌گویند: «ایده‌ی این کتاب درخلال تجربه‌ی تدریس به دانشجویان موسیقی (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) پدیدار شد.» (Beard &Gloag 2005: VIII)و پی‌آمد آن هدف کتابشان را چنین اعلام می‌کنند: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] بنابراین تلاش کرده‌ایم تا آنجا که ممکن است نسخه‌های جدید متن‌ها را استفاده کنیم که احتمالا خواننده به آنها دسترسی دارد. […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.» (Beard &Gloag 2005: IX) روشن است که وقتی حوزه‌ی استفاده‌کنندگان با این دقت تعیین شده باشد جهت دادن به متن و مسائل بعدی نیز آسان‌تر صورت می‌پذیرد.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

تکنیک های بادی گای بر موسیقی راک اند رول نیز بی تاثیر نبود ، او معمولا گیتار را با صدای بلند و خشن می نواخت، تکنیک های تحریفی را به کار می گرفت و تک نوازی های طولانی را با ترکیبی از انگیزه و احساس اجرا می کرد. نوازندگان موج نوی دهه ۶۰ انگلستان مشتاقانه دنباله روی سبک گای بودند، همان سبکی که بعدها تبدیل به ویژگی بنیادین موسیقی راک – بلوز و مشتقات آن هارد راک و متال شد.
اقیانوسی بنام باخ (II)

اقیانوسی بنام باخ (II)

دلیل جاودانگی آثار باخ هر چه که باشد، سبب می شود شنونده مجددا به باخ برگردد. کاملا واضح است که بقای هر اثر هنری ارتباط مستقیم با اشتیاق آهنگسازان و مخاطبان برای اجرا و شنیدن اثر مربوطه دارد. موسیقی باخ بر خلاف تابلوی مونالیزای داوینچی یا مجسمه پیتای میکلانژ در هر اجرای جدید، مجددا زنده شده و نزد شنونده نمود پیدا می کند.
دو مضراب چپ (قسمت نهم)

دو مضراب چپ (قسمت نهم)

یکی از ویژگی های خیلی مهم در اجرای دو مضراب چپ آزاد بودن هر دودست پس از اجرای این تکنیک است، به طوری که در صورت اجرای درست می توانیم هم از دست راست استفاده کنیم و هم از دست چپ و نکتۀ جالب تر اینجاست که حتی قادر خواهیم بود، پس از دومضراب چپ سریعاً جفت مضراب و دوبل نُت هم استفاده کنیم.
خاموشی ثمین باغچه‌بان

خاموشی ثمین باغچه‌بان

روزهای نخستین سال جدید در کنار همه‌ی شادی‌ها و حال و هوای بهاری خودش، برای اهالی موسیقی یک خبر ناراحت‌کننده را هم دربرداشت. ثمین باغچه‌بان، آهنگساز برجسته‌ی ایرانی که در سالهای پس از انقلاب در غربت در ترکیه زندگی می‌کرد، در سن هشتاد و دو سالگی درگذشت.