دیوید اویستراخ (II)

David F Oistrakh , 1908 – 1974
David F Oistrakh , 1908 – 1974
هر چند امروز نام اویستراخ یادآور یک ویولنیست بزرگ است، اما نباید ازتوانایی او در رهبری ارکستر غافل بود. او که ابتدا در ارکستر کنسرواتوار به موقعیت رهبری دست یافت، در موقعیت یک رهبر ارکستر، توانست جایگاه شایسته ای را کسب نماید و بسیاری از قطعات معروف آهنگسازان را رهبری نمود.

رهبری سمفونی های شماره یک و دو برامس، هرولد در ایتالیا برلیوز، سمفونی شماره دو شوبرت، سمفونی های شماره پنج و شش چایکوفسکی، سمفونی چهارم بتهوون، سمفونی های شماره هفت و نه شوستاکویچ، سمفونی چهارم مالر و بسیاری از دیگر آثار بزرگ ارکستری آهنگسازان، نمونه هایی از رهبری او هستند.
در سال ۱۹۴۵ زمانی که یهودی منوهین به مسکو سفر کرده بود با اویستراخ ملاقات کرد. این سفر باعث بوجود آمدن دوستی بسیار عمیقی بین منوهین و اویستراخ گردید، چنانکه منوهین تا آخر عمر از آن به نیکی یاد می کرد.

این دو، دوبل ویولن کنسرتوی باخ را چند بار با یکدیگر اجرا کردند. در سال ۱۹۶۴منوهین رهبری ارکستری را برعهده داشت که دیوید و ایگور اویستراخ در آن نوازندگان سولیست سینفونیا کنسرتانته زهی موزار بودند. در این اجرا ایگور تکنواز ویولن و پدرش تکنواز ویولن آلتو بود.

اویستراخ علاقه خاصی به اجرای آثار موزار داشت؛ جدای از آنکه در طی سالیان عمر خود، با رهبران مختلف بعضی از کنسرتو ویولن های او را اجرا کرده بود، پنج کنسرتو ویولن او را بطور کامل در سالهای۷۰ و ۱۹۷۱ با ارکستر فیلارمونیک برلین اجرا نمود.

شیوه نواختن و همینطور رهبری آثار موزار توسط او به گونه ایست که مسائل مربوط به موزیکالیته و نوانس ها و بطور کلی سبک نواختن موسیقی موزار به بهترین وجه در این اجراها رخ می نماید. چه آنگاه که اویستراخ در یک سونات ویولن و پیانوی موزار ویولن می نوازد و چه آنگاه که کنسرتو پیانویی از موزار را رهبری می کند.

Audio File
oistrakh menuhin londres 1962
دیوید اویستراخ و یهودی منوهین
قسمتی از فیلم کنسرت کنسرتو ویلن شوستاکویچ با اجرای داوید اویستراخ


این مسئله که اویستراخ بخوبی از پس اجرای سبک های مختلف موسیقایی و رعایت نکات مختلف موزیکالیته و اجرایی آنها، از موزار گرفته تا شوستاکوویچ بر می آید، بدین امر باز می گردد که او دارای شعور بالای موسیقایی و قدرت درک و فهم بسیار تکامل یافته در موسیقی است.

دیوید اویستراخ یک ویولنیست با رپرتوار کاری” بسیار گسترده” است، بطوریکه او آثار گوناگون هفتاد و پنج آهنگساز دوران های مختلف را که دارای سبک های متفاوتی هستند، در طول زندگی خود اجرا و ضبط نموده است.

او نابغه ای بسیار کوشا و پرکار بود. مجموع آثارمختلف آهنگسازان که او دراجرای آنها شرکت داشته- و در آن آثار، جایگاهای متفاوتی نظیر تکنوازی یا همنوازی در قطعات دو نوازی، سه نوازی و… و یا رهبری ارکستر را برعهده داشته است- به بیش از سیصد و ده اثر مختلف می رسد که این اجراها بصورت ضبط شده از او موجود می باشند.
oistrakh
مقبره دیوید اویستراخ


جالب این که وی بسیاری از این آثار را در خلال سالهای مختلف” چندین بار” با هنرمندان مختلف اجرا کرده است. برای مثال، او دوازده بار با ارکسترهای مختلف در مقام سولیست کنسرتو ویولن چایکوفسکی را اجرا نمود و دو دفعه هم این قطعه را رهبری کرده است.

فستیوال بهاره پراگ، از اویستراخ برای رهبری “سمفونی نهم” بتهوون در سال۱۹۷۵ دعوت بعمل آورد، دعوتی که بی نتیجه ماند و متاسفانه هیچگاه عملی نشد، زیرا در سال ۱۹۷۴ او به علت بروز حمله قلبی در جریان سفر به آمستردام، درگذشت.

هر چند سالهاست که طنین نافذ ساز و شکوه نواختن این هنرمند مردمی تبدیل به یادگاری بی مانند گشته که دیگر تکرار نخواهد شد، اما او و میراث زیبای بجای مانده از او، همواره با ستایش دوستدارانش همراه و جاودانه است.

یادش گرامی باد.

Audio File داوید اویستراخ هنرمند مردمی

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

هرمز فرهت ویژگی های گوشه را وابسته به پنج سازمایه (شاخص) می داند:‌ پایان (فرهت،‌ پایان و نه «شاهد» را برابر تانیک در موسیقی غربی دانسته)،‌ آغاز،‌ ایست،‌ شاهد و متغیر. متغیر می تواند در بسیاری از گوشه ها وجود نداشته باشد و از چهار سازه ی نخست،‌ دو یا سه تایشان می توانند در یک گوشه مشترک باشند. مثلن گوشه ی درآمد شور می تواند دارای آغاز،‌ شاهد و پایان یکسانی باشد و از متغیر نیز استفاده نکند.
مروری بر آلبوم «لیله راست»

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.
گفت و گو با جان کیج (VI)

گفت و گو با جان کیج (VI)

من آن باغ های ژاپنی را با تنها چند سنگ تحسین می کنم. من به ایده های فعالیت و عدم فعالیت پایبند بوده ام همانطور که پیشتر به صدا و سکوت متعهد بوده ام. همانطور که فهمیدم چیزی به عنوان سکوت وجود ندارد و در نتیجه قطعه سکوت را نوشتم، داشتم به این نتیجه می رسیدم که چیزی به عنوان عدم فعالیت وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماسه هایی که سنگ های باغ های ژاپنی بر آن قرار گرفته اند هم برای خودشان چیزی هستند. دلیل اینکه چرا قبلا این مسئله برایم روشن نبوده را نمی دانم. هیچ عدم فعالیتی وجود ندارد. یا به قول جاسپر جانز (Jasper Johns) وقتی به دنیا نگاه می کنیم «خیلی شلوغ به نظر می رسد». در نتیجه واریاسیون های شماره سه را ساختم که هیچ فاصله ای بین یک چیز و چیز بعدی نمی گذارد و ثابت می کند که ما پیوسته در حال فعالیت هستیم، و این فعالیت ها می تواند از هر نوعی باشد، و آنچه که از بازیگر می خواهم انجام دهد این است که تا جایی که می تواند از تعداد کارهایی که انجام می دهد آگاه باشد. یعنی از او می خواهم که بشمارد. این تنها چیزی است که من از او می خواهم. من حتی از او می خواهم که کارهای غیر فعالانه مانند توجه به نوفه هایی که در محیط شنید می شوند را نیز بشمارد. ما بدون هیچ فضایی و با خیلی از فعالیت های هم پوشاننده از یک فعالیت به فعالیت بعدی می پردازیم. چیزی که درباره واریاسیون های سه دوست ندارم این است که نیازمند شمردن است و من دارم تلاش می کنم که از شر این شمردن خلاص شوم. اما من فکر می کردم که اجرا یعنی ایستادن و بازی کردن.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
مرروی کوتاه بر  تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (III)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (III)

از کتاب‏های خوب دیگر در زمینه‏ ی تاریخ موسیقی ایران «چشم انداز موسیقی ایران» (۱۳۶۹) و «تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران» (۱۳۶۶) هر دو تألیف دکتر ساسان سپنتا است که هر دو اثر با ویرایش توسط خود نویسنده در ده ه‏ ی هفتاد و هشتاد شمسی مجدداً چاپ شدند و کتاب «پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی در تشکیلات نظامی دوره‏ ی قاجاریه» (۱۳۸۱) نوشته‏ ی علی بلوکباشی و یحیی شهیدی است.
از کافه تا رودکی (III)

از کافه تا رودکی (III)

یکی از بخشهایی که در کارگان این خواننده همواره با استقبال مواجه می شود اجرای ساز و آواز روی قطعات ریتمیک کاور شده از موسیقی عربی است که آواز را معمولا ویولن پاسخ می دهد و گاهی بسته به حال و هوای نوازندگان بداهه نوازی کوتاهی نیز انجام می شود و کاملا یادآور خوانندگان کافه های پیش از انقلاب است. این قطعات معمولا در میان تصانیف و ترانه ها بصورت بداهه شکل گرفته و بعداز اجرا با شکست ریتم به حالت ابتدایی ترانه بر می گردد.
مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن (I)

مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن (I)

هنگامی که پروفسور جزری زورالو (Jerzy Zurawlew 1887-1980)، معلم، پیانیست و آهنگساز برجسته لهستانی در سال ۱۹۲۷ اولین دوره مسابقات نوازندگی پیانو را در تالار فیلارمونیک ورشو برگزار کرد، هرگز نمی دانست روزی این مسابقات بعنوان یکی از معتبرترین رقابت های نوازندگی پیانو در دنیا مطرح شود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

دو سال پیش مطلبی با عنوان «عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!» در سایت منتشر شد که در آن به نتیجه آزمایشی پرداخته شد که طی آن ویولنیست های شرکت کننده در آزمایش، طی شرایط خاصی به نوازندگی با ویولن های مختلف می پرداختند و پس از آن به پرسش هایی در باره سازی که با آن نواختند پاسخ می دادند که مطلب یاد شده به این پاسخ ها پرداخت. مطلب زیر علاوه بر مرور نتایج این آزمایش، نظرات مخالف و موافق با آن را نیز مرور می کند:
مخالف خوانی (I)

مخالف خوانی (I)

درست بعد از انتشار آگهی افتتاح “مدرسهٔ عالی موسیقی”، در سال ۱۳۰۲ دشمنان و مخالفان کلنل علینقی خان وزیری سر از تخم بیرون می آورند.