واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت اول

یکی از پیانوهای بتهوون که هم اکنون در موزه نگهداری می شود.
یکی از پیانوهای بتهوون که هم اکنون در موزه نگهداری می شود.
در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل – کاسپر (Karl-Kaspar) در سال ۱۸۱۵، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد.

نگهداری این پسر برای بتهوون منشاء مشکلات بسیاری شد. هر چند بسیار باهوش بود دو مشکل اساسی داشت، یکی تنبلی و دیگری عدم صداقت. بتهوون با تلاش بسیار پس از پنج سال توانست سرپرستی کارل را به عهده بگیرد.

مشکلات مالی کماکان گریبان گیر این آهنگساز بزرگ بود و ازآنجائیکه شخصیتی راسخ و جسور داشت، برای تهیه مخارج گذران زندگی روزمره و با مشکلات فراوانی روبرو شد.

دوستان نزدیکش همواره برای کمک به او در تلاش بودند، چارلز نیت (Charles Neate) نوازنده پیانو انگلیسی تبار که در سال ۱۸۱۵ با بتهوون ملاقات کرد، به همراه فردیناند رایز (Ferdinand Ries) یکی دیگر از دوستان، به بتهوون پیشنهاد کردند تا در لندن پایتخت انگلستان کنسرتی برگزار نماید و با توجه به محبوبیتش، از این طریق درآمد مناسبی را کسب کند.

بتهوون با وجودیکه مدت های مدید در فکر اجرای چنین کنسرتی بود و از طرف ارکستر فیلارمونیک لندن نیز دعوتنامه رسمی دریافت نموده بود، به علت بیماری و مهمتر از آن به این دلیل که نمی توانست برادرزاده اش را برای مدتی طولانی تنها رها کند، در کمال ناباوری اطرافیان، از چنین موقعیت کم نظیری صرف نظر نمود.
یکی دیگر از وقایعی که طی این سالها در زندگی بتهوون رخ داد، برگزاری “آکادمی بتهوون” بود که طی آن برای اولین بار سمفونی شماره ۹ و سه موومان از Missa solemnis ( مس در ر ماژور) بتهوون به اجرا درآمد.

وسایلی که بتهوون برای تقویت شنوایی خود از آنها استفاده می کرد.
این آکادمی یک بار در هفتم ماه مه سال ۱۸۲۴ در Karntnertor Theater برگزار شد و مجددا در بیست و سوم همان ماه تکرار شد. رهبری ارکستر را اوملاف (Umlauf) بر عهده داشت و هر دو اجرا با استقبال و موفقیت حیرت انگیزی روبرو شد. هر چند مقدمات برگزاری این اجرا در مدت زمانی بسیار کوتاه انجام پذیرفته بود، آثار به اجرا درآمده تاثیر ماندگاری بر حضار باقی گذاشت. بخش های سوپرانو و آلتو توسط دو تن از مشهورترین خوانندگان آن زمان اجرا شد.

ستایش عمومی
در انتهای برگزاری کنسرت فوق که به نوعی بازگشت مجدد بتهوون به صحنه بود، استقبال عمومی از این آهنگساز واقعا کم نظیر بود.

بتهوون که به دلیل ناشنوایی در سکوت مطلق به سر می برد شور و هیجان حضار را نشنید، تا اینکه یکی از دوستان دست او را گرفت و به روی صحنه برد. کلیه تماشاگران بپاخاستند و با پرتاب کلاه و دستمال احساسات خویش را به بتهوون که تنها قادر به دیدن حرکات آنها بود، نشان دادند. بتهوون پنج بار مورد تشویق قرار گرفت، سالن مذکور تا آن زمان هیچگاه با چنین استقبال پرشوری مواجه نگشته بود.

این نکته را در نظر داشته باشید که در آن زمان رسم بر این بود تا برای زوج سلطنتی به هنگام ورود به سالن های کنسرت، سه بار دست زده می شد و جالب بود که این بار برای یک موسیقیدان که در خدمت حکومت نیز نبود، پنج بار دست زده شد! چنین هیاهویی ماموران پلیس را به سالن کنسرت کشاند تا جهت متفرق نمودن حضار اقدامات امنیتی لازم را انجام دهند. این کنسرت تاثیر بسیاری بر بتهوون به جای گذاشت.

متاسفانه درآمد خالصی که از برگزاری این آکادمی نصیب بتهوون شد، علیرغم موفقیت بسیار چندان چشمگیر نبود و کل مبلغی که با مشقت بسیار فراهم آمده بود، صرف پرورش و تحصیل برادرزاده اش شد.

در آغاز سال ۱۸۲۶، کارل در پی باخت در یک شرط بندی بزرگ اقدام به خودکشی کرد. این امر سلامت جسمی بتهوون را که به برادرزاده بی مسئولیتش عشق می ورزید، بیش از پیش به خطر انداخت. این اتفاق به عنوان یک شوک تاثیر بدی بر او به جای گذاشت، تاثیری که تا پایان عمر گریبان گیرش بود. کارل به سرعت سلامت خود را به دست آورد و بتهوون از برادر دیگرش Johann، قول گرفت که پس از مرگش سرپرستی کارل را به عهده بگیرد.

7 دیدگاه

  • javid
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۶ ب.ظ

    besiar khoob bood amma be nazare man mataleb rajeb be zendegie ahangsazan classic mesle Beethoven,Mozart,Bach va…bishtar benevisid-BA TASHAKKOR FARAVAN AZ SHOMA AZIZAN

  • ساناز
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۴ ب.ظ

    قطعه پیانوی بتهوون که روی کارتون سارا کوچولو بود را خیلی دوست دارم ولی نه اسمش را میدونم نه هم تونستم درست گوشش بدم دوستان کمک کنید تا هم اسمش را بدونم هم یک سایتی که بتونم دانلودش کنم متشکرم

  • ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۵ ب.ظ

    خوب اینطوری چه طور جوابم را بگیرم

  • Yari
    ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

    Albateh baayad tozih daadeh shavad keh manzour az “Academi” dar injaa konsert ast. Dar vianeh aanzaman konserthaaii raa keh khodeh aahangsaaz tartib-dahandehyeh aan bood raa “Akademi” minaamindand.

    Baa tashakkor az saiteh aalieh shoma.

  • كاوه
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    سلام و خسته نباشید

    ساناز خانوم اسم اون قطعه زیبا و معروف

    “برای الیزه” هستش (For Elise).

    متاسفانه من آدرس دقیقی ندارم برای دانلودش اما

    حالا که اسم قطعه رو میدونید دیگه جستجو کردن کار

    راحتیه.

    امیدوارم موفق باشید.

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۱ ب.ظ

    لطفا درباره ی یانی هم مطلب بگذارید ممنونم از سایت عالی شما
    همچنین اهنگ چنین گفت زرتشت از اشتراوس رو می خواستم

  • Hamid
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۷ در ۸:۲۵ ب.ظ

    ساناز خانم. همون طور که کاوه جان گفتن، اسم اون قطعه هست: برای الیزه (Fur Elise). این اثر رو در مغازه های موسیقی که آثار کلاسیک دارن می تونین پیدا کنین، مثلا تو شهر کتاب کامرانیه چندین اجرا از اون رو دارن. پیشنهاد می کنم اجرای دانیل بارنبوئم یا امیل گیللس رو بگیرید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

در هر حال، دکتر صفوت خودشان در این زمینه خیلی داشتند کار می‌کردند و می‌دانیم که ایشان هم شاگرد ابوالحسن صبا بودند، هم شاگرد حبیب سماعی و هم شاگرد حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد قبل از اینکه نزد میرزاعبدالله کار کند شاگرد مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) سه‌تار زده بوده و تخصص اصلی‌اش هم در نواختن سه‌تار بوده است. آقای دکتر صفوت روایت دیگری از ردیف میرزاعبدالله را که از حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد یاد گرفته بودند کار می‌کردند و آقای دکتر پورجوادی که از شاگرد و نوجوانی شاگرد دکتر صفوت بودند ضبط‌های کلاسش را برای ما می‌گذاشت و می‌شنیدم.

از روزهای گذشته…

پل

پل

بریدج (پل) معمولا” به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا” – و نه لزوما” – از ۸ میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و … استفاده می شود، همچنین در برخی موارد ریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است)
نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

چاپ نخست کتاب «نفیرنامه» در سال ۱۳۵۱ بود و در سال ۱۳۹۰ تجدید چاپ شد. فوزیه مجد پیشگفتار مهمّی در چاپ دوم کتابش نوشت که نشان از تجدید نظر و بازنگریِ او در نظراتش دارد. وی امروزه با نگاهی انتقادی، «نفیرنامه» و به‌ویژه بخش نخستِ آن را «یک تصویر سورآلیستِ گزنده و تلخ» (مجد۱۳۹۰: ۸) می‌داند.
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.
درباره درس گفتارهای نقد موسیقی

درباره درس گفتارهای نقد موسیقی

ویراست جدید کتاب “درس گفتارهای نقد موسیقی” تالیف آروین صداقت کیش، تحت عنوان “پیش نویس، نسخه ی ۲.۲” منتشر شد. با ارائه ی این نسخه و شماره ی ویراست حاضر و با توجه به امکانات فضای مجازی، متن این کتاب عملا به متنی همیشه باز برای ویرایش های بعدی (تا جایی که استخوان بندی اصلی مخدوش نشود) بدل شده است.
گفتگو با آرش محافظ (I)

گفتگو با آرش محافظ (I)

عجملر عنوان پروژه‌ای شنیداری بود که پس از چند سال پژوهش و انتشار مقالات متعدد، با گردآوری و تنظیم آرش محافظ در سال ۹۰ ضبط و در سال ۹۲ توسط موسسه ماهور منتشر شد. این پروژه گزیده‌ای از آثار آهنگسازان ایرانی و معاصرین‌شان در دربار عثمانی مقارن با عصر صفوی را شامل می‌شد که مجموعه‌ی کامل آن امسال در قالب یک کتاب حاوی نغمه‌نگاری ۷۰ قطعه‌ی موسیقی منتشر شد. پرونده‌ی حاضر با در نظر گرفتن این نکته که دست‌یابی به منبعی ناشناخته از تاریخ موسیقی ایران توسط یک ایرانی و به پشتوانه‌ی چندسال کار پژوهشی، و نهایتاً عملی کردن تجربه‌ی اجرایی آن و به گوش جامعه‌ی موسیقی رساندن رخدادی کم‌سابقه و بااهمیت است، به ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازد.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (II)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (II)

در این میان نقطه قوت حنانه یکی در استفاده از هارمونی متفاوتی برای صدادهی موسیقی ایرانی بود که خود او به آن هارمونی زوج، اطلاق می کرد (که به احتمال قوی بی تاثیر از هارمونی امثال بلا بارتوک نبود) و دیگری پژوهشهای گسترده ای بود که درباره خاستگاه و ریشه های موسیقی ایرانی و چارچوب موسیقی دستگاهی فعلی آنها صورت میداد (که بخشهای کوچکی از آنها در کتاب گامهای گمشده آمده است)؛ امانوئل ملیک اصلانیان هم نخستین فردی بود که ساختار موسیقی مدرن و آتنال را وارد ساختار آهنگسازی ایرانی کرد که برای نخستین بار در ایران چنین آثاری اجرا می شد، گرچه بسیاری ساختار موسیقایی او را برای موسیقی ایرانی مناسب نمی دانند، ولی بهرحال تلاشهای او برای ایجاد حرکات نوینی در موسیقی ارکسترال ایران ستودنی است.
«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
در جستجوی موسیقی سنتی (I)

در جستجوی موسیقی سنتی (I)

روز دوم ورودم به تهران به دوست هنرمندم که از رجال هنریِ سمفونیک تهران است زنگ زدم؛ گفت چه خوب شد که الان زنگ زدی همین امشب کنسرت ارکستر سمفونیک ازنابروک (آلمان) است، دوست داری بیایی. گفتم حتماً، اصلا آمده ام تهران که به کنسرت بروم. گفت اما “سنتی” نیست ها. (بعداً متوجه شدم که تنها کنسرت “سنتی” که در ایران رفتم و دیدم و شنیدم همین کنسرت بود که در ادامه شرح و توضیحش خواهد آمد.)
برنامه های موسیقی خرداد ماه فرهنگسرای ارسباران

برنامه های موسیقی خرداد ماه فرهنگسرای ارسباران

فرهنگسرای ارسباران در خرداد ماه امسال با مدیریت موسیقی شهرام صارمی، برنامه های متنوعی را در حوزه موسیقی برگزار می کند که اولین آن «بررسی آثار محمد سعید شریفیان» بود و دومین برنامه «ضرب اصول، نقد فعالیت خانه موسیقی» بود که البته برنامه دوم به دستور مدیریت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به اجرا نرسید. برنامه های سوم و چهارم فرهنگسرای ارسباران را در ادامه می خوانید:
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.