یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ،
فرید دهدزی
| از این نویسنده بخوانید: |
x |
|
همایونپور از جمله معدود خوانندگانی بود که نه مقلد و پیرو، بلکه مبدع و پیشرو بود. کسی بود که با طرح استفاده از ملودیهای فوکلور و بهرهگیری از آنها در هیأتی فاخر، نام خود را در بین چند خواننده تأثیرگذار قرار داد. عمده کلامگذاریها بر روی ملودیهای بومی و حتی تنظیمهای آنها کار خود همایونپور بود. نمونه بارز این طراحی را میتوان در نغمه بیستون (ای گل چه زیبایی) یافت. این آهنگ ملهم از آهنگ کردی با مطلع «آی برار چه هاتی» بود که همایونپور در کودکی آن را شنیده و حتی خواندن آنرا از نخستین تجربههای کودکی خود میدانست.
همایونپور خود پس از جستوجو در اشعار کلاسیک و نوین شعری را بر روی این آهنگ بر میگزیند که به زعم خود بیشترین سازگاری را با واقعیت ملودی و زیباییشناسی زمانه خود داشته باشد. شعری از «عبدالله جوانشیر» را بر میگزیند که سالها زبانزد عام و خاص بود، تا جایی که صفحه این اثر از پرفروشترین صفحات زمانه محسوب میشد. هر کجا میرفت وی را به عنوان خواننده این اثر نشانه میکردند و حتی در محافل خصوصی برای وادار کردن وی به خواندن، نغمه این ترانه را با ساز مینواختند. همچنانه که ابوالحسن صبا و حسن کسایی در محفل خصوصی به سال 1335 با نی و سهتار به استقبال این ترانه رفتند. اثری که به واقع یکی از نمونههای اعلای تلفیق شعر و موسیقی در سده اخیر محسوب میشود.
صفحه بیستون همراه با آوازی در افشاری
اما در اینجا نمیتوان از ترانه معروف نوای چوپان [/ بچه چوپان] گذر کرد. ترانهای که سالهای سال زبانزد عام و خاص بود و اجراهایی متفاوتی از آن به عمل آمد. این آهنگ در اصل تمی محلی بود که همایونپور ضمن بازسازی، آنرا به شکلهای مختلف و با ارکسترها مختلف خواند. نخستینبار در سال 1329 با شعری از «هوشنگ شهابی» با مطلع «به وقت سحر که چشمک زند ستاره به آسمانها / شود آبی آسمان روشنی دود، سوی بوستانها»، (احتمالاً) به همراهی ارکستر ابراهیم منصوری اجرا و بار دوم آنرا در سال 1337 با شعری از «محمود ثنایی» متخلص به شهرآشوب («محمود ثنایی» (متخلص به شهرآشوب) متولد 1303 در اصفهان، درگذشت آذر 1361. از دیگر ترانههای وی میتوان به اثر معروف ساز شکسته ( دیگر از تو بانگ طرب / کی برخیزد نیمه شب ) با صدا و آهنگ بانو دلکش اشاره کرد.) با ارکستری به رهبری حسین یاحقی اجرا کرد که اجرای آن آشوبی در بین مردم ایجاد کرد، تا جاییکه به گفته مسئولان رادیو پخش مجدد آن کمتر در مورد ترانهای رخ داد.
بسیاری از مردم تا اسم نوای چوپان را میشنیدند مانند همایونپور آنرا زمزمه میکردند: به شب، لحظهای که در، دامن افق، سرکش از ستاره / کند با فسونگری، سوی عاشقان، هر زمان نظاره . شبان با نوای نی، گویدت خوش از، کوه و از کناره / که از کس نشانه، در این گردش زمانه، کجا مانده جاودانه . اگر همایونپور تنها همین اثر در کارنامه خود باقی میگذارد، نام وی همچنان بر تارک تاریخ آواز ایران باقی میماند.
نوای چوپان با صدای همایونپور
البته بعدها این آهنگ دستخوش برداشتهای سیاسی و انقلابی نیز گشت، تا جایی که گروه موسیقی «آفتابکاران جنگل» به سرپرستی «اسنفدیار منفردازه» [احتمالاً با شعری از بیژن جزنی] تنظیم و کلام گذاری مجدد و در سال 1356 اجرا و پخش شد. سرودی بسیار تأثیرگذار و جذاب که بسیاری از انقلابیون در آن زمان ملودی آن را با سوت مینواختند.
«سرودي که آيندگان و دلشکستگان را بشارت روييدن سحر و لبخند آزادي ميداد و با موج چشمه و آهو، از ستيز ستاره ميگفت و از کبوتري که تمام شب در پرواز بود و شاخهاي سرخ و گردهافشان بر لب داشت.» سرود خون ارغوانها از این قرار است: زده شعله بر چمن در شب وطن خون ارغوانها / تو ای بانگ شورافکن تا سحر بزن شعله تا کرانها . که در خون خستگان، دل شکستگان، آرمیده طوفان / به آیندگان نگر در زمان نگر . قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارتدهندگان را / که لبخند آزادی خوشه شادی با سحر بروید.
خون ارغوانها (گروه آفتابکاران)
دیگر اثر مشهور فوکلوریکال همایونپور ترانه بختیاری – لری است که وی عین آنرا البته با اندکی تصرف در شعر و گویش (گویش همایونپور استانده و شهریتر است) اجرا کرده است.
بشنویید این ترانه را
شعر این اثر از این قرار است: هر کجا سنگ گپی ماله لرونه / هر کجا لر بچه شیرین زبونه . ای دایه دایه جونم هم گل خوبون می سونوم / ای دایی دایی مستم زان گل دو سر من دستم . بی خبر دیدم تو را از رنج و زحمت روزی / که تو هم یک دم چون من از درد و محنت روزی . کردی زبس بد تو با من غمزه و نازه و مستانه / جانم برون شد از غم پر شده از غم پیمانه ( برگردان عبارات نخستین به این ترتیب است: هر جا سنگ بزرگ و [کار دشوار] است بدانید حتما یک لری در آنجا حضور دارد. لر هر کجا برود شیرین زبانی خود را بهمراه دارد. دایه جانم! میروم گل زیبایی را مییابم. ای دایه من اراده کنم یک گل عجیب در دستم ظاهر می شود ...)
آثار فوکلوریکال همایونپور الگوی بسیار خوبی برای بسط و گسترش ترانه و تمهای محلی در هیأت ارکسترال است. به طور نمونه همین ایده و طراحی ذکر شده بعدها مورد الهام استاد مرتضی حنانه قرار گرفت و بر اساس همین اثر همایونپور، حنانه اثری را در دهه 50 با عنوان «والس بختیاری» ارائه میدهد. البته حنانه بنا داشت (مانند استفاده «ناصر مسعودی» در اثر گیلکی آلاتی تی) از خود همایونپور به عنوان خواننده اثر استفاده کند، اما همایونپور به واسطه سکوت چندین ساله خود از خواندن اثر، سرباز زد و حنانه اثر را بدون کلام تنظیم و اجرا میکند. اما اصل اثر مبتنی بر همان اجرای همایونپور است.
والس بختیاری اثر مرتضی حنانه
همایونپور همچین اثری را ملهم از تم معروف کردی (به نام ورگیری) با کلام «جلالالدین اعتمادی» با عنوان بیقرار در ابوعطا طراحی و بازسای میکند. اثری با این مطلع «کَردی از هجرت، آخر دیوانه مرا، گشتم چون مجنون / از باده غم پر شد پیمانه، زپا افتادم اکنون». که در سال 1331- 1332 توسط ارکستر مرتضی گرگینزاده اجرا و به وسیله کمپانی شهرزاد ضبط و پخش شد. اثری که به زعم مجله موزیک ایران مهمترین واقعه موسیقی سال و بهترین آهنگ محلی سال گشت. آوازه اثر به حدی بود که «سرژ آزاریان» فلیمساز ارمنی - ایرانی از همایونپور برای بازی در فیلمی با نام «گلنساء» دعوت به عمل میآورد.
همایونپور ضمن بازی کوتاهی (به همراهی بازی و خوانندگی «قاسم جبلی») در این فیلم دو ترانه از آثار خود از جمله اثر «بیقرار» را میخواند. روزنامه اطلاعات هفتگی در مورخ 21 آبان 1333 درباره اثر «بیقرار» مینویسد: اصل این آهنگ کردی و خود آنرا تنظیم و با تغییراتی آنرا اجرا کرده است؛ این اولین آهنگی است که وی را به شهرت رسانید و جزءِ معروفترین و پرفروشترین آهنگهای روز بوده است، از ترانههایی که شهرت فراوان دارند و بر صفحه ضبط شدهاند، ترانه لیلی [ در صف خوبان چون امیری تو / بین مهرویان بینظیری تو ]، بچه چوپان، ای گل چه زیبایی هستند و تازهترین او «در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد» را می توان نام برد.
ترانه بیقرار
آثار محلی – فوکلور همایونپور همواره رپرتواری مرجع محسوب میشود. همچنانکه زمانی پورفسور کورن استاد موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کالفرنیا همراه با تنی چند از همکاران و شاگردانش برای مطالعه و جمعآوری موسیقی محلی به ایران آمده بود، «روبیک گریگوریان» رئیس هنرستان موسیقی، همایونپور را بهترین مرجع این حوزه معرفی میکند. حتی تعدادی از آهنگهای محلی با صدای وی توسط این هیأت ضبط میشود.
صفحهای به همراهی ویلون و ارکستر صبا (در دهه 20)
روزنامه اطلاعات هفتگی آنسالها در اینباره مینویسد: «منوچهر همايونپور، جوان بيست و شش سالهاي که آواز روحپروري دارد. وي چند سالي است شهرت بسزايي بهدست آورده و در بين هنرمندان جوان مشخص و انگشتنما شده است. فرزند سرهنگ همايونپور ميباشد. او بيشتر ارزش هنري خود را مرهون راهنماييهای استاد ارجمند «ابوالحسن صبا» ميداند و چون در بروجرد متولد شده و بيشتر کودکي خود را در نواحي غرب گذرانيده است علاقه و احاطه کاملي به آهنگهاي محلي آن ديار دارد و با کششهاي بهجا و ابتکار، حق هر آهنگ را با صداي گرم و دلنشين خود ادا ميکند.
دکتر کرون، استاد فن موسيقي و هنرهاي زيباي دانشگاه کاليفرنيا که براي مطالعه موسيقي ايران به تهران آمده است و قصد دارد آهنگهاي محلي ايران را جمعآوري کند، هنر همايونپور را ستوده و از او تشويق و تقدير زياد نموده و آتیه درخشاني را در صورت ادامه کار، براي اين هنرمند جوان پيشبيني کرده است...»
8 – آوازه منوچهر همایونپور آنهم در زمانهای که امکان عرضه هنر از طریق رسانههای صوتی و تصویری بسیار محدود بود، بسیار شگفتانگیز مینماید. اعجاب آنجا برانگیخته میشود که تمامی پیشگامان آواز سده اخیر همه حضور کاملی در آن عصر دارند؛ آنجا که فروش صفحات همایونپور بیست ساله و چند ساله با فروش صفحات کسانی چون قمر، ادیب، تاج، بدیعزداه و ... هماورد دارد! اما خواننده جوان ما درست در فصل برداشت و بارش خود برای همیشه از موسیقی رسمی وداع میکند.
بشنویید صحبتهای قوامی درباره همایونپور (1348)
دیگر برای همگان مثل روز روشن است که وی چه دلیل (در سال 1338)از موسیقی رسمی کنارهگیری کرد (و یا کنارهگیری کردند!). اما همین بس که به تعبیر حسین قوامی ماهی دریایی بود که حوزچهای مانند رادیو توان شناوری وی را نداشت.
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۰ ق.ظ
مطلبی بسیار جالب و خواندنی است، اما متاسفانه در تایپ آن بی دقتی شده است. کلمات به یکدیگر چسبیده و نامفهوم شده اند و متاسفانه بدون دقت سردبیر، به همین شکل در سایت قرار گرفته اند.
از جمله این موارد میتوان به “بهرههگیری”، “کلامگذاری” و “تجربههای” در همان پاراگراف اول و “جمعآوری” در میانه مطلب اشاره نمود.
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۵ ب.ظ
روی IE مطلب درست دیده میشود احتمالا بروزر شما نیم فاصله ها را نمی خواند.
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۲ ب.ظ
سلام.با تشکر از سایت و مطالب خوبتون،لطفا در مورد چگونگی پذیرش هنرجوی هنرستان موسیقی سوره مطلبی در وبلاگ درج کنید.باز هم تشکر
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶ at ۷:۱۰ ق.ظ
هنرمند گرامی عباس شاپوری خیلی غریب از میان ما رفت وهیج رسانه یا نهادی از وی چیزی ننوشت.
خواهشمند است از در برنامه های بعدی یادی از این هنرمند با ذوق بکنید.
اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۶ at ۹:۴۹ ب.ظ
برخی از دوستان گفتند سالگرد وفات استادمان منوچهر همایون¬پور است، اکثر دوستان یا در سفر و یا غیر قابل دسترس بودند. بنابراین قرعه به نام من یک لاقبا افتاد. دیدم عجب همایون¬پور در چه مظلومیتی فوت کرد. هم فوتش غریبانه بود و هم سالمرگش غریبانه برگزار شد.
بنده هم در جایی بودم که چندان دسترسی زیادی به منبع نداشتم و بیشتر به حافظه خود بسنده کردم. اما باید اعتراف کنم مطالب چندان منسجم نیست، ایده¬های پراکنده¬ای هست که همواره در کنار نام استاد همایون¬پور در ذهنم متبادر می¬شد. البته پراکندگی مطالب بیشتر به خاطر بزاعت مزجات و کسالت جزئی نگارنده است که امیدوارم همایون¬پور با آن بلندی طبعش بر من ببخشاید. بنابراین نگاشته حاضر نه در شأن مخاطبان و نه در شأن استادمان همایون¬پور است. اما ایده¬های پراکنده مقاله حاضر را مطمئناً بعدهای در رساله در خورتری توسعه خواهم داد. اما این وجیزه ناچیز را به پیرو و شاگرد وی «حسین علیشاپور» تقدیم می¬کنم.
اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۶ at ۶:۲۴ ق.ظ
حق با شما است.
ما هنرمندانی داریم که کمتر یادی از آنها میشود.
همایونپور، عباس شاپوری، جواد لشگری، بزرگ لشگری، کریم فکور، محمد میرنقیبی و دیگر اساتیدی که کمتر سخنی از آنها به میان می آید.
امیدوارم این سایت مجال خوبی برای معرفی بشتر این عزیزان فراموش شده باشد.
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۸ ق.ظ
بسیار از لطف و پی گیری دهدزی عزیز سپاسگزارم.
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۴ ب.ظ
من از دوستان و همکارن قدیم نویسونده این مقاله هستم.
خوشحالم که هنوز وی می نویسد و مثل همیشه پربار و روان و خوشخوان می نویسد.
آشنایی من با منوچهر همایونپور به صفحه ای بر می گردد که نویسنده همین مقاله به من داد. صفحه ای بود در دشتی که بسیار من را جذب کرد. بعدها قرار شد فرید آثار خصوصی از وی به من بدهد که دیگر فرید را ندیدم.
اگر به غیر از اثر دیری زیها اثری هست ممنون می شوم که بهخ من بدهید.
در ضمن ای کاش نویسنده بیشتر ببنویسد و کمتر قائم شود.
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۰ ب.ظ
سلام.
من این مطلب را درباره مطلب راز موفقیت نامجو نوشتم که البته مثل اینکه شما نظرخواهی در این رابطه را بستید.
هرچند که من از طرفداران کارهای نامجو هستم(کارها) اما از نوشته شما هماستفاده کردم.
به نظرم کارهای نامجو رو باید واکاوی جامعهشناسی کرد تا تحلیل موسیقیایی.
من این کار رو در وبلاگم تا حدودی انجام دادم.
به نظرم توجه به تاریخچه زندگی نامجو هم میتونه خیلی موثر باشه.
در مصاحبه خوابگرد با نامجو با تفکراتش بیشتر آشنا میشیم.
بدرود
تیر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۰ ب.ظ
لتفا اگه میشه بگین برای ورود به هنرستان موسیقی از چه مقطعی باید شروع کرد؟
مثلا مد الان اوال دبیرستان هستم می تونم از الان وارد بشم وچی کار بلید بکنم؟
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۱ ب.ظ
با عرض سلام
من از مطالب شما استفاده کردم و کارهای استاد همایون پور را در وبلاگ خودم گذاشتم.اما منبع رو ذکر کردم.امید وارم ناراحت نشید.چون کارهای استاد واقعآ زیباست.
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۲ ق.ظ
سلام . سالها بدنبال این آهنگ میگشتم . خاطره های زیادی داشتم که امشب به مرحمت شما تجدید شد . خون ارغوانها همیشه جاریست . موفق باشید
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۳۶ ق.ظ
site besyar khoobi ast