سالی بدون همایونپور (III)

منوچهر همایونپور در حال کنسرت
منوچهر همایونپور در حال کنسرت
همایون­پور از جمله معدود خوانندگانی بود که نه مقلد و پیرو، بلکه مبدع و پیشرو بود. کسی بود که با طرح استفاده از ملودی­های فوکلور و بهره­گیری از آ­ن­ها در هیأتی فاخر، نام خود را در بین چند خواننده تأثیرگذار قرار داد. عمده کلام­گذاری­ها بر روی ملودی­های بومی و حتی تنظیم­های آن­ها کار خود همایون­پور بود. نمونه بارز این طراحی را می­توان در نغمه بیستون (ای گل چه زیبایی) یافت. این آهنگ ملهم از آهنگ کردی با مطلع «آی برار چه هاتی» بود که همایون­پور در کودکی آن را شنیده و حتی خواندن آن­را از نخستین تجربه­های کودکی خود می­دانست.

همایون­پور خود پس از جست­وجو در اشعار کلاسیک و نوین شعری را بر روی این آهنگ بر می­گزیند که به زعم خود بیشترین سازگاری را با واقعیت ملودی و زیبایی­شناسی زمانه خود داشته باشد. شعری از «عبدالله جوانشیر» را بر می­گزیند که سال­ها زبان­زد عام و خاص بود، تا جایی که صفحه این اثر از پرفروش­ترین صفحات زمانه محسوب می­شد. هر کجا می­رفت وی را به عنوان خواننده این اثر نشانه می­کردند و حتی در محافل خصوصی برای وادار کردن وی به خواندن، نغمه این ترانه را با ساز می­نواختند. هم­چنانه که ابوالحسن صبا و حسن کسایی در محفل خصوصی به سال ۱۳۳۵ با نی و سه­تار به استقبال این ترانه رفتند. اثری که به واقع یکی از نمونه­های اعلای تلفیق شعر و موسیقی در سده اخیر محسوب می­شود.

audio file صفحه بیستون همراه با آوازی در افشاری

اما در این­جا نمی­توان از ترانه معروف نوای چوپان [/ بچه چوپان] گذر کرد. ترانه­ای که سال­های سال زبان­زد عام و خاص بود و اجراهایی متفاوتی از آن به عمل آمد. این آهنگ در اصل تمی محلی بود که همایو­ن­پور ضمن بازسازی، آن­را به شکل­های مختلف و با ارکستر­ها مختلف خواند. نخستین­بار در سال ۱۳۲۹ با شعری از «هوشنگ شهابی» با مطلع «به وقت سحر که چشمک زند ستاره به آسمان­ها / شود آبی آسمان روشنی دود، سوی بوستان­ها»، (احتمالاً) به همراهی ارکستر ابراهیم منصوری اجرا و بار دوم آ­ن­را در سال ۱۳۳۷ با شعری از «محمود ثنایی» متخلص به شهرآشوب («محمود ثنایی» (متخلص به شهرآشوب) متولد ۱۳۰۳ در اصفهان، درگذشت آذر ۱۳۶۱٫ از دیگر ترانه­­های وی می­توان به اثر معروف ساز شکسته ( دیگر از تو بانگ طرب / کی برخیزد نیمه شب ) با صدا و آهنگ بانو دلکش اشاره کرد.) با ارکستری به رهبری حسین یاحقی اجرا کرد که اجرای آن آشوبی در بین مردم ایجاد کرد، تا جایی­که به گفته مسئولان رادیو پخش مجدد آن کمتر در مورد ترانه­ای رخ داد.

بسیاری از مردم تا اسم نوای چوپان را می­شنیدند مانند همایون­پور آن­را زمزمه می­کردند: به شب، لحظه­ای که در، دامن افق، سرکش از ستاره / کند با فسونگری، سوی عاشقان، هر زمان نظاره . شبان با نوای نی، گویدت خوش از، کوه و از کناره / که از کس نشانه، در این گردش زمانه، کجا مانده جاودانه . اگر همایون­پور تنها همین اثر در کارنامه خود باقی می­گذارد، نام وی هم­چنان بر تارک تاریخ آواز ایران باقی می­ماند.

audio file نوای چوپان با صدای همایون­پور

البته بعدها این آهنگ دستخوش برداشت­های سیاسی و انقلابی نیز گشت، تا جایی که گروه موسیقی «آفتاب‌کاران جنگل» به سرپرستی «اسنفدیار منفردازه» [احتمالاً با شعری از بیژن جزنی] تنظیم و کلام گذاری مجدد و در سال ۱۳۵۶ اجرا و پخش شد. سرودی بسیار تأثیرگذار و جذاب که بسیاری از انقلابیون در آن زمان ملودی آن را با سوت می­نواختند.

«سرودی که آیندگان و دل‌شکستگان را بشارت روییدن سحر و لبخند آزادی می‌داد و با موج چشمه و آهو، از ستیز ستاره می‌گفت و از کبوتری که تمام شب در پرواز بود و شاخه‌ای سرخ و گرده‌افشان بر لب داشت.» سرود خون ارغوان‌ها از این قرار است: زده شعله بر چمن در شب وطن خون ارغوان­ها / تو ای بانگ شورافکن تا سحر بزن شعله تا کران­ها . که در خون خستگان، دل شکستگان، آرمیده طوفان / به آیندگان نگر در زمان نگر . قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت­دهندگان را / که لبخند آزادی خوشه شادی با سحر بروید.

audio file خون ارغوان­ها (گروه آفتاب­کاران)

دیگر اثر مشهور فوکلوریکال همایون­پور ترانه بختیاری – لری است که وی عین آن­را البته با اندکی تصرف در شعر و گویش (گویش همایون­پور استانده و شهری­تر است) اجرا کرده است.

audio file بشنویید این ترانه را

شعر این اثر از این قرار است: هر کجا سنگ گپی ماله لرونه / هر کجا لر بچه شیرین زبونه . ای دایه دایه جونم هم گل خوبون می سونوم / ای دایی دایی مستم زان گل دو سر من دستم . بی خبر دیدم تو را از رنج و زحمت روزی / که تو هم یک دم چون من از درد و محنت روزی . کردی زبس بد تو با من غمزه و نازه و مستانه / جانم برون شد از غم پر شده از غم پیمانه ( برگردان عبارات نخستین به این ترتیب است: هر جا سنگ بزرگ و [کار دشوار] است بدانید حتما یک لری در آن­جا حضور دارد. لر هر کجا برود شیرین زبانی خود را بهمراه دارد. دایه جانم! می­روم گل زیبایی را می­یابم. ای دایه من اراده کنم یک گل عجیب در دستم ظاهر می شود …)

آثار فوکلوریکال همایون­پور الگوی بسیار خوبی برای بسط و گسترش ترانه و تم­های محلی در هیأت ارکسترال است. به طور نمونه همین ایده و طراحی ذکر شده بعدها مورد الهام استاد مرتضی حنانه قرار گرفت و بر اساس همین اثر همایون­پور، حنانه اثری را در دهه ۵۰ با عنوان «والس بختیاری» ارائه می­دهد. البته حنانه بنا داشت (مانند استفاده «ناصر مسعودی» در اثر گیلکی آلاتی تی) از خود همایون­پور به عنوان خواننده اثر استفاده کند، اما همایون­پور به واسطه سکوت چندین ساله خود از خواندن اثر، سرباز زد و حنانه اثر را بدون کلام تنظیم و اجرا می­کند. اما اصل اثر مبتنی بر همان اجرای همایون­پور است.

audio file والس بختیاری اثر مرتضی حنانه

همایون­پور همچین اثری را ملهم از تم معروف کردی (به نام ورگیری) با کلام «جلال­الدین اعتمادی» با عنوان بی­قرار در ابوعطا طراحی و بازسای می­کند. اثری با این مطلع «کَردی از هجرت، آخر دیوانه مرا، گشتم چون مجنون / از باده غم پر شد پیمانه، زپا افتادم اکنون». که در سال ۱۳۳۱- ۱۳۳۲ توسط ارکستر مرتضی گرگین­زاده اجرا و به وسیله کمپانی شهرزاد ضبط و پخش شد. اثری که به زعم مجله موزیک ایران مهم­ترین واقعه موسیقی سال و بهترین آهنگ محلی سال گشت. آوازه اثر به حدی بود که «سرژ آزاریان» فلیمساز ارمنی – ایرانی از همایون­پور برای بازی در فیلمی با نام «گلنساء» دعوت به عمل می­آورد.

همایون­پور ضمن بازی کوتاهی (به همراهی بازی و خوانندگی «قاسم جبلی») در این فیلم دو ترانه از آثار خود از جمله اثر «بی­قرار» را می­خواند. روزنامه اطلاعات هفتگی در مورخ ۲۱ آبان ۱۳۳۳ درباره اثر «بی­قرار» می­نویسد: اصل این آهنگ کردی و خود آن­را تنظیم و با تغییراتی آن­را اجرا کرده است؛ این اولین آهنگی است که وی را به شهرت رسانید و جزءِ معروف­­­ترین و پرفروش­ترین آهنگ­های روز بوده است، از ترانه­هایی که شهرت فراوان دارند و بر صفحه ضبط شده­اند، ترانه لیلی [ در صف خوبان چون امیری تو / بین مهرویان بی­نظیری تو ]، بچه چوپان، ای گل چه زیبایی هستند و تازه­ترین او «در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد» را می توان نام برد.

audio file ترانه بی­قرار

آثار محلی – فوکلور همایون­پور همواره رپرتواری مرجع محسوب می­شود. همچنان­که زمانی پورفسور کورن استاد موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کالفرنیا همراه با تنی چند از همکاران و شاگردانش برای مطالعه و جمع­آوری موسیقی محلی به ایران آمده بود، «روبیک گریگوریان» رئیس هنرستان موسیقی، همایون­پور را بهترین مرجع این حوزه معرفی می­کند. حتی تعدادی از آهنگ­های محلی با صدای وی توسط این هیأت ضبط می­شود.

audio file صفحه­ای به همراهی ویلون و ارکستر صبا (در دهه ۲۰)

روزنامه اطلاعات هفتگی آن­سال­ها در این­باره می­نویسد: «منوچهر همایون‌پور، جوان بیست و شش ساله‌ای که آواز روح‌پروری دارد. وی چند سالی است شهرت بسزایی به‌دست آورده و در بین هنرمندان جوان مشخص و انگشت‌نما شده است. فرزند سرهنگ همایون‌پور می‌باشد. او بیشتر ارزش هنری خود را مرهون راهنمایی‌های استاد ارجمند «ابوالحسن صبا» می‌داند و چون در بروجرد متولد شده و بیشتر کودکی خود را در نواحی غرب گذرانیده است علاقه و احاطه کاملی به آهنگ‌های محلی آن دیار دارد و با کشش‌های به‌جا و ابتکار، حق هر آهنگ را با صدای گرم و دل‌نشین خود ادا می‌کند.

دکتر کرون، استاد فن موسیقی و هنرهای زیبای دانشگاه کالیفرنیا که برای مطالعه موسیقی ایران به تهران آمده است و قصد دارد آهنگ‌های محلی ایران را جمع‌آوری کند، هنر همایون‌پور را ستوده و از او تشویق و تقدیر زیاد نموده و آتیه درخشانی را در صورت ادامه کار، برای این هنرمند جوان پیش‌بینی کرده است…»

۸ – آوازه منوچهر همایون­پور آن­هم در زمانه­­­­ای که امکان عرضه هنر از طریق رسانه­های صوتی و تصویری بسیار محدود بود، بسیار شگفت­انگیز می­نماید. اعجاب آن­جا برانگیخته می­شود که تمامی پیشگامان آواز سده اخیر همه حضور کاملی در آن عصر دارند؛ آن­جا که فروش صفحات همایون­پور بیست ساله و چند ساله با فروش صفحات کسانی چون قمر، ادیب، تاج، بدیع­زداه و … هماورد دارد! اما خواننده جوان ما درست در فصل برداشت و بارش خود برای همیشه از موسیقی رسمی وداع می­کند.

audio file بشنویید صحبت­های قوامی درباره همایون­پور (۱۳۴۸)

دیگر برای همگان مثل روز روشن است که وی چه دلیل (در سال ۱۳۳۸)از موسیقی رسمی کناره­گیری کرد (و یا کناره­گیری کردند!). اما همین بس که به تعبیر حسین قوامی ماهی دریایی بود که حوزچه­ای مانند رادیو توان شناوری وی را نداشت.

14 دیدگاه

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۰ ق.ظ

    مطلبی بسیار جالب و خواندنی است، اما متاسفانه در تایپ آن بی دقتی شده است. کلمات به یکدیگر چسبیده و نامفهوم شده اند و متاسفانه بدون دقت سردبیر، به همین شکل در سایت قرار گرفته اند.
    از جمله این موارد میتوان به “بهرههگیری”، “کلامگذاری” و “تجربههای” در همان پاراگراف اول و “جمعآوری” در میانه مطلب اشاره نمود.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ در ۱:۰۵ ب.ظ

    روی IE مطلب درست دیده میشود احتمالا بروزر شما نیم فاصله ها را نمی خواند.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ در ۳:۱۲ ب.ظ

    سلام.با تشکر از سایت و مطالب خوبتون،لطفا در مورد چگونگی پذیرش هنرجوی هنرستان موسیقی سوره مطلبی در وبلاگ درج کنید.باز هم تشکر

  • امير
    ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ در ۷:۱۰ ق.ظ

    هنرمند گرامی عباس شاپوری خیلی غریب از میان ما رفت وهیج رسانه یا نهادی از وی چیزی ننوشت.
    خواهشمند است از در برنامه های بعدی یادی از این هنرمند با ذوق بکنید.

  • فريد دهدزي
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ در ۹:۴۹ ب.ظ

    برخی از دوستان گفتند سالگرد وفات استادمان منوچهر همایون¬پور است، اکثر دوستان یا در سفر و یا غیر قابل دسترس بودند. بنابراین قرعه به نام من یک لاقبا افتاد. دیدم عجب همایون¬پور در چه مظلومیتی فوت کرد. هم فوتش غریبانه بود و هم سالمرگش غریبانه برگزار شد.
    بنده هم در جایی بودم که چندان دسترسی زیادی به منبع نداشتم و بیشتر به حافظه خود بسنده کردم. اما باید اعتراف کنم مطالب چندان منسجم نیست، ایده¬های پراکنده¬ای هست که همواره در کنار نام استاد همایون¬پور در ذهنم متبادر می¬شد. البته پراکندگی مطالب بیشتر به خاطر بزاعت مزجات و کسالت جزئی نگارنده است که امیدوارم همایون¬پور با آن بلندی طبعش بر من ببخشاید. بنابراین نگاشته حاضر نه در شأن مخاطبان و نه در شأن استادمان همایون¬پور است. اما ایده¬های پراکنده مقاله حاضر را مطمئناً بعدهای در رساله در خورتری توسعه خواهم داد. اما این وجیزه ناچیز را به پیرو و شاگرد وی «حسین علیشاپور» تقدیم می¬کنم.

  • ليلا
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۶ در ۶:۲۴ ق.ظ

    حق با شما است.
    ما هنرمندانی داریم که کمتر یادی از آنها میشود.
    همایونپور، عباس شاپوری، جواد لشگری، بزرگ لشگری، کریم فکور، محمد میرنقیبی و دیگر اساتیدی که کمتر سخنی از آنها به میان می آید.
    امیدوارم این سایت مجال خوبی برای معرفی بشتر این عزیزان فراموش شده باشد.

  • حسین علیشاپور
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۶ در ۹:۳۸ ق.ظ

    بسیار از لطف و پی گیری دهدزی عزیز سپاسگزارم.

  • مونا رحمانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۶ در ۲:۵۴ ب.ظ

    من از دوستان و همکارن قدیم نویسونده این مقاله هستم.
    خوشحالم که هنوز وی می نویسد و مثل همیشه پربار و روان و خوشخوان می نویسد.
    آشنایی من با منوچهر همایونپور به صفحه ای بر می گردد که نویسنده همین مقاله به من داد. صفحه ای بود در دشتی که بسیار من را جذب کرد. بعدها قرار شد فرید آثار خصوصی از وی به من بدهد که دیگر فرید را ندیدم.
    اگر به غیر از اثر دیری زیها اثری هست ممنون می شوم که بهخ من بدهید.
    در ضمن ای کاش نویسنده بیشتر ببنویسد و کمتر قائم شود.

  • ارسال شده در خرداد ۱۶, ۱۳۸۶ در ۲:۱۰ ب.ظ

    سلام.
    من این مطلب را درباره مطلب راز موفقیت نامجو نوشتم که البته مثل اینکه شما نظرخواهی در این رابطه را بستید.
    هرچند که من از طرفداران کارهای نامجو هستم(کارها) اما از نوشته شما هماستفاده کردم.
    به نظرم کارهای نامجو رو باید واکاوی جامعهشناسی کرد تا تحلیل موسیقیایی.
    من این کار رو در وبلاگم تا حدودی انجام دادم.
    به نظرم توجه به تاریخچه زندگی نامجو هم میتونه خیلی موثر باشه.
    در مصاحبه خوابگرد با نامجو با تفکراتش بیشتر آشنا میشیم.
    بدرود

  • عسل
    ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۷ در ۵:۳۰ ب.ظ

    لتفا اگه میشه بگین برای ورود به هنرستان موسیقی از چه مقطعی باید شروع کرد؟
    مثلا مد الان اوال دبیرستان هستم می تونم از الان وارد بشم وچی کار بلید بکنم؟

  • ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۷:۵۱ ب.ظ

    با عرض سلام
    من از مطالب شما استفاده کردم و کارهای استاد همایون پور را در وبلاگ خودم گذاشتم.اما منبع رو ذکر کردم.امید وارم ناراحت نشید.چون کارهای استاد واقعآ زیباست.

  • مهرزاد
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۷ در ۳:۳۲ ق.ظ

    سلام . سالها بدنبال این آهنگ میگشتم . خاطره های زیادی داشتم که امشب به مرحمت شما تجدید شد . خون ارغوانها همیشه جاریست . موفق باشید

  • hasan zemani poor
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۶ ق.ظ

    site besyar khoobi ast

  • وحید
    ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۹۳ در ۸:۳۸ ب.ظ

    ببخشید ولی صدای بمی که تو ترانه خون ارغوان هاست با صدایی که در بقیه ست خیلی فرق داره این علتش چیه؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

یکى از سى دى هایى که ارزش شنیدنش را دارد اجراى استادانه دیوید ایستراخ از دوکنسرتو ویولن دو آهنگساز رمانتیک است. یکى از آنها کنسرتو ویولن و ارکستر برامس در رمینور ابوس ۷۷ و دیگرى کنسرتو ویولن و ارکستر چایکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ویولن چایکوفسکى را ویولنیست هاى مطرح دیگرى چون آن سونى موتر یهودى منوهین، فراز و گرت اجرا کرده اند که این خود گواه اهمیت این اثر است. کنسرتو فرم موسیقى اى است که منشاء پیدایش آن از کلیسا بوده است. در کلیسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که یکى از آنها آیه ها را مى خوانده و دیگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدایى) داشته.
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

نخستین آن پدیداری است که مورد توجه آن خود سالک درونی قرار می‌گیرد، یعنی ظرفیت آن موسیقی و اثری که می‌شنوی و فضایی که قادر است در ذهن تو ایجاد کند؛ یعنی مورد توجه گوش سرت قرار گیرد. دومینِ آن، فضایی است که این رویداد در آن اتفاق می‌افتد و سرانجام سومین آن، همان شنونده است.
پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت سوم

پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت سوم

پیانوهای دیجیتال امروزی چه از لحاظ صدا و چه از لحاظ کیفیت لمس و پاسخ کلاویه ها به اندازه های یک پیانو آکوستیک بسیار نزدیک شده اند. بگونه ای که امروزه در بسیاری از استودیوهای ضبط به دلیل سهولت صدا گیری از پیانو دیجیتال، معمولآ از آنها برای ضبط موسیقی استفاده می شود.
هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

یکی از نمونه های فراوان و معمول ریورب، نوع سالن (Hall) است. این نوع ریورب شبیه سازی مشخصی از یک سالن بزرگ است که به راحتی با اندکی تغییر قابل استفاده برای تمامی اعضای ارکستر می باشد، به طوری که حتی کوچکترین عضو ارکستر به خوبی شنیده شود. ضروریست تا بدانیم که سالن های کوچک از اتاق های کوچک همچنان صدایی بزرگتر تولید می کنند.
“قمر” در عقرب (I)

“قمر” در عقرب (I)

در سال ۲۰۰۷ در کشور فرانسه فیلمی بر اساس زندگی واقعی خواننده زن فرانسوی ادیت پیاف (۱) ساخته شد با نام: “زندگی همچون گل سرخ” (۲) که بازیگر نقش ادیت پیاف در آن فیلم ماریون کاتیلارد (۳) به شکل بی سابقه ای،‌ توانست در همان سال جوایز جشنواره های معتبر سینمایی جهان از جمله اسکار، بفتا، ‌گلدن گلوب، سزار و… را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به خود اختصاص دهد که ایفای نقش کاتیلارد در این فیلم باشکوه، ‌به حق، سزاوار این ستایش ها نیز بود.
چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.
با هنر مینیمال آشنا شویم

با هنر مینیمال آشنا شویم

هنر مینیمال شاخه ای از هنرهای مختلف – بخصوص نقاشی و موسیقی – است که حدودآ از دهه ۱۹۶۰ بطور رسمی پای به عرصه هستی نهاد.در این سبک هنری، المانهای سازنده اثر تا حد ممکن به سمت المانهای پایه ای تنزل پیدا میکنند.در نظر داریم راجع به این سبک هنری در موسیقی صحبتی داشته باشیم اما برای درک بهتر، پیش از بحث ورود به بحث موسیقی، نگاهی داریم به این موضوع در سایر رشته های هنری.
گروه ریمونز (V)

گروه ریمونز (V)

در تابستان ۲۰۰۴ مستندی درباره ریمونز “پایان قرن: نقل ریمونز” (End of the Century: The Story of the Ramones) ساخته و در سالنهای تئاتر نمایش داده شد. جانی کسی که در خفا با سرطان پرستات می جنگید، در ۱۵ سبتامبر ۲۰۰۴ در لوس آنجلس بعد از نمایش فیلم از دنیا رفت. در روز مرگ جانی اولین موزه جهانی ریمونز گشایش شد. این موزه در برلین، آلمان، واقع است، شامل بیش از ۳۰۰ یادگار از اعضای گروه مانند شلوار جین روی سن جانی، دستکش روی سن جوی، کتونی های روی سن مارکی و بند گیتار بیس سی.جی.
لئون گرگوریان، موسیقیدانی از نسل سوم گرگوریان

لئون گرگوریان، موسیقیدانی از نسل سوم گرگوریان

لئون گریگوریان Leon Gregorian استاد موسیقی، رهبر ارکستر و مدیر بخش فارغ اتحصیلی رشته رهبری ارکستر در دانشکده موسیقی دانشگاه ایالتی میشیگان و فرزند روبیک گریگوریان رهبر نامی ارکستر سمفونیک تهران است. او لیسانس موسیقی را از هنرستان موسیقی نیوانگلند و فوق لیسانس را از دانشگاه ایالتی میشیگان دریافت نموده، در زمینه های متعدد موسیقی به فعالیت پرداخته، مدیر هنری و رهبر ارکستر سمفونی Midland میشیگان بوده، رهبری ارکستر موسیقی نیوانگلند را به عهده داشته و در ایالت های مختلف آمریکا، آمریکای جنوبی، مکزیک، اروپا و شرق دور در کنار بزرگان موسیقی به رهبری ارکستر پرداخته است.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.