«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

غلامحسین بیگجه خانی
غلامحسین بیگجه خانی
بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.

استاد غلامحسین بیگجه خانی یکی از چهره های درخشان و گمنام، در موسیقی این سرزمین بود. درخشان بدین روی که وی هنرمندی توانا و هنرش همانا زندگی با شرافت و انسانی وی بود و آنقدر مظلوم و بی نشان و بسانِ دیگر هنرمندان واقعی این سرزمین، صبور بر بی مهری های دوران!

غلامحسین بیگجه خانی در سال ۱۲۹۶ شمسی در محله سنجران در تبریز بدنیا آمد. که در بین اهالی تبریز به دربند « تارزن لَر» یعنی « محلّۀ نوازندگان تار» شهرت داشت. خاندان بیگجه خانی در نوازندگی تار و کمانچه شهرت داشتند. پدرش حسینقلی خان بیگجه خانی از استادان و نوازندگان صاحب نام تار در آذربایجان بود. معروف است که درویش خان درباره پدرِ غلامحسین بیگجه خانی چنین گفته است: «حسینقلی خانِ بیگجه خانی، میرزاحسینقلیِ آذربایجان است.»

حسینقلی خان بیگجه خانی ساعات زیادی از شبانه روز را به نواختن تار می گذراند و از اینروی در ذهن فرزند کوچکش نقشی از نغمه های روحبخش را بر جای میگذارد. غلامحسین بیگجه خانی از سن شش سالگی، آموختن تار را نزد پدر آغاز کرد، اما هنگامیکه بیش از چهارده سال نداشت، (۱۳۱۰ ) پدرش را بر اثر ابتلاء به سرطان حنجره از دست داد.

تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه فرا گرفت و بعد از فوت پدر، دو ماه نزد یکی از شاگردان پدرش بنام رضاقلی زابلی آذر به فراگیری تار پرداخت. سپس با سعی و تلاش طاقت فرسا و با استعداد و هوش سرشاری که در زمینه موسیقی داشت، به کمک صفحات سنگی قدیمی توانست با ساز اساتیدی مانند میرزا حسینقلی، درویش خان، مرتضی خان نی داود، علی اکبر شهنازی و دیگران آشنا شود و تا درجۀ بالایی از سطح نوازندگی و تسلط بر ساز ارتقاء یابد. بعدها نیز استاد غلامحسین بیگجه خانی این امکان را بدست می آورد که از محضر دو استاد برجسته موسیقی ایرانی، میر علی عسگر صادق الوعد و استاد اقبال آذر ( اقبال السلطان ) بهره جسته و بر ردیف موسیقی ایرانی نیز مسلط شود.

آشنایی با اقبال آذر زمانی صورت می گیرد که اقبال از تهران به تبریز باز میگردد. از آنجائیکه وی در تهران با نوازندگان برجسته ای مانند آقا میرزا حسینقلی و درویش خان و آقا میرزا عبدالله و عبدالحسین خان شهنازی و یا حاجی علی اکبر خان شهنازی همنشین بود، در تبریز نیز در جستجوی نوازندگان برجسته ای در سطح و اندازه ای در خور می باشد. از اینرو غلامحسین بیگجه خانی توسط رضاقلی زابلی آذر به اقبال معرفی میشود.

ایشان در این مورد گفته است: « بعد از میر علی عسگر مدتی هم با اقبال آذر همکاری کرده و تمام ردیفهایی که امروز میدانم و فرا گرفته ام یادگار اقبال آذر است. در سال ۱۳۱۷شمسی در حدود بیست سالگی به همراه حاج محمود فرنام به خدمت آقا ( اقبال آذر) رفتیم. در درگاه حیاط به احترام استاد کفش هایمان را کندیم و با پای برهنه وارد شدیم. خدمتکارِ آقا ما را به حیاط رهنمایی کردند و در باغچه حیاط به دورمیزی نشستیم تا آقا وارد شدند از حاجی محمود پرسید: «بودور؟ » و بعد هم به بنده امر کردند که « یک رهابی بزن! » آقا بر سر ذوق آمدند و همراه با ساز بنده آوازی خواندند. بی آنکه چیزی بگویم بی وقفه نواختم و آقا هم دلمان را نشکست و خواند. با شوق و اشتیاق به خانه آمدم و تا صبح پلک بر هم نزدم و ساز نواختم.»

audio file بشنوید پیش درآمد سه گاه ساخته بیگجه خانی را با تار خود او با همکاری محمود فرنام

در خرداد ماه ۱۳۴۷ شمسی رادیو ایران برای تجلیل از « کهنسال ترین خوانندۀ ایرانی استاد اقبال آذر» برنامه ای در افشاری و سه گاه ترتیب داد و نواری از ایشان با آواز اقبال آذر بجا مانده که در آن هنگام اقبال در سن ۱۰۴ سالگی این نوار را خوانده است.

چندی پس از تأسیس رادیو تبریز، سرپرستی ارکستر شمارۀ یک رادیو تبریز به عهدۀ وی گذارده شد و این همکاری در حدود ۲۵ سال ادامه یافت و در ضمن با برنامه هایی مانند برنامۀ کودک با رادیو تبریز به همکاری پرداخت. وی مدّت چهار سال نیز در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به تدریس اشتغال داشت و مدّتی هم در سمت کارشناسِ موسیقی رادیو تلویزیون آذربایجان شرقی مشغول به کار بوده و عهده دار تدریس تار در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان تبریز بود.

سالهایی را نیز گوشه نشین و در خلوت خویش، تنها و بی نشان! بیگجه خانی مهارت بسیاری در نواختن ضربی هایی پیچیده، رنگ ها و چهار مضراب داشت. جملات آوازی نیز بی وقفه و ظریف و جواب آوازها نیز سنجیده و بجا با زخمه هایی روشن و شفاف، تند و چالاک به گوش می رسید. ریز های متوالی و سریع و گاه همراه با لرزش، استفاده از غلت ها و تکیه هایی مرتب، تریل هایی با سرعت بالا، استفاده از ضربی های متنوع در گوشه های مختلف همراه با اندوهی پر شکوه و با وقار از ویژگیهای ساز غلامحسین بیگجه خانی بود. دردمندانه می نواخت وگاه در منتهای شوریدگی و سرخوشی مستانه با نواختی چالاک بر ساز، رقص واره های آذربایجان را لزگی ها و ترانه هایش را سرمست و شیدا وار ساز میکرد.

audio file بشنوید پیش درآمد افشاری، ساخته بیگجه خانی را با تار خود او با همکاری محمود فرنام

استاد بیگجه خانی به مدّت نیم قرن یاری وفادار داشت و این یار کسی جز حاج محمود فرنام نبود. حاج محمود فرنام( ۱۳۷۲-۱۲۷۷ ) بمدت هشتاد سال در کنار هنرمندانی چون عارف قزوینی، اقبال آذر، قمرالملوک وزیری، علی اکبرخان شهنازی، ابوالحسن صبا و غلامحسین بیگجه خانی، دایره (قاوال) نواخته است. این دو تن با ارتباطی درونی موّفق شدند به کارنامۀ موسیقی ایرانی قطعات بیاد ماندنی بسیاری اضافه نمایند.

غلامحسین بیگجه خانی در تمام طول عمرش در فقر و تنگدستی زیست و همواره با نوای سازش، عاشقانه زندگی کرد و هنر موسیقی را ارزش نهاد و هیچگاه آنرا به سادگی نگاه نکرد. درفقر زیست و در فقر جان سپرد. این خصلت او به همراهی پاکی اخلاقش در تمامی زمینه ها سبب شده بود صدای تارش شفاف و زلال باشد. علاوه بر این مضرابهایی ماهرانه و ساده و قوی داشت که صادقانه و حقیقی به گوش مشتاقان هنرش میرسید.

از استاد بیگجه خانی آثار بسیاری در زمینۀ موسیقی ایرانی و آذربایجانی بجای مانده است که از آن جمله می توان به کنسرت بیات ترک و سه گاه، شور و چهارگاه، همایون و تکنوازی تار همراه با استاد محمد رضا شجریان و تنبک جمشید محبی اشاره کرد.

ببینید نت قطعه ” پیش در آمد دشتی ” و همچنین ” دوضربی دشتی ” ساخته غلامحسین بیگجه خانی

audio file بشنوید چهارمضراب بیات راجع، ساخته بیگجه خانی را با تار خود او با همکاری جمشید محبی از کاست “بیداد”

سرانجام زندگی پر بار و انسانی غلامحسین بیگجه خانی در ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ به پایان رسید. گفته اند در بستر مرگ تو گویی که همچنان می نواخته است.

audio file بشنوید دوضربی دشتی، ساخته بیگجه خانی و تنظیم محمد علی کیانی نژاد

دستی بر مضراب و پنجه بر پردۀ تار، دست راست بر سینه رها و دست چپ گویی دستۀ تار بر گرفته و در کار نواختن دردمند ترین ترانۀ زندگی پر حسرت و پر رنج خویش. افسوس که پایان زندگی پر درد استاد غلامحسین بیگجه خانی این پیر دردمند موسیقی ایران، پایان اندوهناک سرنوشت هنرمندان تنهای این سرزمین نبود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

31 دیدگاه

  • Amir
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    Ostad GholamHoseyne Begjeh khani…eftekhare matkabe tare Tabriz Va nadereye doran…aya Mitavan be done Yade to mezarab zad?aya maTavan Navabegh Va asheghani chon to,shahnaz,sharif,dravish khan,…. Ra Faramosh Kard?

  • سیاوش بیرانوند
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۶ در ۷:۰۱ ب.ظ

    یادش گرامی باد . سپاس.

  • محمد متین
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

    روحش شاد

  • Ali Yekrang
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    Bashad ke ghadre honarmandane moaaser ra bedani

  • Ali Yekrang
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    afsous ke baad az hejraneshan anha ra yad mikonim

  • سينا حسيني
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ در ۹:۲۴ ق.ظ

    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما.
    یک مثل قدیمی است که می گوید: هرچه درخت پربارتر افتاده تر. و شاهد مثال این مثل تمام هنرمندان واقعی این مرز بوم کهن هستند. درویش ها و بهاری ها و شهنازی ها و صباو … . نمی گویم روحشان شاد زیرا که می دانم شاد و خرم هستند.

  • شهرزاد
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    کاش صاحب هنر را زندگان مرده دوست
    در زمان زنده بودن مرده میپنداشتند

  • مهرداد یزدانی نیا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    با سلام و خسته نباشید خدمت عزیزان گرامی …
    اینجانب نوه ی پسر عموی استاد غلامحسین بیگجه خانی هستم و از تمامی عزیزانی که در جمع آوری تمامی مطالب این نشر یاری کرده اند کمال تشکر و قدر دان را دارم و جا دارد از سلامی بفرستم به روح پاک استاد عبد الحسین یزدانی نیا پسر عموی این استاد و استاد شاطریان یادی بکنم.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۸۶ در ۵:۴۰ ق.ظ

    damesh garm o sarash khoshbad

  • آسو حمیدی
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۸۶ در ۹:۰۹ ق.ظ

    هنرمندان واقعی آنهایی هستند که هنرشان راباخلوص نیت به همگان تقدیم می دارند.ایران ما براست ازاین چنین مردان بزرگی که یادشان درتاریخ ابدی است.یادش گرامی.

  • الاله دیبا
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۷ ب.ظ

    سلام و درود از استاد محبی کم سخن به میان امده ایشان از بهترین نوازندگان تمبک هستند منتظر عکس و اطلاع از خود و خانوادشان هستیم دوست داریم بیشتر اشنا شویم ممنون میشیم بدرور

  • آیدین
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    به نا خدا
    اینجانب نوازنده تار میباشم که در زمان کودکی بخت یارمان شد تا چند روزی استاد افتخار دادند و قدومشان را به دیدگانمان گذاشتند.خدارا شاکرم که ساز استاد باعث شد تا ساز تار را به دست گیرم و ادامه دهنده راه ایشان باشم .

  • حا مد
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ب.ظ

    سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
    مرده انست که نامش به نکویی نبرند
    روحش شاد

  • مهدی شفیعی
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ ق.ظ

    با سلام
    عرض ادب و احترام به اهل هنر
    اینجانب مهدی شفیعی از قزوین
    بسیار تشکر می کنم بابت این کار فرهنگی و زنده نمودن هنر و یاد نمودن از هنرمندان

    متشکرم

    درود بر شما

  • مهرو جلیلی
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    درود بر استادان و آموزگاران ماندنی ایران زمین که همواره مایه اغتخارند…

  • ایدا
    ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۴ ب.ظ

    با درود بر تمام هنرمندان

  • حميد
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    گردرسرت هوای وصالست حافظا
    بایدکه خاک درگه اهل هنرشوی

  • N2O
    ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ق.ظ

    بغیر از عشق در جهان نخواهد ماند
    بماند عشق ولیکن جهان نخواهد ماند

    آنچه در دست بیجه خانی به صدا درمی آمد مضراب عشق بود، همان طور که در دست حا‍‍ج محمود هم به صدا در آمده، و تا کنون هم چنین صدایی از دیگری به گوش نرسیده. یا رسیده ما نشدیدیم یا هم کسی به این حد عاشق نبوده که بتواند برساند.

  • نصیب فرج پور
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۸ در ۷:۴۴ ب.ظ

    ای جگر گوشه کیست دمسازت با جگر حرف میزند سازت.روحش شاد

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۸ در ۹:۴۸ ق.ظ

    vaghean khub bud mamnun ke yadeshun ro zende negah midari

  • ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    سلام این حقیرهردستی را که نام بزرگ بیگجه خانی را هر جا بنگاردمیبوسم وافتخارمیکنم به شاگردی استاد داود آزاد که به حق تنهاوارث مکتب تار نوازی تبریزاست که متاسفانه او هم چون استادش همواره مورد بی مهری جامعه نوازندگان تاربوده و هست شاهد این ادعا همان بس که در عنفوان جوانی اثری چون مکتب تار تبریز۱۳۶۹
    راباهمنوازی پیر تاریخ موسیقی ایران زنده یاد محمود فرنام به جا میگذارد

  • mehdi
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۸۹ در ۷:۰۶ ق.ظ

    manoon o besyar mamnon,darde deli ghadimi ke hamishe taze khahad mand baraye doostdarane honar

  • کریم حاج صفری
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۴ ق.ظ

    ممنون از سایت شما و استاد هوشنگ فراهانی و قلم زیبایشان.

  • ایرج
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱:۱۲ ب.ظ

    سلام متاسفانه اصلا به برادر استاد که نوازنده بسیار توانمندترازایشان اشاره نشده با مضرابهای بسیار چابک لطفادر مورد استاد محمدحسین بیگجه خانی هم مطالب درج نمایید از تلاش شما عزیزان تشکر میشود

  • وحید
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۰ در ۳:۰۳ ب.ظ

    باسپاس از شما و تمامی عزیزانی که نام و آوازه بزرگ مردانی مانند استاد غلامحسین بیگجه خانی را زنده نگه میدارید.
    به امید اعتلای هر چه بیشتر فرهنگ وهنر این مرز و بوم

  • پدرام
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۹۱ در ۹:۴۶ ق.ظ

    با تشکر از اینکه شما بیگجه خانی را فراموش نکرده اید.

    لطفا در مورد آثارشان توضیح بیشتری بدهید.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۱ در ۵:۰۷ ق.ظ

    روحش شاد

  • شورا
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۱ در ۵:۳۰ ب.ظ

    یک نوازنده به تمام معنا بودند. یادشون گرامی و ممنون از شما

  • raha
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۹۱ در ۴:۰۳ ب.ظ

    سلام دوستان ممکنه کسی کمکم کنه؟دنبال چهار مضراب سه گاه از استاد بیگجه خوانی هاتم متاسفانه پیداش نمیکنم

  • ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۱ در ۴:۳۰ ب.ظ

    در کتاب بیگجه خانی آقای حسین مهرانی نت نگاری شده باید بخرید

  • مهین زابلی آذر
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۹۲ در ۲:۰۵ ب.ظ

    با سپاس فراوان از شما هنردوستان عزیز.
    من نوه استادمحمد حسین بیگجه خانی هستم.
    از شما ممنونم بخاطر لطف فراوانی که به هنرمندان کشورمان این سرمایه های تکرار نشدنی دارید میخاستم بگویم استاد محمد حسین بیگجه خانی با دختر استادرضا قلی خان زابلی آذر ازدواج کردند {مرحومه فرخنده زابلی آذر}
    این استاد برجسته پنجه ای همانند برادر خود بلکه ماهرانه تری داشتند جا دارد از ایشان هم یادی شود .
    از ایشان سه پسر به نامهای {منوچهر-غلامرضا-محمدرضا}وچهار دختر به نامهای{کبری-مریم-والیه-مینا}به یادگار مانده اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

شبح اپرا

شبح اپرا

شبح اپرا نام یک رمان فرانسوی است که توسط گستون لروکس نوشته شد و اولین بار در سال ۱۹۰۹ بصورت داستان دنباله دار در یکی از روزنامه های فرانسه چاپ می شد. در ابتدا فروش بسیار کمی داشت و حتی بارها از رده چاپ مجدد خارج شد اما امروز جزو ادبیات کلاسیک فرانسه به حساب می آید و از آن اقتباس های زیادی به عمل آمده است. رمان در سال ۱۹۱۱ به انگلیسی ترجمه شد و با اقتباس های زیادی بروی پرده سینما و تئاتر رفت که مشهورترین نمایش آن ، یکی در سال ۱۹۲۵ ساخته شد و دیگری نسخه موزیکال سال ۱۹۸۶ است که توسط اندرو لوید وبر بروی پرده رفت.
نگاهی به یک دهه فعالیت مجید یحیی نژاد

نگاهی به یک دهه فعالیت مجید یحیی نژاد

بیشتر از ده سال پیش بود که در فضای مجازی کلوب های یاهو با نام مجید یحیی نژاد آشنا شدم؛ آن زمان او نوازنده ای تازه کار ولی پیگیر و فعال در زمینه پژوهشی عود بود. در آن زمان بیش از دو یا سه نوازنده در محیط گروه های یاهو، به صورت جدی نوازندگی نمی کردند. او در روز اول مرداد سال ۱۳۸۱ گروهی به نام “بربط” تاسیس کرد و نتیجه پژوهشها و گرد آوری های خود را در زمینه عود نوازی ایران و جهان در آن فضا ارائه داد.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

والتر به عنوان دستیار و حامی مالر رابطه کاری نزدیکی با او داشت. عمر مالر کفاف اجرای آثاری مانند Das Lied von der Erde یا سمفونی شماره نه را نداد. اما بیوه او، آلما مالر، از والتر درخواست کرد که هر دو اثر را برای نخستین بار اجرا کند. بنابراین والتر اولین اجرای Das Lied را در سال ۱۹۱۱ در مونیخ و اجرای سمفونی شماره نه را در سال ۱۹۱۲ در وین و با ارکستر فیلارمونیک وین رهبری کرد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
شش سوئیت چلوی باخ (II)

شش سوئیت چلوی باخ (II)

تحقیقات اخیر توسط Martin Jarvis پرفسور دانشگاه موسیقی در داروین استرالیا اشاره به این میکند که این امکان وجود داشته است که Anna Magdalenaخود بعنوان آهنگساز قطعاتی را ساخته باشد که بعلت شهرت همسرش به باخ نسبت داده باشند Martin Jarvis مطرح میکند که این شش سوئیت را در حقیقت Magdalena نوشته است، هر چند بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگان بیشتر بسراغ بعد موزیکال این قطعات میرونند و نه مجادلاتی از این قبیل .
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (I)

بیست و نهمین جلسه نقد نغمه، با موضوع «نقد هارمونی ایرانی» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد که امیرآهنگ هاشمی، شاهین مهاجری و علی قمصری به عنوان کارشناس، سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری و میهمانانی چون هوشنگ کامکار و پیمان سلطانی و عباس تهرانی تاش حضور داشند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (IV)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (IV)

باربد از دیگر رامشگران، بربط نوازان و استادان موسیقی بسیار مطرح دوره ی خسرو پرویز است. در تعریف لغوی بربط باید گفت خوارزمی در مفاتیح العلوم بربط را سینه ی مرغابی معنی کرده است، چون کاسه و دسته ی آن به مرغابی شبیه است.