نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (II)

پیر بولز
پیر بولز
کوشش موسیقی امروز بر این است که ما را یکباره با تاریخ غیر قانونی (تاریخ نامشروع)، آناکرونیزم خلاقانه و فانتزی تاریخی روبرو کند. زیرا در دوران خاصی از فرهنگ و تاریخ، به دلیل حذف بخش عظیم بشریت از تاریخ رسمی، استخراج و بیان مخفی گاه های تاریخ اهمیت پیدا میکند. در واقع موسیقی و تاریخ رسمی عصر حاضر تلاش میکند تا تاریخ امروز جهان را جانشین تاریخی کند که میبایست وجود داشته باشد.

پس تلاش موسیقیدانان امروزی در پروراندن یک ایده آل و نسبت دادن آن به آینده، دور از ذهن نیست. حال برای اینکه ما بتوانیم به مرحله جانشین سازی انسان (نه بوسیله معرفت فلسفی) دست یابیم، باید از طریق مکانیزم های هنری جلو برویم و در نتیجه با راهی جز تشریح و تاویل روبرو نخواهیم شد. زیرا بخش هایی از این راه که به طور صریح بیان نشده اند، به صورت مخفی بروز کرده اند.

چنین است که تلاش ما بر این خواهد بود که درباره زمان حال و آینده به یک پیش داوری برسیم. زیرا با وسعت بخشیدن به آینده است که موسیقی تخیلی، علمی و حتی جنبه های هرمنوتیک موسیقی و انواع اسرار درونی آن اهمیت می یابد.

در چنین شرایطی ساختن و آفریدن معطوف می شود به آینده بشریت، به خصوص به زمان حال و اثر موسیقایی متکی میشود به هستی شناسی مولف؛ تا جایی که سازمان صدایی فاعل “آنیما و آنیموس” بتوانند تمام واقعه، نوانس، سکوت، دینامیک و چندگانگی های زمانی و صدایی را آزادانه و با تشخص فردی بیان کنند، بی آنکه تئوریزه شده باشند.

موسیقی در قرون گذشته برای خود تشریفات خاصی قائل شده و آنها را درونی کرده است، در حالی که واقعیت بیرونی نداشته اند. چنین است که تمام عصیان های فردی و جمعی باید در یک زمان از مدارا دست بکشند.

ما در مرحله ای میبینیم که “پیر بولز” و “لیگتی” شروع میکنند بر برهم زدن قرار دادهای پیشین و می کوشند تا هیچ یک از جریانات، نهادی و موسسه ای نشود. زیرا زمانی که تمامی مولدهای صدایی بر خلاف یک دیگر حرکت می کنند، بخشی از آن صداها قربانی بخش دیگر می شوند و عصیان از دید تاریخ رسمی، مخاطب را در مقابل موسیقی کانالیزه شده قرار میدهد.

بنابراین ما در مقابل کوارتت زهی اثر “لیگتی” نه به دنبال حقیقت خواهیم گشت و نه شبه واقعیت. زیرا اولین حسی که از شنیدن این گونه آثار به ما دست میدهد، اعجاب انگیز بودن و لذت بردن از این آثار هنری است. پس میرسیم به این که اثر هنری به دنبال اعجاب است و در اعجاب، نوعی زیبایی نهفته که نه تنها موزون نیست بلکه غریب است.

در قرن نوزده هنر به خاطر هنر، برج عاج، سورئالیسم، سمبولیزم، حلقه ی نیبلگونگ واگنر، اشعار بودلر و مالارمه و … پیش می آید. همه اینها با تصورات اجتماعی حاکم در قرن نوزده رشد میکنند. از طرفی چون ذات هنر مخالف استبداد است و فرهنگ موسیقایی ایران هنوز نتوانتسه است با این سیستم فکری و عملی مبارزه کند، طبعا نمیتواند منطق فکری قرن بیستم را به عنوان یک عنصر حاکم بپذیرد.

عنصری که در آن تفکر انتزاعی ملاک واقعی است. چون در عصر حاضر واژه “نو” مترادف و هم گام با مدرنیته است، امکان به وجود آمدن موسیقی “نو” در ایران امروز به صفر خواهد رسید. متاسفانه هیچ یک تعاریفی که درباره واژه “نو” در جامعه امروز ایران متداول شده مقبولیت عام پیدا نکرده است. امروزه هر کوششی برای دست یافتن به مفهوم هنر نوین نیازمند این است که هنر با مدرنیته و بعد از آن بیامیزد. بنابراین تمامی تعریف های هنر از ارسطو تا تالستوی زیر سوال خواهند رفت (موسیقی امروز زیباشناسی خاصی را برای خود قائل شده است که در زیر مجموعه هیچ یک از تعاریف گذشته هنر نمیگنجد).

گذشتن از مدرنیزم نیازمند این است که هنر شرایط لازمی را برای نمود پیدا کردن عصر حاضر تدارک ببیند. گرچه واژه مدرن مفهومی است که از دوره رنسانس منقطع شده و گسست پیدا کرده است، ولی از نظر فلسفی مفهومی پیچیده دارد که در سه بعد مطرح میشود:
۱- در بعد تاریخی، همانا و رویایی حال است با گذشته؛ به این معنا که گذشته نفی، و حال اصالت پیدا میکند.
۲- گشاده بودن و به استقبال آینده رفتن و از گذشته گسستن (البته این مفهوم در زمان اعلام حضور خود در ابتدای قرن بیستم ویژگی های بسیار پیچیده ای داشته است و هنوز بر سر آن تضادهای معنایی وجود دارد)
۳- مرحله تاریخ و زمان بندی تاریخ غرب. به اعتقاد من عصر مدرن نه از دوره رنسانس و نه از دوره روشنگر، بلکه به این سبب که “مدرن” واژه ای معنا شناختی و چند بعدی مفهومی است، از دوره دکارت (یعنی از همان روزگار گسست در اندیشه و رویکرد غرب و هستی “آیت وجود” و “معرفت شناسی” شروع میشود.

2 دیدگاه

  • babak
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۴ ق.ظ

    dorood bar shoma dooste aziz .belakhare kasi peyda shod ke darke dorosti az mosic dashte bashad.

  • هورمزد
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۶ در ۳:۴۴ ب.ظ

    به اعتقاد من نو آوری و مدرنیته دو مفهوم کاملا متفات هستند که گاها با یکدیگر اشتباه میشوند ، چرا که هر اثر پیشرو و نو آورانه ای صرفا توانایی مدرن بودن را دارا نیست ، چرا که مدرنیته به معنای خرد ورزی و خرد گرایی به جای سنت گرایی ست . بر همین منوال نیز به کار بستن تفکری انتزاعی نیز امکانات لازم به جهت دست یازیدن به هنری مدرن را فراهم نمیسازد .و در ادامه اگر ما در موسیقی ایران به مدرنیته دست نیافته ایم به این دلیل است که موسیقی ایران پس از انقلاب متوقف و حتی پس رفت نموده و این نه تنها در موسقی بلکه در تمامی جوانب فرهنگ این مرز و بوم به چشم میخورد .بدیهست که از چنین کالبد سرکوب شده و مسله شده ای نمیتوان انتظار پیشرو بودن و انتزاعی شدن را داشت . .. .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است. زه وار به عنوان بخشی…
ادامهٔ مطلب »

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

از روزهای گذشته…

گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
یادداشتی برای یک خبر

یادداشتی برای یک خبر

روز گذشته در حال چک کردن اخبار موسیقی با خبری مواجه شدم با این تیتر: «برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، شاهکارهای کلاسیک جهان، توسط یک ایرانی به آواز در آمد»، بعد از باز کردن لینک مربوط به خبر، با این نوشته (که به گفته خبرگزاری هنرآن لاین نوشته خواننده این اثر است) مواجه شدم:
یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر یکی از معروف ترین رهبران قرن بیستم در شهر برلین به دنیا آمد. او بین سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۹ در کشورهای مختلف زندگی کرد اما نهایتا در سال ۱۹۳۹ تصمیم گرفت که در ایالات متحده زندگی کند. نام اصلی او برونو اشلسینجر (Bruno Schlesinger) بود اما او در سال ۱۸۹۶ تصمیم گرفت به جای اشلسینجر از نام والتر استفاده کند. اما در سال ۱۹۲۲ زمانی که شهروند اتریش شد رسما نامش را به والتر تغییر داد.
رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون را می توان بزرگترین آهنگساز موسیقی لایت نیمه دوم قرن بیستم در جهان به شمار آورد. این آهنگساز کانادایی الاصل که آثار برجسته ای در زمینه موسیقی فیلم نیز ارائه کرده، بدون شک در صورت اقامت در هالیوود به شهرت و ثروت قابل توجهی دست می یافت، اما در کمال ناباوری و برخلاف تصور همگان، کشور انگلستان را به عنوان محل اقامتش برگزید.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

گذشته از موارد پیشین، مدت زمان تأکید بر این دانگ در گوشه چندان زیاد نیست و می‌توان از نقش دانگِ مورد بحث تاحد زیادی چشم‌پوشی کرد و آن را جزو پیکربندی اصلی گوشه ندانست. بااین‌حال، برای احتیاط بیشتر بهتر است که به نقش آن، هرچند کوتاه، توجه شود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

هر ساز سازی (استثنای آنان که ساز های بادی-فلزی می سازند) نجار زبردستی است ولی هر نجار زبر دستی لزوما ساز ساز نیست.
کیت ریچاردز تحت عمل جراحی قرار گرفت

کیت ریچاردز تحت عمل جراحی قرار گرفت

کیت ریچاردز (Keith Richards) نوازنده گیتار گروه رولینگ استونز (Rolling Stones)، تحت عمل جراحی قرار گرفت تا لخته خونی که در طی گذراندن تعطبلات در فیجی، در اثر یک حادثه در مغزش ایجاد شده بود، خارج شود.
“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.
توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.