موسیقی و طنز (قسمت اول)

علی رضا میرعلی نقی
علی رضا میرعلی نقی
در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ نشستی به دعوت دفتر پژوهشهای طنز در حوزه هنری، برگزار شد که سخنرانی این برنامه را سید علی رضا میر علینقی عهده دار بود. امروز متن کامل این سخنرانی را می خوانیم:

مایلم تشکر صمیمانه ام را در اینجا اعلام کنم از تمام دوستانی که بی شائبه کمکم کردند تا این برنامه برگزار شود. سید عبدالجواد موسوی و برادرانش، سجاد پورقناد و به ویژه یاران مهربانی که در این بعد از ظهر گرم تابستان، به اینجا آمدند و با حضورشان، مرا تشویق کردند؛ از همه آنها متشکرم.

قبل از حرف هایم خواهش میکنم به یک قطعه موسیقی جدی گوش کنیم. audio file باله درچه قو اثر پیتر چایکوفسکی ، آهنگساز بزرگ روسیه قرن نوزدهم، که البته با موضوع بحث امروز ما بی ربط است!

حوزه انتخاب شده برای گفتار امروز عصر من، حوزه ای محدود است و این محدودیت را خودم عمدا” انتخاب کردم تا بتوانم با تمرکز و امید به حصول نتیجه ای ارضا کننده حرف بزنم. از طرف دیگر باید محدودیت وقت و محدودیت فضا و امکان را نیز در نظر گرفت. این نشستها بیشتر در فضایی دوستانه است تا علمی و آکادمیک و نمیشود بیش از حد معینی آن را سنگین کرد.

پیش از من، اساتید، پیشکسوتان و طنز نویسان توانا سخنرانی کرده اند؛ من هیچکدام از اینها نیستم! مطالعات من در موسیقی است و موضوعاتی که به آن مربوط میشود و یا ربط داده میشود و یکی از آنها طنز است. از من انتظار سخنرانی تخصصی درباره طنز را نداشته باشید، ولی موضوعی که مطرح میکنم، تا جایی که میدانم جدید است و برای اولین بار است که طرح میشود.

شاید این بداعت موضوع، قلت بضاعت مرا در امر طنز توجیه کند… چرا اولین بار؟ تا جایی که دیده ام و دیده اید، نشست های خیلی انگشت شماری که در این ده سال گذشته پیرامون طنز و طنز پردازی در حوزه هنری و دانشگاه سوره سابق برگذار شده، هر وقت نوبت به موسیقی رسیده است، صحبت از ترانه ها و تصنیف های طنز آمیز بوده است.

البته بیشتر در حوزه موسیقی های نواحی و بومی، نه موسیقی های متعلق به حوزه شهر نشین. در این که ترانه های طنز، یا به عبارت دقیقتر: کلام ملحون یعنی عبارات و واژگان طنز آمیز آمیخته با نغمه و آهنگ، از کار برد قوی اجتماعی بهره مند هستند تردیدی نیست. یکی از کارکردهای همیشگی موسیقی در تاریخ ایران، به ویژه در برهه های حساس اجتماعی و تاریخی، همین کار کرد طنز آمیز بوده است.

می توان برای پژوهش درباره انواع و اقسام آن، کنفرانسهای متعددی گذاشت و از افراد متعدد دعوت کرد که درباره انواع و اقسام آن، حرف بزنند، نمونه ضبط شده و حتی مجریان زنده و حاضر بیایند و چه بسا برنامه آنها جالبتر از این برنامه ای باشد که رنج دیدنش را بخود هموار کرده اید.

عرصه ترانه های طنز بخصوص در زبان فارسی، هم از لحاظ تاریخی گسترده است و هم از لحاظ جغرافیایی و میتواند از جذاب ترین عرصه ها تحقیقی چه میدانی و چه کتابخانه ای باشد. کابرد ترانه و تصنیف طنز آمیز هنوز هم در جوامع فارسی زبان سراسر دنیا حس میشود.

هرچند که از رونق و جلای دهه های و سده های پیشین افتاده است، اما در این جا، حوزه گفتار من، هیچکدام از اینها نیست؛ بلکه موسیق بیکلام است. موسیقی ای که به تعبیر بعضی هنرمندان، ناب و خاص و به قول فرنگیها pure؛ که البته خودم این نوع تعریفها را دقیق نمیدانم.

چرا موسیقی بی کلام را انتخاب کردم؟ اولا به خاطر همان محدودیت های پذیرفته شده ای که در ابتدای سخنانم گفتم و ثانیا” به این خاطر که در ترانه و تصنیف طنزآمیز، عینا” و عملا”، این کلام و واژگان هستند که باز القای مفهوم را عهده دار هستند و ودر واقع، این کلام است که طنز آمیز است و نه موسیقی.

کافیست یکی از این صدها اثر را گوش کنید، سپس سعی کنید که آن را بدون کلام بشنوید، خیلی ساده در میابید که نغمه و موسیقی آن اصلا نقش طنز آمیز ندارد، عاملی بیانی یا عنصری ساختاری در آن نیست که بتوان بر آن نقش القای طنز را اطلاق کرد. حتی بسیاری اوقات، سوای کلام موسیقی کاملا جدی است.

شاید بیشتر به این خاطر که بعضی سرایندگان با ذوق، از نیروی نفوذی عاطفی بعضی شاهکارهای موسیقی باکلام و یا بی کلام استفاده کرده اند و کلام طنز آمیز خود را بر آنها استوار کرده و از راه موسیقی پیام خود را بر لوح ضمیر مخاطب شان حک کرده اند.

نمونه، عبارات طنز آمیزی که استاد ابوالحسن صبا بر رنگ معروف “ناز” در چهارگاه اثر استاد علی نقی وزیری گذاشته و سالها بعد، در فیلم “حسن کچل” ساخته زنده یاد علی حاتمی نیز تا قسمتی خوانده شده، یا کلمات شوخ طبعانه ای که روی رنگ معروف ابوعطا اثر زنده یاد رضا محجوبی گذاشته اند. البته ما در این جا قصد پخش آن را نداریم. اهل موسیقی با این آثار تا حدی آشنا هستند و بخش این نمونه ها خارج از برنامه امروز ماست.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۷:۴۱ ب.ظ

    برایتان آرزوی سادی تندرستی می کنم

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ب.ظ

    خوبه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

از روزهای گذشته…

فواصل زمانی (III)

فواصل زمانی (III)

همچنانکه قبلا ذکر شد، ممکن است زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج شود و به سوی فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا کند. شیوه نت نویسی رایج در این موارد بر اساس تقسیم یک فاصله ساده به ۳،۵،۷،۹،۱۱ و… بخش است (مانند فاصله چنگ تریوله که حاصل تقسیم بر ۳ شدن فاصله سیاه است).
ضرابی: مشکل آموزش در ایران مختص موسیقی نیست

ضرابی: مشکل آموزش در ایران مختص موسیقی نیست

از نظر اهمیت من به آموزش بیشتر اهمیت میدهم تا رپرتوار حرفه ای، چون رپرتوار حرفه ای را نوازنده حرفه ای با درصدی کیفیت بالا و پایین بالاخره میزند ولی برای کسی که سنتور را شروع کرده پس از دوره ابتدایی یک بیابان برهوت است که عده بسیار قلیلی این بیابان را پشت سر میگذارند و باز به یک آبادی که همان قطعات حرفه ای است میرسند.
ساز دهنی (II)

ساز دهنی (II)

در مقاله قبلی که در این سایت نوشته شد، انواع ساز دهنی معرفی گردید و تفاوت آنها بررسی شد. در بین انواع ساز دهنی معرفی شده، نوع «دیاتونیک» که به «هارپ» Harp معروف است بیشترین کاربرد را در انواع موسیقی دارد و نوع رایج تری به حساب می آید. سازدهنی دیاتونیک از نظر ساختار ساده ترین و در عین حال ارزانترین نوع سازدهنی است.
باربارا هندریکس

باربارا هندریکس

باربارا هندریکس در ۲۰ نوامبر سال ۱۹۴۸ در آمریکا بدنیا آمد. او یکی از خوانندگان مطرح اپرا – اپراتیک سوپرانو – میباشد که جدا از فعالیت در زمینه موسیقی کلاسیک، در موسیقی روز هم به فعالیتهایی به عنوان خواننده پرداخته است. وی تحصیلات موسیقی را در مدرسه موسیقی جولیارد در نیویورک به اتمام رساند و در آنجا اصول و مبانی آواز کلاسیک را زیر نظر Jennie Tourel فرا گرفت.
در باب متافیزیک موسیقی (IV)

در باب متافیزیک موسیقی (IV)

از سوی دیگر، اگر این رابطه رابطه ای غیر منطقی یا رابطه ای باشد که تنها با اعداد بزرگ قابل بیان است، هیچگونه تطابق عقلانی در ارتعاشات رخ نمی دهد، بلکه “این ها دائما بر سر هم فریاد می زنند” و به این ترتیب در برابر اینکه همراه با هم وارد درک ما شوند مقاومت می کنند و از این رو دیسونانس به حساب می آیند. در نتیجه این نظریه، موسیقی وسیله عقلانی ساختن نسبت های گویا (یا منطقی) و اصم (یا غیر منطقی) عددی است، البته نه به شیوه ریاضی و با کمک مفهوم، بلکه با در آوردن آنها به هیئت شناختی که کاملا مستقیم است و همزمان حواس را تحت تاثیر قرار می دهد.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟
نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.
گفتگو با جیمز دپریست (V)

گفتگو با جیمز دپریست (V)

فکر می کنم حتما اتفاق خواهد افتاد و البته اتفاق نخواهد افتاد اگر ما هوشمندانه بدانیم که چه کاری انجام می دهیم و چرا چیزی را می خریم. ما سی دی را می خریم برای آنکه بشنویم هنرمندان محبوب ما چطور اجرا کرده اند. در یک کار ضبط شده جزئیات یک قطعه بسیار واضح شنیده می شود که هیچ وقت در اجرای زنده یک کنسرت آنگونه دریافتش نخواهیم کرد. اما اگر یک اثر را بارها و بارها گوش دهیم و تمریم کنیم بعد به همان کنسرت برویم، در مقایسه با سی دی آن، یا خیلی کند است یا تند!