گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

«پرواز خیال» برای پیانو منتشر شد

مرکز موسیقی حوزه هنری به تازگی آلبوم جدیدی به نام «پرواز خیال» را که شامل تکنوازی پیانو است، معرفی و منتشر کرده است. این آلبوم متشکل از ۱۰ قطعه موسیقایی می‌باشد که در زمان‌های مختلفی خلق شده و با نواختن پیانو به اجرا درآمده است. هر یک از این قطعات با وجود تنوع در ملودی‌ها، به طور هماهنگ و مرتبط با یکدیگر طراحی شده‌اند.

داوود پیرنیا؛ شمایل کامل مدیریت عاشقانه (۳)

استاد ابوالحسن صبا نیز پس از چند برنامه کوتاه، میدان را به شاگردانش سپرد و آنان پرچمداری موسیقی کلاسیک ایرانی را از آنجا آغاز کردند. غلامحسین بنان، علی تجویدی، حسن کسایی و حسین تهرانی از سرآمدان شدند و آثار فراوان به یادگار گذاشتند. برنامه گل‌ها بر دو ستون موسیقی و شعر استوار شد و یک دهه کامل، فرهنگ‌سازی کرد. تاثیرش، کمابیش تا سالها در فضای موسیقی باقی ماند، اما کیفیت دهه پیرنیا و همکارانش دیگر تکرار نشد.

داوود پیرنیا؛ شمایل کامل مدیریت عاشقانه (۲)

او یک دیوانسالار اصیل ایرانی به تمام معنا شناخته می‌شد اما مسیر نهایی با نیاکان‌اش متفاوت بود و در بطن همان بوروکراتیسمی که غیر از عطش نوسازی در ساحت سخت افزاری (صنعت، تجارت، راهسازی و…) هیچ موضوعی را شایسته توجه نمی‌شمرد، بنیانی تازه تاسیس کرد: نوسازی در امری فرهنگی، تربیتی، با اهداف زیباشناسانه و با نگاهی عمیق و هنری-تاریخی، آن هم در وسیع ترین شکل ارائه، آن هم همه روزه و به رایگان، مردمان ایران را به آنچه که داشتند و بوده‌اند، آگاه کند: شعر کلاسیک فارسی، آیینه تمام نمای روح زندگی، جهان نگری و زیست معنوی انسان ایرانی، طی هزار و اندی سال.

داوود پیرنیا؛ شمایل کامل مدیریت عاشقانه (۱)

در تاریخ صد و اندی سالۀ تاسیس سازمان‌ها و نظام اداری مدرن در ایران، مشکل بتوان نامی از مدیری موسس آورد که مانند داوود پیرنیا باشد. شخصیتی که تنها با خوش‌فکری و مسئولیت پذیری و سختکوشی‌هایش شناخته نمی‌شود. در متولدان و فعالان بین دهه‌های ۱۲۷۰ تا ۱۳۳۰ چنین افرادی، کم تعداد نیستند. مسلما داوود پیرنیا هم از آنهاست. پس چه مشخصاتی او را از دیگر پروردگان آن مقطع طلایی تاریخ تحول ایران معاصر، متمایز می‌کند؟ یادداشت حاضر، نه پاسخ جامع، بلکه کنکاشی است برای توضیح این پرسش که از مدتها پیش، ذهن نویسنده‌این یادداشت را مشغول کرده است.

درباره آلبوم «سنگ خارا»

تمام این ۹ قطعه آهنگ در آلبوم حاضر، از مشهورترین آثار خلق شده در زمینه آهنگ ترانه های کلاسیک فارسی هستند که دست کم پنجاه سال است، شهره عام و خاص هستند، اجرا می شوند، زمزمه مردمانند و جاودانه خواهند ماند. یادگار دوره ای بی تکرار از آفرینش زیبایی، برآمده از مثلث هنری «آهنگساز»، «ترانه سرا»، «خواننده» که از یگانه رسانه همگانی در آن زمان، بر گوش ها می نشست و دردل ها حک می شد.

درباره حسین سعادتمند قمی

حاج حسین سعادتمند قمی ششمین و آخرین فرزند ایاز بیک از طایفه ایل سعدوند یکی از طوایف شیراز است که در زمان محمد شاه قاجار به قم کوچانده شده‌ و در روستای حاجی آباد لکها سکونت کرده اند. وی در روستای حاجی آباد (ده کیلومتری شرق قم) چشم به جهان گشود که هم اکنون به عنوان یکی از شهرهای استان به نام شهر قنوات نام گذاری شده است.

درباره سازِ چنگ (۳)

مراغی سازی به‌نام اکری را نیز همان چنگ دانسته، با این تفاوت که گوشی‌های این ساز از چوب بوده است. بعد از قرن نهم، به‌تدریج اطلاعات درباره ساختار چنگ و حضور آن در موسیقی ایران رو به کاهش گذارد. گرچه قراینی نشان می‌دهد که این ساز در دوره صفوی نیز در ایران نواخته می‌شده است […]

درباره سازِ چنگ (۲)

بعد از اسلام، چنگ در میان اعراب مورد توجه بوده است. به نوشته فارمر (۲۰۰۱، ص ۴۷)، در دوره خلفا، چنگ در عراق محبوبیت فراوان داشته است. این اقبال بعدها نیز دوام یافت، چنان‌که در عصر اموی یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان عرب، ابن‌مُحرِز (متوفی ح ۱۴۰)، که چنگ را بسیار خوش می‌نواخت، «صنّاج‌العرب» (چنگیِ اعراب) لقب گرفت (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی، ج ۱، ص ۳۷۸).

درباره سازِ چنگ (۱)

چنگ، نام دسته‌ای از قدیم‌ترین سازهای زهی. لوحه‌ها و مُهرهای به‌دست آمده از حدود پنج‌هزار سال پیش در بین‌النهرین، وجود این ساز را در تمدن‌های سومر، بابل، آشور و همسایگان آنها تأیید می‌کند (کیلمر، ص ۱۳۱). این ساز در این لوحه‌ها، با نام عمومیِ “Giszag-sal” آمده که به معنای «ساز چوبی با زه‌های کشیده» است (گالپین، ص ۵۸). احتمالا نام این ساز در زبان آشوری زاکال یا چاگال بوده که در این صورت ممکن است با واژه «چنگال» یا کوتاه شده آن، چنگ، پیوند داشته باشد (همان، ص ۶۴ـ۶۵). از ناحیه اور در بین‌النهرین، دو چنگ بزرگ و نُه چنگ کوچک به‌دست آمده است. این سازها از چوب کاج ساخته شده‌اند و به‌جز یکی، که سیزده سیمه است، بقیه دوازده سیم (زه) دارند (کیلمر، همانجا).

غروب «مهر» در مرداد

آخرین یادگار زنده و موجود از عصر صبا را از دست دادیم و بی‌تردید دنیایی خالی‌تر و تیره‌تر را پیش‌رو داریم. بی‌تردید در ظلمتی آخرالزمانی به سر می‌بریم که خوبان‌مان این چنین سریع از پی هم می‌روند. هرکس بالاخره در ایستگاهی خواه‌ناخواه از قطار زندگی بیرون خواهد آمد و غرض نقشی است کز ما باز مانَد. دریغ اینجاست که بزرگان تأثیرگذارمان نسل به نسل کمتر می‌شوند و از لحاظ هنری و منش انسانی، جایگزین شایسته‌ای ندارند و اگر دارند در سطحی فراتر از استادان‌شان نیستند. در مورد ابراهیم قنبری مهر بزرگ، باز هم به نسبت، ادامه‌دهندگانی بهتر از همتایان‌شان در رشته‌های دیگر، دیده می‌شوند و این هم از کرامت نفس پاک و گوهر تابناک وجود استاد است. مردی بزرگ که تاریخ سازسازی جدید ایران با نام او آغاز می‌شود.

بیشتر بحث شده است