گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

دربارۀ حاج‌آقا محمد ایرانی مجرد

محمد ایرانی مجرد (۱۲۵۱ – ۱۳۵۰) معروف به حاج‌آقا محمد، از متخصصان موسیقی دستگاهی ایران است وی در سال ۱۲۵۱ متولد شد و از حدود ۱۲۹۰ منزل او محل گردهمایی هنرمندان موسیقی بود. از ایام جوانی و زندگی او، اطلاع دقیقی در دست نیست. او از ثروتمندان رشت بود و از درآمد کشت چای و املاک خود در گیلان امرار معاش می‌کرد. هیچ‌گاه ازدواج نکرد و گویا با خواهر خود در تهران زندگی می‌کرد (نیازمند، ص ۱۶۹؛ صفوت، مصاحبه مورخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۳). سابقه تحصیلات وی نیز چندان معلوم نیست

به یاد سهیل ایوانی

مرگ موسیقیدان، مرگ مجموعه‌ای از فناوری‌ها و ممارست‌ها نیست فقدان یک دنیای فکری و احساسی است که پدید آمدن‌اش، در حقیقت، به زمانی افزون‌تر از سن و سال شناسنامه‌ای مربوط است. چینی‌ها می‌گویند با مرگ هر نفر، یک کتاب تاریخ به زیر خاک می‌رود. بی‌راه نیست اگر بگوییم که هنرمندان، به‌ویژه در مشرق زمین، راویان تاریخ تحول اجتماع هستند. فقدان ابدی هر راوی یعنی فقدان ابدی نوعی روایت شخصی و مربوط به او که برای همیشه از پیش ما رفته است. اگرچه روایات صوتی آن‌ها، در غیبت جسمانی راویان، حضور روحانی آن‌ها را برایمان معنا می‌کنند. این یادداشت‌ها، نگاهی شخصی است به هرکدام از عزیزانی که در سال گذشته از جمع ما رفتند. خاک بر آن‌ها خوش باد.

خالق نواهای روحبخش

در میان استادان موسیقی، روح‌الله خالقی به چند ویژگی مشهور است. این استاد مسلم ساز و ویلون بر‌خلاف بسیاری از نوازندگان که فقط به لذت نواختن بسنده کردند، علاوه بر لذتی که به طور عملی از موسیقی برد، در پی آموختن و آموزاندن دانش موسیقی برآمد و در این زمینه بسیار کوشید. معروف است که استاد خالقی در دوره افول توانست رکود و سکوت موسیقی را بشکند و در رواج آن توفیق داشته باشد. بدیهی است چنین امر خطیری فقط در صورت برخورداری از سطح بالای دانش تئوریک امکان‌پذیر است.

به احترام بلبل گیلان: ناصر مسعودی (۲)

مسعودی جوان، البته از مسیری متفاوت به محیط موسیقی وارد شد. روش او کلاسیک‌تر، نخبه‌گراتر و محافظه‌کارانه بود و بین دو فرهنگ موسیقایی (گیلکی و دستگاهی) می‌زیست. آواهای بومی زادگاهش را از بن استخوان می‌شناخت و در فراگیری ردیف آوازی، اهتمام داشت. ساکنان قدیمی محله دولاب از تمرین‌های متمادی او در زمین‌های صیفی‌کاری و باغ‌های آن (که گاه همراه دوستش؛ محمود محمودی خوانساری بود)، خاطراتی دارند و از اوایل دهه ۱۳۴۰ نام او با احترام در محافل هنری (منازل یکرنگی، عبادی، صارمی و شریف) برده می‌شد.

به احترام بلبل گیلان: ناصر مسعودی (۱)

استاد ناصر مسعودی، نماد همیشه‌ای از حال و هوای گیلان، آفتاب تابان و بام‌های سفالی شهر باران (رشت) است. مردی مردم‌دار، سلامت و باهوش که موسیقی را زیسته و صدایش تبدیل به یکی از شناسه‌های مهم اقلیم بومی، فرهنگ ملی و احساس شخصی خود شده است. آثارش، طراوت‌بخش حال و هوای ماست و سلامتش آرزوی ما که با صدای گرم او، خاطرات طربناک آن سرزمین سبز و نمناک را در دل مرور می‌کنیم و شاکریم از این‌که او را کنار خود داریم.

ساز شاهانه و آواز عاشقانۀ شاپورخان (۲)

اما مجموع همه این امتیازات که در کمتر کسی جمع می شود، خلعتی برازنده قامت او ندوخت. مشکل، فقط خواننده سالاری نبود و بیش از این حرفها بود. شاید خیلی خلاصه بتوان در چهار کلمه خلاصه اش کرد: باند بازی ها و منفعت طلبی ها. دو آفتی که در فضای موسیقی پیش از بهمن ۱۳۵۷، […]

ساز شاهانه و آواز عاشقانۀ شاپورخان (۱)

نوشته بود: تقدیم به هنرمند گرامی؛ شاپورخان. دستخط سلطان پاپ ایران؛ ویگن دردریان بود پشت عکسی از چهره جذابش در سال ۱۳۳۵. زمستان سال ۱۳۷۰، در مغازه صحافی صمدآقای آذین‌فر در چهار راه قصر، عکس را دیدم، به لطف صاحب عکس که به چهل سالگی نرسیده بود و صدایش در آلبوم «شکوفه‌های جاویدان» و آهنگ […]

به یاد شاپور رحیمی

دربازه چهل سال نوشتن در حوزه موسیقی، این اتفاق برای اولین بار است که می افتد: این که مطلبی را در زمان حیات کسی بنویسم و انتشارش را برای پس از رفتنش بگذارم؛ چنین حرکتی را هرگز خوش نداشته‌ام. انسانها را باید هنگام زندگی‌شان دریافت. اشک و آه دریغ برای کسی که رفته، افشاندن گلابی بر سنگ گوری است که دمی بیش نمی‌پاید.

تار (۲)

شیوه ‌های نوازندگی تار، متنوع است. همۀ آن‌ها فنون و نحوۀ بیان مشترکی دارند، غیر از روش جدیدی که علینقی وزیری با استفاده از آموخته ‌های خود از موسیقی غربی، در پیش گرفت. مطرحترین شیوه ‌های تارنوازی در قرن حاضر به طورخلاصه عبارت است از: ۱- شیوۀ سنّتی دورۀ قاجار که در آن دوره خانوادۀ […]

تار (۱)

تار، نوعی ساز زهی ـ زخمه ای ایرانی. تار (در لغت به معنای سیم یا رشته) یکی از ساز‌های اصلی موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی از دورۀ قاجار تاکنون است. این ساز از دو محفظۀ طنینیِ متصل به هم به نام‌های کاسه و نقاره و یک دسته تشکیل شده است. اندازۀ نقاره از کاسه کوچکتر است و دستۀ تار بدان وصل شده است. جنس کاسه و نقاره و دستۀ تار عمدتاً از چوب توت است. بر درازای دسته از دو سو دو نوار سفید، بیشتر از جنس استخوان شتر یا عاج، چسبانده می‌شود (شیرازی، ص ۳۸۲).

بیشتر بحث شده است