موسیقی و طنز (قسمت چهارم)

شنونده وقتی این قطعه تغییر یافته را نسبت به اصل را میشنود، از زنجیره تداعی های احساسی همیشگی اش بیرون می آید، درگیر احساس تازه ای میشود که میتواند شوخ طبعنه و یا تلخ و معترضانه باشد. ناگفته پیداست که وظیفه طنز، خنده سازی نیست، بلکه القای کمدی تراژدی، پهلو به پهلوی هم است.

اگر هم اطمینان دقیق به این که فلان قطعه، توانسته است احساس شوخ طبعی و یا تلخ اندیشی را برانگیزد {وجود دارد}، قدری دشوار است و به عوامل پیچیده ای بر میگیردد که سلیقه و زیباشناسی شنوندگان را ساخته است و شرایطی که هنگام شنود، از نظر ذهنی و از نظر فضای زیستی در آن قرار دارند.

سه عامل خیلی بنیادین در موسیقی هست که دستکاری ظریف در آنها میتواند، قطعه را در موقعیت مجازی قرار دهد و امکان طنز آوری را به آن بدهد. اول از همه، سونوریته یا صدادهی ساز است. هر سازی از هر فرهنگ و هر ملیتی، صدادهی و رنگ و زنگ و طنین مخصوصی دارد که کاربرد مشخص و طبعا تداعی مشخصی را دارد. در موسیقی ایرانی، صدای سه تار نماینده تاملات ژرف نگرانه درونی و جذبه های عرفانی است؛ در حالی که صدای سرنا، نماینده دشت های باز و جمعیت زیاد و روحیه سلحشورانه است.

صدای مخصوص هر ساز، اولا” نماینده فرهنگ آن قوم است و ثانیا” نمادی از حالاتی که آن ساز برای اجرایش شکل گرفتند است و برای نشان دادن آن تکامل پیداکرده است. از آنجا که موسیقی ایرانی، به ویژه موسیقی حوزه شهر نشینی آن، در طی تاریخ، براساس روایت اسطوره و گفتگو یا محاکات درونی مجری با خویشتن و محارم در فضای عرفانی شکل گرفته است، تغییراتی که بطور عادی و حین نوازندگی میتوان در سونوریته یا صدادهی آن داد، بسیار ظریف و همه در حدودی است که به آن بیان عرفانی بتواند کمک کند و از محدوده نرم طبیعی خود خارج نمیشود که در موقعیتی مجازی قرار بگیرد.

مناطق مختلفی روی سیم های تار، سه تار و کمانچه به عنوان مضراب خور ساز شناخته شده اند که این حدود را نشان میدهند. در عوض، سازهای اروپایی که برای موسیقی ای با قابلیت های روایی و تصویر سازی ساخته شده اند، انعطاف بیشتری برای برخورداری از حالات غیر فرم دارند، به طور مثال، صدای روشن و درخشان ترومپت، با افزودن صدا خفه کن یا سوردین، تبدیل به صدایی تودماغی و مضحک می شود. با این صدا در کارتونهای والت دیسنی، برای تداعی صدای اردک آشنا هستیم.

جالب اینجاست که در بسیاری از ارکسترهای ایرانی دهه ۱۳۳۰ در رادیو تهران، از ترومپت سوردینه با همان صدای مضحک در اجرای قطعات سنگین و جدی استفاده میشد و گویی اصلا متوجه این ناهنجاری و فقدان هرگونه حس زیبایی شناسی نبودند! در حالی که موسیقیدانان قدیم مثل مرتضی نی داوود و موسیقی شناسان تحصیل کرده نظیر هرمز فرهت به استفاده از این ساز در ارکسترهای رادیو معترض بودند. در اینجا به یکی از نمونه های موسیقی معاصر که از این ساز بهره برده است گوش میکنیم:

audio file بشنوید قسمتی از موسیقی هزاردستان را که القا کننده حس کمیک است

آهنگساز این قطعه خود نوازنده هورن بود و با تکنیک سازهای بادی آشنایی کامل داشت. استفاده از سوردین برای این قطعه از آگاهی است. این قطعه، مربوط به سکانسی از یک سریال تلویزیونی است، یعنی در اینجا، موسیقی مورد نظر ما اصلا در ارتباط با تصویر ساخته شده است؛ ولی بدون ارتباط با آن نیز القای حس طنز را انجام میدهد. احتمالا اکثر حاضران در اینجا با من هم عقیده هستند که صدای ترومپت، به شکل مطلوب و نرمالی اجرا و شنیده نمی شود و منظوری غیر از شنیدن و لذت بردن ساده از یک قطعه موسیقی، مورد نظر بوده است.

دومین عامل، وزن و ضرب است. اوزان موسیقی هر ملتی، مثل صدادهی سازها، از طرفی نماینده فرهنگ موسیقایی آن ملت هستند و از طرف دیگر نماد بیان احساساتی خاص، شناخته شده اند. نغمه ای با ریتم مشخص را در قالب ریتمیک متفاوتی با اصل آن، اجرا کردن، تجربه ای است که گاه با شکست مواجه میشود، گاه ممکن است به خلق اثر تازه ای بیانجامد و در موارد نادری، میتواند موقعیتی مجازی را ترسیم کند که بنا به نقش و کارکرد طنز، حس شوخ طبعی و یا حس تلخ و طعنه داشته باشد. غالبا برای ایجاد موقعیت طنز، یک اثر مشهور کلاسیک را در قالب ریتمهای معروف به مطربی و رو حوضی برده اند و با اجرای ان در این قالب ها، نتیجه گرفته اند.

سومین عامل، لحن و بیان و شیوه اجرا است. در این مورد سخن گفتن دشوارتر است، زیر سخن از مرزهای صرفا فنی خارج میشود و به مرزهای هنری و زیبا شناختی میرسد. شاید با ارائه یک مثال بتوان نقش این عامل را بهتر نشان داد، تا این که درباره آن سخن گفت؛ یعنی در اینجا هم باز، موسیقی است که خودش را توضیح میدهد، نه کلمات و واژه ها. لحن انتخابی در بیان، در شیوه اجرا شکل میگیرد و مشخص میشود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

خنیاگر پیانو؟ (II)

خنیاگر پیانو؟ (II)

در هفت روز دریا غافلگیرکنندگی دو مجموعه‌ی پیشین هوشیار خیام موجود نیست. رنگ صدای جدیدی در آن نمی‌شنویم چنان که در قبلی‌ها با استفاده از تکنیک‌های پیانوی تغییر یافته یا دیگر فنون می‌شد شنید. بهره‌برداری متفاوتی از الگوهای فرهنگی این سر دنیا هم به چشم نمی‌خورد، هنوز یادمان نرفته قطعه‌ی نخست مجموعه‌ی هزار اقاقی و خاطره‌ی مبهم صدای دوتار را.
شریفیان: موسیقی کلاسیک شما را به جلو هل می دهد

شریفیان: موسیقی کلاسیک شما را به جلو هل می دهد

دکتر محمدسعید شریفیان در سال ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات متوسطه با عزیمت به انگلستان به تحصیل موسیقی پرداخت و پس از اتمام کورس Foundation در کالج موسیقی لیدز، فوق دیپلم موسیقی را از دانشگاه هادرزفیلد و فوق دیپلم در هنرهای تجسمی را از دانشگاه لندن و دیپلم نوازندگی فلوت و دیپلم های هارمونی و کنترپوان را از کالج سلطنتی موسیقی لندن اخذ نمود. وی لیسانس و فوق لیسانس خود را در موسیقی با گرایش آهنگسازی از انستیتوی موسیقی کلچستر (دانشگاه انگلین) دریافت کرد و در ادامه، درجه دکترا در فیزیک صوت و موسیقی الکتروآکوستیک را در دانشگاه پادوای ایتالیا اخذ کرد. دکتر شریفیان در کنار فعالیت های آموزشی در کنسرواتوارهای ایتالیا و کالج های موسیقی در انگلیس، چندین سال مدیریت هنری و اجرایی گروه ها و ارکسترهای مجلسی و کر را تجربه کرده است. به علاوه، پنج سال نیز در مجموعه هنری کمونیتامونتانا و دو ارکستر فیلارمونیک ایالت توسکانی به عنوان آهنگساز مقیم فعالیت داشته است.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

همسر دوم واگنر کوزیما بعدها نوشته است: “زمانی که نسل آینده به دنبال نیرویی عظیم در این اثر ناب بگردند، ممکن است قادر باشند، اشکها و خون دلهای آهنگساز را به لبخندهایی تبدیل سازند”. در سال ۱۸۶۲ واگنر به طور رسمی از مینا جدا شد، اگرچه تا مرگ مینا در سال ۱۸۶۶ به حمایت مالی او ادامه داد. بین سالهای ۱۸۶۱ و ۱۸۶۴ واگنر سعی کرد اپرای “تریستان و ایزولده” را در وین اجرا کند.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

رابطهٔ شهر و موسیقی رابطه‌ای کم‌سابقه نیست. موسیقی‌دانان پاتوق‌های خاص خود را داشته‌اند، بعضی خیابان‌ها بیش از همه میزبان نوای سازشان بوده یا حتّی بعضی مراکز به‌طور تاریخی محلّ هم‌نشینی آن‌ها یا قرارهای کاری گذاشتن بین آن‌ها بوده است. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های صفوی اصفهان گاه محلّ تجمع گروه‌های مطربی و گاه رقاصان روسپی یا پسربچه‌های زن‌پوش بوده است؛ سنّتی که تا امروز به‌صورت پراکنده در کشورهایی مانند افغانستان به حیات خود ادامه می‌دهد. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های بعضی از شهرهای ترک‌نشین پاتوق کاری و شخصی «عاشیق»ها هستند و ذات وجودی و کارکردی آن‌ها رابطه‌ای تنگاتنگ با حضور این عاشیق‌ها دارد (۱). مثال‌هایی از این دست چندان کم‌شمار نیستند، امّا اگر پدیده‌های معاصر را بررسی کنیم، به چه شکل‌هایی از این رابطه برمی‌خوریم؟
منظره صوتی

منظره صوتی

اگر به یک نقاشی یا منظره نگاه کلی داشته باشید، متوجه خواهید شد قسمت های مختلفی که می بینید از زوایای متفاوت با هم بالانس هستند و به نوعی به یکدیگر در زیبا سازی مجموعه کمک می کنند …
کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (II)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (II)

موسیقی موتسارت برای کسانی که از بیماری صرع رنج می برند نیز مفید است. پژوهشی در این زمینه نشان داد که گوش دادن به آهنگ های موتسارت حتی زمانی که فرد بیهوش است فعالیت های مربوط به ایجاد صرع را در بسیاری از بیماران کاهش می دهد. مورد کاوی یک دختر مبتلا به صرع نشان داد که تعداد حمله های صرع در او، با ده دقیقه گوش دادن به موتسارت پس از بیدار شدن از خواب، به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VI)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VI)

جوانی به او گفت: از این نام شرم نمی کنی؟ نام خود را عوض کن و به او پیشنهاد داد که به جای ابراهیم ابن ماهان از آن پس خود را ابراهیم بن میمون معرفی کند. ابراهیم صدای زیبایی داشت و مدتی هم آوازخوان گروهی از راهزنان بود و به خاطر صدایش بین آنها محبوبیت به دست آورده بود. بعدها برای فراگیری موسیقی به بندر ابله رفت که شنیده بود در آنجا موسیقیدان بزرگی به نام جُوانُویَه موسیقی تدریس می کند. بعد از آن در محضر یونس الکاتب که ایرانی الاصل بود و به اسارت عربها در آمده بود رفت و بسیار کسب فیض نمود.
امامی: به تئاتر علاقه دارم

امامی: به تئاتر علاقه دارم

بنده از کودکی با موسیقی آشنا شده ام و این شانس را داشته ام که در خانواده ای رشد پیدا کنم که اهل موسیقی بودند. پدر بنده استاد احمد امامی سال ها است که دف و تنبک تدریس می کنند، خوب به طبع اولین سازی که تجربه کرده ام و نواخته ام ساز تنبک است و آواز هم در آن سنین می خواندم. بعدها ساز سنتور را تجربه کردم و خدمت اساتیدی چون آقای حسین شکوفا و جناب آقای مسعود شناسا رفتم و آواز را هم در واقع به صورت جدی دنبال کرده ام و بعدها خدمت اساتیدی رسیده ام چون آقای ادیب، استاد محسن کرامتی؛ در کلاس های استاد محمد رضا لطفی شرکت کرده ام و کلاس تحلیل ردیف و آواز تخصصی ایشان افتخار داشته ام که حضور داشته باشم. از سال ۱۳۸۶ هم کارگاه استاد محمد رضا شجریان برپا شد، شرکت کرده ام و در کلاس های ایشان حضور پیدا کرده ام و بسیار از ایشان آموخته ام و استفاده برده ام.