نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

اما در بعد هنری، مدرن در موسیقی همان مکتبی است که پس از اکسپرسیونیسم توسط شوئنبرگ پایه گذاری شده. بنابراین مدرن در چنین موقعیتی مکتب و رویکرد فلسفی تلقی میشود. در عین حال باید سیری وجود داشته باشد تا جریانی از مرحله کهن به مرحله “نو” تداوم پیدا کند.

اگر این مراحل طی نشود، ضرورتا” “نو” شدن نیز خارج از زمینه و قرینه حادث میشود. “نو” بودن و مفهوم نوین، مفهومی است اعتباری؛ زیرا آنچه را که ما امروز “نو” مینامیم، به اعتباری در آینده معاصر کهن محصوب میشود.

بنابراین تمامی پرسش های “زبانی” درباره واژه “نو” میتواند زمینه یک فراخوان همگانی را پدید آورد.

اما از طرفی همین پرسش میتواند به شکل دیگری در یک سطح محدوده فردی مطرح شود و آن اینکه ممکن است مخاطب غیر حرفه ای نیز در برخورد با یک اثر به عنوان یک اثر نو دچار سردرگمی شود.

سئوالی که پیش می آید این است که آیا “نو” باید از نظر خود ما “نو” باشد، یا این که ما باید”نو” را به تعبیر جهانی بپذیریم؟

در شرایطی که ذهن ما مدام در حال اشغال موسیقی جهانی است، ما نمیتوانیم موسیقی ایرانی خالص، اما “نو” داشته باشیم که تحت تاثیر هیچ یک از جریان های گذشته و تحت تاثیر جریان های معاصر قرار نگرفته باشد.

پلی فنی امروز دیگر نه پلی فنی بتهوون و واگنر است و نه پلی فنی استراوینسکی و شوئنبرگ؛ زیرا موسیقی در دوره جدید با یک رشته تشکلات صوتی درگیر شده است که با تمامی رومانتزیزم درونی موسیقی جهانی منافات دارد.

در آثار بتهوون و حتی واگنر ما مدام با یک رجعت به مرکز روبرو میشویم، در حالی که در بخشی از موسیقی مدرن و کلیه گرایش های محدوده موسیقی پست مدرن، مینی مال، کانسپچوآل و دیکانستراکشن با حالت گریز از مرکر مواجه ایم، ضمن اینکه واقعا”، هم تقلید دقیق از صدا وجود دارد و هم گریز از آن تقلید های صوتی که با انواع مختلف پلی فونیزه کردن، موسیقی را به جایی میبرد که انگار جغرافیای مشخصی ندارد.

اما در موسیقی ایران به دلیل اینکه ذهن ما انباشته از ملودی ها و ریتم های قرار دادی مختلف است، امکان به یک بینش به خصوص در هنر ناشدنی است. مخاطب امروز موسیقی ایران به دلیل اینکه موسیقی را آلوده به جریانات مکرر گذشته میبیند، به دنبال صدایی در آن سوی دنیا میگردد.

مساله خاصی که در موسیقی ما اتفاق افتاده، این است که از یک طرف بعضی از موسیقیدانان ما با رفتن به غرب مواجه شده اند با دورانی که خود مدرنیته عملا در حال کشف شدن بوده و به تکاملش نیز ادامه می داده است و به محض بازگشت به ایران روبرو بوده اند با گذشته ای وفادار یا حداکثر درگیر با پارامترهای: جاذبه شعر و ادبیات، ریتم های مختلف موسیقی، شمارش نقرات، فواصل و ملودی های محدود به فاصله چهارم، گسترش ملودی، نت های شاهد، نت های متغیر، چگونگی گردش ملودی، مجنب ها، تقسیمات وتر، بعد های ذی الکل و ذی اربع و … در نتیجه تصور مدرنیته با تصور گذشته درگیر شده و موسیقی نسبت به ادبیات عقب مانده است.

آنچه ما امروز از موسیقی ایران میشنویم، بلافاصله ما را یاد چند شعر، تونالیته های گذشته و حتی مونوفونی قرن بیستم می اندازد. درست است که در بعضی از آثار، چندین ساز یا چندین صدا ترکیب میشوند، ولی هیچ درگیری زمانی و مکانی و هم زمانی در دل درزمانی رخ نمیدهد.

یعنی ما از ترکیب چندین صدا پلی فنی نخواهیم شنید، در واقع ترکیب را یک جا نمی شنویم؛ زیرا چندان پلی فنی قرن ۱۷ و ۱۸ تکرار شده که دیگر گوش شنونده امروزی آنرا مونوفونی میپندارد.

در آثار آهنگسازان ایرانی، بینش جنبه هنری ندارد؛ زیرا از موسیقی بین المللی، نوشتار و قوانین نت و … را فراگرفته اند و از موسیقی ایران، نواخت و فواصل را زمانی که این دو ترکیب شوند، اثری به وجود می آید که نه صرفا” خاصیت فرهنگی و ملی- ایرانی دارد، نه اثری است که به تثلیث گراییده میشود. بنابراین این گونه آثار فاقد بینش هنری و ذات نهایی هنر خواهند بود. اغلب آهنگسازان ایران نتوانسته اند تکنیک اجرای را از حوزه فعالیت های بصری، فکری، عقلانی، خلاق، تجربی و پهنه ادراک جغرافیایی ایران فراتر ببینند، زیرا به وسعت روان شناختی و رهایی از محفظه ذهنی کلیشه شده دست نیاخته اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

در کتاب دو شکل از رابطه‌ی کلاسیک-مردم‌پسند واکاوی می‌شود؛ گونه‌ای مردم‌پسند که با موسیقی کلاسیک فرهنگ خودش هم نظام بوده و حاصل ساده‌سازی الگوهای آن است، یا برعکس، گونه‌ای که الگوهای کلاسیک حاصل پیچیده شدن آن باشند. حاصل این واکاوی نظریه‌ای شایان توجه است که امکان می‌دهد گونه‌شناسی موسیقی دقیق‌تری در دست داشته باشیم. بر اساس آن هر دو نوع رابطه می‌توانند در جریان شکل گیری گونه‌های مختلف شرکت کنند و در زمان‌های مختلف به یکدیگر بدل شوند. از همین راه است که فاطمی موفق شده هم خطوط ممیز گونه‌های مختلف موسیقی را در طرح کلی کتاب به روشنی تبیین کند و هم تحولشان را در دوره‌های تاریخی به نمایش بگذارد. ارزش کار آنجا بیشتر جلوه می‌کند که بدانیم به راستی دوره‌بندی تاریخی مبتنی بر سبک‌شناسی موسیقی و روابط موسیقایی در تاریخ موسیقی ما کمیاب است.
چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

نوشته ای که پیش رو دارید در ۳۱ شهریور ۱۳۴۷ در شماره ۴۰ مجله «نگین» به قلم محمود خوشنام به انتشار رسیده که به بررسی برنامه های جشن هنر شیراز می پردازد. این نوشته یکی از مهمترین نقدهایی بوده که به این جشنواره بین المللی وارد شده است. بخشی از این مقاله را می خوانیم.
سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

بی گمان به اعتبار همه دستاوردهای فرهنگی و هنری که زمینه های بی شماری را جهت تبلور ارزش های به هنجار فراهم می سازد، به شهود تازه ای از ثبت لحظه های تاریخمند دست می یابیم که به یمن حضور مفاخر هنری که پشتوانه های ملی ماست ، حاصل شده است.
یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

بى شک سرگئى راخمانینوف یکى از بزرگترین موسیقیدان هاى معاصر است. او آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر خارق العاده اى است. در روسیه متولد، و بعدها تبعه آمریکا شد. در سال ۱۸۸۲ وارد کنسرواتوار سن پترزبورگ شده که در مسکو، نیکولاى ژوزف پیانو را به او آموخت. او از سال ۱۸۸۶ شروع به آهنگسازى کرد. اولین کنسرتو را در سال ۱۸۹۰ آغاز و تابستان سال بعد تکمیل کرد. در تابستان سال ۱۸۹۲ او پرلود در دو ریز مینور را نوشت که از محبوب ترین آثارش شد.
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

به محض دیدن این کودک بی گناهی که تمام زندگیش را باید با دست ها و انگشتانش لمس می کرد، چشمانم پر از اشک شدند. دوست نداشتم که همان موقع آری بگویم، چرا که می‌بایست به کشف متدی می‌رسیدم که یک کودک کاملا نابینا را بتواند راهنما باشد. به این خاطر از او خواهش کردم که یک هفته به من فرصت بدهد. گمان می کردم که اگر من توانایی و جرئت و اعتماد به نفس کافی برای آموزش به این کودک را داشته باشم، پس هر چه در توانم باشد را به کار خواهم گرفت.
گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک (Gwydion Brooke) باسونیست برجسته و نوازنده ارکستر فیلارمونیک سلطنتی و ارکستر فیلارمونیک بود. گیدیون بروک در طول عمر حرفه ای ۵۰ ساله خود به عنوان تکنواز و نوازنده مجلسی مقاضیان فراوانی داشت. او یکی از اعضای «خانواده سلطنتی» ارکستر فیلارمونیای سلطنتی سر توماس بیچام بود و پس از آن نیز باسون نواز اصلی ارکستر فیلارمونیک شد.
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (I)

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (I)

ویلهم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) ژانویهبادن-بادن، در سال ۱۸۸۶ در شهر برلین متولد شد. وی به عنوان یکی از بهترین رهبران تاریخ شناخته شده است. آرتورو توسکانینی (Arturo Toscanini) رهبر برجسته ایتالیایی درباره وی گفته: “فورت ونگلر بارها از شخص من رهبری بهتر و شایسته تر است.” او بیشتر برای اجرای آثار آهنگسازان مشهور آلمانی معروف است، اجراهای وی از آثار واگنر، برامس، بروکنر و بتهوون بسیار مشهور هستند و بسیاری عاشق این آثارش می باشند.
دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

در این قسمت قصد داریم، مروری بر آثار فرامرز پایور به خصوص آثار نوشته شده در کتاب سی قطعه چهارمضراب برای سنتور داشته باشیم و ببینیم از حالات گوناگون دومضراب چپ چگونه استفاده شده است.