یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

محمدرضا لطفی و مجید کیانی
محمدرضا لطفی و مجید کیانی
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (۱)
بررسی سه شیوه، در حقیقت ادامه دهنده و تکمیل کننده کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی است که آقای مجید کیانی آن را در سال ۱۳۶۸ نوشته و انتشار داده اند. ایشان در آن کتاب موسیقی ایرانی را به سه نوع تقسیم بندی کرده و دو نوع آن را – یکی به عنوان «غرب زده و تحریف شده» و دیگری را به عنوان «شیرین نوازی» – مردود دانسته و نوع سوم را – «ردیف نوازی یا خوش نوازی» تنها نوع قابل قبول در موسیقی ایرانی معرفی کرده بودند.

در کتاب ماهور جلد اول، چاپ ۱۳۷۰ نقد و بررسی نسبتاً مفصلی از کتاب هفت دستگاه به قلم نگارنده به چاپ رسید. در آن نقد و بررسی یکی از انتقادات اصلی این بود که ایشان از نوع و شیوه و مکتب های رایج در موسیقی ایرانی، سخن گفته اند اما هیچ ارجاعی به نمونه ای از آثار نوازندگان موجود نداده اند و معلوم نکرده اند که مقصود ایشان از شیرین نوازی چیست شیرین نواز کیست. (۲)

بنابراین وقتی جزوه بررسی سه شیوه همراه با نوار کاست به دستم رسید، خیال کردم ایشان درصدد برآمده اند که در مورد شناسایی شیرین نوازی و غیره نمونه هایی از آثار موجود را ارائه دهند و به بررسی آن بپردازند.

هدف پژوهش در «سرآغاز» چنین تعیین شده که «از مقامگاهی کاملاً متفاوت به هنر موسیقی نظر شود» تا آن نوع از موسیقی که: «نه فقط برای لذت شنوایی، بلکه وسیله ای جهت تحصیل و درک اخلاق عالی انسانی و تقویت عادات تفکری» است از انواع دیگر آن که در «دهه اخیر» رواج یافته تفکیک و معرفی شود. در همین سرآغاز هم تکلیف «مدعیانی» که از دیدگاهی دیگر به هنر موسیقی می نگرند و خواهان «پیشرفت» و «تحول» در موسیقی هستند، روشن شده است. ایشان باید از راه پژوهشگر محترم وارد عمل شوند. در این صورت باید بدانند که دچار «توهم » هستند و «پرده پندار» در پیش چشم دارند و جز خود نمی بینند و با بیتی از شیخ اجل سعدی به ایشان هشدار داده شده که:
نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش (ص۱۴)

منابع و توضیحات
۱- این مقاله ابتدا در کتاب ماهور (قبل از انتشار فصلنامه های ماهور) در جلد ۳ زمستان ۱۳۷۲ به انتشار رسیده است.
۲- استاد عزیز و ارجمند آقای محمدرضا لطفی در کتاب شیدا / در طی سرمقاله مفصلی که از هر دری سختن رفته است. اشاره ای هم داشته اند به «کتاب پراهمیت و پربار مجید کیانی» و ایراد گرفته اند به بنده (خسرو جعفرزاده) که به عنوان یک «آماتور موسیقی» و «منتقد تازه از راه رسیده» و «علاقمند به روش وزیری» و «دارای حداقل سواد». نمی دانم که « کتاب آقای کیانی اگرچه تألیف ایشان است اما توضیح دهنده بزرگ ترین تئوریسین های قدیم ایران مانند فارابی، صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغه ای است.» و بعد برای اینکه بنده را به کلی نا امید و از میدان به در کنند توضیح داده اند که یاد گرفتن این تئوری ها با «بیش از بیست سال (تحصیل) آنهم متأسفانه تنها در دانشگاه الاظهر قاهره و تل اویو اسرائیل مقدور است.»
باید به آقای لطفی که بنده هم خدمتشان بسیار ارادت دارم بگویم که استاد عزیز آیا خودتان و آقای کیانی، حتی یک سال هم در قاهره و اسرائیل، بوده اید، تا چه رسد به بیست سال، تا تئوری ها را یاد بگیرید، الازهر را هم، الاظهر مرقوم فرموده اید چگونه شد که یکی توضیح دهنده این تئوری ها و دیگری توضیح دهنده توضیح دهنده شدید؟ البته لازم به تذکر است که در کتاب هفت دستگاه اشاره های نویسنده به تئوریسین های قدیم ایران از حد تحقیقات دکتر برکشلی «شرح ردیف موسیقی ایرانی» تجاوز نمی کند و در رابطه با «فواصل» در موسیقی ایرانی، کم و بیش همان ها تکرار شده است و تئوریسین های قدیم ایرانی درباره «شیرین نوازی»، تئوری خاصی پی ریزی نکرده اند. دیگر اینکه بنده بسیار متاسف شدم که آقای لطفی نیز با روش مألوف «چماق تکفیر: تازه وارد و بی سواد» به انتقاد یک «علاقه مند به مسائل شناخت در موسیقی ایرانی» پاسخ می دهند. بد نبود اگر اشاره ای می رفت که کدام نکته ای که من در رد نظریه های آقای کیانی گفته ام، اشتباه بوده است تا بتوان در آن مورد با تبادل نظر نکته ای را روشن تر کرد.

2 دیدگاه

  • نوری
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۰ ق.ظ

    شما حق ندارید وجهه یک هنرمند اصیل رو در ذهن عموم متدوش کنید
    مگر کیانی دربارا شنا حرف بدی زده که اینجور آثار این استاد رو مسخره میکنید
    شک نکنید افکار شما از بابت حسادت است وبس

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۹۳ در ۱:۳۳ ق.ظ

    دوستان عزیز
    لطفا پیش از ارسال نظرات بخش قوانین سایت را مطالعه کرده و در صورت وجود سئوالی در مورد انتشار نظرات، ایمیل خود را در بخش نظر وارد کنید تا با شما تماس گرفته شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شریف لطفی در شیراز سخنرانی خواهد کرد

روز چهارشنبه نهم اسفند ماه سال جاری به همت آموزشگاه موسیقی نگین فارس و با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس، شیراز میزبان شریف لطفی است. وی برنامه ریزی و تدوین رشته های تحصیلی موسیقی برای دوه های کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی و کارشناسی ارشد را پس از انقلاب به عهده داشته و نیز رهبر و بنیان گذار ارکستر فیلارمونیک تهران است. شریف لطفی سالها به عنوان نوازنده هورن ارکستر سمفونیک تهران و آهنگساز و مدرس موسیقی شهرت دارد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

از روزهای گذشته…

آکاردئون

آکاردئون

آکاردئون (accordion) یکی از سازهای بادی کلید دار است که مکانیزمی شبیه به سازدهنی دارد ولی با این تفاوت که نیازی به استفاده از دهان برای دمیدن در آن نیست و با وجود بهره گیری از امکاناتی که در پائین خواهید خواند، این ساز توانایی اجرای چندین صدا بصورت همزمان را دارا می باشد و از این جهت توانایی های بیشتری نسبت به ساز دهنی دارد؛ البته ساز دهنی بخاطر ارتباط مستقیم با دم و بازدم انسان، انعطاف خاصی در اجرای ملودی ها دارد و این عامل باعث شده که هنوز به حیات خود ادامه دهد. آکاردئون شباهت زیادی نیز به ارگ های بادی کلیسا دارد ولی بخاطر داشتن کانال های صوتی ای که عینا در ساز دهنی وجود دارد صدای آن مانند سازدهنی است.
بیانِ جنسیت در موسیقی

بیانِ جنسیت در موسیقی

در مورد تولید یا خلق اثری موسیقایی با روحیات و خصوصیات زنانه چه نشانه هایی می تواند مخاطب را از بحران و سردرگمی در این باره که زنانگی در اثر هنری صرفا یک داده ی محض نیست، برهاند. آیا در این مورد می توان به فهم “شهودی” اتکا کرد؟ آیا می توان با متغیرها و توهم متغیرهای معنایی و عوامل ناشی از هویت “بیان زنانه” کنار آمد؟ به این معنا که روابط درونی و بیرونی مقوله ی زنانگیِ موسیقایی را کاوید؟
ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی (Riccardo Muti) یکی از رهبران ارکستر شناخته شده ایتالیا میباشد که میتوان نام او را در بسیاری از فستیوال های معتبر موسیقی در اروپا و به عنوان رهبر ارکستر مشاهده نمود. ریکاردو موتی در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناپل ایتالیا در خانواده ای که پدرش مشغول به طبابت بود متولد شد، هر چند در زمینه موسیقی به عنوان یک خواننده آماتور موسیقی نیز فعالیت مینمود اما در سوی دیگر مادرش خواننده ای حرفه ای بشمار می رفت. موتی نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار San Pietro a Majella و زیر نظر Vincenzo Vitale فرا گرفت.
تولد یک نابغه

تولد یک نابغه

۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.
نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

قرن نوزدهم قرن پیشرفت در موسیقی پیانو بود. بخصوص که پیانو از لحاظ تکنولوژی ساخت پیشرفت کرده بود و از صدایی غنی و وسعت صوتی گسترده تری برخوردار شده بود.
بلبل سرگشته (III)

بلبل سرگشته (III)

آثار ضبط شده ۶۰ روی صفحه که ۳۰ عدد صفحه است. نکته آنکه در این زمان استودیو های صفحه پر کنی مجهز به برق شده اند و روی صفحات گرامافون نوشته شده که با برق پر شده وضعیت صدابرداری تغییر کرده و سطح کار بالارفته است در این سری ضبط مرتضی خان نی داود است که می نوازد و برادرش موسی خان ویلن می نوازد و آثار مشترکی را با صدای قمر به ضبط می رسانند در میان آثار ضبط شده ۴ روی صفحه ۲ عدد صفحه از فلوت یعقوب خان رشتی و صدای قمر می باشد که در نوع خود جالب است به شماره کاتولگ ۳۰۰۵ – بیات زند – قطار و غم انگیز ۱ و ۲ به شماره کاتولگ ۳۰۰۵۲ می باشد هم چنین دو اثر که در چهارگاه – زابل و مخالف و منصوری با ویلن تنهای موسی خان نی داود و آواز قمر به شماره کاتولگ ۲۹ و ۳۰۰۲۸ به ضبط می رسد.
مردان حرفه ای آواز (IV)

مردان حرفه ای آواز (IV)

در حال حاضر، خوانندگانِ بسیاری در ایران به اشکال مختلف از طریق اجرای صحنه ای، آماده سازی آلبوم، رسانه و… در پی ابراز وجود هستند. اما با وجود تعداد بسیار زیاد آنان، متاسفانه با خواننده ای باشکوه، به ندرت روبرو می شویم. خواننده ای که در عین توانایی هایش در امر خواندن و اجرا، بتواند در زمان طولانی زبان و گفتاری مشترک با مردم اش برقرار کرده و همچنین بتواند ویژگی های متمایز خودش را تا نقطه ای حفظ کند که نه فاقد کیفیت آگاهانه ی هنر شده و نه نقش شخصیت فردی اش را از دست بدهد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

منتقد در اینجا با آوردن جمله «او می‌خواهد به نقطۀ تلفیق موسیقی‌ها و فرهنگ‌ها برسد و همزمان تضادهای روزانه نسلی سردرگم را مستقیماً از کوچه پس کوچه‌های درهم و آشفتگی خفقان‌آورش به تصویر بکشد.» وارد لایه‌ی اولیه‌ی تاویل (صحبت از قطعه در پرتو آنچه می‌پندارد مقصود صاحب اثر بوده است، که البته به قایل شدن نقشی فرهنگی-اجتماعی محدود است) می‌شود در ضمن سراسر این فراز پر است از ارزیابی جایگاه قطعات مورد بحث و خود «هیچکس» -که خالی از واکنش علاقه‌مندانه و جهت‌گیری آشکار کلامی نیز نیست- بدون آن که به صراحت به داوری خوب و بد (و نه ارزش‌گذاری) بپردازد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.
نگاهی به اپرای مولوی (XIX)

نگاهی به اپرای مولوی (XIX)

در ادامه این پرده رد و بدل شدن سوال و جواب ها را در نوا و دشتی می شنویم تا اینکه مولوی می خواند: « هین بیا این سو، بر آوازم شتاب عـالم از برف است روی از من متاب» و ناگهان می بینیم که شمس به پرواز در می آید و از صحنه خارج می شود…