حضور ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگ های موسیقی

ابراهيم نظري در حال رهبري اركستر سمفونيك تهران
ابراهيم نظري در حال رهبري اركستر سمفونيك تهران
ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگی های موسیقی به روی صحنه می رود. ابراهیم نظری نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر رهبری این ارکستر را به عهده دارد. ارکستر ارغنون در اولین کنسرت خود به صورت آنسامبل فلوت به روی صحنه خواهد رفت و آثاری از آهنگسازان ایرانی و غربی را اجرا خواهد کرد. شایان ذکر است که این ارکستر پائیز سال جاری توسط ابراهیم نظری تاسیس شده است و مدیریت آنرا سجاد پورقناد به عهده دارد.

ابراهیم نظرى سنگرودى متولد ۱۳۳۱ در تهران است. وی آموختن جدی موسیقی کلاسیک را از سال ۱۳۴۶ در هنرستان عالی موسیقی با مدیریت غلامحسین غریب آغاز کرد و در این هنرستان از کلاسهای فلوت پروفسور الکساندر و پروفسور یوهان ریستا (Johann Rista)، هارمونی حسین ناصحی، ارکستراسیون مرتضی حنانه، سلفژ مصطفی کمال پورتراب، پیانو فریده بهبود و مبانی فیزیک آکوستیک دکتر امین شهمیری بهره برد.

در این دوره به عنوان نوازنده فلوت در ارکستر بزرگ رادیو ایران و ارکستر اپرای تهران وارد شد و جزء معدود نوازندگان ایرانی ارکستر اپرای تهران بود. پس از دریافت مدرک لیسانس در دوره سربازی به شیراز رفت و (بعد از عزیمت حسن ریاحی مدیر این ارکستر به آمریکا برای ادامه تحصیل) در آنجا به رهبری ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون ملی ایران مرکز شیراز رسید و به مدت یک سال (از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷) هدایت این ارکستر را به عهده داشت.

پس از پایان دوره سربازی و به وقوع پیوستن انقلاب، او در تهران به فراگیری دوره رهبری ارکستر زیر نظر حشمت سنجری پرداخت. سالها بعد زیر نظر پروفسور یوری داویدیان (Yuri Davidian) رهبر سرشناس ارمنی، دوره رهبری ارکستر را در ارمنستان پشت سر گذاشت.

او بین سالهای ۶۰ تا ۶۳، ارکستر بادی و کوبه ای (شامل اعضای ارکستر سمفونیک تهران) را ۱۲ بار در پشت جبهه برای رزمندگان رهبری کرد.

ابراهیم نظری در فاصله بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۴، به عنوان نوازنده فلوت و پیکولو ارکستر سمفونیک تهران و همچنین رهبر میهمان ثابت (Permanent Guest Conductor) ارکستر سمفونیک تهران و کر ارکستر سمفونیک تهران، بارها به روی صحنه رفت؛ همچنین ۶ سال (از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶) به عنوان رهبر دائم (Principal Conductor) ارکستر سمفونیک فرهنگسرای بهمن، کنسرت های متعددی را به روی صحنه برد و در دو اجرا نیز به عنوان رهبر میهمان، ارکستر سمفونیک صدا و سیما را رهبری کرد.

ابراهیم نظری در کنار نوازندگی و رهبری همواره به آهنگسازی نیز پرداخته است و مجموعه ای از آثار برای ارکستر سمفونیک، گروه کر و آنسامبل های سازهای ایرانی و غربی را تصنیف کرده است.

فعالیت های او در زمینه نوازندگی چه در اجرای صحنه ای و چه در ضبط ها، بسیار گسترده بوده و از آثار متعددی که وی در آن فلوت یا پیکولو نواخته است می توان به آلبومهای: «زردی خزان»، «در گلستانه»، «افسانه سرزمین پدری ام» اشاره کرد.

ابراهیم نظری از بنیان گذاران جشنواره موسیقی فجر است و در چهار دوره، دبیری جشنواره موسیقی فجر را نیز به عهده داشته است (دوره های اول، دوم، سوم و چهارم) همچنین وی به دریافت نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نائل آمده است.

آخرین فعالیت ابراهیم نظری، تاسیس و رهبری ارکستر ارغنون در پاییز سال جاری است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

یکی از جالب‌ترین ادعاهای لیپت که در کلاس مطرح می‌کرد، وجود تصورات اشتباه درباره‌ی آواز در خارج از ایران بود و مغالطات ایرانیان را به‌دلیل شاگردی این معلمان زیر نظر این دست از استادان در زمینه‌ی آواز می‌دانست؛ تصورات اشتباهی که از آناتومی و نوع استفاده از سیستم تنفسی وجود دارد؛ همچنین استیل‌های یکنواخت و تک‌رنگ‌بودن صدای بیشتر خوانندگان کلاسیک ایران را به‌سبب این دست تعلیمات نادرست وارداتی می‌دانست و البته وضعیت بدِ آواز کلاسیک در ایران را به‌مراتب بدتر از کشورهای پیشرفته در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک می‌دانست. آموزش آواز به‌وسیله‌ی فلورانس لیپت بسیار حساب‌شده و دقیق بود؛ او به‌خوبی می‌دانست که چگونه مطلبی را به هنرجو آموزش بدهد که موجب گمراهی وی نشود.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (I)

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (I)

تا حالا از خودمان پرسیده‌ایم چطور درباره‌ی ارزش چیزها قضاوت می‌کنیم؟ عجیب نیست اگر نپرسیده باشیم چون آنقدر این کار را طبیعی انجام می‌دهیم که لازم نمی‌بینیم بپرسیم چطور. حالا بیایید دوباره همین سوال را در مورد آثار موسیقی بپرسیم. چطور می‌فهمیم اثری که شنیده‌ایم ارزش دارد؟ لابد از آنجا که از آن خوشمان آمده یا لذت برده‌ایم. خوب این یکی از جواب‌هاست. اما وقتی نامناسب بودنش را می‌فهمیم که از بعضی آثار مهم تاریخ موسیقی خوشمان نیاید یا لذت نبریم. آیا آن وقت باید بگوییم این اثر «بی‌ارزش» است؟ خیلی کار راحتی نیست. ما را مقابل اعتبار تاریخ‌دان‌ها و موسیقی‌شناس‌های عالیرتبه قرار می‎دهد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

در آنالیز موسیقی به شکل شناخته شده غربی در مبحث فرم شناسی، روش هایی برای آنالیز خط ملودی و صداهای همراهی کننده آن در نظر گرفته شده که بیشتر در آنالیز موسیقی های دوره باروک تا اواخر دوره کلاسیک اروپا کاربرد دارد. در این روش ما با الگوهایی برخورد می کنیم که در ۸۰% قطعات تصنیف شده در این دوره رعایت شده اند و می توانیم با یافتن این تکنیکها در قطعه، به آنالیز اثر بپردازیم.
ویژگی های یک سنتور خوب (I)

ویژگی های یک سنتور خوب (I)

بیشتر علاقه مندان به ساز سنتور که امیدوارانه تلاش خود را در راستای پیشرفت همه جانبه چه در زمینه ی نوازندگی و چه در کامل کردن معلومات موسیقی خود انجام می دهند، معمولا بعد از گذشت حدود دو، سه یا چهار سال احساس نیاز به یک ساز بهتر، باعث ترغیب آنها برای تهیه ی یک ساز خوب می شود. این عنوان مقاله را با این هدف شروع به نوشتن کردم که راهنمایی باشد برای آنها، جهت شناختن ویژگیهای یک ساز خوب و سعی کردم تا حدی به مسائل حاشیه ای این موضوع نیز بپردازم تا برخی از سوالات بی شماری که هنرجویان سنتور دارند پاسخ داده شود تا بلکه کمی از سردرگمی نجات یابند و البته روشن است بررسیهای ذیل از دیدگاه یک نوازنده می باشد که ممکن است با دید یک سازنده اندکی متفاوت باشد (چرا که اکثر سازندگان بیشتر سازهای خود را در نوع خود خوب می دانند!)
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

مجموعه‌ی فنون هارمونی سال‌ها در ایران شناخته شده است. تقریبا از زمان حضور«ژنرال لومر» و کار مدرسه‌ی موزیک نظام این فن هم به شکل رسمی در ایران تدریس شده است، بعدها با تاسیس مدرسه‌های موسیقی (وزیری، هنرستان عالی و ملی و…) همیشه هارمونی یکی از مواد اصلی درس‌ها بود. در سال‌های دور دو کتاب به عنوان منبع درسی مورد استفاده‌ی دانش‌جویان و هنرجویان قرار می‌گرفت: کتاب «ریشارد اشتور» و «تئودور دوبوا». در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد یعنی از سال‌ ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ تعدادی کتاب هارمونی ترجمه یا تالیف و روانه‌ی بازار شد: کتاب مشهور «والتر پیستون»، «هارمونی مدرن»ِ «ایگل فیلدهال»، «هارمونی قرن بیستم» نوشته‌ی «سِر پِرسی کِتی» و «هارمونی کلاسیک»ِ «سی. اچ. کیتسون». «هارمونی تحلیلی» نوشته‌ی «پرویز منصوری» هم در این میان به عنوان تنها اثر تالیفی (۱) به زبان فارسی باید نام برده شود.
انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (I)

انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (I)

خرداد ماه امسال آخرین اثر با ارزش علیرضا میرعلینقی منتشر شد؛ “کتابشناسی و مقاله شناسی توصیفی موسیقی ایران”، جلد اولش بدون تبلیغات و سر و صدای خاصی به بازار آمد و به سرعت کم یاب شد. همانطور که در مقدمه کتاب هم آمده، شماره اول کتابشناسی موسیقی که امروز به بازار کتاب راه پیدا کرده در واقع باید سال ۱۳۶۹ منتشر میشد، ولی این نوشته ها تا امروز به دلایلی که بر همه پیگیران این عرصه واضح است به انتشار نرسید.
جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

یکی از مهم‌ترین اصولی که همواره اساتید هنر از جمله اساتید موسیقی در ایران به رسم دیرین به هنرجویان خود آموزش داده و می‌دهند رعایت اخلاق، نظم و جدیت در کار است. شاید در ابتدای امر هنرجو پی به راز این نکات و تأثیر آن در آینده‌ی هنری خود نبرد؛ ولی آنچه مسلم است این است که هنرمندانی که در تاریخ نام آنها ماندگار بوده و از آنها همیشه به نیکی یاد می‌شود در دوران زندگی خود این اصول را سرلوحه‌ی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اند. در روزگار ما هستند اساتید و هنرمندانی که در کنار تبحر و جایگاه والای هنری خود، به عنوان یک معلم اخلاق نیز می‌توان از آنها یاد کرد.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!