نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

محمد رضا لطفي
محمد رضا لطفي
انتشار اولین دوره از کتاب سال شیدا در سال‌هایی که دوره‌ی سوم پژوهش‌های موسیقی ایرانی در حال شکل‌گیری بود، نشان می‌دهد که چگونه گرد‌آورندگان این مجموعه با وجود این‌که در آن زمان در ایران نبودند به درستی روح زمان خود را می‌شناختند و به تبعیت از این «شناخت» دست به عمل زدند. گواه این شناخت نیز تطابق مندرجات دوره‌ی کتاب سال شیدا با ویژگی‌های دوره‌ی سوم است.

از سوی دیگر این سال‌ها تقریبا مصادف با دوره‌ای است که «جنبش احیای موسیقی ایرانی» [صداقت‌کیش ۱۳۸۵] به مراحل پایانی خود نزدیک و به جریان‌هایی با گرایش‌های مختلف تقسیم شد. کتاب سال شیدا را نیز باید مرتبط با یکی از همین گرایش‌های تازه متولد شده دانست.

گرایشی که شناخت عمیق از سنت را تنها راه ممکن برای نو‌آوری و آفرینش هنری در موسیقی ایران می‌دانست و آنجا که تغییر را لازم می‌دید آن را از درون توصیه می‌کرد.

نکته‌ای که شاید کتاب سال شیدا و اندیشه‌ی حاکم بر آن را تا حدودی از دیگر نشریات پژوهشی این دوره متمایز می‌کند اینست که در این نشریه زیرساخت اندیشه‌ی فرهنگی ایرانی که به نظر گرد‌آورندگان از مسائل اساسی آموزش و درک این موسیقی است مورد توجه قرار می‌گیرد و سعی می‌شود تا با شناخت مبانی فرهنگی، موسیقی نیز به عنوان یکی از نمود‌های فرهنگ به درستی معرفی شود.

تفکر عرفانی که به نظر برخی از صاحب‌نظران پایه‌ی فکری بیشتر هنرهای کلاسیک ایرانی را تشکیل می‌دهد در کتاب سال شیدا مورد بررسی و تاکید قرار می‌گیرد و از آنجا که این نحله‌ی فکری خویشاوندی زیادی با فرهنگ‌های همسایه (۲) دارد مطالبی در باره‌ی موسیقی این فرهنگ‌ها و رابطه‌ی آن‌ها با مسائل عرفانی نیز در آن به چشم می‌خورد.

بنابراین مسابل مطرح شده در این سال‌نامه را (به جز برخی استثنا‌ها) می‌توان در دو دسته‌ی کلی: آثار نظری درباره‌ی موسیقی ایرانی و فرهنگ‌های همسایه و آثاری که به زیرساخت‌های فرهنگی (مشخصا با گرایش به عرفان شرقی) می‌پردازند.

در چهار شماره‌ی نخست، این سال‌نامه با چاپ آثار موسیقی‌شناسان بزرگ درباره‌ی موسیقی ایرانی (و موسیقی‌های خاورمیانه) از جمله برونو نتل، شیلوا و … که تا آن زمان در دسترس خوانندگان فارسی زبان نبود و همچنین فراهم کردن امکان چاپ آثار محققان ایرانی مانند: هرمز فرهت، محسن حجاریان و … و نیز چاپ بخش بزرگی از آثار نوشتاری محمدرضا لطفی خدمت بزرگی به پژوهشگران موسیقی ایران در آن سال‌ها نمود.

چاپ مقالات پژوهشی تراز اول که به زبان فارسی یا میسر نبود یا سال‌ها بود متوقف شده بود، در یک نشریه‌ی غیر دانشگاهی آغاز شد(۳). برخی از جریانات یا مقالاتی که در این نشریه معرفی شدند بعدها در نشریات دیگری با ترجمه‌های متفاوت به چاپ رسیدند همین موضوع گواه انتخاب درست گردآورندگان بود.

اگر روند این نشریه را در چهار سال (شماره) ابتدای نشر آن مورد بررسی قرار دهیم با سیر رو به رشدی مواجه می‌شویم برای مثال: اشکالات نوشتاری و ویرایشی که در شماره اول (چاپ اول) به وفور یافت می‌شد جای خود را به نوشتاری منسجم‌تر و دقیق‌تر داد (این اشکال در چاپ دوم شماره‌ی اول نیز تا حدود زیادی برطرف شده بود) و همچنین نحوه‌ی چیدمان و انتخاب و سطح مقالات نیز بهبود یافت به طوری که شاید اوج این جریان را در شماره‌ی ۳ و ۴ کتاب سال شیدا بتوان مشاهده کرد.

اما در شماره‌ی پنجم ابتدا تنوع مقالات و نویسندگان تا حدودی برهم خورد و همچنین سطح مطالب نیز یک‌دستی خود را از دست داد. در این شماره بیشتر مطالب تحقیقی نوشته‌های محمدرضا لطفی و بقیه ترجمه‌های شاگردان و همکاران او در «شیدا» بود. ناگفته پیداست که این مطالب از لحاظ نوشتاری و گاه از نظر ارزش علمی در یک سطح نیستند.

این روند که در شماره‌ی پنجم و احتمالا به دلیل مشکلات گروه شیدا و کمبود نیرو‌های لازم برای همکاری در چنین نشریه‌ای اتفاق افتاد، در شماره‌ی ۶ و۷ (که در یک جلد به چاپ رسید) ادامه یافت تا جایی که می‌توان گفت آخرین شماره‌ی کتاب سال شیدا دیگر هم‌وزن شماره‌های نخستش نیست.

اشکالات این شماره را به اختصار می‌توان اینگونه دسته بندی کرد:
۱- اشکالات املایی و ویرایشی؛ در این شماره مسئله‌ی ویرایش زبانی که در شماره‌های گذشته تا حد زیادی بهبود یافته بود با شدت بیشتری (شاید بیش از چاپ اول شماره ی اول) ظاهر شد و این گمان را به وجود می‌آورد که نوعی شتابزدگی بر پدید‌آوردن این شماره حاکم بوده‌ است.
۲- اشکالات در ترجمه‌ی متون؛ با وجود آنکه متون اصلی مقالات برای بررسی ترجمه‌ها در دسترس نبود اما گاه اشکالات فنی ترجمه چنان روشن بود که بدون مقایسه با متن اصلی نیز پیدا بود.
۳- بر هم خوردن توازن مطالب؛
۴- عدم انسجام در انتخاب و چیدمان مقالات؛ به نوعی تفکر منسجمی که در سال‌های گذشته در کتاب سال شیدا به چشم می‌خورد در شماره‌ی آخر متزلزل شده است. شاید اگر کسی تنها شماره آخر را مطالعه کند کمتر بتواند به خطوط اصلی اندیشه‌ای که در سال‌های گذشته در آن موجود بود پی‌ببرد، در حالی که در سالهای گذشته این امر میسر بود.

فرهنگ و آهنگ شماره ۱۳

یک دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۷ در ۵:۳۵ ب.ظ

    SALAM AGHA LOTFI ,MAN DOST KHILI AZ KAR SHOMA KHOSHAM MIYAD ,VA MAN BISHTAR AHANG SHOMA RO GHOSH MIKONAM,MIKHATAM AGH BESH LOTFAN ,KAMI AKS JADID DASHTEH BASHAM AGH EMKAN DARD BE IN ADRS BEFRSTID BA SPAS AZ SHOMA DOSTAN AZIZ,YA ALI

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«به این ترتیب چه زمانی که تشخیص دگرگونی می‌دهیم و چه زمانی که عکس آن را درمی‌یابیم عملا در حال مقایسه با همین آثار هستیم. متاسفانه این مفهوم به خوبی مورد کاوش موسیقی‌شناسان و منتقدان ما قرار نگرفته و به همین دلیل اگر هم در ذهن موسیقی‌دانان به طور گنگ وجود دارد، اما به دلیل شفاف نبودن به راحتی قابل استفاده نیست.
Percy Mayfield

Percy Mayfield

یک آهنگساز ماهر در زمینه های مختلف Vocal Jazz که در سال ۱۹۲۰ در آمریکا بدنیا آمد و در سال ۱۹۸۴ نیز در همان کشور درگذشت. او در ایام جوانی پس از یک تصادف اتومبیل که بر روی پیشانی او جراهات جبران ناپذیری گذاشت تبدیل به یک ستاره موسیقی شد. سبک موسیقی او Soul و R&B بود و به Piano Blues علاقه خاصی داشت.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

برنامه مدون آموزش ساخت ویلن شامل بررسی و آموزش کلیه مراحل علمی و عملی از جمله تهیه و آماده سازی چوب، ابعاد و رواداری اجزا هر بخش، مراحل ترتیبی ساخت و نگهداری می باشد که براساس استانداردهای جهانی رایج این رشته در سطوح آماتور و تخصصی آموزش داده می شود که مشتمل بر تعداد عنوان فصل و تعداد جزئیات اجزای هر قسمت خواهد بود.
فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود و علاقمندان تا ۱۵ اسفند ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. حامیان این دوره از جشنواره، فرهنگسرای ارسباران و انتشارات ماهور هستند.
ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.
موسیقی متن در یک نگاه (III)

موسیقی متن در یک نگاه (III)

حضور موسیقی متن و یافتن نقشی فرمی، جنبه‌های گوناگونی به خود می‌گیرد که قدمتشان به هنرهای نمایشی قرن نوزدهم می‌رسد. موسیقی متن گهگاه کاملا شریک تدوین می‌شود و در فرم هندسی فیلم دخالت می‌کند؛ به عنوان عنصری تدوینی از روی بریدگی‌ها و ناپیوستگی‌ها پل می‌زند و عامل به هم پیوستن‌شان می‌شود و پاره‌ای اوقات نیز با ساختار درونی فیلم ارتباط می‌یابد. برای مثال در فیلم “وقتی همه خوابیم” آهنگساز تصمیم گرفته حالا که فیلمی در فیلم قرار گرفته و اینها درباره‌ی سینماست موسیقی فیلم‌های دیگر را در موسیقی متن خودش جا بدهد.<
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
“رازهای” استرادیواری (XII)

“رازهای” استرادیواری (XII)

مدل های اورجینالی که در اختیار ما هستد به همراه ابعاد آنها؛ نمونه های مربوط به ویولون که تاریخ آنها ذکر نشده است. تمام این نمونه ها مربوط به دوران قبل از سال ۱۶۸۹ می باشند. مدل هائی که با حروف MB و S مشخص شده اند مدل هائی هستند که ویژگیهای آثار نیکلو آماتی را دارا هستند و برای ساخت نخستین ویولونهای استرادیواری بکار رفته اند که امروزه به عنوان ویولن های شبه آماتی شناخته می شوند. حروف نشان دهنده modello buono (مدل خوب) و Seconda (مدل دوم) بیانگر مدل هائی هستند که باید به عنوان اولین و دومین ساخته های استاد مورد توجه قرار گیرد.
نمودی از جهان متن اثر (VIII)

نمودی از جهان متن اثر (VIII)

اما هر چقدر هم که تحلیل‌گری موفق شده باشد نمودهای ارزش‌گذاری را حذف کند، به ‌ناچار در دو نقطه داوری‌های ارزشی در کارش دخالت خواهد یافت؛ یکی از این نقاط پیش از این بررسی شد و در جریان آن به این نتیجه رسیدیم که انتخاب ویژگی‌های موسیقایی برای بررسی، حاوی نوعی ارزش‌گذاری است. این ارزش‌گذاری ممکن است مرتبط با متن خود قطعه باشد یعنی بتوان گفت «ویژگی مورد بحث در قطعه شاخص است» (۳۱)، یا مرتبط با علاقه‌مندی‌های تحلیل‌گر یا ارزش‌های تاریخی.