زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (II)

برنامه ریزی طرح اساسی تمرینات روزانه با حداکثر استفاده از زمان و انجام آنچه ضروری است، فکر ایده آلی محسوب می شود. این امر به ویژه هنگامی که خود را برای یک اجرا آماده می کنید بسیار حائز اهمیت است.

اگر بخواهید قطعات سولو را از حفظ کنید، ترجیحا هیچ کدام را قبل از کنسرت تمرین نکنید و فقط خود را با گام ها و تمرینات و قطعاتی که در برنامه اجرای کنسرت قرار ندارد گرم کنید.

خیلی مهم است که برای رسیدن به اهداف خود واقع بین و با خودتان صادق باشید. یک راهی که بی نهایت به پیشرفت تان کمک می کند این است که گزارش تمرینات روزانه خود را خیلی صادقانه در تقویم تان یادداشت کنید تا بدانید که هر روز برای پیشرفت خود چه کرده اید (و زمانی که به راستی پیشرفت کردید) می توانید برای اینکار از خودتان تشکر کنید!

“من دریافته ام هنگامی که مدت زمان کوتاه – تا سه هفته – نوازندگی نمی کنم برای بازیابی مجدد آن چه را که از دست داده ام، به همان میزان زمان نیاز دارم. به عنوان مثال اگر یک هفته به گیتار نزدیک نشوم، باید به مدت یک هفته روزی سه ساعت تمرین کنم تا بتوانم مهارت قبلی خود را به دست آورم. بازیابی توانایی کامل دست راست حتی ممکن است بیش از این طول بکشد.” (ایسبن، ۱۳۸۹: ۴۶)

تمرکز یک ضرورت اساسی برای کسب نتایج مفید از تمرین محسوب می شود. بین تمام فرایندهای ذهنی، هیچ فرایندی در یادگیری و یادسپاری موسیقی مفیدتر از تمرکز نیست. به عبارت دیگر تمرکز رکن اساسی موفقیت موسیقایی است. حال به شرح چند نکته مهم برای ایجاد شرایطی که به تمرکز خوب منجر می شود می پردازیم:
۱- محیط تمرین ما از اهمیت به سزایی برخوردار است. اتاق تمرین باید ساکت و راحت و از نظر انعکاس صوت مناسب باشد. خود ما نیز باید به هنگام تمرین آسوده خاطر باشیم.
۲- انجام تمرین به هنگام خستگی ذهنی و جسمی به نوعی اتلاف وقت است.
۳- تایمر، وسیله مفیدی برای اندازه گیری زمان تمرین است و ما می توانیم با استفاده از آن مدت زمان های متفاوتی را برای انجام تمرینات مختلف تنظیم کنیم.
۴- استفاده از یک دفترچه یادداشت نیز برای برنامه ریز روزانه و پی گیری تمرین مفید خواهد بود. ثبت تمرینات در این دفترچه می تواند موجب پیشبرد تمرین و بهبود کار ما شود. ما می توانیم با مرور این یادداشت ها قبل از اجرای یک رسیتال به حس اعتماد مضاعف دست یابیم.
۵- تمرین با حرکتی آهسته کمک معینی به تمرکز می کند. این نوع تمرین، ما را قادر می سازد که موسیقی را از نظر ذهنی درک کرده و از نظر فیزیکی هر حرکت جداگانه را که تشکیل دهنده کل موسیقی است، به راحتی اجرا کنیم.
۶- همواره توصیه می شود که اندکی تمرین یا فعالیت فیزیکی را با دوره های طولانی کار ذهنی که در حالت غیر متحرک صورت می گیرد، مخلوط کنیم. اغلب یک پیاده روی سریع همراه با دم و بازدم های عمیق، تمرکز را به حالت اولیه باز می گرداند. انجام برخی انواع ورزش های روزانه یا یوگا نیز به طور قطع سودمند خواهد بود.

در آخر جمله ای از “اگون پتری” در این باره قابل ذکر است: “تمرین آرام، ضامن تمرکز نیست، اما تمرکز، به ویژه روی مشکلاتی که باید حل شوند، مستلزم نوازندگی آرام است.” (فرامرز، ۱۳۸۸ :۳۹)
منابع
هاج، دیوید، چقدر تمرین کنیم، ۱۳۸۹، ترجمه مریم غفاری، بی نا، تهران
ایسبن، شارون، پرسش و پاسخ پیرامون گیتار کلاسیک، ۱۳۸۹، ترجمه بهزاد فرامرز، نشر فرهنگ ایلیا، رشت
فرامرز، بهزاد، مجموعه مقالات تمرین و تکنیک گیتار کلاسیک، ۱۳۸۸، نشر فرهنگ ایلیا، رشت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

Swing Jazz Style

Swing Jazz Style

دهه ۱۹۳۰ متعلق به این سبک از موسیقی یعنی سوئینگ بود. سوینگ از جمله سبک های موسیقی Jazz است که در آن بداهه نوازی نقش بسیار کمرنگی دشته است. سویئنگ همان موسیقی ای است که اغلب افرادی چون Count Basie یا Duke Ellington آنرا دنبال میکردند یا خوانندگانی مانند Sinatra یا Fitzgerald آنها را اجرا میکردند.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

پیشنهاد میکنم ابتدا سیمهای سفید را کوک کنید سپس به سراغ سیمهای زرد بروید. به این خاطر که سیمهای سفید از مقاومت بالاتری برخوردار هستند و احتمال پاره شدن آنها نسبت به سیمهای زرد کمتر است تا زمانی که دست شما آشنایی مختصری با انجام عملیات کوک پیدا کند.
سعید یعقوبیان

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶ نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی mehrabaani@gmail.com
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

شاید علتِ مخالفتِ آدرنو با نظراتِ والتر بنیامین این بود که بنیامین تحتِ تاثیرِ برتولت برشت بر تاثیر هنر بر گروه تاکید داشت نه بر فرد. این دیدگاه در نظرِ آدرنو موجبِ همگانی شدن هنرِ والا و بازاری شدنِ آن می شد. از دیدِ آدرنو، ایدئولوژیِ برشت و بنیامین کارکردی تخریبی داشت. آدرنو به عنوانِ یک جامعه شناسِ فرهنگ( به گفته ی خودِ آدرنو) مقابلِ عقیده ی قرن نوزدهمی بود که در موسیقی فقط احساسات را ملاک قرار داده بود و عقل را در حدِ تکنیک پایین آورده بود، از نظرِ او موسیقی فقط احساساتِ لذت بخش نیست بلکه یک تلاشِ عقلانی است.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

اتنوموزیکولوژیست‌ها برای آشنایی با رفتارهای موسیقایی مردم و انواع موسیقی‌ای که در شرایط مختلف زندگی خود از آن بهره‌مند می‌شوند، به مناطق مورد نظر سفر می‌کند و ضمن استقرار در آن محل به کسب تجربه و ثبت اطلاعات می‌پردازند. سفر به محل زندگی مردم با فرهنگ‌های مختلف و تجربۀ زندگی با آن‌ها و شریک شدن در لحظه‌های آفرینش و اجرای موسیقی توسط آنان و فراگیری نواختن سازهای آنان، از جمله ویژگی‌هایی است که اتنوموزیکولوژی را از سایر رشته‌های موسیقی‌شناسی متمایز می‌کند.
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
کتابی درباره رضا ورزنده (I)

کتابی درباره رضا ورزنده (I)

برای نخستین بار کتابی درباره رضا ورزنده، نابغۀ صاحب سبک سنتور، منتشر شد. عنوان این کتاب «برگزیدۀ آثار رضا ورزنده (جلد اول)» است که به همراه یک لوح فشردۀ صوتی، با آوانگاری و تنظیم رامین صفایی و مقدمه و توضیحات شهاب مِنا توسط انتشارات «خنیاگر» منتشر شده است.
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

آروین صداقت‌ کیش در ادامه افزود: تمام این مشکلات را به چیزی احساسی که در اینترنت داریم نسبت می‌دهم؛ که در سایه بودن یا در تاریکی بودن است. در آن لحظه‌ای که من ایرانی در فضای راحت [خانه] پشت دستگاهم نشسته‌ام، شرایط از نظر روانشناختی به من می‌گوید، همه کار می توانم بکنم! من در خانه ی خودم وقتی تنها هستم، ممکن است هر کار دور از شأن [اجتماعی] هم بکنم. این همان احساس را به من القا می‌کند؛ من در اتاقم پشت کامپیوترم نشسته‌ام و احساس می‌کنم که هر کاری بخواهم می توانم بکنم و می کنم. از آن لحظه به بعد به قول آقای مختاباد دیگر «غول از شیشه بیرون آمده» و ما هم نمی‌دانیم چه‌طور آن را به شیشه برگردانیم.
اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

نوشته ای که پیش رو دارید، کوششی است برای یافتن گوهر معنوی موسیقی؛ گوهری که بدون شناخت آن، ارزش موسیقی و هنر در عصر ما مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این نوشتار محسن قانع بصیری، به راز جاودانگی آثار درخشان موسیقی، توانایی موسیقی در گشایش منظری منشور وار به واژه ها و گذر موسیقی از مرز کلمات با قدرت فرا زبانی خود می پردازد و در آخر بیانگر ناتوانی تن در همراهی با آن سروش افسونگر است. این مقاله شرحی است بر چرایی مبارزات و پایمردی های بزرگان موسیقی در سراسر جهان برای دفاع از گوهر متعال موسیقی. (سردبیر)