پاواروتی از نگاه یک اپراخوان ایرانی

در روزهای گذشته از محبوبیت پاواروتی و احترام همگان به او،‌ بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. اما این هنرمند بزرگ ایتالیایی، از لحاظ هنری و آموزشی در میان موسیقی‌دانان و هنرجویان اپرا چه جایگاهی داشت؟ چه چیز، صدا و هنر او را ممتاز و برجسته می‌کرد؟

در اینباره با رضا رنج‌آزمای، اپراخوان ایرانی مقیم هلند که در کنسرواتوار شهر زوله (Zwolle) تحصیل کرده گفت‌و‌گویی کردم. او فعالیت و پیشینهء پاواروتی در سبک‌های غیرکلاسیک را از عوامل محبوبیت صدای وی برمی‌شمارد:
«یکی از ویژگی‌های صدای پاواروتی این بود که صدایش دامنه‌ی وسیعی از نت‌ها را در بر می‌گرفت. او بعدها از طرف متخصصان صدا معروف شد که نت بالای «سی» را به‌صورت طلایی می‌گیرد.

همانطور که در ایران می‌گفتند آقای اکبر گلپایگانی «حنجره‌طلاست». ضمناً پاواروتی چون پیش از اینکه کار اپرا را شروع کند، کارهای پاپ و محلی ایتالیا را انجام می‌داده نمی‌شود گفت صدایش صددرصد اپرایی‌ بود. یک نمه‌ها و حالت‌هایی از موسیقی بومی و محلی را ته صدایش داشت. این محبوبیت بیشتری به صدای او می‌داد. یعنی صرف اینکه حتماً باید تکنیک باشد و آن‌جوری که تکنیک حکم کند، ایشان این کار را نمی‌کرد.

همانطوری که خودت به‌طور ضمنی داری اشاره می‌کنی، پاواروتی شاید بشود گفت شخصیت هنری بسته‌ای نداشت در کارش، یعنی فعالیت‌هایش را محدود نمی‌کرد به اجرای صرف اپرا یا تکنیک‌های آوازخوانی کلاسیک…
نه! می‌دانی به کجا برمی‌گردد؟ به شخصیت ایشان برمی‌گردد که فرزند یک نانوا بود. تاریخ تا بحال نشان داده کسی که با عموم مردم سروکار دارد نمی‌تواند شغلی را انتخاب کند که در آن شغل، یک گروه خاصی مخاطب باشند. مثلاً کسی که همیشه نان می‌داده است به همه، فرق نمی‌کند به پیر، جوان، زن، فقیر، ثروتمند و … هیچ فرقی نمی‌کند. او نمی‌تواند یک تیپ خاصی را انتخاب کند و بگوید این مخاطب من است. من فکر می‌کنم یکی از عوامل اصلی همین است که برمی‌گردد به کودکی ایشان که با هر نوع تیپی ارتباط داشته است.

این که پاواروتی با خوانندگان پاپ هم همکاری می‌کرد، در جامعه‌ی موزیسین‌های کلاسیک و خوانندگان اپرا چه بازتابی داشت؟ خوششان می‌آمد؟ یا اینکه فکر می‌کردند پاواروتی دارد سطح کارش را از این راه پایین می‌آورد؟
کسی که محافظه‌کار باشد، متحجر باشد، برایش فرقی نمی‌کند! شاید درباره‌ی لباس‌پوشیدن یک هنرمند هم بگویند: «وای… او دارد خودش را می‌بازد» یا «دارد عوض می‌شود». خیلی‌ها ایراد می‌گیرند از اینکه موسیقی نباید به تجارت کشیده شود.

در حالی که بزرگترین نمادی که ما در تاریخ موسیقی کلاسیک داریم، ولفگانگ آمادئوس موتسارت، ایشان پول می‌گرفت و موسیقی می‌نوشت. وقتی کسی کارش این باشد که با مردم در ارتباط باشد و یا بخواهد یک چیزی از مردم بگیرد و یک چیزی به آنها بدهد، چه ایرادی دارد یک‌مقدار پول هم این وسط این‌ورـ آن‌ور بشود؟!

چرا باید مثلاً یک قصاب، مرسدس بنز آخرین سیستم سوار بشود، ولی آقای شجریان نه! چرا؟ چون نامش هنرمند است حتما باید فقیر باشد؟ یک‌سری آدم‌های محافظه‌کار در فضاهای کلاسیک هم هستند که فکر می‌کردند، پاواروتی دارد خودش را خراب می‌کند، چون او می‌رود با خوانندگان پاپ می‌خواند. نه! هیچ مهم نیست. آقای پاواروتی با کنسرت‌های «پاواروتی و دوستان» چقدر پول به مناطق جنگی داد، چقدر پول برای بچه‌های جنگ فرستاد، چقدر از یتیم‌ها را صاحب زندگی کرد. خب این خوب است. اگر محافظه‌کارانه نگاه نکنیم خوب است.

فکر می‌کنید پاواروتی از این طریق توانست وجه مردمی‌تری به اپرا ببخشد؟
بله! از آن لحظه‌ای که پاواروتی آمد در کنار خوانندگان پاپ آمریکا، انگلیس یا ایتالیا خواند، مردم را بیشتر به سوی این هنر کشاند. یعنی آن دسته از مردمی‌ که موسیقی پاپ، موسیقی‌شان بود و طبیعتاً به‌خاطر پاواروتی هم که نباشد می‌روند به چهره‌های محبوب‌شان گوش می‌دهند، از آن طریق، پاواروتی را شناختند، موسیقی کلاسیک را شناختند و آن کسی که موسیقی کلاسیک را دنبال می‌کرد، از این طریق با یک خواننده‌ی دیگر پاپ آشنا می‌شد.

کارهای پاواروتی به‌لحاظ آموزشی چقدر مطرح است؟ چقدر مورد استفاده‌ی هنرجویان رشته‌ی اپرا قرار می‌گیرد؟
اگر صحبت از تکنیک بشود، بعضی جاها از این نظر به‌درد کسانی خواهد خورد که یک‌سری آموزش‌های کامل را دیده و پشت‌سرگذاشته‌اند و با قضیه‌ی اپرا و موسیقی کلاسیک آشنا هستند.

audio file بشنوید این مصاحبه را از رادیو زمانه

در بدو شروع، خب، اگر کسی بدون آموزش، پاواروتی را الگو قرار دهد، بعدها در زمینه‌های تکنیکی به مشکل برمی‌خورد. چون پاواروتی تکنیک را می‌شناخت و بعد، آن چیزی که خودش دوست داشته را در کارهایش اعمال می‌کرد. از این‌رو برای کسانی که آموزش کافی را دیده‌اند و آشنایی نسبتاً کاملی با این تکنیک‌های موسیقی دارند، می‌تواند مثمرثمر باشد.

ولی در آغاز نه! چون گاهی پاواروتی آن‌قدر در موسیقی محو می‌شود، آنقدر واژه‌ها را حس می‌کند که مثلاً در یکی از قطعات ماسه‌نی، یک آریا به‌ نام:«چرا مرا بیدار می‌کنی ای نسیم بهاری/ وقتی من می‌دانم جز درد و رنج و اندوه/ هیچ چیز در انتظارم نیست/ پس چرا مرا بیدار می‌کنی؟» در این آریا، پاواروتی چنان به‌طور زیبایی ریتم را به‌هم زد که رهبر ارکستر مجبور بود نت را رها کند و با ریتمی که پاواروتی در پیش گرفته قضیه را ادامه دهد. یعنی خودش تشخیص داد که این زیباتر است و جلو رفت.

برای همین برای کسی که در بدو شروع است، یک مقدار مشکل است. ولی اگر آموزش‌دیده باشد، می‌گوید: آهان! پس این است. ولی از نظر ریتمیک فرق می‌کند، از نظر تمپو فرق می‌کند. احساس این شخص در آن مقطع اجازه می‌دهد که یک آنْ، فضا را عوض کند.

رادیو زمانه

2 دیدگاه

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۰ ب.ظ

    salha bayad sabr kard shayad khannadeye mannand oo roshd konad/////////

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

    ba salam mr reza az inke shoma ra dar marahele balay solisti mibinam moftakharam.omidvaram dar keshvareman rozzi dobare darhay opera baz shavand.va betavan dar iran ejra dasht.ma ke bayad baray daro divar va nahayattan dar chior bekhanim.ba tashakor az matalebe bala dar mored ba ehsastarin tenore donya…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVII)

بعد از «پیش درآمد» های درویش خان، «آهنگ سازی» در موسیقی ایرانی با ساخته های وزیری به مرحله ای تازه و بدیعی پا گذاشت. «آهنگ سازی» سوای تصنیف و ترانه سازی، مقوله ای است که در موسیقی ایرانی، متاسفانه بعد از وزیری آنچنان که با ید دنبال نشده و عقیم مانده است. از طرف دیگر آموزش موسیقی در مکتب وزیری با تربیت اخلاقی و اجتماعی هنرجویان همراه بود و به جای یاددادن فوت و فن مطربی، در صدد بود که شخصیت هنری ایشان را تقویت کند. چنین بود که تار نوازی بعد از وزیری وجهه ای بهتر پیدا کرد و از جرگه «مطربی» خاص آن دوران بیرون آمد و اگر امروز استادان تار نوازی همپایه هنرمندان دیگر جامعه، نویسندگان و شعرای طراز اول هستند، از نتایج آن کوشش ها و تغییرات ناشی از آنها است.
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.
برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

داشتن انقباضات عضلانی و همچنین استرس در هنگام نواختن را در هنگام تمرینات کمتر متوجه میشوید، چراکه در زمان تمرین با خیالی آسوده در خانه و برای خودتان مینوازید! اما چرا وقتیکه که برای کنسرت و یا اجرا در برابر دیگران حاضر میشوید این استرس و انقباضات خود را نشان میدهد؟ در این مقاله به ذکر چند نکته بسنده میکنیم و سعی میشود تا در مطالب آتی به سراغ حافظه ناخود آگاه و خود آگاه برویم و کشف این نکته که در هنگام تمرین و اجرا چه اتفاقی برای نوازنده می افتد.
About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

این پرسش در واقع نقطه ضعفی است که کاکسون همواره به آن اشاره می کند. «مشکلی که از نظر من وجود دارد این است که همیشه باید موسیقی را در دسته و کلمه ها خلاصه کنیم و واژه ها به داستان های خود نیازمندند که حاصل کنار هم گذاشتن این گونه تاریخچه ها هستند. در حال که داستان ما فقط درباره چهار نفر است که در یک استودیو هستند.»
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

جدای از مسائل ذکر شده، این سوال ساده برای خواننده باقی می ماند که حتی اگر به فرض محال، نظریه ی «پنج دستگاه و هفت آواز» صحیح باشد، ارتباط آن با کم ارزش دانستن یک نوع موسیقی چیست؟ آیا این قانون جایی تعریف شده که یک نوع موسیقی حتماَ باید از پنج دستگاه فراتر باشد تا آن موسیقی «غیرتکراری» و «غیربسته» باشد؟ با این اوصاف، موسیقی کلاسیک غربی که دست کم برای سه سده تنها با دو گام سر و کار داشته، تکلیفش چیست؟! (بدیهی ست که مفهوم «دستگاه» با «گام» متفاوت است، امّا از آنجایی که آقای احمدی به تئوری ای رجوع کرده که در آن «گام» اصالت دارد، انجام این مقایسه در اینجا مشروع تلقی می شود).
سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

همانطور که گفتم آقای نوری و من هیچوقت علاقه ای به جلوگیری از گسترش آثارمان در گروههای مختلف اجتماعی نداشتیم؛ در همه دنیا هم آثار مختلف موسیقی کلاسیک با ورژنهای مختلف اجرا میشود و این اتفاقا به نوعی موفقیت یک اثر میتواند محسوب شود. اگر هم امروز خواننده های مختلف سعی میکنند کارهای آقای نوری را اجرا کنند، یک نوع موفقیت هست در کار آقای نوری؛ این کار سختی هست و از عهده هر هنرمندی بر نمی آید، ما میبینیم که در سبکها دیگر موسیقی کمتر هنرمندی توانسته این موقعیت را کسب کند.
حرکت کروماتیک و موازی آکوردها

حرکت کروماتیک و موازی آکوردها

اغلب نوازندگان Jazz ، بخصوص پیانو و گیتار که در بسیاری موارد مسئولیت مشخص کردن هارمونی موسیقی را بعهده دارند از تکنیک های خاصی برای جذاب تر کردن آکوردها یا وصل ها استفاده می کنند.
زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
نگاهی به «اینک از امید» (I)

نگاهی به «اینک از امید» (I)

سال گذشته آلبوم «اینک از امید» به آهنگسازی شاهین شهبازی و آواز صادق شیخ زاده با یک تیتر مهم روی خروجی خبرگزاری های داخلی قرار گرفت؛ «اینک از امید، رتبه دوم فستیوال icm اتریش را به خود اختصاص داد».
چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

نقدی که پیش رو دارید نوشته ای از مهشید فراهانی است درباره گفتگوی رابعه زند (نوازنده قانون) با روزنامه اعتماد با عنوان “طرحی نو در اندازیم”؛ ژورنال گفتگوی هارمونیک آمادگی خود را برای ارائه پاسخ به نقد های منتشر شده در این باره اعلام می کند.