بتهوون و Missa Solemnis- قسمت اول

قسمتی از دست نوشته بتهوون از این قطعه
قسمتی از دست نوشته بتهوون از این قطعه
لودویگ وان بتهوون به سال ۱۷۷۰، درشهر بن Bonn آلمان و در میان خانواده ای موسیقیدان متولد شد.پدرش موسیقیدان دربار بود و استعداد فراوان او در نواختن پیانو را از سنین بسیار پایین کشف کرد. لودویگ کوچک اولین کنسرت عمومی خود را در سن ۸ سالگی اجرا کرد. پدر وی نیز، مانند لئوپولد پدر موتزارت، درصدد بهره برداری از این استعداد فراوان بود.

لودویگ در ۱۷ سالگی در بن به استخدام دربار درآمد و نزد موسیقیدان بزرگ زمان،جوزف هایدن (Joseph Haydn) و موتزارت (Mozart) به آموختن فنون موسیقی پرداخت.

با این وجود هیچ یک از این امکانات و روابط نتوانست برای بتهوون ثمربخش باشد زیرا وی نسبت به بسیاری از افکار و ایده های سنتی ارایه شده توسط این دو استاد، بی رغبت بوده و حتی به بعضی از این عقاید اظهار تنفر میکرد.

بتهوون آثارش را مطابق با زندگی خود خلق میکرد و در نتیجه موسیقی او کاملا دارای نشانه هایی واضح از شرایط روحی و حال و هوای وی در زمان نوشتن است.

به همین دلیل آثار موسیقایی بتهوون به سادگی به سه دوره اولیه، میانی و نهایی تقسیم شده است که هر دوره به شدت بازتاب تحولات و پیشروی زندگی این آهنگساز است. بتهوون به عنوان پدر سبک رومانتیک و یک مهره اصلی در تحول و گذر از سبک کلاسیک به رومانتیک شناخته شده است.

اندکی پس از نقل مکان به وین در سال ۱۷۹۲، بتهوون وارد دوره آهنگسازی، به ویژه برای پیانو شد، که این دوره بعدها به عنوان دوران اولیه کار وی شناخته میشود. در طی این مدت او به خاطر مهارتهای هنرمندانه و همچنین اشتباهی اتفاقی که در نوشتن نامش پیش آمده و با نوشتن وان Van به صورت فون Von – که پیشوندی اشرافی است- توانست توجه مساعد طبقه اشراف وین را به خود جلب کند.

بتهوون در مدت حضور در وین، بسیاری از آثار ممتاز خود را خلق کرد که یکی از مشهورترین آنها سونات پاتتیک، اپوس ۱۳ Pathetique Sonata, Opus است.

خلق میسا سولمنیس Missa Solemnis
سال ۱۸۰۰، شاهد شخصیت تازه ای از بتهوون بود. او دیگر تحت تاثیر و مقید به شیوه های پیشینیان خود نبود و برای افزایش بیانگری یا expressiveness آثار خود به کار بر روی فرمها و رنگبندیهای صوتی جدید و غیرمعمول پرداخته بود. جستجو برای یافتن بیانی نو و گویا، به نشانه دوران رومانتیک تبدیل شده و توسط موسیقیدانان مشهوری چون فرانتز لیست (Franz Liszt)، هکتور برلیوز(Hector Berlioz) و فلیکس مندلسون(Felix Mendelssohn) ادامه یافت.

بزرگترین اوپوس بتهوون در این دیدگاه تازه، که از نظر فرم، الگوی هارمونیک و دامنه صوتی بسیار باشکوه و ممتاز است، سمفونی شماره ۳، اوپوس ۵۵ است که در سال ۱۸۰۳ خلق شد و به نام سمفونی ایروییکا Eroica Heroic = قهرمانانه نیز شناخته میشود. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان و اهالی موسیقی، این دوره را که از نظر تکنیکی، دوره میانه کار بتهوون محسوب میشود، دوره هیروییک Heroic مینامند.

بتهوون پس از ایروییکا، به کار توسعه و گسترش تخیل و مجموعه رنگهای آوایی آثار خود پرداخت و تقریبا در هر نوع موسیقی ممکن، شاهکاری خلق کرد که تنها اپرای وی به نام فیدلیو(Fidelio) در سالهای ۱۸۰۵-۱۸۰۳ و کنسرتو پیانوی شماره ۵ در سال ۱۸۰۹ از آن جمله اند.

موقعیت و شرایط خصوصی زندگی بتهوون در زمان خلق میسا سولمنیس _عشاء ربانی تشریفاتی- ، چندان مساعد نبود. او کار بر روی این مس را در سال ۱۸۱۹ آغاز کرد و قصد داشت آن را برای مراسمی که در طی آن رادولف (Rudolph)، آرشیدوک(Archduke) اطریش به سمت اسقف اعظم اولاموتز (Olumütz)موراویا (Moravia) برگزیده شود، آماده کند.

رادولف، برادر کوچک فرانتز دوم امپراطور اطریش و از شاگردان بتهوون بود که به شرط سکونت دائم وی در وین، برای اختصاص یافتن مستمری سالیانه قابل توجهی برای او، کوشش فراوانی کرده بود.

5 دیدگاه

  • tina
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۶ در ۹:۲۲ ب.ظ

    merci kheili ali bud
    moshtaghane montazere edameye matlabe shoma hastam

  • ali
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    جای اینها در سایت شما خالیست
    Abel Carlevaro
    Alberto Ginastera
    F.Poulenc
    Alberto Iglesias

  • amir
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۶ در ۵:۰۹ ب.ظ

    ali jan ina ke gofti che rabti be missa solemnis dare ?

  • رضا بابازاده
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۶ در ۵:۵۹ ق.ظ

    سپاسگزارم- سایت شما بسیار پر محتواودر سطح خوبی قرار دارد- لطف کنید دانلود نرم افزاروآموزش نوازندگی سازها را نیز در سایتتان قرار دهید

  • ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام دوست عزیز

    واقعا مطالبت عالی هستش.

    یک نکته دیگه آیا مدونی که بساری از مطالبت در دانشنامه جهانی ویکی پدیا ثبت شده؟ بسیاری از مطالبت رو این سایت مورد استفاده قرار میده و لینک مطالبت رو هم زیرش قرار میده

    موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است. (۱)
الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف (Elisabeth Schwarzkopf ) متولد نهم دسامبر سال ۱۹۱۵، خواننده اپرای آلمانی الاصل تبعه کشور انگلستان و در زمره برجسته ترین خوانندگان soprano به شمار می رود، اجراهای متعدد و درخشان آثار بزرگانی چون Mozart، Strauss و Hugo Wolf، از دلایل عمده شهرت جهانی این هنرمند بزرگ است.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
صبا از زبان سپنتا (IV)

صبا از زبان سپنتا (IV)

قطعهء «به زندان» ساخته صبا، در شوشتری از نوای آزادی‌خواه در بندی اقتباس شده است. از دیگر قطعات ایشان‌ می‌توان اینها را برشمرد: رقص چوبی، قاسم آبادی و زنگ شتر با دوبل کوردهای مطبوع آن. استاد به‌ نوازندگی جمعی و ارکستر با موازین صحیح آن‌ رغبت خاص داشت. نت‌ نویسی او دقیق و در شناخت اوزان مهارتی خاص داشت، هم او بود که‌ وجود میزان لنگ ماتنه ۵/۸ یا ۷/۸ را در موسیقی‌ ایرانی تشخیص داد.
بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

«دکتر داریوش صفوت» در ارتباط با کیفیت نوازندگی مختاری، در کتاب‌ «پژوهش دربارهء استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی» می‌نویسد: «وی در اجرای ردیف روی ویولن بی‌نظیر بود و تمام مضراب‌های تار و سه تار را با آرشه ویولن اجرا می‌کرد.»
جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (II)

جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (II)

وود اکنون [سال ۲۰۰۳] شش سال است که به صورت حرفه ای می نوازد. «نکته ای که به خوبی آموخته ام این است که باید در جوامع کوچک و برای افرادی که به کنسرت ها دسترسی ندارد نیز امکانی فراهم شود تا از این برنامه ها استفاده کنند. مانند کسانی که در خانه سالمندان به سر می برند یا در مدرسه هایی تحصیل می کنند که به هنر اهمیتی داده نمی شود. کودکان موسیقی راک را از تلویزیون تماشا می کنند اما آنها همچنین باید بدانند که موسیقی کلاسیک و نوازندگان و موسیقیدانهای آن نیز وجود دارند».
چرا تنظیم مجدد؟

چرا تنظیم مجدد؟

۲۵ بهمن ماه گروه موسیقی ژوله به سرپرستی نیما گوران در تالار پژوهشکده فرهنگ و هنر به روی صحنه رفت. آثاری که در این کنسرت به اجرا رسید از ساخته های دو تن از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی، زنده یاد فرامرز پایور و مهرداد دلنوازی بود.
امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم!

امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم!

بدون کوچکترین شک و تردیدی “پیانو کنسرت لامینور، از ادوارد گریگ” را می توان یکی از زیبا ترین کارهای موسیقی دوران رمانتیک دانست.