یادداشتی پیرامون نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز

نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز از تاریخ ۱۴ لغایت ۱۹ دی ماه امسال و در چهار بخش گروه نوازی، تکنوازی، آهنگسازی و ارائه مقالات علمی موسیقی، در شهر اصفهان برگزار شد. شرکت کنندگان در بخش تکنوازی در ۴ رده سنی نوجوان، جوان، بزرگسال، آزاد و مابقی شاخه های رقابتی، فارغ از شرایط سنی به رقابت پرداختند. در بخش آهنگسازی و ارائه مقالات علمی شرکت کنندگان می بایست بر اساس شاخصه ها و عناوین تعیین شده در فراخوان جشنواره، به ارائه آثار خود می پرداختند.

مواردی از قبیل «چیستی مکاتب موسیقی کلاسیک ایرانی»، «شناخت خاستگاه موسیقی مکتب اصفهان» و «نقش مکاتب موسیقی در حیات اجتماعی نوین ایران» در بخش مقالات و «موسیقی شبیه خوانی (تعزیه خوانی) حماسی و آئینی ایران»، «ترانه های حماسی و آئینی ایران در رثای قهرمانان و پیشوایان مردمی و نواحی ایران» در بخش آهنگسازی از جمله این عناوین بودند.

در کنار بخش های رقابتی، مقرر بود بخشی نیز تحت عنوان کارگاه های آموزشی با موضوعات «مکتب موسیقی اصفهان»، «سبک های نی نوازی دوران معاصر» و «سبک شناسی در موسیقی معاصر ایران» برگزار گردد.

هنگامی که در ابتدای امر، فراخوان جشنواره مورد مطالعه قرارمی گرفت به ظاهر، این حجم وسیع از عناوین و شاخه های فنی و تخصصی موسیقی خبر از برگزاری جشنواره ای بسیار فاخر و در حد نام و آوازه استاد شهناز می داد؛ به علاوه اینکه چون نهاد برگزاری این جشنواره یک نهاد غیر دولتی و خصوصی به نام «اندیشکده مشیر» بود، این ذهنیت تقویت می شد که جشنواره ملی استاد شهناز به مانند جشنواره هایی که تحت لوای دولت، همه ساله برگزار می شود نبوده و فارغ از محدودیت ها و معاذیر همیشگی حاکم بر موسیقی صرفاً از جنبه نگاه هنری، فنی و تخصصی به موسیقی برگزار خواهد شد.

مسئولین جشنواره در فراخوان اولیه مواردی را از قبیل اسکان و پذیرایی کامل شرکت کنندگان را تعهد نموده و طبق اطلاعیه های پیرو، مکانی بسیار مناسب و دل انگیز (!) را به عنوان محل اسکان شرکت کنندگان در نظر گرفتند. بنده به اتفاق تعدادی از دوستان نوازنده که سابقاً در بسیاری از جشنواره های معتبر از جمله جشنواره تکنوازی دانشجویی و جشنواره های تکنوازی رتبه های برتر را کسب کرده بودند، آثار خود را در بخش تکنوازی به دبیرخانه جشنواره ارسال کردیم که از آن تعداد، تنها اثر اینجانب برای شرکت در بخش نهایی جشنواره مورد پذیرش قرارگرفت.

هرچند این موضوع به هیچ عنوان دلیل بر برتری اینجانب بر دوستان نبوده ولی این گونه گزینش آثار بنا به تصور و ذهنیت اولیه خبر از انتخاب آثار و نوازندگانی که دارای تبحر و توانایی بسیار بالایی بودند را می داد که بنا به مشاهدات نگارنده و نظر بسیاری از شرکت کنندگان در جشنواره این طور نبود.

در موعد مقرر و در مکانی که برای اسکان شرکت کنندگان در نظر گرفته شده بود، حاضر شدم اما با کمال تعجب آن همه عناوین، بخش ها و موضوعات منحصرشده بود به حدود ۱۰ گروه موسیقی و حدوداً تعداد ۴۰ نوازنده در بخش تکنوازی. از بخش آهنگسازی، کارگاه های آموزشی، تعزیه خانی، مقالات علمی هیچ خبری نبود.

جالب اینکه طی فراخوان اولیه نوازندگان در بخش تکنوازی در شاخه های سازی سازهای تار، سه تار، سنتور، عود، نی و کمانچه پذیرفته می شدند و اصولاً می بایست نوازنده هر ساز در مقایسه با نوازنده همان ساز مورد داوری قرار گیرد اما درعمل تمامی شرکت کنندگان با یکدیگر و در یک شاخه و بدون در نظر گرفتن ساز، به رقابت پرداختند که این نوع رقابت به نظر نگارنده بسیار غیر حرفه ای و غیر تخصصی می باشد، زیرا بطور مثال چگونه می شود، توان اجرایی ساز نی را با توان اجرایی ساز سنتور چه از لحاظ تکنیکی و چه از لحاظ رپرتوار و تعداد قطعاتی که برای آن ساز ساخته شده، مورد قیاس قرارداد؟ دیگر اینکه داوری که برای این نوع رقابت انتخاب می شود، می بایست بر سازها و محدودیت ها و توانایی های اجرائی آن ها اشراف و تبحر کامل داشته باشد؛ به عبارت دیگر همان اندازه که بطور مثال در ساز کمانچه تبحر دارد در ساز تار و نی هم تبحر داشته باشد تا بتواند تمامی اجراهای سازهای مختلف را مورد ارزیابی و داوری قرار دهد، در حالیکه در عمل، همانطور که می دانیم به دلیل وسعت و گستره تکنیکی سازهای مختلف، هر شخص می تواند در عمر هنری خود در یک ساز و یا نهایتاً دو یا سه ساز به درجه استادی برسد.

نکته دیگر در خصوص برگزاری جشنواره این بود که برخلاف تعهد برگزارکنندگان جشنواره که می بایست اسکان و پذیرایی شرکت کنندگان را در زمان حضور در جشنواره، بطور کامل متقبل می شدند، بنا به اعلام دبیر جشنواره، تعهد اسکان به یک روز و تعهد پذیرایی به دو وعده (!) کاهش یافت. این امر نارضایتی و مشکلات فراوانی را برای شرکت کنندگان خصوصاً گروه های موسیقی ایجاد نمود.

هرچند این موضوع نیز نباید فراموش گردد که بخش خصوصی در ایران علی الخصوص در زمینه های فرهنگی و هنری عموماً با مشکلات کمبود منابع مالی مواجه بوده و از این رو توان برگزاری این چنین جشنوارهای با این حجم وسیع و شاخه های مختلف را نداشته و اغلب برگزاری این قبیل جشنواره ها با مشکلات عدیده ای روبرو می گردد. به هر ترتیب شایسته بود برگزارکنندگان جشنواره با توجه به امکانات و منابع مالی که در اختیار داشتند، اقدام به برگزاری این جشنواره می نمودند تا مشکلات پیش آمده از این دست به حداقل رسیده و جشنواره ای در خور شان و منزلت نام استاد جلیل شهناز و شهر هنرپرور اصفهان برگزار می گردید.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۹ ب.ظ

    کدوم کار و زیر سازی برای موسیقی در ایران طبق اصول بوده که این مسابقه و ازمون طبق اصول باشه
    انشالله روز به روز پیشرفت موسیقی را در ایران ببینیم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

نیوهاون- اسکیچ هندرسون (Skitch Henderson)، رهبر ارکستر و برنده جایزه گرمی که توانایی های خود را ابتدا در اختیار فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار داد و سپس گروه پاپ نیویورک (New York Pops) را به وجود آورد و اولین رهبر گروه موسیقی در برنامه تلویزیونی (Tonight Show) بود، روز دوشنبه گذشته، در سن ۸۷ سالگی، درگذشت.
سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.
دئو برای سنتور

دئو برای سنتور

قطعه دیگری که تقریبا” همزمان با “گفتگو” تصنیف شد “دوئو برای سنتور” در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد.
واریاسیون روی ii-V-I، قسمت دوم

واریاسیون روی ii-V-I، قسمت دوم

در ادامه مطلب تئوری قبل راجع به واریاسیون های مختلف روی توالی آکورد ii-V-I در اینجا به چند مورد رایج دیگر اشاره می کنیم.
گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (György Sándor Ligeti)٬ آهنگساز مجار یهودی تبار در ۲۸ می ۱۹۲۳ در رومانی متولد و بعد ها شهروند اتریش شد. عمده معروفیت آثار وی در حوزه موسیقی کلاسیک است لیکن عامه مردم وی را از اپرای معروفش Le Grand Macabre و قطعات مختلفی که برای فیلم های استنلی کوبریک٬ همچون ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey)٬ درخشش (The Shining) و چشمان کاملا بسته (Eyes Wide Shut) ساخته٬ می شناسند.
پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه نمازی جعفری (معروف به پروانه نمازی) متولد ۱۳۱۰ در یکی از روستاهای آذربایجان بدنیا آمد و پس از مهاجرت به تبریز از سال ۱۳۲۴ به خوانندگی روی آورد ابتدا به اجرای ترانه های آذری پرداخت و شهرت بدست آورد سپس مورد توجه سرهنگ محمد شب پره قرار گرفت و آهنگهای آذری او را به فارسی برگرداند و از او خواست که فارسی بخواند با ترانه آن بام بلند که می بینی بام من است آغاز کرد و در سال ۱۳۳۲ با ترانه شبهای تهران ساخته مجید وفادار شهرتی بدست آورد و در سال ۱۳۳۵ آهنگ معروف مرا ببوس را برای اولین بار در فیلم اتهام ساخته رشید یاسمی که در خرداد ماه آن سال به نمایش درآمده بود اجرا کرد وی اولین کسی است که این ترانه را خوانده و بعدها حسن گل نراقی، ویگن و دیگران آنرا بازخوانی کرده اند.
Chansons یا ترانه های فرانسوی

Chansons یا ترانه های فرانسوی

تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.