سلطانی: موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد

جان کیج
جان کیج
فکر نمی کنید که دیدگاه و نگاه کیج به صوت مبتنی بر شرایط اجتماعی پس از جنگ باشد؟
نه صرفاً، البته کیج عنوان می کند که با فرق گذاشتن بین پارتسیون های causal و effect ، انهدام چهره و هستی پیانوی مقدس، موسیقی مغرب زمین را با فقر تکنولوژیک رو به رو کرده و بر پایه ی همین ذهنیت، با آهنگ سازانی چون فلدمن و براون، طرح موسیقی برای نوار مغناطیسی را به عنوان اولین گروه در آمریکا راه اندازی می کنند.

کیج با همین تفکر قطعه ی بحث برانگیز خود، “۳۳ ‘۴ ، را می نویسد و البته تا منتهای پیامدهایش هم پیش می رود. گرچه در این قطعه، سکوت بیش از هر چیز دیگر مداخله می کند، اما تلاش کیج این است که بگوید: « مطمئن باشید هیچ چیز جای خود را نمی یابد، اگر صوتی وجود نداشته باشد».

در واقع، همان صوتی که توسط کیج بر پارتیتور نوشته شده و بر پایه ی جوّ حاکی از آن، اجرا می شود؛ سر و صدای تهویه ها، ورق خوردن بروشور ها، همهمه ی تماشاچیان و سپس خنده ی حضار. می بینیم که هر صوتی از دیدگاه او موسیقی است، چگونگی سازماندهی آن ها، نقش آهنگ ساز را نشان می دهد.

با این همه درگیری و توجه به صوت، کیج با مینی مالیسم تفاهم می کند؟
جست و جو در پی کیفیت های صوتی، در بعضی از مقاطع کیج را با تکرار مواجه کرد. البته این ایده موازی شد با جریان مینی مالی که در دهه ی شصت میلادی توسط فرانک استلا در حال رشد بود. من تنها ارتباط کیج با موسیقی مینی مال را در همین نقطه می بینم.

موسیقی کیج در آثاری چون «پیانوی مهیا شده»، بیشتر از آن که به تکرار موتیف ها و تم ها در پس زمینه ای هارمونیک بپردازد، نماینده ی یک احساس ناب فیزیولوژیکی است که در هم جواری سکوت واقع می گردد.

کیج اساساً از روش های آهنگ سازی، که در آن هارمونی موضع مشخصی را به عنوان خط عمودی به خود اختصاص می دهد، گریزان است؛ زیرا اعتقاد دارد آهنگ سازی که در پی به دست آوردن گونه ای قلمرو صوتی است، در این حیطه ناپایدار و ضعیف جلوه خواهد کرد.

شما فکر نمی کنید عکس العمل آهنگ سازان مینی مال در برابر چنین نگرشی، رهایی کامل از قید و بند ها باشد؟
واکنش مینی مالیست ها مستقیماً موضع گیری در مقابل کیج نبوده، آن ها در پی ایجاد یک جو موسیقایی ضد روشنفکری بودند؛ اما در سایر مقاطع هنری، مینی مالیست ها در مقابل پیچیدگی اکسپرسیونیزم انتزاعی، به عنوان دوره ی هنری درون گرا، موضع گرفتند.

از اثر معروف ۱۴۴ قطعه آلومینیوم کارل آندره تا آثار لامونت یانگ، این موضوع قابل رؤیت است. استفاده از اصوات بم در آثار یانگ و بداهه سازی کردن بر اساس بُردُن، نمونه ای است از یک موسیقی سهل الوصول، که در برابر جدیت یک تفکر نخبه واقع می گردد، تفکری که نهایتاً در دارمشتات به اوج می رسد.
موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد. این موسیقی با همه ی آن تکرار های مازوخیستی و لجوجانه ای که از تیپ های ملودیک و انگاره های ریتمیک و همچنین اشباع بیش از حد عناصر دست مالی شده، همین طور واریاسیون های مشابهی که مدام به رخ کشیده می شوند، می کوشد تا پروسه ی دریافت ما را از زمان، به کلی خدشه دار کند.

فلدمن در رابطه با موسیقی مینی مال اعلام می کند:« آن قدر همه ی عناصر سهل شده اند که آهنگ ساز را برای انجام کار به تکاپو و تلاش بیشتری وادار می کند» (منظور فلدمن آهنگ سازانی هستند که توانستند مستقل و دور از نئورمانتیست ها عمل کنند).

اقبال عمومی در برابر چنین واکنشی چگونه بود؟
آهنگ سازان مینی مال تلاش زیادی انجام دادند تا ابتدا آثارشان را از اصلی ترین اجزا پاک کنند، و بر همین اساس بود که توانستند توجه مخاطبین شان را به جزییات انگشت شمار جلب کنند.

به نظر می آید که مینی مال ها تنها در ابتدای فعالیت شان در پی یک تفکر عمومی در سطحی گسترده بوده اند، و گرنه زمان در این موسیقی تنها یادآور آغاز موسیقی است که یک بدویت بر آن حاکم است و همین طور یک ساده لوحی که نتیجه ی عدم رشد و تفکر است؟
البته نتیجه گیری شما هم کمی ساده لوحانه است. مینی مال ضرورتی بود که ابتدا در نقاشی و مجسمه سازی احساس شد و در دهه ی ۱۹۷۰ به محرکه ی مهمی در موسیقی معاصر بدل شد.

یکی از مشخصه های بارز موسیقی مینی مال، تکرار الگوهای ملودیک، ریتمیک و هارمونیک است- البته با تنوع بسیار اندک- و دقیقاً همین جاست که هر گونه تصویری از کیج و هر ردپایی از او مخدوش می شود و روی همین اصل، به هیچ وجه نمی تواند با تفکر پیشرو و گرایش به عدم قطعیت کیج همخوانی پیدا کند.

گرایش کیج به فلسفه ی آسیای شرقی، ذِن بودایی و اگزوتیسم آن قدر عمیق است که او را در جستجوی توضیحی به احساسات دائمی موسیقی سنتی هندوستان سوق می دهد؛ حس ها و حالات حماسی، اروتیسم، رمز و راز، شادی، اندوه، وحشت، عصبانیت و حتا گرایش عمومی به آرامش.
بنابراین، من این حرکت در مینی مالیست ها را آرامش می نامم و انتقال آن به سطح عمومی را یک جُستار، نه ساده لوحی. بشر هر قدر هم که رشد کرده باشد، باز هم در پی آرامش است. جست و جوی آرامش، حتا کیج را هم در سراسر زندگی و کار، به خود مشغول کرده بود.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۷ در ۵:۲۱ ب.ظ

    نویسنده می گوید : این موسیقی با همه ی آن تکرار های مازوخیستی و لجوجانه ای که از تیپ های ملودیک و انگاره های ریتمیک و همچنین اشباع بیش از حد عناصر دست مالی شده، همین طور واریاسیون های مشابهی که مدام به رخ کشیده می شوند، می کوشد تا پروسه ی دریافت ما را از زمان، به کلی خدشه دار کند!

    ضدیت آشکار با مینی مالیسم !مینی مالیسم یعنی تکرارهای مازوخیستی برای خدشه دار کردن دریافت ادمی از زمان!!

    متاسفانه توهم توطئه در منتقدان موسیقی ما هم به خوبی آشکار است.

  • مجید ترکاشوند
    ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ

    می خواستم درباره الگوهای ملویک بیشتر بدانم لطفاٌدر صورت امکان منابعی معرفی کنید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

از روزهای گذشته…

جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

من فکر می کنم که خود ماها باید همت کنیم و انتظار از اونها نداشته باشیم! اون نسل کار خودشون را کردند و آثارشون را ارائه دادند. من فکر می کنم نسل ما تنبل و کم کار بوده، حداقل کار جدیدی ارئه نمی دن، بیان کارهای نسل گذشته را باز سازی و باز پروری کنن! خیلی کارهای خوب هست!
پرده تار و سه تار

پرده تار و سه تار

اصطلاح پرده سالیان درازیست در موسیقی ما چه در موسیقی عملی چه نظری، مورد استفاده قرار می گیرد؛ هنوز هم پرده روی سازهای ایرانی به فرم گذشته استفاده می شود، البته این به معنای توقف روند اصلاح سازگاری و بهبود کیفیت در سازگری موسیقی ایرانی نیست. برای روشن شدن این موضوع به بحث در مورد انواع پرده های معمول سه تار و دلیل رد بعضی از طرح های پیشنهادی می پردازیم.
موسیقی و رادیو ایران

موسیقی و رادیو ایران

در تاریخ ۰۴/۰۲/۱۳۱۹ رادیوی ایران گشایش یافت. قبل از آن در تاریخ ۱۳۱۶ شمسی تصمیم احداث آن گرفته شده بود و ساختمان آن در دست احداث بود. در اواخر سال ۱۳۱۸ دستگاهها از طرف شرکت تلفونکن آلمان تحویل شد و پس از نصب در سال ۱۳۱۹ به بهره برداری رسید.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس متولد ۱۹۳۷ در آمریکا است؛ خانواده او از مهاجران اوکراینی به آمریکا بودند. با وجود آنکه پدر وی صاحب یک مغازه صفحه فروشی از سبکهای مختلف بود، اما مجموعه صفحه های فیلیپ جوان اغلب شامل صفحه های فروش نرفته موسیقی مدرن مانند آثار هیندمیت (Hindemith)، بارتوک (Bartók) و شوستاکوویچ (Shostakovich) و موسیقی کلاسیک مانند کوارتتهای زهی بتهوون و تریوهایی با دو پیانو از شوبرت (Schubert) بود.
نئو تانگو

نئو تانگو

توسعه و پیشرفت تانگو در همین جا متوقف نمیشود. مثالهایی که خواهد آمد، در گروه تانگو جدید یا Tango Nuevo قرار داده نشده اند زیرا چنین دسته بندیهایی معمولا با شناسایی امری که انجام یافته و تمام شده صورت میگیرد نه زمانی که چیزی همچنان در حال رشد و توسعه باشد. این گرایشها و سبکهای جدید را –که در آنها تاثیرات موسیقی الکترونیک در طیفهای مختلفی از بسیار نامحسوس تا کاملا غالب، وجود دارد- میتوان با عنوان “الکترو تانگو” electro tango یا “تانگو فیوژن” tango fusion توصیف کرد.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (I)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (I)

نوازنده ویلنسل ایرنه شارپ (Irene Sharp) به عنوان مدرسی بین المللی برگزیده شده است. او برای انجمن استادان سازهای زهی آمریکا (ASTA)، انجمن استادان سازهای زهی اروپا و استرالیا و انجمن سوزوکی آمریکا مستر کلاس برگزار می کند. اگرچه خانم شارپ در شمال کالیفرنیا زندگی می کند، ولی در شهرهای دیگری از جمله نیویورک، لندن، سالزبورگ، هامبورگ، سیدنی، توکیو و تایپه به هنرجویان درس می دهد. وی در حال حاضر در دانشکده موسیقی مانز تدریس می کند.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»
سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.