سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

گیورگی کورتاژ
گیورگی کورتاژ
چهارچوب های مینی مال خیلی زیاد است. بهتر نیست که ما رجعت کنیم به الگوهای اولیه ی مینی مال، این که در ابتدای فعالیت شان به چه چیز هایی متکی بوده اند؟
مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.

در عین حال ریچ و حتا گلاس در حوالی ۱۹۶۰ هم مجذوب فرایند های تغییرات تدریجی و ورود دائمی نقاط مکث از طریق استفاده از صداهای کشیده یا فاز بندی و تقطیع می شوند، به گونه ای که دو بخش یک الگوی ساده را تکرار می کنند و این دو بخش در روند زمان، نسبت به یکدیگر دچار تغییر می شوند (البته دنیای صوتی ریچ همیشه ظریف تر و طبیعی تر بوده است). اما در این پروسه، گلاس تقویت صوتی سبک راک را توضیح می دهد و بسیاری از آهنگ سازان اروپایی، از جمله آندره سرن را تحت تأثیر قرار می دهد.

اشاره کردید که یانگ بیشتر تحت تأثیر کیج قرار گرفته و در عین حال برآمده از دارمشتات هم هست؛ اما حتا قبل از گرایشش به مینی مالیسم، علاقه ی زیادی به مقطّع نویسی دارد و در این جا هیچ شباهتی به کیج ندارد.
در برخی از موسیقی های کیج و اریک ساتی، پیکربندی های تکراری در سطحی محدودتر نمود پیدا می کنند، اما دغدغه های یانگ، حالت ها و فرایند های مستمر هستند، که نه آثار قابل تعریف، بلکه محیط های موسیقایی، شرایطی هماهنگ برای موسیقی اش ایجاد می کردند.

یانگ از دهه ی۱۹۵۰ به بعد، قطعه هایی با نت های کم و کشیده می نویسد و به جهان موسیقایی آرام و ساکت خود، پایه ای از مدالیته و Intonation می بخشد. تلاش یانگ این است که با هماهنگ کردن هر یک از نت ها با نت همساز (overtone) از یک اصل خیالی به این مورد دسترسی یابد.

گرایشی که جان آدامز و به تَبَع، گلاس هم از آن پیروی می کرد؟!
به هیچ وجه، نه تنها در این مورد با یانگ شباهتی ندارد، حتا بر خلاف گلاس، آثار آدامز با کیفیتی از طنز، نوستالژی و لطافتی همراه است که موسیقی نسیان آور گلاس از آن غفلت کرده است. اتفاقاً نیکسون در چین [۱۹۸۷] اثر آدامز، نمایشی با شکوه از انرژی ریتمیک و هارمونیکی است که مینی مالیسم را از قید یک سری محدودیت ها آزاد می کند.

به نظر شما این خودش یک موضع گیری در مقابل مینی مالیسم نیست؟ برخورد آدامز را می گویم.
موضع گیری سرسختانه ای وجود نداشته، اما هم زمان با حرکت های پر شتاب ریچ و آدامز در حوالی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، فلدمن که در واقع از مینی مالیست های قدیمی محسوب می شود، گرایشی به ایجاد چشم انداز های موسیقایی بزرگ (کوارتت زهی دوم سال ۱۹۸۳ او، چهار ساعت طول می کشد) پیدا می کند، که در آن اصوات تک و آرام در جوار الگو سازی موسیقی جدید تر و البته نه با پویایی آن، شکل می گیرند.

آهنگ سازان دیگری هم بودند که به نسل فلدمن تعلق داشتند، ولی موسیقی آن ها گسترده تر و همراه با حوادث کم تری بود و البته انرژی محرک کم تری هم داشت. آثار متأخر لوییجی نونو میل زیادی به گریز از هیاهوی پر جوش و خروش و گرایش به جایگاهی دارد که در آن تفکر عمیق و توجه به اصوات و رزنانس های کشیده، حرف اول را می زند.

مینی مالیست های پیشرو و متأخر با این آثار چگونه برخورد می کنند؟
مینی مال موسیقایی، یک حوزه ی تجربی است. آهنگ سازی مانند ترنر، آن قدر جایگاه والا و قدرتمندی دارد که طبعاً از حوزه ی اندیشه و نگرشی روشن بینانه با موضوع برخورد می کند، بنابراین آثارش هم بسیار قابل تأمل خواهد بود. ضمن این که آهنگ سازان دیگری نظیر کورتاژ، بسیار تندرو تر از نونو بودند.

کورتاژ، در واقع، مینی مالیستی از نوع دیگر است. البته فقط در یک مقطع زمانی گرایش های مینی مالیستی پیدا می کند. او به تبعیت از مینیاتور های آتونال وبرن، فواصل موسیقایی بسیار کوچکی را با حداکثر قدرت توصیفی و تخیلی ایجاد می کند.

به همین دلیل، مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید. یعنی انجام کار بدون استفاده از تزیینات. اغلب آثار او همچون آثار وبرن، بسیار کوتاه هستند و برای گروه های کوچک تنظیم شده اند و اغلب هم با یک صدای سولو همراه اند.

در وااقع، نوعی از موسیقی ای است که در آن نت ها هر کدام در جای خود هستند و با یک آنیت سخت گیرانه ی توصیفی از روی موانع و پیچیدگی های ارتباطات موسیقایی، پرتاب می شوند. جسارت کورتاژ با صراحت لهجه در ارتباط است و این صراحتِ لهجه، توضیحِ کیفیت تب دار موسیقی را دشوار می کند.

4 دیدگاه

  • shayan
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۲۶ ب.ظ

    سلام
    بسیار از ارایه این مطلب سپاسگذارم.پیروز باشید.

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۸۶ در ۷:۳۳ ق.ظ

    لطفا در مورد ژان میشل ژار و سبکش بنویسید، متشکر.

  • ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۱۷ ب.ظ

    قبلا در مورد ژان میشل ژار و پدرش نوشته شده

  • داريوش
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۷ در ۹:۰۵ ب.ظ

    آهنگ سازی مانند ترنر، آن قدر جایگاه والا و قدرتمندی دارد که طبعاً از حوزه ی اندیشه و نگرشی روشن بینانه با موضوع برخورد می کند!

    اولا این نظر شخصی نویسنده است که ترنر جایگاه والا و قدرتمندی نسبت به سایرین دارد دوما یعنی چه که چون جایگاه والایی دارد پس روشن بینانه با موضوع برخورد می کند؟؟!!یعنی آیا هر کی در مقوله ای جایگاه والایی داشته باشد پس انسان خوشبینی در آن ساحت است؟؟!!
    این مصاحبه پر از غلط های ذهنی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.
فواصل خنثی یا میانه (I)

فواصل خنثی یا میانه (I)

دنیای اطراف ما مملو ازصداهایی با فرکانسهای مختلف هستند که به شرط قرار گرفتن درمحدوده شنیداری ۲۰-۲۰۰۰۰ HZ قابل درک می باشند. انسان در این دنیای پرازصدا ودرطول تاریخ فرکانسهایی را ازمحدوده شنیداری انتخاب کرد تا فاصله موسیقایی ایجاد و به بیانی ملودیک دست یابد. فلوتهای استخوانی باقی مانده ازهزاران سال پیش مؤید این مطلب اند. با گذشت قرنها بشر متوجه مفهومی به نام سیستم کوک شد. سیستم کوک روشی است که تئوریسین یا نوازنده به وسیله آن مشخص می کند چه فواصلی را برای اشل صوتی خود انتخاب کند. (Alves 2013:10)
لطفا علمی نقد کنید!

لطفا علمی نقد کنید!

حتما شما هم مثل من شنیده یا خوانده‌اید که کسی درباره‌ی یک نقد موسیقی چنین حرفی بزند. اما آیا تابه‌حال به معنی‌اش دقت کرده‌اید؟ وقتی کسی این عبارت امری محترمانه را می‌گوید منظورش دقیقا چیست؟ چه می‌خواهد؟ اگر به جاهایی که این جمله گفته می‌شود و بحث‌هایی که بعد از گفتنش پیش می‌آید خوب فکر کنیم متوجه می‌شویم که معنی‌های مختلفی در نظر گویندگان یا نویسندگانش بوده است.
اپرای توسکا (I)

اپرای توسکا (I)

توسکا (Tosca) اپرایی است ایتالیایی در سه پرده اثر جیاکومو پوچینی (Giacomo Puccini) و اشعاری از لوجیو الیکا (Luigi Illica) و ژوزپه جیاکوزا (Giuseppe Giacosa) بر اساس نمایش نامه ای از ویکتورین ساردو (Victorien Sardou) به نام “توسکا”. این اپرا برای اولین بار در تاتر کوستانزی در روم در ۱۴ ژانویه ۱۹۰۰ اجرا شد. توسکا؛ یکی از مشهورترین اپراهای دنیا می باشد، موفقیتی که در اولین اجرای آن با استقبال تماشاگران به دست آمد، بسیار چشمگیر بود. اگرچه در ابتدا مورد تائید کامل منتقدین واقع نشد. امروزه، توسکا یکی از استاندارهای اپراتیک می باشد و در لیست سال ۲۰۰۸ “اپرا آمریکا” مبنی بر بیشترین اپراهای اجرا شده در آمریکای شمالی در رده هشتم قرار دارد.
بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

با توجه به اینکه موسیقی به عنوان یک هنر غیر مفهومی و مطلقاً انتزاعی، نمی تواند و نمی خواهد از نشانه های بصری و حتی شنیداری، به منظور بیان هیچ مفهومی بهره ببرد، لاجرم به لحاظ فلسفی تنها وسیله ی ارتباطی آن با مخاطب به ادراکات ذهنیِ هنرمند ختم می شود. وابستگی به همین تنها وسیله ی ارتباطی هنر موسیقی یعنی ادراکات ذهنی سبب می شود که تاثیر جنسیتِ هنرمند حوزه ی موسیقی نسبت به سایر هنرها بیشتر نمود پیدا کند.
یکصد و هفتادمین زادروز آفریننده «سمفونی دنیای نو»

یکصد و هفتادمین زادروز آفریننده «سمفونی دنیای نو»

هشتم سپتامبر ۲۰۱۱، یکصد و هفتادمین سالروز تولد آنتونین دورژاک (Antonín Leopold Dvořák) آهنگساز افسانه‌ای چک است. شهرت عمده او به عنوان یکی از آخرین آهنگسازان دوره رومانتیک، به‌ویژه به خاطر کاربرد نغمه‌های بومی چک در آثارش است.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۴ بهمن ماه دومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی تشکیل شد. عنوان درس این جلسه «تکنیک‌های عمومی نقد» بود و به مسائل و تکنیک‌هایی می‌پرداخت که عموما در حوزه‌ی منطق عمومی جای دارند و در همه گونه کنش یا نوشتار انتقادی (و نه فقط نقد موسیقی) ممکن است به کار روند و از همین رو «عمومی» خوانده می‌شوند.
به زبان ایرانی (II)

به زبان ایرانی (II)

در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.
چه آتش‌ها

چه آتش‌ها

کنسرتی که گروه همنوازان حصار در پاییز ۱۳۹۰ در تالار وحدت تهران اجرا کرد، پاییز امسال در قالب آلبومی به نام «چه آتش ها» به بازار آمد. انتشار آلبوم نیز همانند اجرا، واکنش های ضد و نقیضی در پی داشت. روهی آن را فاقد اصالت و قوام موسیقایی دانستند و گروهی نیز آن را خلاقیتی جسورانه خواندند. اما به زعم نگارنده، این نگاه های سیاه و سفید، ریشه در خود آلبوم و محتوای آن دارند و خود این چیدمان ۹۰ دقیقه یی نیز کشکولی از عناصر سیاه و سفید است؛ به این معنی که از سویی نگاه شنونده را با درخشش و شکوه خود در لحظاتی خیره می کند و از دیگر سو نه تنها با کنش هایی دیگرآزارانه، مخاطب را گیج و منگ رها می کند بلکه وجود مخاطب را در لحظاتی نادیده می گیرد و راه خود را می رود.
از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

این مقاله تعمیمی بر فرم های موسیقی است. اگر یک قطعه موسیقی را به سه قسمت تقسیم کنیم؛ استقبال، ملودی اصلی و بدرقه سه بخش یک اثر موسیقیایی خواهد بود که می توان آن را به فرم ABA’ نسبت داد. رقص فلوت ها از سوئیت فندوق شکن اثر چایکوفسکی نمونه ی بارزی از معرفی این فرم است.