کیت جان موون، نوازنده اسطوره ای درامز (I)

کیت جان موون  1946 – 1978
کیت جان موون 1946 – 1978
کیت جان موون (Keith John Moon) درامر گروه راک The Who بود. موون در سال ۱۹۶۴ به جای Doug Sandom به گروه The Who پیوست و با آنها در همه آلبومها همکاری کرد، یعنی از «نسل من» تا «تو که هستی» که در سال ۱۹۷۸ دو هفته قبل از درگذشت موون منتشر شد.

موون به خاطر نوآوری و سبک نمایشی که در نوازندگی درام داشت معروف شد، غالباُ از نواختن ضربات پایه ای بک برای بوجود آوردن یک فضای روان اجتناب می کرد و تکنیکهای سریع شلوغ بسیار به کار می برد، آبشار ضربه های چوبهایش در میان تُم و صداهای سنجها…

موون یکی از اولین کسانی بود که درامز را به عنوان یک ساز ِ اصلی در عصری نواخت که درامز تنها برای نگهداشتن ضربات بَک متصور بود. او به عنوان یکی از بزرگترین نوازندگان درامز در سبک راک اند رُل مطرح است.

کیت جان موون در ۲۳ آگوست ۱۹۴۶ در بیمارستان مرکزی رویال پارک لندن متولد شد. او کودکی اش را در حالیکه شدیدا بیش فعال بود در ویمبلی گذراند و با وجود کودک بودنش تصورات نا آرامی داشت.

در جوانی تنها چیزی که می توانست توجه او را به خود معطوف کند، موسیقی بود. البته چنانکه گفته شده تشویقی از او در مدرسه ی راهنمایی مدرن به عمل نمی آمده. برای مثال معلم هنر او، نظر داده است: به لحاظ هنری عقب مانده است. محترمانه تر، کارش ابلهانه است.

تا اینکه در سالهای نخستین، یکی از معلمانش مهارتهای موسیقی او را تحسین نمود و شیوه ی پر هرج و مرج او را تشویق کرد. البته یکی از مدارس او گزارشی داده بود که:”او توانایی زیادی دارد، اما باید آنرا در برابر تمایل به خودنمایی اش، محافظت کرد.” موون در امتحان هفت امتیازی موفق نشد و تحصیل در مدرسه را در ۱۹۶۱ ترک کرد.

در ۱۷ مارس ۱۹۶۶، موون با “کیم کریگان” ازدواج کرد؛ دختر او “آماندا” در ۱۲ جولای متولد شد. ولی در سال ۱۹۷۳همسرش او را ترک کرد و آماندا را با خود برد البته دو سال بعد آنها در ۱۹۷۵ از یکدیگر به طور رسمی جدا شدند.

در سن بیست سالگی موون به گروه محله شان به نام Sea Cadet Corps به عنوان نوازنده “Bugle” پیوست اما به سرعت جایگاه خود را به یک نوازنده ی درامز ارتقا داد (موون در سن ۱۴ سالگی پس از آنکه مادرش یک بسته ی لوازم درام برای او خرید، نوازندگی این ساز را آغاز کرده بود.) موون درسهای این ساز را از یکی از گرانقیمت ترین نوازاندگان آن زمانِ این ساز، کارلو لیتل می آموخت، به ازای هر درس ۱۰ شلینگ! در طول این سالها او به اولین گروه جدی اش پیوست: “The Escorts”. سپس ۱۸ ماه را بعنوان نوزانده ی درامز با گروه”The Beachcombers” (یک گروه لندنی بسیار مشهور) همکاریش را آغاز کرد.

موون برای نخستین بار سبکهای “American surf rock” و”R&B” را نواخت. او بسیار دقیق کار Hal Blaine درامر گروه Wrecking Crew را اجرا می کرد، اما بسیار تندتر و بلندتر و با سماجت و با قدرت بیشتری نواخت.

موون در آوریل ۱۹۶۴ و در سن ۱۷ سالگی به گروه The Who پیوست.Doug Sandom رامر قبلی این گروه بود. Sandom یکماه زودتر گروه را ترک کرد و بقیه اعضای گروه یک درامر را کرایه کردند تا به جای او برنامه هایی که قول اجرای آنها را داده بودند اجرا کنند.

کیت موون در یکی از این شوها همکاری کرد. Townshend بعدها او را با عنوان ” کسی که مانند زنجبیل تند و پر حرارت است!” معرفی کرد؛ ” با لباسهایی با رنگهای تند و موهای به رنگ زنجبیل”. گروه پس از اینکه نواختن پر هیجان او را هنگام نواختن قطعات دید، به این نتیجه رسید که به وجود موون احتیاج دارد.

بزودی گروه the who مفهوم خود ویرانی را – که اعضا تجهیزاتشان را در انتهای شوهایشان تخریب می کردند- پیشرفت داد! موون با شوق خاص و دقت منحصر به فردی ، با حالتی وحشیانه و نا آرام لگد می زد و بر درام می کوفت. او در میان ظاهر شدنش در شوی تلویزیونی Smothers Brothers Comedy Hour یک درام را از مواد منفجره که قرار بود در پایان “My Generation”، با صدای مهیبی منفجر شود، پر کرده بود…!

موون مشتاق خواندن بود، او قصد داشت صدایش را هم به آوازهای گروه اضافه کند، اگرچه موون در “Tommy’s Holiday Camp” همچنان با تقدم خوانندگان دیگر کار می کرد … آنها در آلبومی با خوانندگی Pete Townshend کاری را با همکاری او اجرا کردند.

9 دیدگاه

  • محسن
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۸۶ در ۲:۳۵ ق.ظ

    متشکرم از بابت پستی که گذاشتید

  • masih
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۸۶ در ۲:۳۸ ق.ظ

    salam khaste nabashid

    matne khoobi bood

    age kami dar bare drums va drummer bishta benevisin mamnoon misham

  • ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۸۶ در ۹:۱۵ ب.ظ

    mamnon az shoma.

  • مهران
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۸ ب.ظ

    مرسی . تو رو خدا راجب درامز بیشتر بنویسید .
    در ضمن یه پیشنهاد اگه خواستید با پدر درامز ایران مصاحبه کنید به من میل بزنید . اگه خواستید شماره من رو از آقای کامران وطن آبادی بگیرید مهران مجلسی

  • ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۶ در ۹:۵۶ ب.ظ

    aga mehran ba dorod beshoma ke ingadr delsoz hastid. azin khabara nist ,in bacheha be khodeshon zahmat nemidan . hamingadr inja hast khoda ro shokr konid ke az shoma nagiran. khodeton ishono moarefy konid ma ham beshnasim bedrod

  • پویا
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۶ در ۲:۰۹ ب.ظ

    سلام من از کجا میتونم نت درام گیر بییارم ممنون اگه کسی کمکم کنه>shi_poua_shi

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۷ در ۳:۵۲ ب.ظ

    سلام من از کجا میتونم نت درام گیر بییارم ممنون اگه کسی کمکم کنه

  • reza pashaii
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۹۰ در ۲:۴۶ ب.ظ

    ممنون از زحماتتون

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۳ ق.ظ

    شما چرا از هم جدا شدین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

از روزهای گذشته…

دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

می خواهم تجربه ام را انتقال دهم که احساس می کنم در بعضی موسیقیدان ها به خاطر عادت به نوع موسیقی آموزش دیده شان، آزاد‌اندیشی برایشان کار سختی می شود و تا آن آزاد‌اندیشی نباشد، شما نمی توانید ارزشهای انواع دیگر را ببینید. نمی دانم چرا فکر‌ می‌کنند که اگر نوع دیگری از موسیقی را بکوبید به ارزش خودتان اضافه می کنید. باورم این است که هیچ موسیقیدانی ادعای توانمندی در حوزه خودش را ندارد و با این باور می توان برای انواع موسیقی رسمیت و احترام قائل شد و هر کدام از ما مشغول به کار خودمان‌ باشیم.
نگاهی به زندگی الویس پریسلی

نگاهی به زندگی الویس پریسلی

الویس آرون پریسلی ایرلندی الاصل ۸ ژانویه سال ۱۹۳۵ در شهر توپلو(می سی سی پی) بدنیا آمد. او یک برادر دوقلو نیز داشت که ۳۵ دقیقه از او بزرگتر بود و در هنگام تولد فوت کرد. پس از جابجایی خانواده در سن سیزده سالگی دوران نوجوانی را در ممفیس تنسی گذراند.
دلاور سهند (II)

دلاور سهند (II)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.
مروری بر آلبوم «موتسارت لیست»

مروری بر آلبوم «موتسارت لیست»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای)، را برای بار چندم ممکن کند. و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.
کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

دانستن این بحث نه‌فقط برای نوازندگان سازهای بادی یا خواننده‌ها، بلکه برای تمام نوازنده‌ها نیز مهم و ضروری است. برای مثال بیشتر نوازنده‌ها در حین اجرای یک قطعه‌ی سخت، با کمبود نفس مواجه می‌شوند و نفس خود را حبس می‌کنند که این موجب می‌شود اکسیژن کافی به سلول‌های مغز نرسد و عضلات دچار گرفتگی و انقباض شوند، در‌ حالی‌که اگر نوازنده بتواند در حین نوازندگی، دم و بازدم خود را کنترل کند و همواره اکسیژن لازم برای سلول‌های بدن خود را به بهترین شکل تأمین کند، در حین نوازندگی با گرفتگی عضلات و خستگی مواجه نخواهد شد.
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!
مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

مستر کلاس هورن نادر زینلی برگزار می شود

نادر زینلی نوازنده با سابقه ساز هورن، دارای دکترای موسیقی از کنسرواتوار شهر لیون و ساکن فرانسه است. وی تجربه تدریس در مراکز مطرح موسیقی را در کارنامه خود دارد که از آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

پس از چند سال از توقف انتشار سالنامه های موسیقی که توسط علیرضا میرعلینقی تهیه می شد، در خبرها آمد که انتشار سالنامه موسیقی از سر گرفته شده و قرار است مراسم رو نمایی آن به اجرا برسد. در مراسم رونمایی مشخص شد که اینبار برخلاف سالهای گذشته حمیدرضا عاطفی تولید این سالنامه را به عهده داشته است. حمیدرضا عاطفی معاون اجرایی خانه موسیقی و از خبرنگاران باسابقه موسیقی و نوازنده تنبک (و ویولون به سبک ایرانی) است، او دو سال پی در پی داوری جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی را نیز به عهده داشته است. با او درباره این سالنامه جدید به گفتگو نشسته ایم:
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

مجمو‌عه‌ی چشم انداز در این دوره نوشته شده‌اند همچنین کنسرتوهای متفاوتی با ژانر کلاسیک مانند کنسرتو برای ویولنسل و ارکستر، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی (Concerto For Violin And String Orchestra 1997)، چند سونات با نام‌های سونات تنهایی برای سولو گیتار (The Sonata For Lonliness For Solo Guitar 1990)، سونات برای فلوت (Sonata For Flute 1992)، کوارتت زهی شماره‌ی سه (String Quartet No.3 1995) و اولین سمفونی او در این دهه نوشته شد. در سال ۱۹۹۱ موسیقی محلی سازی غنی شده‌ی لتونی در سمفونی اولش برای ارکستر زهی با نام صداها ساخته شد. او در مورد این سمفونی گفته است «ژانر سرزنده‌ی این سمفونی وظیفه‌ی اصلی خود را در آینده انجام می‌دهد. این قطعه در مورد ضروریاتو موضوعات ابدی صحبت می‌کند.»
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی، یک واژه‌ی فنی است، یک اصطلاح. واژه‌ای که امروز فکر می‌کنیم یک نوع موسیقی را از بقیه جدا می‌کند یا حتا نام سبکی است از سبک‌های موسیقی با تعریف دقیق و آهنگسازانی که به آن وفادارند. این قبول که واژه واژه‌ای فنی است، اما آیا آنقدر که ما می‌پنداریم معنی‌اش واضح و روشن است؟ آیا همه‌ی آهنگسازانی که در زیر چتر آن جمع شده‌اند یک تصور مشابه از آن دارند؟ منتقدان و نظریه‌پردازان چطور؟ تجربه‌ی زندگی روزمره می‌گوید این طور نیست.