هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (II)

مازیار ظهیرالدینی تکنوازی ارکستر پارسیان را به عهده داشت
مازیار ظهیرالدینی تکنوازی ارکستر پارسیان را به عهده داشت
شیشه‌ی رنگی که برای پیانو و ارکستر زهی نوشته شده بود با حضور آهنگساز به عنوان نوازنده‌ی پیانو اجرا شد. قطعه‌ای با بیان نسبتا نوتر که با رپرتوار معمول گروه متفاوت بود. در اجرای شب اول اجرای پیانو تا حدودی ارکستر را برای یافتن ریتم و جمله بندی سردرگم کرد به‌خصوص که این قطعه بافتی پلی‌ریتمیک داشت و قطعاتی از این دست در رپرتوار معمول گروه‌های موسیقی در ایران نیست.

 اما آهنگساز و نوازنده‌ی پیانو با اجرای واضح‌تر و روشن‌تر الگوی ریتمیک در گروه‌های ۸ تایی این مشکل را شب دوم اجرا، حل کرد و ارکستر بیان محکم‌تری پیدا کرد.

آداجیو و فوگ برای ارکستر زهی یا همان قطعه‌ی ایرانی، در هر دو شب بسیار خوب اجرا شد. هر چند که در شب اول تحت تاثیر تب و تاب آغاز کنسرت با تمپو‌ی کمی بالاتری نسبت به درخواست آهنگساز و همچنین اجرای شب بعد نواخته شد، اما این مشکل آن قدر شدید نبود که حالت کلی قطعه را از میان ببرد.

 فوگ با تم به یاد ماندنی و به شکل واضح ایرانی‌اش بهترین اجرای پیش از استراحت بود، که هر دو شب نیز به همین شکل باقی ماند. رعایت بسیار دقیق جمله بندی و وفاداری به خواسته‌ی آهنگساز در سرعت (البته بیشتر شب دوم) از خصوصیات اجرای ارکستر در این بخش از کنسرت بود.

قطعه‌ی نی‌نوا چیزی که بسیاری از جمله حسین علیزاده! را به سالن کنسرت آورده بود آخرین برنامه بود. برای اجرای این قطعه چند مشکل از پیش به نظر می‌رسید که مهم‌ترین آن‌ها برقراری تعادل میان صدای ارکستر و نی بود، چرا که کنسرت به صورت آکوستیک و بدون دخالت لوازم تقویت کننده‌ی صوتی برگزار می‌شد.

گروه پارسیان نشان داد که قادر است در این شرایط نیز اجرا کند، نکته‌ی قابل توجه در اجرای نی‌نوا بازه‌ی دینامیکی بسیار بزرگ ارکستر و همچنین از خود گذشتگی صوتی! بود تا صدای نی شنیده شود. به بیان دیگر و به نحوی بسیار ظریف ارکستر هم با قدرت کمتری از حد معمول صدا می‌داد و هم فاصله‌ی دینامیکی بزرگی داشت. این موضوع با اجرای کرشندوی سه میزان آغازین قطعه (از پیانو تا فورته برای ویلن اول) کاملا به نمایش گذاشته شد.

 ورود نی کمی با سنگینی اما مطمئن (نی به مقدار بسیار کمی دیرتر از آن‌چه تمپو‌ی قطعه بود آغاز کرد) صورت گرفت و ادامه پیدا کرد، «درآمد» به همین صورت پایان یافت. بخش‌های بعدی هم بدون مشکل ادامه یافت به غیر از کمی ناواضحی در ریتم که هنگام سریع شدن قطعه در «نغمه‌ی II» در اثر عدم همزمانی دقیق پیزیکاتوی زهی با آکسان‌ فیگور اجرایی نی در سه میزان نخست پیش آمد نی‌نوا تا «جامه‌دران» بدون مشکل پیش رفت اما سلوی ویولن آلتو در ابتدای جامه‌دران گنگ و مبهم و دور از درخشندگی بود، در حالی که این سلو یکی از مهم‌ترین فرازهای نی‌نوا است.

«نهفت» با انگاره‌ی ملودیک بسیار مشهورش اگر از یکی دو اشکال صوتی کوچک که بیشتر مربوط به دشواری اجرا در مناطق مختلف صوتی بر نی است (برای مثال پاساژ سریعی که میزان ۲۵۷ را در بازگشت به میزان ۲۴۳ می‌پیوندد)، بگذریم؛ بسیار خوب اجرا شد و از نقاط قوت این اجرا بود. مقدمه بار دوم بهتر و مطمئن‌تر (مشکل ورود دیرتر نی در تکرار مقدمه برطرف شده بود) اجرا شد.

 رقص سماع به خصوص در شب دوم، اوج اجرا بود، ریتم پیچیده‌ی ۱۰ ضربی قطعه به خوبی با پیزیکاتوی سازهای باس همراهی می‌شد، دقت ارکستر در رعایت ضربان قطعه که از طریق آکسان‌ها اعمال شده بود شایان توجه بود. صدای اوج گیرنده و درخشان ویلن شکوه خاصی به بخش پایانی نی‌نوا می‌داد. شاید اگر کمی گم بودن صدای نی دوم در این قسمت (از میزان ۳۳۷ تا پایان جمله‌ی نی ۱ و ۲ و همچنین از میزان ۳۵۳ به بعد) نبود شنوندگان اجرای بی‌نظیری از قطعه‌ی پایانی نی‌نوا را تجربه می‌کردند.

اجرای چهار قطعه از چهار نسل آهنگسازان ایرانی، هر چند تفاوت زمانی ساخت این قطعات دقیقا بر تفاوت زمانی این چهار نسل منطبق نیست (برای مثال قطعه‌ی ایرانی پس از نی‌نوا ساخته شده در حالی که مهران روحانی آهنگساز نسل پیش از حسین علیزاده به حساب می‌آید)، نکات جالبی از نظر سیر تحول این‌گونه موسیقی در ۵۰ سال گذشته در بر داشت.

برگزاری این‌گونه برنامه‌ها نیاز مبرم جامعه‌ی موسیقی ایران (به خصوص آهنگسازان) و فرصتی برای محک خوردن آثار هنری هنرمندان و مقایسه‌ی سیر تحول آن‌ها در طول زمان است، از همین رو توجه بیشتر نوازندگان و گروه‌ها و برگزار کنندگان کنسرت به موضوع اجرای این‌گونه آثار نکته‌ای است که می‌تواند اثری عمیق بر روند آهنگسازی در ایران داشته باشد.

پی‌نوشت:
۲- نقد حاضر بر اساس اجرای ارکستر در شب اول و دوم این کنسرت نوشته شده است.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۱۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (VI)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VI)

به طور معمول جریان الگو برداری همیشه از مشخصات درج شده خط محیطی ترسیمی و یا از محدوده تصاویر رنگی از صفحات به انجام می رسد که معمولا سازندگان ساز در ساده ترین شکل ممکن با دور بری تصاویر و انتقال آن به روی برگه های فلزی و یا چوب و یا در مواردی دقیق تر از روشهای نرم افزاری فرایند الگو برداری را دنبال می نمایند.
پال گودوین

پال گودوین

پال گودوین (Paul Goodwin) نوازنده پیشین ابوا و رهبر ارکستر؛ نوازندگی ابوا را از جانت کراکسون (Janet Craxton) آموخت و در دانشگاه ناتینگهام در رشته آهنگسازی فارغ التحصیل شد، او در مدرسه موسیقی و نمایشی عمارت شهرداری لندن، تخصص در تکنیک معاصر ابوا و ابوای باروک را کسب کرد. گودوین تحصیلات موسیقی را در وین زیر نظر جرج شافلین (Jurg Schäftlein) ادامه داد. گودوین برای چندین دهه به عنوان یکی از بهترین نوازندگان ابوای بزرگ دنیا شناخته شد و ابوایست اصلی ارکستر سبک باروک لندن و ارکستر نوازندگان کلاسیک لندن بود.
“من خجالتی نیستم” (III)

“من خجالتی نیستم” (III)

شهرت وی در سال ۱۹۵۵ با موسیقی مجلسی تثبیت شد. این اجرا توسط هانس روزباد (Hans Rosbaud) رهبری شد، شخصی که به همراه ارکستر سودوستفونک ۵۰ تمرین داشتند تا بتوانند آمادگی لازم برای اجرا به همراه بولز را کسب کنند. زمانی که روزباد بیمار شد رهبری ارکستر به بولز رسید. وی از اواسط سالهای ۴۰ مدیر موسیقی شرکت تئاتر رنود-بارولت (Renaud-Barrault) بود.
کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

روز چهارشنبه پنجم اکتبر ۲۰۰۵، تعدادی از ساخته های آهنگسازان معاصر ایران برای پیانو، توسط تارا کمانگر در دانشکده سنت پاول لندن به اجرا درخواهد آمد. در این برنامه که به کوشش بنیاد جادوی ایران (Magic of Persia) برگزار خواهد شد این قطعات نواخته می شود:
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
اپرای توسکا (I)

اپرای توسکا (I)

توسکا (Tosca) اپرایی است ایتالیایی در سه پرده اثر جیاکومو پوچینی (Giacomo Puccini) و اشعاری از لوجیو الیکا (Luigi Illica) و ژوزپه جیاکوزا (Giuseppe Giacosa) بر اساس نمایش نامه ای از ویکتورین ساردو (Victorien Sardou) به نام “توسکا”. این اپرا برای اولین بار در تاتر کوستانزی در روم در ۱۴ ژانویه ۱۹۰۰ اجرا شد. توسکا؛ یکی از مشهورترین اپراهای دنیا می باشد، موفقیتی که در اولین اجرای آن با استقبال تماشاگران به دست آمد، بسیار چشمگیر بود. اگرچه در ابتدا مورد تائید کامل منتقدین واقع نشد. امروزه، توسکا یکی از استاندارهای اپراتیک می باشد و در لیست سال ۲۰۰۸ “اپرا آمریکا” مبنی بر بیشترین اپراهای اجرا شده در آمریکای شمالی در رده هشتم قرار دارد.
تعزیه خوانی (V)

تعزیه خوانی (V)

نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است، در این فرم، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان، به صورت سوال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند. تعزیه ها اغلب با پیش خوانی، شروع می شد.پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود.
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

در سال ۱۳۶۹ محمد رضا شجریان همراه با داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان سه کنسرت را در سه دانشگاه به اجرا گذاشت که هنوز هم در میان آثار محمدرضا شجریان که با ارکسترهای اینچنینی اجرا شده، بی مانند است.
مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

در سنت موسیقی کلاسیک، به صورت عمومی سعی می شود، اصطلاحات مربوط به موسیقی، به صورت همه گیر در تمام کشورها به یک صورت استفاده شود؛ حتی در فرهنگ هایی که برای آن اصطلاح واژه های بومی وجود دارد، استفاده از واژه های شناخته شده تر به صورت بین المللی در اکثر مواقع جای خود را به واژه های بومی می دهند برای نمونه اولین کتاب هارمونی که در ایران توسط سالار معزز ترجمه میشود، عنوان «تناسب» را داشته و بعضی از اصطلاحات آن مانند «هارمونی» و «کلاویه» فارسی سازی شده و به «تناسب» و «مضراب» تبدیل شدند، اما با گذشت زمان، دوباره اصطلاحات غربی آن جای خود را در ادبیات اصلاح شناسی موسیقی ایران باز کرد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.