اپرای توسکا (II)

خلاصه اپرا؛
مکان: روم
زمان: ژوئن ۱۸۰۰
در فوریه ۱۷۹۸ لشکر فرانسه روم را اشغال نمود و مدعی جمهوری رومن جدیدی شد. شخصیت “سزار آنجلوتی” در اپرا (بر اساس شخصیت تاریخی لیبوریو آنجلوسی) که یکی از رهبران جمهوری و حاکم روم بود، ساخته شده. پاپ مجبور به فرار به توسکانی شد. پادشاه نپال سعی به نجات پاپ کرد اما خودش نیز مغلوب شد. در ژانویه ۱۷۹۹ جمهوری نپال اعلام حاکمیت کرد. در آوریل ۱۷۹۹ زمانی که ناپلئون در مصر بود، ارتش روسی – اتریشی به شمال ایتالیا راه یافت و انگلیسیها را شکست داد.

در ماه ژوئن، روفو نپال را اشغال کرد و خود را “پادشاه فردیناند” نامید و در سپتامبر لشکر بوربن وارد روم شد. گروه مرتجع موجود با رهبری ماریا مارولینای اتریشی به وجود آمد؛ همسر فردیناندوی چهارم و خواهر ماری آنتوناته. پس از مرگ پاپ پیوس ششم در آگوست ۱۷۹۹ مارولینا نایب السلطنتی را عهده دار شد و آغاز به از بین بردن جمهوری خواهان، آزادی طلبان و کسانی که با حکومت فرانسه کنار آمده بودند، کرد.

در میان هزاران قربانی بسیاری از هنرمندان، دانشمندان و روشنفکران نیز وجود داشتند. بهار سال بعد ناپلئون با لشکرش از کوههای آلپ گذشت و با اتریشی ها در مارنگو برخورد کرد. در صبح ۱۴ ژوئن ۱۸۰۰ لشکر اتریشی در حال پیروزی بود اما با رسیدن به غروب روند جنگ دگرگون شد و در پایان، پیروزی با ارتش فرانسه بود. ناپلئون، پاپ هفتم؛ پوئس هفتم را به روم فرستاد و پاپ رهبری جدید واتیکان را عهده دار شد.

پرده اول: کلیسای آندرا دلا واله مقدس
سزار آنجلوتی؛ سیاسی فراری، سعی دارد در کلیسای آندرا دلا واله مقدس – جایی که خانواده اش نمازخانه کوچکی در آنجا دارند – پناه گیرد. در حالی که خواهرش مارچسامه برای آزادی او دعا می کند و مدل نقاش؛ ماریو کاوارادوسی برای تابلوی مادونا است. نقاش در میان قابهای کوچکی که در جیب دارد چهره توسکا، معشوقه خود را می یابد و آن را با مدلی که برای نقاشی این صورت دارد، مقایسه می کند و می خواند: “هارمونی پنهان”! در این زمان خادم کلیسا وارد آتلیه او می شود تا درباره آنجلوتی سوالاتی پرسد.

توسکا در کلیسا می خواند و هر غروب کاوارادوسی را پس از اجرا ملاقات می کند. توسکا بی دلیل حسود است، او باعث می شود که نقاش چشمان پرتره را همانند چشمان او قهوه ای کند در حالی که چشمان مدل آبی بوده. آنجلوتی در حال فرار در ویلای نقاش مخفی می شود زیرا کاوارادوسی قسم خورده حتی اگر زندگیش به خطر افتد به او کمک خواهد کرد. مردم گمان می کنند لشکر ناپلئون شکست خورده، اما چنین نیست و اسکارپیا (رئیس پلیس ضد جمهوریت) نقاش را در فرار آنجلوتی مقصر شناخته و تحت تعقیب قرار می دهد. زمانی که توسکا به منزل نقاش می رود تا به او بگوید به دلیل اجرا نمی تواند غروب با او ملاقات کند او را نمی یابد و مشکوک می شود (در اینجاست که گروه کر به همراه وی می خوانند.)

پرده دوم: اتاق اسکارپیا در قصر فرانسوی (سفارت امروزه فرانسه در روم)
اسکارپیا از توسکا دعوت می کند برای شام میهمان او باشد. نقاش دستگیر می شود اما آنجلوتی همواره در فرار است. توسکا تهدید می شود که معشوقش اعدام خواهد شد اما او کاری نمی تواند برای کمک به او انجام دهد، سرانجام مکان مخفی شدن آنجلوتی را فاش می سازد.

کاوارادوسی در درد و حزن، توسکا را برای خیانت به آنجلوتی سخت سرزنش می کند. توسکا سعی دارد به دنبال نقاش رود اما اسکارپیا مانع او می شود و سعی دارد به او تجاوز کند. حین کشمکش، صدای طبل ها شنیده می شود، در این زمان خبر می رسد آنجلوتی پس از آنکه او را می یابند، بلافاصله خودکشی می کند. توسکا قبول به تسلیم می شود اما به شرط آنکه اسکارپیا ترتیبی دهد نقاش آزاد شود و آنها در امنیت کامل از کشور خارج شوند.

در حالی که اسکارپیا آماده می شود تا کاغذی را بر این اساس امضا کند، توسکا چاقویی روی میز می یابد و به جای آنکه به او اجازه دهد به وی تجاوز کند تصمیم به کشتن او را می گیرد. زمانی که اسکارپیا سعی دارد او را درآغوش گیرد، توسکا چاقو را در قلب او فرو می کند و می خواند: “این است بوسه توسکا”.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!
مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

شنیدن موسیقی همراه دکلمه‌ی شعر (خواه با صدای شاعر خواه با صدای غیر) امروزه عادتی شنیداری است که به مرتبت پیش‌فرضی رسیده است. حضورش چنان بدیهی و طبیعی است‌ که بی آن هر برخوانی شعر (حتا نمونه‌های زنده) تا حدودی لخت و ناتمام می‌نماید. خوانش «چهل رباعی تا خرقان» امیرحسین الهیاری هم از این قاعده مستثنا نیست، موسیقی دارد، موسیقی کیاوش صاحب‌نسق.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

این مفاهیم در سایر هنرها از جمله نقاشی معماری، مشترک است. در نگاره های ایرانی مصادق این تفکرات موجود است. تفکر دایره وار و حضور مرکزیت مطلق در آن از ویژگی های یک تفکر سنتی است. در خط نستعلیق انتهای اکثر حروف به طرف بالا است که تداعی کننده یِ وصال است. اینها همگی خود نماد پردازی محسوب می شوند و هم جنبه بصری آن و هم مفاهیم آن قدسی است.
بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
پیترو ماسکانی (II)

پیترو ماسکانی (II)

کانتات “In Flinda” به “Pinotta” تغییر یافت و برای شرکت در مسابقه موسیقی کنسرواتوار پیشنهاد شد اما به دلیل ثبت نام دیر هنگام پذیرفته نشد. در سال ۱۸۸۴، ماسکاگنی “Ballata” برای تنور و پیانو، “M’ama non m’ama”، قطعه هزل نشاط انگیزی برای سپرانو و پیانو، “Messagio d’amore” و “Alla luna” را ساخت.
چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چهرۀ مذهبی موسیقی قرن بیستم، در یازده سپتامبر ۱۹۳۵ در کشوری چشم به جهان گشود که امروزه یکی از بی دین ترین مردمان جهان را دارد؛ کشوری که در آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نیز در شاخصهای توسعه انسانی، امروزه بالاترین رده های جهانی را به خود اختصاص داده است: استونی
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (II)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (II)

کوشش موسیقی امروز بر این است که ما را یکباره با تاریخ غیر قانونی (تاریخ نامشروع)، آناکرونیزم خلاقانه و فانتزی تاریخی روبرو کند. زیرا در دوران خاصی از فرهنگ و تاریخ، به دلیل حذف بخش عظیم بشریت از تاریخ رسمی، استخراج و بیان مخفی گاه های تاریخ اهمیت پیدا میکند. در واقع موسیقی و تاریخ رسمی عصر حاضر تلاش میکند تا تاریخ امروز جهان را جانشین تاریخی کند که میبایست وجود داشته باشد.
جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

من معتقدم بچه ها باید بیشتر زحمت بکشن و در کنار نوازندگی و اجرای قطعات، روی مکتوب کردن قطعات کار کنیم، چه از بچه های نسل خودمون، کار بسازیم و ارائه بدیم یا کارهای (همونطور که گفتم) نوازنده های نسل قبل از خودمون را منتشر کنیم به صورت جمعی؛ حالا نه کتابی که فقط برای تار یا سنتور یا کمانچه … باشه،
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

صفوان جمحی از پدر خود نقل می‌کند: که چون معاویه ابن ابی سفیان کاخ خود را برپا کرد، بناها و هنرمندان ایرانی را به کار وادار کرد. آنها نیز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام کار نغمه پارسی و ایرانی ترنم می‌کردند. سعید ابن مسجح همه روزه برای آموختن نغمات ایرانی نزد ابن بنایان و کارگران رفته و لحن تازه‌ای‌می‌آموخت و هر آوازی را که می‌پسندید به عربی نقل کرده موافق آن شعر می‌سرود.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

جاهایی رویکرد انقلابی لازم است؛ برخی از عناصر باید تغییر کنند و در مجموع، کارهای آنالیتیک و عقلانی می‌تواند بسیار کمک کند حتی به فرایند هنری. من فکر می‌کنم در ایران سوء‌تفاهمی وجود دارد. هرجا اسم از عقل و آنالیز می‌آید، یک برچسب غرب و غرب‌زده به‌اش زده می‌شود و خود من‌هم که بیست‌ویک سال پیش شروع به تدریس کردم گاهی این برچسب به کارم زده می‌شد و می‌گفتند کار عقلانی در سنّت نیست و کار غربی است ولی چنین چیزی صحت ندارد برای اینکه اجداد ما ابن‌سینا و فارابی هستند و برخورد عقلانی کاملاً دقیقی هم کرده‌اند و به‌مرور زمان ایران به وضعیت خاصی دچار شد که شاید کارهای عقلانی و تحلیلی کمرنگ‌تر شده و نتیجه‌اش هم در سطح کلان‌تر، در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران، کاملاً دیده می‌شود.