بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.

مادر سارازات او را برای آموزش نوازندگی به مادرید برد و او نزد مانوئل رودریگو سائز تعلیم یافت. این سفر باعث شد تا پس از کوتاه زمانی، او ویولونیست محبوب دربار ایزابل دوم شود.

یکی از فرصت های بزرگی که می توانست برای سارازات در دوازده سالگی بوجود آید، یادگیری ویولون نزد استاد بزرگ، جان آلارد در پاریس بود.

audio file بشنوید اثر “هابانرا” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

متاسفانه بعلت مرگ مادر ساراسات در راه سفر به این شهر و مشکلات ناشی از آن، اندکی بعد آلارد او را بازگرداند. اما هنگامی که او به سن هفده سالگی رسید، آلارد با شرکتش در کنکور پریکس موافقت نمود که نتیجه آن، برنده شدن وی در این امتحان و کسب بالاترین نشان کنسرواتوار بود… .

audio file بشنوید اثر “زاپاتیدو” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در زمینه آهنگسازی، ظرافت توامان با خوش قریحگی و تاثیرپذیری عمیق از موسیقی اسپانیا، عناصر بارز در تصنیفات سارازات است و در زمینه نوازندگی نیز، سطح بالای دانش و توان در تکنیک نوازندگی از مشهودترین مشخصه های هنرمندی اوست و همزمانی وجود این مولفه در آثار سارازات، باعث گشت تا تصنیفاتش بی نظیر و فنا ناپذیر گردند.

audio file بشنوید اثر “کاپریس باسک” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در میان آثار او، پنج اثر فانتزی کارمن، زیگوینروایسن، کاپریس باسک، زاپاتیدو و هابانرا از مجموعه رقص های اسپانیایی از فاخرترین آثار او به شمار می آیند.

بی شک زیگوینروایسن، تندیس رهایی و بی تعلقی آزاد وار هنرمندی است که از قریحه خوش خود بهره بسیار جسته است. این اثر زیبا که بر پایه ملودیی از مردمان کولی بنا شده، از آغاز چنان است که گویی از اعماق وجود آهنگساز سروده شده و با لطافت و ظرافتی معصومانه عجین گشته است.

عدم پایبندی سارازات به چهارچوب های کلیشه ای شاخص در آثار تصنیفی ویولون، موجب گشت تا زیگوینر- وایسن، اثری اینچنین نفیس گردد.


پابلو ساراسات
مجموعه رقصهای اسپانیایی او و در راس آنها هابانرا و زاپاتیدو، آثاری هستند که ریشه در موسیقی زادگاه سارازات دارند. در این آثار تکنیک تبدیل به پلی برای بیان رساتر اندیشه می گردد و ریشه های زادگاهی موسیقایی او، به شکلی مستحکم اثر را در بر می گیرد.

با تاملی بر قطعه فانتزی کارمن برای ویولون سولو وارکستر، بخوبی می توان از میزان تاثیر و نقش دانش نوازندگی در آفرینش آثار ویولون آگاه شد.

در این قطعه که بر پایه موسیقی مشهور اپرای کارمن اثر بیزه بنا شده است، به گونه ای بسیار زیرکانه تم های فریبنده اثر در قالب دشوارترین تکنیک های ویولون بیان می گردند و شاید تامل بر این اثر شنونده را به یاد گفته ای از جرج برنارد شاو اندازد.

audio file بشنوید اثر “فانتزی کارمن” را با آهنگسازی بیزه – سارازات و نوازندگی ریچی

به قول شاو، ” گرچه بسیاری از آهنگسازان برای ویولون موسیقی تصنیف کرده اند، اما عده کمی از آنها – مصنف ویولون- هستند.” در این راستا، شاید بتوان هنرمندانی چون وینیاوسکی، پاگانینی، ویوتم و سارازات را از تاثیرگذارترین مصنفان ویولون دانست.

بشنوید اثر “زیگوینر وایسن” را با آهنگسازی سارازات و نوازندگی یاشا هایفتز:
audio file قسمت اول
audio file قسمت دوم
audio file قسمت سوم
audio file قسمت چهارم

سارازات، محبوب دوران خود بود. چنانکه هنرمندانی چون ادوارد لالو آثار سمفونی اسپانیول و کنسرتو ویولون شماره یک، ماکس بروخ آثار کنسرتو ویولون شماره دو و سه و اسکاتیش فانتزی برای ویولون و ارکستر، کامیل سن سان اثر مقدمه و روندو کاپریچیو برای ویولون و ارکستر را از تصانیف خود، به او هدیه کردند.

25 دیدگاه

  • ashkboos
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    az matlabe zibatoon motashakeram

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ق.ظ

    خیلی باحال بود مرسی. اجرا ها هم واقعا خوب بود .معمولا آهنگسارای نوازنده آثار خودشون عالی اجرا میکنن.خیلی دوست داشتم میتونستم کاپریس های پاگانینی رو با اجرای خودش گوش کنم .راستی اجرای ریجیرو ریچیش رو کسی سراغ نداره؟

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۴۱ ق.ظ

    البته اجرای سارازات از نظر تکنیکی بخوبی ویولنیست های نسل بعد مثل هایفتز و پرلمن و.. نبود(به نظر من)ام در زمان خودش فک میکنم از نظر تکنیکی هم عالی بوده از نظر موزیکالیته هم که مهشر بود.

  • abtin
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    ba arze salam.mikhastam bedoonam aya az wieniawski ham kare zabt shodee mesle sarasate dar dastras hast? merci

  • نوربخش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام، تا اونجایی که من اطلاع دارم ضبطی از وینیاوسکی موجود نیست.

  • ياس
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ب.ظ

    motshakeram ke in ettelaato dar ekhtiyare ma gharar midin

  • عرفان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    لطفا مرا فعال کنید

  • arya
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ

    می خواستم ازتون که چندتا از آهنگ های بتهوون رو تو سایتتون بذارید. متشکرم

  • زینب
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۵۵ ب.ظ

    من آهنگ ها رو گوش کردم می تونم بکم عالیه ولی این سبک موزیک رو با سازی مثل ویولون نمی پسندم در صورتی که وقتی به کارهای استادی مثل بیژن مرتضوی گوش می دم واقعا به این ساز بیشتر علاقه مند میشم چرا تو این سایت از بهترین های کشور ما حرفی به میان نمیاد یکی مثل بیژن مرتضوی هم در نواختن ویولن بهترین هست و موزیک هاش واقعا تاثیر گذار حیف که حماتی از اونها نمی شه بیژن هم یادگیری نواختن رو از ۳ سالگی شروع کرده

  • Nima
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    khodaya , donyaye shenavandegaane music ro az sharre ensaanhai mesle in khaanoom paak begardan !

    bijane mortazavi ? ostad ? behtarinhaye iran ? ! ey vaaay ! khodaya … !

  • abtin
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۹:۳۷ ب.ظ

    ostade bozorg lotfan in sarasate nadun ro be bozorgie khodetun bebakhshid.sarasate roohesh shad shod az inke shoma uno ba OSTADI mesle bijan mortazavi moghayese kardin

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    من فکر نمی کنم تو برره هم کسی پابلو سارازات رو با استاد بیژن مرتوضی مقایسه بکنه. جالب اینکه خانم زینب کمترین میزان فهمی از موسیقی سارازات، متن مقاله و نوازندگی ساز ویولن نداره و نظرات قارپوزکی هم میده! زنده باد دمکراسی! زنده باد آزادی!

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ق.ظ

    very very fantastic
    az mtalb shoma nhayat estefade ra bordam hamishe sarboland bashid
    :)

  • ارشيا
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام
    من میگم اگه واقعآ میخواین معنای استادی رو بدونین بهتره carmen fantasyیا کنسرتو ویولون چایکوفسکی،مندلسون،روندو سن سانس رو با اجرای هایفتز ببینین.من مثه هایفتز نمیتونم سازمو دستم بگیرم،چه برسه به اینکه اونجوری بزنم!!!!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۵:۵۷ ق.ظ

    ba salam man donbale note kamele carmen fantesy migardam alan modati hast ke ke lazemesh daram vase tahghighate shakhsi age ye ba marefat komak kone….rasti site mahsharist man taze bahash ashna shodam mersi az modire ba fahm va dostane honarmand .rasti man daram termaye avale conservatovaro migzaronam

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ق.ظ

    yadam raft not ro zaroratan age shod bara hame bezarid to sit mamnon .note kamele carmen fantesy.

  • مه
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۹ در ۲:۱۶ ق.ظ

    tnx.it was great.

  • هیوا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱:۲۷ ق.ظ

    نمیدونم چرا در مکانی که صحبت از ساراسات و ایزاک پرلمن و… هست باید اسم جوجه اس مثل مرتضوی بیاد آخه؟؟!!

    البته خدایی به جز اینا سونوریته ی اویستراخ هم خیلی خفنه!

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب . زینب خانم شما از هنر ویولن و چه قطعه ای برای وویولن خوبه یا ……. چی میدونید که نظر میدین ؟ بیژن مرتضوی یک نوازنده معمولی هست . نه شما بتهوون یا راخمانینف هستین که درباره همچین قطعه هایی نظر بدین و نه نوازنده عالی در حد الکساندر مارکوو یا دیوید اویستراخ هستید که بیژن خوان رو تایید کنید . قطعه ی زیگنروایزن و کارمن فنتسی سخت ترین قطعات ویولن هستند که تا به حال بیش از دو سه نفر نتونستند این قطعه رو تمیز بنوازند . قطعه ای فوق العاده سخت ، زیبا ، حرفه ای و با تکنیک های فراوان و … که بیژن جان عمرا بتونه یه همچین قطعه ای رو برای ویولن بنویسه چه برسه بتونه همچین قطعه ای رو بنوازه .

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    ارشیا جان شما گفتین که قطعه های فلان و فلان و فلان رو باید از هایفتز بشنوید و …. باید بگم که به نظر من این حرف شما اشتباهه . هر قطعه و هر نوازنده ویژگی ها و خصوصیات خاص خودش رو داره و با اینکه هایفتز یکی جزو بزرگترین ویولنیست ها است نمیشه گفت که همه قطعه های ویولن رو خوب نواخته . اگه دقت کرده باشین هر نوازنده هر قطه ، کنسرتو و یا … رو یک نوازنده بهتر از بقیه و نواخته . مثلا به نظر من کنسرتو ویولن مندلسون و زیگنروایزن رو هایفتز بهتر از بقیه سولیست ها نواخته یا مثلا کنسرتو ویولن موتزارت رو ایزاک ایسترن عالی نواخته ، ۲۴ کاپریس ویولن رو الکساندر مارکوو و یا سونات ویولن بتهوون و کنسرتو ویولن برامس رو دیوید اویستراخ و یا کنسرتو ویولن چایکوفسکی رو ایوری گیتلیس و ……

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۲:۳۹ ب.ظ

    با سلام از نوشته ای که در مورد ساراسات گذاشته بودید بسیار لذت بردم و یک سوال دارم. من یه ویولن دارم با مهر و مارک ساراسات . سال ساخت این ساز ۱۹۰۰ کسی میدونه الان قیمتش چنده؟

  • ashkan
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام..من فقط بخاطر حرف زینب در تعجبم…واقعا بیژن مرتضوی عزیز رو چطور با ساراسات مقایسه میکنی؟؟نکنه ویلن زدن شادمهرم بیشتر از هایفتز قبول دارید.ولی تقصیر شما نیست..متاسفانه مردم ما اینطوری ساز زدن رو میپسندن.

  • الی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    البته اینجا خیلی نظرات جالب هستند . ما حق نداریم راجع به نوازندگانی قضاوت کنیم که خودمون در حد توانشون نیستیم. و نمی تونیم هم افرادی مثل آقای مرتضوی را مثلا با یک نوازنده خارجی مقایسه کنیم چون سبک یکسانی ندارند و هردو از زدن کار های یکدیگر عاجز. در جواب شهاب بگم آقای مرتضوی هم نوازنده معمولی نیستند واین جوابشون احساسی هست . ایشون نوازنده خوبی هستند. نوازنده باید در سبک و سیاقی که میزنه بتونه حد کمال رو بزاره. یهودی منوهین هم وگرنه مثلا بخواد ایرانی بنوازد با استایلش جور در نمی آید و مثلما کار خوبی در نمی آید. زیرا موسیقی نه همش تکنیک هست و نه همش حس . بلکه ترکیبی از این دو و به زبان مادری و مکان جغرافیایی و فرهنگی بشدت گره خورده. البته در موسقی کلاسیک هیچوقت مزاج شنونده ملاک نبوده و برای همین هرچقدر تکنیک و حس هم قوی باشه باید توسط حداکثر مردم دلنشین باشه. هنر اصلی در موسیقی همینه. نشستن در دل مردم. برای همین امروزه موسیقی های مثل باروک دیگه در بین مردم جایی ندارند. درضمن افراد را نه خدا کنید نه نه زمین بزنید. هر انسانی تلاشی بکنه قابل تحسینه و البته قدرت انسان ها محدوده و اونقدر تفاوتی با هم ندارند که یکی خدا بشه یکی داغون.

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام بچه ها دستتون درد نکنه واقعا عالی بود
    بچه ها میگم برید توی اینترنت بزنید مهرزاد اعظمی کیا قطعات سارازات رو با کمانچه زده
    اجرای اهنگ با کمانچه خیلی سخت تر از ویالونه چون ویالن همه ی استاندارد هایی که یک ساز آرشه ای باید داشته باشه رو داره ولی کمانچه هیچکدوم رو نداره و به این این دلیل خیلی سخت تره
    ویالون بخاطر دسته کوچیکی که داره خیلی راحت میتونی تغییر پوزیسین بدی و تکنیک ها رو خیلی راحت اجرا کنی ولی با کمانچه و دسته ۳۵ سانتیش یه چیز غیر ممکنه
    که استاد مهرزاد اعظمی کیا اونو ممکن کرد . مردم با اجرای قطعات سارازات با ویالون کلی داستان دارن ولی ایشون مثل آب خوردن این قطعات رو مینوازن حتی قشنگ تر از ویالون

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    من با اینکه خودم نوازنده ویالن هستم ولی به توانایی های استاد اعظمی کیا در این زمینه ایمان آوردم
    واقعا خیلی تعجب بر انگیزه که این قطعات رو با کمانچه اجرا بکنی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.
بهروزی نیا: عودهایم را فروختم تا بربت بزنم

بهروزی نیا: عودهایم را فروختم تا بربت بزنم

همیشه وقتی اسم ساز بربت را می‌شنویم ناخود آگاه به یاد حسین بهروزی نیا می افتیم و فعالیت هایش در زمینه نوازندگی این ساز؛ نوازنده ای که عود می‌نواخت اما پس از قرن ها نزدیک به دو دهه است که این ساز (بربت) را با کمک استاد قنبری مهر دوباره به موسیقی ایران هدیه نمود.
بنان، هنرمند زمان

بنان، هنرمند زمان

غلامحسین بنان در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. او در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند (مادرش برادرزاده ناصرالدین شاه بود) با آوازهای پدراولین درسهای موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند.
درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»
خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی پس از چهار سال، جمعه بیست اسفند باغ موزه قصر، ساعت ۱۷ با حضور عوامل تولید کننده این اثر رونمایی می شود. در این اثر به جز نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، چهل و پنج نوازنده ی ایرانی، سی و پنج خواننده ی معاصر و چهل مجری هنری با من همراه بوده اند. بیست اسفند ماه مراسمی برای انتشار این اثر نیز برگزار خواهد شد. از همین مجموعه قبلا نظامی خوانی با عنوان گفت و شنید و سعدی خوانی با عنوان وَشتَن منتشر شده است. دو اثر رودکی خوانی و ابوسعید خوانی از پیمان سلطانی در مراحل پیش از ضبط می باشند.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
مصائب اجرای دوباره (V)

مصائب اجرای دوباره (V)

با وضعیتی که نی نوا دارد هر اجرای مجدد آن در ایران را می‌توان مشابه اقدامی علیه استبداد اجرای ضبط شده‌ی آن دانست. اقدامی که می‌تواند بنا به نتیجه خصلتی انقلابی یا اصلاحی داشته باشد هر اقدام غیر از این به‌ناچار پذیرش همان سلطه است و به تقلید همان اجرا منجر خواهد شد. در چنین شرایطی پاک کردن اجرای مرجع از ذهن شنونده اولین نقطه‌ی حرکت است.
هنرمند افسانه ای

هنرمند افسانه ای

براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و …