بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.

مادر سارازات او را برای آموزش نوازندگی به مادرید برد و او نزد مانوئل رودریگو سائز تعلیم یافت. این سفر باعث شد تا پس از کوتاه زمانی، او ویولونیست محبوب دربار ایزابل دوم شود.

یکی از فرصت های بزرگی که می توانست برای سارازات در دوازده سالگی بوجود آید، یادگیری ویولون نزد استاد بزرگ، جان آلارد در پاریس بود.

audio file بشنوید اثر “هابانرا” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

متاسفانه بعلت مرگ مادر ساراسات در راه سفر به این شهر و مشکلات ناشی از آن، اندکی بعد آلارد او را بازگرداند. اما هنگامی که او به سن هفده سالگی رسید، آلارد با شرکتش در کنکور پریکس موافقت نمود که نتیجه آن، برنده شدن وی در این امتحان و کسب بالاترین نشان کنسرواتوار بود… .

audio file بشنوید اثر “زاپاتیدو” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در زمینه آهنگسازی، ظرافت توامان با خوش قریحگی و تاثیرپذیری عمیق از موسیقی اسپانیا، عناصر بارز در تصنیفات سارازات است و در زمینه نوازندگی نیز، سطح بالای دانش و توان در تکنیک نوازندگی از مشهودترین مشخصه های هنرمندی اوست و همزمانی وجود این مولفه در آثار سارازات، باعث گشت تا تصنیفاتش بی نظیر و فنا ناپذیر گردند.

audio file بشنوید اثر “کاپریس باسک” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در میان آثار او، پنج اثر فانتزی کارمن، زیگوینروایسن، کاپریس باسک، زاپاتیدو و هابانرا از مجموعه رقص های اسپانیایی از فاخرترین آثار او به شمار می آیند.

بی شک زیگوینروایسن، تندیس رهایی و بی تعلقی آزاد وار هنرمندی است که از قریحه خوش خود بهره بسیار جسته است. این اثر زیبا که بر پایه ملودیی از مردمان کولی بنا شده، از آغاز چنان است که گویی از اعماق وجود آهنگساز سروده شده و با لطافت و ظرافتی معصومانه عجین گشته است.

عدم پایبندی سارازات به چهارچوب های کلیشه ای شاخص در آثار تصنیفی ویولون، موجب گشت تا زیگوینر- وایسن، اثری اینچنین نفیس گردد.


پابلو ساراسات
مجموعه رقصهای اسپانیایی او و در راس آنها هابانرا و زاپاتیدو، آثاری هستند که ریشه در موسیقی زادگاه سارازات دارند. در این آثار تکنیک تبدیل به پلی برای بیان رساتر اندیشه می گردد و ریشه های زادگاهی موسیقایی او، به شکلی مستحکم اثر را در بر می گیرد.

با تاملی بر قطعه فانتزی کارمن برای ویولون سولو وارکستر، بخوبی می توان از میزان تاثیر و نقش دانش نوازندگی در آفرینش آثار ویولون آگاه شد.

در این قطعه که بر پایه موسیقی مشهور اپرای کارمن اثر بیزه بنا شده است، به گونه ای بسیار زیرکانه تم های فریبنده اثر در قالب دشوارترین تکنیک های ویولون بیان می گردند و شاید تامل بر این اثر شنونده را به یاد گفته ای از جرج برنارد شاو اندازد.

audio file بشنوید اثر “فانتزی کارمن” را با آهنگسازی بیزه – سارازات و نوازندگی ریچی

به قول شاو، ” گرچه بسیاری از آهنگسازان برای ویولون موسیقی تصنیف کرده اند، اما عده کمی از آنها – مصنف ویولون- هستند.” در این راستا، شاید بتوان هنرمندانی چون وینیاوسکی، پاگانینی، ویوتم و سارازات را از تاثیرگذارترین مصنفان ویولون دانست.

بشنوید اثر “زیگوینر وایسن” را با آهنگسازی سارازات و نوازندگی یاشا هایفتز:
audio file قسمت اول
audio file قسمت دوم
audio file قسمت سوم
audio file قسمت چهارم

سارازات، محبوب دوران خود بود. چنانکه هنرمندانی چون ادوارد لالو آثار سمفونی اسپانیول و کنسرتو ویولون شماره یک، ماکس بروخ آثار کنسرتو ویولون شماره دو و سه و اسکاتیش فانتزی برای ویولون و ارکستر، کامیل سن سان اثر مقدمه و روندو کاپریچیو برای ویولون و ارکستر را از تصانیف خود، به او هدیه کردند.

25 دیدگاه

  • ashkboos
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    az matlabe zibatoon motashakeram

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ق.ظ

    خیلی باحال بود مرسی. اجرا ها هم واقعا خوب بود .معمولا آهنگسارای نوازنده آثار خودشون عالی اجرا میکنن.خیلی دوست داشتم میتونستم کاپریس های پاگانینی رو با اجرای خودش گوش کنم .راستی اجرای ریجیرو ریچیش رو کسی سراغ نداره؟

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۴۱ ق.ظ

    البته اجرای سارازات از نظر تکنیکی بخوبی ویولنیست های نسل بعد مثل هایفتز و پرلمن و.. نبود(به نظر من)ام در زمان خودش فک میکنم از نظر تکنیکی هم عالی بوده از نظر موزیکالیته هم که مهشر بود.

  • abtin
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    ba arze salam.mikhastam bedoonam aya az wieniawski ham kare zabt shodee mesle sarasate dar dastras hast? merci

  • نوربخش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام، تا اونجایی که من اطلاع دارم ضبطی از وینیاوسکی موجود نیست.

  • ياس
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ب.ظ

    motshakeram ke in ettelaato dar ekhtiyare ma gharar midin

  • عرفان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    لطفا مرا فعال کنید

  • arya
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ

    می خواستم ازتون که چندتا از آهنگ های بتهوون رو تو سایتتون بذارید. متشکرم

  • زینب
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۵۵ ب.ظ

    من آهنگ ها رو گوش کردم می تونم بکم عالیه ولی این سبک موزیک رو با سازی مثل ویولون نمی پسندم در صورتی که وقتی به کارهای استادی مثل بیژن مرتضوی گوش می دم واقعا به این ساز بیشتر علاقه مند میشم چرا تو این سایت از بهترین های کشور ما حرفی به میان نمیاد یکی مثل بیژن مرتضوی هم در نواختن ویولن بهترین هست و موزیک هاش واقعا تاثیر گذار حیف که حماتی از اونها نمی شه بیژن هم یادگیری نواختن رو از ۳ سالگی شروع کرده

  • Nima
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    khodaya , donyaye shenavandegaane music ro az sharre ensaanhai mesle in khaanoom paak begardan !

    bijane mortazavi ? ostad ? behtarinhaye iran ? ! ey vaaay ! khodaya … !

  • abtin
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۹:۳۷ ب.ظ

    ostade bozorg lotfan in sarasate nadun ro be bozorgie khodetun bebakhshid.sarasate roohesh shad shod az inke shoma uno ba OSTADI mesle bijan mortazavi moghayese kardin

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    من فکر نمی کنم تو برره هم کسی پابلو سارازات رو با استاد بیژن مرتوضی مقایسه بکنه. جالب اینکه خانم زینب کمترین میزان فهمی از موسیقی سارازات، متن مقاله و نوازندگی ساز ویولن نداره و نظرات قارپوزکی هم میده! زنده باد دمکراسی! زنده باد آزادی!

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ق.ظ

    very very fantastic
    az mtalb shoma nhayat estefade ra bordam hamishe sarboland bashid
    :)

  • ارشيا
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام
    من میگم اگه واقعآ میخواین معنای استادی رو بدونین بهتره carmen fantasyیا کنسرتو ویولون چایکوفسکی،مندلسون،روندو سن سانس رو با اجرای هایفتز ببینین.من مثه هایفتز نمیتونم سازمو دستم بگیرم،چه برسه به اینکه اونجوری بزنم!!!!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۵:۵۷ ق.ظ

    ba salam man donbale note kamele carmen fantesy migardam alan modati hast ke ke lazemesh daram vase tahghighate shakhsi age ye ba marefat komak kone….rasti site mahsharist man taze bahash ashna shodam mersi az modire ba fahm va dostane honarmand .rasti man daram termaye avale conservatovaro migzaronam

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ق.ظ

    yadam raft not ro zaroratan age shod bara hame bezarid to sit mamnon .note kamele carmen fantesy.

  • مه
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۹ در ۲:۱۶ ق.ظ

    tnx.it was great.

  • هیوا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱:۲۷ ق.ظ

    نمیدونم چرا در مکانی که صحبت از ساراسات و ایزاک پرلمن و… هست باید اسم جوجه اس مثل مرتضوی بیاد آخه؟؟!!

    البته خدایی به جز اینا سونوریته ی اویستراخ هم خیلی خفنه!

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب . زینب خانم شما از هنر ویولن و چه قطعه ای برای وویولن خوبه یا ……. چی میدونید که نظر میدین ؟ بیژن مرتضوی یک نوازنده معمولی هست . نه شما بتهوون یا راخمانینف هستین که درباره همچین قطعه هایی نظر بدین و نه نوازنده عالی در حد الکساندر مارکوو یا دیوید اویستراخ هستید که بیژن خوان رو تایید کنید . قطعه ی زیگنروایزن و کارمن فنتسی سخت ترین قطعات ویولن هستند که تا به حال بیش از دو سه نفر نتونستند این قطعه رو تمیز بنوازند . قطعه ای فوق العاده سخت ، زیبا ، حرفه ای و با تکنیک های فراوان و … که بیژن جان عمرا بتونه یه همچین قطعه ای رو برای ویولن بنویسه چه برسه بتونه همچین قطعه ای رو بنوازه .

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    ارشیا جان شما گفتین که قطعه های فلان و فلان و فلان رو باید از هایفتز بشنوید و …. باید بگم که به نظر من این حرف شما اشتباهه . هر قطعه و هر نوازنده ویژگی ها و خصوصیات خاص خودش رو داره و با اینکه هایفتز یکی جزو بزرگترین ویولنیست ها است نمیشه گفت که همه قطعه های ویولن رو خوب نواخته . اگه دقت کرده باشین هر نوازنده هر قطه ، کنسرتو و یا … رو یک نوازنده بهتر از بقیه و نواخته . مثلا به نظر من کنسرتو ویولن مندلسون و زیگنروایزن رو هایفتز بهتر از بقیه سولیست ها نواخته یا مثلا کنسرتو ویولن موتزارت رو ایزاک ایسترن عالی نواخته ، ۲۴ کاپریس ویولن رو الکساندر مارکوو و یا سونات ویولن بتهوون و کنسرتو ویولن برامس رو دیوید اویستراخ و یا کنسرتو ویولن چایکوفسکی رو ایوری گیتلیس و ……

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۲:۳۹ ب.ظ

    با سلام از نوشته ای که در مورد ساراسات گذاشته بودید بسیار لذت بردم و یک سوال دارم. من یه ویولن دارم با مهر و مارک ساراسات . سال ساخت این ساز ۱۹۰۰ کسی میدونه الان قیمتش چنده؟

  • ashkan
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام..من فقط بخاطر حرف زینب در تعجبم…واقعا بیژن مرتضوی عزیز رو چطور با ساراسات مقایسه میکنی؟؟نکنه ویلن زدن شادمهرم بیشتر از هایفتز قبول دارید.ولی تقصیر شما نیست..متاسفانه مردم ما اینطوری ساز زدن رو میپسندن.

  • الی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    البته اینجا خیلی نظرات جالب هستند . ما حق نداریم راجع به نوازندگانی قضاوت کنیم که خودمون در حد توانشون نیستیم. و نمی تونیم هم افرادی مثل آقای مرتضوی را مثلا با یک نوازنده خارجی مقایسه کنیم چون سبک یکسانی ندارند و هردو از زدن کار های یکدیگر عاجز. در جواب شهاب بگم آقای مرتضوی هم نوازنده معمولی نیستند واین جوابشون احساسی هست . ایشون نوازنده خوبی هستند. نوازنده باید در سبک و سیاقی که میزنه بتونه حد کمال رو بزاره. یهودی منوهین هم وگرنه مثلا بخواد ایرانی بنوازد با استایلش جور در نمی آید و مثلما کار خوبی در نمی آید. زیرا موسیقی نه همش تکنیک هست و نه همش حس . بلکه ترکیبی از این دو و به زبان مادری و مکان جغرافیایی و فرهنگی بشدت گره خورده. البته در موسقی کلاسیک هیچوقت مزاج شنونده ملاک نبوده و برای همین هرچقدر تکنیک و حس هم قوی باشه باید توسط حداکثر مردم دلنشین باشه. هنر اصلی در موسیقی همینه. نشستن در دل مردم. برای همین امروزه موسیقی های مثل باروک دیگه در بین مردم جایی ندارند. درضمن افراد را نه خدا کنید نه نه زمین بزنید. هر انسانی تلاشی بکنه قابل تحسینه و البته قدرت انسان ها محدوده و اونقدر تفاوتی با هم ندارند که یکی خدا بشه یکی داغون.

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام بچه ها دستتون درد نکنه واقعا عالی بود
    بچه ها میگم برید توی اینترنت بزنید مهرزاد اعظمی کیا قطعات سارازات رو با کمانچه زده
    اجرای اهنگ با کمانچه خیلی سخت تر از ویالونه چون ویالن همه ی استاندارد هایی که یک ساز آرشه ای باید داشته باشه رو داره ولی کمانچه هیچکدوم رو نداره و به این این دلیل خیلی سخت تره
    ویالون بخاطر دسته کوچیکی که داره خیلی راحت میتونی تغییر پوزیسین بدی و تکنیک ها رو خیلی راحت اجرا کنی ولی با کمانچه و دسته ۳۵ سانتیش یه چیز غیر ممکنه
    که استاد مهرزاد اعظمی کیا اونو ممکن کرد . مردم با اجرای قطعات سارازات با ویالون کلی داستان دارن ولی ایشون مثل آب خوردن این قطعات رو مینوازن حتی قشنگ تر از ویالون

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    من با اینکه خودم نوازنده ویالن هستم ولی به توانایی های استاد اعظمی کیا در این زمینه ایمان آوردم
    واقعا خیلی تعجب بر انگیزه که این قطعات رو با کمانچه اجرا بکنی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

آشنایی با “Modal Jazz”

آشنایی با “Modal Jazz”

اگر به موسیقی سبک بی باپ (bebop) توجه کرده باشید حتماً متوجه شدید که چگونه همراهی کنندگان سولیست از آکوردهای مختلف برای تغییرات سریع ملودی استفاده می کنند و یا برعکس چگونه سولیست برای هماهنگ با هارمونی – که به سرعت تغییر می کند – ملودی های روان بالا و پایین رونده با استفاده از نتهای کروماتیک اجرا می کند.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

از نظر ساختارو مهندسی ابعاد و اندازه ها، نزدیک به کمال مطلوب از نقطه نظرتقسیمات طلایی می باشد، انتخاب چوبها برای صفحات زیر و رو از تعادل کیفی برخوردارهستند، فرم قوسها و منحنی های صفحات به شکلی تعبیه شده است که هیچ فشار مکانیکی (استرس) مازادی را که در تعامل با کل بدنه ساز باشد را نشان نمی دهد، دریچه های اف و مساحت آن در وضعیت تعادل بهینه برای سیستم تنفسی ساز به شمار می آید، همچنین تقارن و نحوه تراش، یکی دیگر از نشانه های قدرت سازنده ساز می باشد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

از میان دیوارهایی که جان کیج سرش را به آن می‌کوبید یکی هست که اهمیتی ویژه در تاریخ موسیقی کلاسیک دارد و در جریان تغییرات موسیقی در قرن بیستم هم مورد توجه ویژه‌ی نوگرایان قرار داشت. هارمونی، یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم مجموعه‌ی فنون گسترش بافت عمودی و سازماندهی مصالح صوتی.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

همه‌ی آنها که دستی در نواختن سازی دارند احتمالاً در دوره‌ای از نوازندگی درگیر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای شده‌اند؛ از گردن و شانه گرفته تا انگشت‌ها و مجاری تنفسی هنگام نوازندگی می‌توانند زیر فشار بیش‌از‌حد قرار بگیرند. این فشارها سبب هدر‌رفتن انرژی نوازنده و اغلب اُفت کیفیت نوازندگی می‌شوند. برای برخی این مشکل مقطعی است و سرانجام با تمرین درست و تمرکز برطرف می‌شود، اما عده‌ی قابل توجهی از نوازندگان همواره با این معضل دست‌به‌گریبان می‌مانند و آسیب‌هایی جدی می‌خورند. از آنجا که من نوازنده‌ی گیتار کلاسیک هستم، این نوشته را بر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای در نواختن همین ساز محدود می‌کنم.

کینگ و گیتارهای gibson lucille

سال ۱۹۴۹ سال بسیار موفق و سرنوشت سازی برای کینگ بود. او اولین صفحه خود را با چهار ترانه برای Bullet Records منتشر کرد و پس از آن قراردادی با شرکت برادران بیهاریس Bihari Brothers که شعبه لوس آنجلس RPM Records بود امضا کرد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

از آلات موسیقی این دوره بر اساس شاهنامه، اظهارات مورخین و آثار منقوش بر روی سنگ‌ها و ظروف چنین است:
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

در ارتباط با مطلب اخیر، لازم است به موضوعی که تا حدودی دارای اشتراک با آن است پرداخته‌شود. انتخاب روشِ آوانگاری فنمیک و فنتیک به این‌که آوانگارْ خودیِ آن فرهنگ باشد یا نباشد وابستگی قطعی ندارد، بلکه به مقصود و نوع ارتباطِ آوانگار با آن موسیقی مرتبط است. آوانگاری‌های فنتیکِ بلابارتوک، نمونه‌ی تلاشِ یک فردِ خودیِ فرهنگی در جهت رسیدن به توصیفی کامل از موسیقی‌اش به منظور حفظِ هرآنچه از آن موسیقی می‌شنید بود (نتل ۱۳۹۲: ۱۵۴)، یا به عنوان مثال دیگر، از آوانگاری‌های محمد‌تقی مسعودیه از گونه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در کتابش با عنوانِ مبانی اتنوموزیکولوژی می توان نام برد. از طرف دیگر، نتل(۱۳۶۵: ۸۷) آوانگاری‌های جرج هرتسگ را یکی از بهترین آوانگاری‌های فنمیک معرفی می‌کند.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.