بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.

مادر سارازات او را برای آموزش نوازندگی به مادرید برد و او نزد مانوئل رودریگو سائز تعلیم یافت. این سفر باعث شد تا پس از کوتاه زمانی، او ویولونیست محبوب دربار ایزابل دوم شود.

یکی از فرصت های بزرگی که می توانست برای سارازات در دوازده سالگی بوجود آید، یادگیری ویولون نزد استاد بزرگ، جان آلارد در پاریس بود.

audio file بشنوید اثر “هابانرا” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

متاسفانه بعلت مرگ مادر ساراسات در راه سفر به این شهر و مشکلات ناشی از آن، اندکی بعد آلارد او را بازگرداند. اما هنگامی که او به سن هفده سالگی رسید، آلارد با شرکتش در کنکور پریکس موافقت نمود که نتیجه آن، برنده شدن وی در این امتحان و کسب بالاترین نشان کنسرواتوار بود… .

audio file بشنوید اثر “زاپاتیدو” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در زمینه آهنگسازی، ظرافت توامان با خوش قریحگی و تاثیرپذیری عمیق از موسیقی اسپانیا، عناصر بارز در تصنیفات سارازات است و در زمینه نوازندگی نیز، سطح بالای دانش و توان در تکنیک نوازندگی از مشهودترین مشخصه های هنرمندی اوست و همزمانی وجود این مولفه در آثار سارازات، باعث گشت تا تصنیفاتش بی نظیر و فنا ناپذیر گردند.

audio file بشنوید اثر “کاپریس باسک” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در میان آثار او، پنج اثر فانتزی کارمن، زیگوینروایسن، کاپریس باسک، زاپاتیدو و هابانرا از مجموعه رقص های اسپانیایی از فاخرترین آثار او به شمار می آیند.

بی شک زیگوینروایسن، تندیس رهایی و بی تعلقی آزاد وار هنرمندی است که از قریحه خوش خود بهره بسیار جسته است. این اثر زیبا که بر پایه ملودیی از مردمان کولی بنا شده، از آغاز چنان است که گویی از اعماق وجود آهنگساز سروده شده و با لطافت و ظرافتی معصومانه عجین گشته است.

عدم پایبندی سارازات به چهارچوب های کلیشه ای شاخص در آثار تصنیفی ویولون، موجب گشت تا زیگوینر- وایسن، اثری اینچنین نفیس گردد.


پابلو ساراسات
مجموعه رقصهای اسپانیایی او و در راس آنها هابانرا و زاپاتیدو، آثاری هستند که ریشه در موسیقی زادگاه سارازات دارند. در این آثار تکنیک تبدیل به پلی برای بیان رساتر اندیشه می گردد و ریشه های زادگاهی موسیقایی او، به شکلی مستحکم اثر را در بر می گیرد.

با تاملی بر قطعه فانتزی کارمن برای ویولون سولو وارکستر، بخوبی می توان از میزان تاثیر و نقش دانش نوازندگی در آفرینش آثار ویولون آگاه شد.

در این قطعه که بر پایه موسیقی مشهور اپرای کارمن اثر بیزه بنا شده است، به گونه ای بسیار زیرکانه تم های فریبنده اثر در قالب دشوارترین تکنیک های ویولون بیان می گردند و شاید تامل بر این اثر شنونده را به یاد گفته ای از جرج برنارد شاو اندازد.

audio file بشنوید اثر “فانتزی کارمن” را با آهنگسازی بیزه – سارازات و نوازندگی ریچی

به قول شاو، ” گرچه بسیاری از آهنگسازان برای ویولون موسیقی تصنیف کرده اند، اما عده کمی از آنها – مصنف ویولون- هستند.” در این راستا، شاید بتوان هنرمندانی چون وینیاوسکی، پاگانینی، ویوتم و سارازات را از تاثیرگذارترین مصنفان ویولون دانست.

بشنوید اثر “زیگوینر وایسن” را با آهنگسازی سارازات و نوازندگی یاشا هایفتز:
audio file قسمت اول
audio file قسمت دوم
audio file قسمت سوم
audio file قسمت چهارم

سارازات، محبوب دوران خود بود. چنانکه هنرمندانی چون ادوارد لالو آثار سمفونی اسپانیول و کنسرتو ویولون شماره یک، ماکس بروخ آثار کنسرتو ویولون شماره دو و سه و اسکاتیش فانتزی برای ویولون و ارکستر، کامیل سن سان اثر مقدمه و روندو کاپریچیو برای ویولون و ارکستر را از تصانیف خود، به او هدیه کردند.

25 دیدگاه

  • ashkboos
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    az matlabe zibatoon motashakeram

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ق.ظ

    خیلی باحال بود مرسی. اجرا ها هم واقعا خوب بود .معمولا آهنگسارای نوازنده آثار خودشون عالی اجرا میکنن.خیلی دوست داشتم میتونستم کاپریس های پاگانینی رو با اجرای خودش گوش کنم .راستی اجرای ریجیرو ریچیش رو کسی سراغ نداره؟

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۴۱ ق.ظ

    البته اجرای سارازات از نظر تکنیکی بخوبی ویولنیست های نسل بعد مثل هایفتز و پرلمن و.. نبود(به نظر من)ام در زمان خودش فک میکنم از نظر تکنیکی هم عالی بوده از نظر موزیکالیته هم که مهشر بود.

  • abtin
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    ba arze salam.mikhastam bedoonam aya az wieniawski ham kare zabt shodee mesle sarasate dar dastras hast? merci

  • نوربخش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام، تا اونجایی که من اطلاع دارم ضبطی از وینیاوسکی موجود نیست.

  • ياس
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ب.ظ

    motshakeram ke in ettelaato dar ekhtiyare ma gharar midin

  • عرفان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    لطفا مرا فعال کنید

  • arya
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ

    می خواستم ازتون که چندتا از آهنگ های بتهوون رو تو سایتتون بذارید. متشکرم

  • زینب
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۵۵ ب.ظ

    من آهنگ ها رو گوش کردم می تونم بکم عالیه ولی این سبک موزیک رو با سازی مثل ویولون نمی پسندم در صورتی که وقتی به کارهای استادی مثل بیژن مرتضوی گوش می دم واقعا به این ساز بیشتر علاقه مند میشم چرا تو این سایت از بهترین های کشور ما حرفی به میان نمیاد یکی مثل بیژن مرتضوی هم در نواختن ویولن بهترین هست و موزیک هاش واقعا تاثیر گذار حیف که حماتی از اونها نمی شه بیژن هم یادگیری نواختن رو از ۳ سالگی شروع کرده

  • Nima
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    khodaya , donyaye shenavandegaane music ro az sharre ensaanhai mesle in khaanoom paak begardan !

    bijane mortazavi ? ostad ? behtarinhaye iran ? ! ey vaaay ! khodaya … !

  • abtin
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۹:۳۷ ب.ظ

    ostade bozorg lotfan in sarasate nadun ro be bozorgie khodetun bebakhshid.sarasate roohesh shad shod az inke shoma uno ba OSTADI mesle bijan mortazavi moghayese kardin

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    من فکر نمی کنم تو برره هم کسی پابلو سارازات رو با استاد بیژن مرتوضی مقایسه بکنه. جالب اینکه خانم زینب کمترین میزان فهمی از موسیقی سارازات، متن مقاله و نوازندگی ساز ویولن نداره و نظرات قارپوزکی هم میده! زنده باد دمکراسی! زنده باد آزادی!

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ق.ظ

    very very fantastic
    az mtalb shoma nhayat estefade ra bordam hamishe sarboland bashid
    :)

  • ارشيا
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام
    من میگم اگه واقعآ میخواین معنای استادی رو بدونین بهتره carmen fantasyیا کنسرتو ویولون چایکوفسکی،مندلسون،روندو سن سانس رو با اجرای هایفتز ببینین.من مثه هایفتز نمیتونم سازمو دستم بگیرم،چه برسه به اینکه اونجوری بزنم!!!!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۵:۵۷ ق.ظ

    ba salam man donbale note kamele carmen fantesy migardam alan modati hast ke ke lazemesh daram vase tahghighate shakhsi age ye ba marefat komak kone….rasti site mahsharist man taze bahash ashna shodam mersi az modire ba fahm va dostane honarmand .rasti man daram termaye avale conservatovaro migzaronam

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ق.ظ

    yadam raft not ro zaroratan age shod bara hame bezarid to sit mamnon .note kamele carmen fantesy.

  • مه
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۹ در ۲:۱۶ ق.ظ

    tnx.it was great.

  • هیوا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱:۲۷ ق.ظ

    نمیدونم چرا در مکانی که صحبت از ساراسات و ایزاک پرلمن و… هست باید اسم جوجه اس مثل مرتضوی بیاد آخه؟؟!!

    البته خدایی به جز اینا سونوریته ی اویستراخ هم خیلی خفنه!

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب . زینب خانم شما از هنر ویولن و چه قطعه ای برای وویولن خوبه یا ……. چی میدونید که نظر میدین ؟ بیژن مرتضوی یک نوازنده معمولی هست . نه شما بتهوون یا راخمانینف هستین که درباره همچین قطعه هایی نظر بدین و نه نوازنده عالی در حد الکساندر مارکوو یا دیوید اویستراخ هستید که بیژن خوان رو تایید کنید . قطعه ی زیگنروایزن و کارمن فنتسی سخت ترین قطعات ویولن هستند که تا به حال بیش از دو سه نفر نتونستند این قطعه رو تمیز بنوازند . قطعه ای فوق العاده سخت ، زیبا ، حرفه ای و با تکنیک های فراوان و … که بیژن جان عمرا بتونه یه همچین قطعه ای رو برای ویولن بنویسه چه برسه بتونه همچین قطعه ای رو بنوازه .

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    ارشیا جان شما گفتین که قطعه های فلان و فلان و فلان رو باید از هایفتز بشنوید و …. باید بگم که به نظر من این حرف شما اشتباهه . هر قطعه و هر نوازنده ویژگی ها و خصوصیات خاص خودش رو داره و با اینکه هایفتز یکی جزو بزرگترین ویولنیست ها است نمیشه گفت که همه قطعه های ویولن رو خوب نواخته . اگه دقت کرده باشین هر نوازنده هر قطه ، کنسرتو و یا … رو یک نوازنده بهتر از بقیه و نواخته . مثلا به نظر من کنسرتو ویولن مندلسون و زیگنروایزن رو هایفتز بهتر از بقیه سولیست ها نواخته یا مثلا کنسرتو ویولن موتزارت رو ایزاک ایسترن عالی نواخته ، ۲۴ کاپریس ویولن رو الکساندر مارکوو و یا سونات ویولن بتهوون و کنسرتو ویولن برامس رو دیوید اویستراخ و یا کنسرتو ویولن چایکوفسکی رو ایوری گیتلیس و ……

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۲:۳۹ ب.ظ

    با سلام از نوشته ای که در مورد ساراسات گذاشته بودید بسیار لذت بردم و یک سوال دارم. من یه ویولن دارم با مهر و مارک ساراسات . سال ساخت این ساز ۱۹۰۰ کسی میدونه الان قیمتش چنده؟

  • ashkan
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام..من فقط بخاطر حرف زینب در تعجبم…واقعا بیژن مرتضوی عزیز رو چطور با ساراسات مقایسه میکنی؟؟نکنه ویلن زدن شادمهرم بیشتر از هایفتز قبول دارید.ولی تقصیر شما نیست..متاسفانه مردم ما اینطوری ساز زدن رو میپسندن.

  • الی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    البته اینجا خیلی نظرات جالب هستند . ما حق نداریم راجع به نوازندگانی قضاوت کنیم که خودمون در حد توانشون نیستیم. و نمی تونیم هم افرادی مثل آقای مرتضوی را مثلا با یک نوازنده خارجی مقایسه کنیم چون سبک یکسانی ندارند و هردو از زدن کار های یکدیگر عاجز. در جواب شهاب بگم آقای مرتضوی هم نوازنده معمولی نیستند واین جوابشون احساسی هست . ایشون نوازنده خوبی هستند. نوازنده باید در سبک و سیاقی که میزنه بتونه حد کمال رو بزاره. یهودی منوهین هم وگرنه مثلا بخواد ایرانی بنوازد با استایلش جور در نمی آید و مثلما کار خوبی در نمی آید. زیرا موسیقی نه همش تکنیک هست و نه همش حس . بلکه ترکیبی از این دو و به زبان مادری و مکان جغرافیایی و فرهنگی بشدت گره خورده. البته در موسقی کلاسیک هیچوقت مزاج شنونده ملاک نبوده و برای همین هرچقدر تکنیک و حس هم قوی باشه باید توسط حداکثر مردم دلنشین باشه. هنر اصلی در موسیقی همینه. نشستن در دل مردم. برای همین امروزه موسیقی های مثل باروک دیگه در بین مردم جایی ندارند. درضمن افراد را نه خدا کنید نه نه زمین بزنید. هر انسانی تلاشی بکنه قابل تحسینه و البته قدرت انسان ها محدوده و اونقدر تفاوتی با هم ندارند که یکی خدا بشه یکی داغون.

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام بچه ها دستتون درد نکنه واقعا عالی بود
    بچه ها میگم برید توی اینترنت بزنید مهرزاد اعظمی کیا قطعات سارازات رو با کمانچه زده
    اجرای اهنگ با کمانچه خیلی سخت تر از ویالونه چون ویالن همه ی استاندارد هایی که یک ساز آرشه ای باید داشته باشه رو داره ولی کمانچه هیچکدوم رو نداره و به این این دلیل خیلی سخت تره
    ویالون بخاطر دسته کوچیکی که داره خیلی راحت میتونی تغییر پوزیسین بدی و تکنیک ها رو خیلی راحت اجرا کنی ولی با کمانچه و دسته ۳۵ سانتیش یه چیز غیر ممکنه
    که استاد مهرزاد اعظمی کیا اونو ممکن کرد . مردم با اجرای قطعات سارازات با ویالون کلی داستان دارن ولی ایشون مثل آب خوردن این قطعات رو مینوازن حتی قشنگ تر از ویالون

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    من با اینکه خودم نوازنده ویالن هستم ولی به توانایی های استاد اعظمی کیا در این زمینه ایمان آوردم
    واقعا خیلی تعجب بر انگیزه که این قطعات رو با کمانچه اجرا بکنی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
طلایه‌دار تلفیق (I)

طلایه‌دار تلفیق (I)

از زمانی که تمام راه‌های نوآوری در موسیقی ایرانی به موسیقی تلفیقی ختم شده، بیش از یک دهه می‌گذرد. در این مدت تقریباً همه کسانی که به خلاقیت در موسیقی ایرانی شهرت یافته‌اند، بارها راه تلفیق را در پیش گرفته‌اند. موسیقی تلفیقی را در سطوح و لایه‌های مختلفی می‌توان تعریف کرد که بخشی از آنها برخاسته از جلوه‌های بیرونی و ابزاری تلفیق است و بخشی دیگر حاصل آمیختگی‌های ساختاری و درونی. همنشین کردن سازهایی از فرهنگ‌های گوناگون را می‌توان نمونه نوع اول و گنجاندن فواصل و پرده‌های یک موسیقی در موسیقی دیگر را نمونه نوع دوم دانست.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (I)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (I)

یک بالکن سرسبز مشرف به هاید پارک مکان مناسبی برای مصاحبه با یکی از ویولونیست های برجسته روسیه است. ایگور اویستراخ دیگر زیر سایه پدرش، دیوید، زندگی نمی کند. هرچند که هنوز خاطره های برنامه های سالن رویال آلبرت مثل کنسرتو دوبل باخ یا اجرای ر مینور چایکوفسکی (Tchaikovsky) یا مندلسون به رهبری دیوید که که در آن ایگور ناگهان به ارکستر می پیوندد زنده است.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سامان ضرابی نوازنده سنتور است که درباره کتاب “پیوند شعر و موسیقی آوازی” اثر حسین دهلوی نوشته شده که در امروز قسمت اول آن را می خوانید: ۴۳ سال کار بر روی یک موضوع مبین چیست؟ امروزه سراغ نداریم اثری که چنین مدت زمان طولانی بر روی آن کار شده باشد یا اگر هست در حد یک یا دو اثر میباشد. بدیهی است کشف قواعدی که دارای اصولی بنیادین و محکم باشد کاری بس دشوار و لازمه سالها تلاش است خصوصا ً اگر موضوع به عنصری از فرهنگ یک جامعه نیز مربوط باشد.
تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

طبیعت اجرای زنده و حضور روی سن، درصدی ناکوکی به اجرا تحمیل می کند که حتی در مورد بزرگترین ویرتوزهای دنیا هم از آن گزیری نیست. اما در مورد کنسرت هنگام حتی اگر از فالشی های بوجود آمده ضمن اجرا چشم بپوشیم، این که فلوت ها و بخصوص سنتورها به طور کلی کوک نبودند، جای تعجب دارد.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br> آثار روح الله خالقی(III)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(III)

آنچه که به نام اصلاح موسیقی، از دی ماه ۱۳۳۳ آغاز و در مرداد ۱۳۳۴ بدون ثمر خاتمه یافت، از دردهایی بودند که او میخواست بعدها در سومین جلد اثرش شرح دهد، گرچه مشتی بود نمونه خروار؛ ولی اجل مهلتش نداد.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

با این نوع مشکلات بیانی و تعریفی و بدون شیوه یا متد بررسی، مشکل اساسی و مهم ِ شناسایی عناصر سازنده و نوع ساختمانِ موسیقی ایرانی، مبهم و نارسا می ماند. استفاده از واژه های عامیانه مانند «مقام مادر» یا «تئوری برآمده از دل موسیقی» هم کار را مشکل تر می کند. مثلا مقام درآمد در شور «مقام مادر» نامیده شده اما به ابوعطا و بیات ترک که میرسیم، بلاتکلیف، نمی دانیم که درآمد ابوعطا هم «مادر» است یا نسبت دیگری دارد. در مورد تعریف مقام و شکل و اندازه اش هم بلاتکلیفی دیده می شود، یک دانگی ص ۳۱، دو دانگی ص ۴۵، سه دانگی ص ۵۴، سه دانگی در هم تنیده ص ۷۵٫ در پشت این انواع مقام ها، گام هفت صدایی فرنگی هم حضوری هرچند کم رنگ دارد که فزاینده ابهام است. در حالیکه هرمز فرهت در ۱۳۸۰ (برای فارسی زبانها) توضیح داده که مقام های موسیقی ایرانی هر یک شکل خاصی دارند و در قالب یک یا دو دانگ یا یک گام نمی گنجند. تئوری پرداز باید یا گفته پژوهنده قبلی را بپذیرد یا آن را نقد کرده و علت باطل بودنش را روشن کند.
موسیقی و جنسیت (IV)

موسیقی و جنسیت (IV)

این دست اندرکاران بر این نظراند که بهتر است محدودیت در موسیقی داخل پدید آورند، آنها فکر می کنند در این شرایط مخاطبان موسیقی، دیگر به این هنر گوش نخواهند داد. این حضرات نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که این مخاطبین به ناچار به موسیقی کشورهای همجوار و بین المللی متمایل خواهند شد.
آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا (Apocalyptica) یک گروه موسیقی فنلاندی متشکل از سه نوازنده کلاسیک ویولن سل است که از سال ۲۰۰۳ یک درامر نیز به جمع آنان پیوسته است. هر چند تخصص اصلی آپوکالیپتیکا اجرای موسیقی متال با ویولن سل است، اما قطعات کلاسیک نیز می نوازند. افراد گروه همگی از دانشجویان آکادمی “Sibelius” بزرگترین مرکز آموزش موسیقی در فنلاند و یکی از برجسته ترین هنرستان های موسیقی اروپا، واقع در شهر “Helsinki” پایتخت فنلاند هستند.
ژوزف کسما

ژوزف کسما

به جرات می توان گفت که یکی از زیباترین قطعات استاندارد در Jazz قطعه “Autumn Leaves” ساخته “Joseph Kosma” می باشد و عجیب است که یک آهنگساز مجارستانی بتواند قطعه ای را بنویسد که سالهای سال همه علاقمندان به موسیقی (Jazz و ساریر شاخه ها) از شنیدن آن لذت ببرند. این قطعه بارها و بارها توسط افراد مختلف بصورت وکال یا سازی اجرا شده و هنوز هم هر نوازنده Jazz ای این قطعه را اجرا می کند.