بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات 1908- 1844
پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.

مادر سارازات او را برای آموزش نوازندگی به مادرید برد و او نزد مانوئل رودریگو سائز تعلیم یافت. این سفر باعث شد تا پس از کوتاه زمانی، او ویولونیست محبوب دربار ایزابل دوم شود.

یکی از فرصت های بزرگی که می توانست برای سارازات در دوازده سالگی بوجود آید، یادگیری ویولون نزد استاد بزرگ، جان آلارد در پاریس بود.

audio file بشنوید اثر “هابانرا” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

متاسفانه بعلت مرگ مادر ساراسات در راه سفر به این شهر و مشکلات ناشی از آن، اندکی بعد آلارد او را بازگرداند. اما هنگامی که او به سن هفده سالگی رسید، آلارد با شرکتش در کنکور پریکس موافقت نمود که نتیجه آن، برنده شدن وی در این امتحان و کسب بالاترین نشان کنسرواتوار بود… .

audio file بشنوید اثر “زاپاتیدو” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در زمینه آهنگسازی، ظرافت توامان با خوش قریحگی و تاثیرپذیری عمیق از موسیقی اسپانیا، عناصر بارز در تصنیفات سارازات است و در زمینه نوازندگی نیز، سطح بالای دانش و توان در تکنیک نوازندگی از مشهودترین مشخصه های هنرمندی اوست و همزمانی وجود این مولفه در آثار سارازات، باعث گشت تا تصنیفاتش بی نظیر و فنا ناپذیر گردند.

audio file بشنوید اثر “کاپریس باسک” را با آهنگسازی و نوازندگی پابلو سارازات

در میان آثار او، پنج اثر فانتزی کارمن، زیگوینروایسن، کاپریس باسک، زاپاتیدو و هابانرا از مجموعه رقص های اسپانیایی از فاخرترین آثار او به شمار می آیند.

بی شک زیگوینروایسن، تندیس رهایی و بی تعلقی آزاد وار هنرمندی است که از قریحه خوش خود بهره بسیار جسته است. این اثر زیبا که بر پایه ملودیی از مردمان کولی بنا شده، از آغاز چنان است که گویی از اعماق وجود آهنگساز سروده شده و با لطافت و ظرافتی معصومانه عجین گشته است.

عدم پایبندی سارازات به چهارچوب های کلیشه ای شاخص در آثار تصنیفی ویولون، موجب گشت تا زیگوینر- وایسن، اثری اینچنین نفیس گردد.


پابلو ساراسات
مجموعه رقصهای اسپانیایی او و در راس آنها هابانرا و زاپاتیدو، آثاری هستند که ریشه در موسیقی زادگاه سارازات دارند. در این آثار تکنیک تبدیل به پلی برای بیان رساتر اندیشه می گردد و ریشه های زادگاهی موسیقایی او، به شکلی مستحکم اثر را در بر می گیرد.

با تاملی بر قطعه فانتزی کارمن برای ویولون سولو وارکستر، بخوبی می توان از میزان تاثیر و نقش دانش نوازندگی در آفرینش آثار ویولون آگاه شد.

در این قطعه که بر پایه موسیقی مشهور اپرای کارمن اثر بیزه بنا شده است، به گونه ای بسیار زیرکانه تم های فریبنده اثر در قالب دشوارترین تکنیک های ویولون بیان می گردند و شاید تامل بر این اثر شنونده را به یاد گفته ای از جرج برنارد شاو اندازد.

audio file بشنوید اثر “فانتزی کارمن” را با آهنگسازی بیزه – سارازات و نوازندگی ریچی

به قول شاو، ” گرچه بسیاری از آهنگسازان برای ویولون موسیقی تصنیف کرده اند، اما عده کمی از آنها – مصنف ویولون- هستند.” در این راستا، شاید بتوان هنرمندانی چون وینیاوسکی، پاگانینی، ویوتم و سارازات را از تاثیرگذارترین مصنفان ویولون دانست.

بشنوید اثر “زیگوینر وایسن” را با آهنگسازی سارازات و نوازندگی یاشا هایفتز:
audio file قسمت اول
audio file قسمت دوم
audio file قسمت سوم
audio file قسمت چهارم

سارازات، محبوب دوران خود بود. چنانکه هنرمندانی چون ادوارد لالو آثار سمفونی اسپانیول و کنسرتو ویولون شماره یک، ماکس بروخ آثار کنسرتو ویولون شماره دو و سه و اسکاتیش فانتزی برای ویولون و ارکستر، کامیل سن سان اثر مقدمه و روندو کاپریچیو برای ویولون و ارکستر را از تصانیف خود، به او هدیه کردند.

25 دیدگاه

  • ashkboos
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    az matlabe zibatoon motashakeram

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ق.ظ

    خیلی باحال بود مرسی. اجرا ها هم واقعا خوب بود .معمولا آهنگسارای نوازنده آثار خودشون عالی اجرا میکنن.خیلی دوست داشتم میتونستم کاپریس های پاگانینی رو با اجرای خودش گوش کنم .راستی اجرای ریجیرو ریچیش رو کسی سراغ نداره؟

  • سهراب
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۹:۴۱ ق.ظ

    البته اجرای سارازات از نظر تکنیکی بخوبی ویولنیست های نسل بعد مثل هایفتز و پرلمن و.. نبود(به نظر من)ام در زمان خودش فک میکنم از نظر تکنیکی هم عالی بوده از نظر موزیکالیته هم که مهشر بود.

  • abtin
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    ba arze salam.mikhastam bedoonam aya az wieniawski ham kare zabt shodee mesle sarasate dar dastras hast? merci

  • نوربخش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام، تا اونجایی که من اطلاع دارم ضبطی از وینیاوسکی موجود نیست.

  • ياس
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ب.ظ

    motshakeram ke in ettelaato dar ekhtiyare ma gharar midin

  • عرفان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    لطفا مرا فعال کنید

  • arya
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ

    می خواستم ازتون که چندتا از آهنگ های بتهوون رو تو سایتتون بذارید. متشکرم

  • زینب
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۵۵ ب.ظ

    من آهنگ ها رو گوش کردم می تونم بکم عالیه ولی این سبک موزیک رو با سازی مثل ویولون نمی پسندم در صورتی که وقتی به کارهای استادی مثل بیژن مرتضوی گوش می دم واقعا به این ساز بیشتر علاقه مند میشم چرا تو این سایت از بهترین های کشور ما حرفی به میان نمیاد یکی مثل بیژن مرتضوی هم در نواختن ویولن بهترین هست و موزیک هاش واقعا تاثیر گذار حیف که حماتی از اونها نمی شه بیژن هم یادگیری نواختن رو از ۳ سالگی شروع کرده

  • Nima
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    khodaya , donyaye shenavandegaane music ro az sharre ensaanhai mesle in khaanoom paak begardan !

    bijane mortazavi ? ostad ? behtarinhaye iran ? ! ey vaaay ! khodaya … !

  • abtin
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۹:۳۷ ب.ظ

    ostade bozorg lotfan in sarasate nadun ro be bozorgie khodetun bebakhshid.sarasate roohesh shad shod az inke shoma uno ba OSTADI mesle bijan mortazavi moghayese kardin

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    من فکر نمی کنم تو برره هم کسی پابلو سارازات رو با استاد بیژن مرتوضی مقایسه بکنه. جالب اینکه خانم زینب کمترین میزان فهمی از موسیقی سارازات، متن مقاله و نوازندگی ساز ویولن نداره و نظرات قارپوزکی هم میده! زنده باد دمکراسی! زنده باد آزادی!

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ق.ظ

    very very fantastic
    az mtalb shoma nhayat estefade ra bordam hamishe sarboland bashid
    :)

  • ارشيا
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام
    من میگم اگه واقعآ میخواین معنای استادی رو بدونین بهتره carmen fantasyیا کنسرتو ویولون چایکوفسکی،مندلسون،روندو سن سانس رو با اجرای هایفتز ببینین.من مثه هایفتز نمیتونم سازمو دستم بگیرم،چه برسه به اینکه اونجوری بزنم!!!!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۵:۵۷ ق.ظ

    ba salam man donbale note kamele carmen fantesy migardam alan modati hast ke ke lazemesh daram vase tahghighate shakhsi age ye ba marefat komak kone….rasti site mahsharist man taze bahash ashna shodam mersi az modire ba fahm va dostane honarmand .rasti man daram termaye avale conservatovaro migzaronam

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ق.ظ

    yadam raft not ro zaroratan age shod bara hame bezarid to sit mamnon .note kamele carmen fantesy.

  • مه
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۹ در ۲:۱۶ ق.ظ

    tnx.it was great.

  • هیوا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱:۲۷ ق.ظ

    نمیدونم چرا در مکانی که صحبت از ساراسات و ایزاک پرلمن و… هست باید اسم جوجه اس مثل مرتضوی بیاد آخه؟؟!!

    البته خدایی به جز اینا سونوریته ی اویستراخ هم خیلی خفنه!

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب . زینب خانم شما از هنر ویولن و چه قطعه ای برای وویولن خوبه یا ……. چی میدونید که نظر میدین ؟ بیژن مرتضوی یک نوازنده معمولی هست . نه شما بتهوون یا راخمانینف هستین که درباره همچین قطعه هایی نظر بدین و نه نوازنده عالی در حد الکساندر مارکوو یا دیوید اویستراخ هستید که بیژن خوان رو تایید کنید . قطعه ی زیگنروایزن و کارمن فنتسی سخت ترین قطعات ویولن هستند که تا به حال بیش از دو سه نفر نتونستند این قطعه رو تمیز بنوازند . قطعه ای فوق العاده سخت ، زیبا ، حرفه ای و با تکنیک های فراوان و … که بیژن جان عمرا بتونه یه همچین قطعه ای رو برای ویولن بنویسه چه برسه بتونه همچین قطعه ای رو بنوازه .

  • شهاب
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    ارشیا جان شما گفتین که قطعه های فلان و فلان و فلان رو باید از هایفتز بشنوید و …. باید بگم که به نظر من این حرف شما اشتباهه . هر قطعه و هر نوازنده ویژگی ها و خصوصیات خاص خودش رو داره و با اینکه هایفتز یکی جزو بزرگترین ویولنیست ها است نمیشه گفت که همه قطعه های ویولن رو خوب نواخته . اگه دقت کرده باشین هر نوازنده هر قطه ، کنسرتو و یا … رو یک نوازنده بهتر از بقیه و نواخته . مثلا به نظر من کنسرتو ویولن مندلسون و زیگنروایزن رو هایفتز بهتر از بقیه سولیست ها نواخته یا مثلا کنسرتو ویولن موتزارت رو ایزاک ایسترن عالی نواخته ، ۲۴ کاپریس ویولن رو الکساندر مارکوو و یا سونات ویولن بتهوون و کنسرتو ویولن برامس رو دیوید اویستراخ و یا کنسرتو ویولن چایکوفسکی رو ایوری گیتلیس و ……

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۲:۳۹ ب.ظ

    با سلام از نوشته ای که در مورد ساراسات گذاشته بودید بسیار لذت بردم و یک سوال دارم. من یه ویولن دارم با مهر و مارک ساراسات . سال ساخت این ساز ۱۹۰۰ کسی میدونه الان قیمتش چنده؟

  • ashkan
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام..من فقط بخاطر حرف زینب در تعجبم…واقعا بیژن مرتضوی عزیز رو چطور با ساراسات مقایسه میکنی؟؟نکنه ویلن زدن شادمهرم بیشتر از هایفتز قبول دارید.ولی تقصیر شما نیست..متاسفانه مردم ما اینطوری ساز زدن رو میپسندن.

  • الی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    البته اینجا خیلی نظرات جالب هستند . ما حق نداریم راجع به نوازندگانی قضاوت کنیم که خودمون در حد توانشون نیستیم. و نمی تونیم هم افرادی مثل آقای مرتضوی را مثلا با یک نوازنده خارجی مقایسه کنیم چون سبک یکسانی ندارند و هردو از زدن کار های یکدیگر عاجز. در جواب شهاب بگم آقای مرتضوی هم نوازنده معمولی نیستند واین جوابشون احساسی هست . ایشون نوازنده خوبی هستند. نوازنده باید در سبک و سیاقی که میزنه بتونه حد کمال رو بزاره. یهودی منوهین هم وگرنه مثلا بخواد ایرانی بنوازد با استایلش جور در نمی آید و مثلما کار خوبی در نمی آید. زیرا موسیقی نه همش تکنیک هست و نه همش حس . بلکه ترکیبی از این دو و به زبان مادری و مکان جغرافیایی و فرهنگی بشدت گره خورده. البته در موسقی کلاسیک هیچوقت مزاج شنونده ملاک نبوده و برای همین هرچقدر تکنیک و حس هم قوی باشه باید توسط حداکثر مردم دلنشین باشه. هنر اصلی در موسیقی همینه. نشستن در دل مردم. برای همین امروزه موسیقی های مثل باروک دیگه در بین مردم جایی ندارند. درضمن افراد را نه خدا کنید نه نه زمین بزنید. هر انسانی تلاشی بکنه قابل تحسینه و البته قدرت انسان ها محدوده و اونقدر تفاوتی با هم ندارند که یکی خدا بشه یکی داغون.

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام بچه ها دستتون درد نکنه واقعا عالی بود
    بچه ها میگم برید توی اینترنت بزنید مهرزاد اعظمی کیا قطعات سارازات رو با کمانچه زده
    اجرای اهنگ با کمانچه خیلی سخت تر از ویالونه چون ویالن همه ی استاندارد هایی که یک ساز آرشه ای باید داشته باشه رو داره ولی کمانچه هیچکدوم رو نداره و به این این دلیل خیلی سخت تره
    ویالون بخاطر دسته کوچیکی که داره خیلی راحت میتونی تغییر پوزیسین بدی و تکنیک ها رو خیلی راحت اجرا کنی ولی با کمانچه و دسته ۳۵ سانتیش یه چیز غیر ممکنه
    که استاد مهرزاد اعظمی کیا اونو ممکن کرد . مردم با اجرای قطعات سارازات با ویالون کلی داستان دارن ولی ایشون مثل آب خوردن این قطعات رو مینوازن حتی قشنگ تر از ویالون

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    من با اینکه خودم نوازنده ویالن هستم ولی به توانایی های استاد اعظمی کیا در این زمینه ایمان آوردم
    واقعا خیلی تعجب بر انگیزه که این قطعات رو با کمانچه اجرا بکنی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

وزنه اصلی در این بررسی، استوار کردن ساختار موسیقی ایرانی از «مجموعه گوشه ها و ردیف آنها» به «مجموعه مقام ها و جنسیت هایشان» است. به عبارت دیگر شناسایی علمی و سیستماتیک موسیقی از راه شناسایی سیستم های صدا ها، به جای شناسایی عامیانه با کمک آهنگ ها (گوشه ها). بنا بر این در این کتاب در پی شناسایی «دستگاه» ها و «آواز» ها و «گوشه» ها نیستم، بلکه در پی شناسایی سیستم های سازنده آنها، خواهم بود، به عبارت دیگر «مقام زابل» یا مقام «مویه» که در این نوشته شناسایی شده است، تفاوتی اساسی با «گوشه زابل» یا «گوشه مویه» دارد.

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.

از روزهای گذشته…

برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

ابدا قصد ندارم که تفسیری فنی بر این اثر بنویسم. چرا که عظمت این اثر بر هیچ کس پوشیده نیست. از آن گذشته نه جسارتش را دارم نه بضاعتش. اما این اثر چنان بر آشفته ام می کند که می خواهم احساس روحی خود را که بسیار شاعرانه است را بیان کنم.
میزان اهمیت آثار تولید شده

میزان اهمیت آثار تولید شده

در این گفتار کوتاه، سعی برآن دارم که هستی و میزان اهمیت یک اثر که در قالب آلبوم در بازار موجود هست را مورد بررسی و سوال قرار دهم: شاید کمی بیشتر و یا کمتر از دو دهه است که به لطف حضور شرکت های انتشاراتی در ایران، موسیقی تا اندازه ای دارایِ بازار شده است. از حیث این مهم، موزیسین های جوان در یک بستر نسبتا وسیعی امکان ارائه کارهای خود را ابتدا تنها به صورت کاست و حال به صورت سی دی یافته اند. در واقع اوج این اتفاق از دهه ۸۰ با افزایش شرکت ها انتشاراتی و امکانات تولید و پخش، امکان پذیر شده است.
رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

میدانید، نوازندگی پیانو، حرفه پر از فراز و نشیبی است. امروز میتوانم بگویم نحوه تدریس من حاصل تمام آموخته ها و تجربیاتم در این فراز و نشیب ها و نهایتا زندگی هنریم است. حاصل تعلیماتی است که به طور کلی چه در ایران چه در اروپا از استادانم گرفته ام و تجربیاتی که با اجرا در کنسرتهایم داشته و دارم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (I)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (I)

«آشوب عبارت است از تحول نادوره‌ای (غیر تناوبی) پیچیده‌ی یک سیستم دینامیکی غیر خطی در طول زمان که باعث می‌شود سیستم غیر قابل پیش‌بینی و معادل یک فرآیند کتره‌ای (۱) شود. این طرز رفتار نتیجه حساسیتِ نمایی (۲) سیستم‌های دینامیکی نسبت به شرایط اولیه است» (ریگدن ۱۸). واژه‌ی آشوب را در کاربرد امروزینش اولین بار در سال ۱۹۷۵ تییان – ییان لی و جیمز یورکی برای رفتار پیچیده و نادوره‌ای سیستم‌های دینامیکی غیر خطی به کار بردند، ولی اساس این پدیده را هانری پوانکاره در تلاش‌هایی که برای حل مسئله سه جرمی سیاره‌ها به عمل آورد درک کرده بود (۱۸۹۲).
گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال ۲۰۰۷ منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
زمان با شکوه نقطه اوج (III)

زمان با شکوه نقطه اوج (III)

سلوک در موسیقی چه در خلق آن با این همه کوره راه های خطرناک و چه در شنیدن آن با هجوم حجم عظیم صدا در این زمان، نیاز به تجربه ای دارد که ما نامش را تجربه سلوک در زمانی می نامیم که با پرسشی آغاز و با پرسشی دیگر پایان میگیرد اگر اثری ناتوان از پرسش نهایی نباشد، یا سطحی است یا دروغ است راز جاودانگی اثر در همین استمرار خلاق زایش پرسش های جدید است هنگامی که اثری از این توان تهی شد، به معنی آن است که عمرش به پایان رسیده است.
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

یادداشت زیر نه قرار است نکته ای بدیع را در بر داشته باشد و نه در تکاپوی یافتن راه چاره ای است، بلکه بیشتر نوشته ای است که مروری اجمالی بر چرایی پدید آمدن وضع موجود موسیقی هنری در ایران بیندازد؛ این بار با تمرکز بر قشری خاص که می توانست بزرگترین حامی جریان موسیقی هنری کشور باشد و نیست.
«آلبوم بهانه تو» ساخته ناصر ایزدی منتشر شد

«آلبوم بهانه تو» ساخته ناصر ایزدی منتشر شد

آلبوم بهانه ی تو با آهنگسازی ناصر ایزدی و خوانندگی مهدی فلاح همزمان با نوروز به بازارعرضه گردید. ناصر ایزدی آهنگساز این آلبوم درباره این اثر میگوید: «ساخت بعضی از آهنگ های این آلبوم به ده سال پیش و اجرای آن درکنسرت گروه مهر به همراه استاد حس ناهید برمیگردد و خیلی تمایل داشتم این آهنگ ها با صدای مرحوم ایرج بسطامی ضبط گردد که متاسفانه زلزله بم و درگذشت این خواننده خوش صدا ضبط این کار را به عقب انداخت.
تار مرد (I)

تار مرد (I)

نوشته ای که پیش رو دارید شش ماه پس از تاسیس روزنامه اطلاعات در تاریخ دوم آذر ماه سال ۱۳۰۵ منتشر شده است. این نوشته درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایرانی، غلامحسین درویش را خبر می دهد و در کنار آن به شرحی از ناملایمات زمانه در عصری که درویش خان می زیسته اشاره دارد.*
راپسودی آبی – قسمت اول

راپسودی آبی – قسمت اول

Rhapsody in Blue قطعه ای است که در سال ۱۹۲۴ توسط جورج گرشوین (George Gershwin) برای تک نوازی پیانو و ارکستر جز نوشته شده و در آن از ترکیب عناصر موسیقی کلاسیک با مفاهیم برگرفته از موسیقی جز به وضوح قابل مشاهده است.