نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

آنچه را در ادامه می خوانید، تاملی است بر مقاله پیمان سلطانی با عنوان «آهنگ شعر معاصر» که در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر شده است. مقاله ی اخیر ایشان در مورد آهنگ شعر معاصر باعث شد تا در مورد آن نکاتی را بیان کنم. برای وضوح مطالب و مقاصدم نه تنها به نقل مضمون بلکه به نقل مطلب پیمان سلطانی پرداخته ام.

سلطانی می نویسد: “عشق امروز جنس دیگری از تغزل را بر می تابد. “با توجه به اینکه یکی از ارکان تشکیل دهنده ی شعر زبان شعر است و پیمان سلطانی هم در آغاز به آن اشاره کرده، بهتر و صحیح تر این است که بگوییم عشق امروز جنس دیگری از زبان تغزل را بر می تابد. زیرا که عشق همیشه عشق بوده و هست و پیرو سلسله مسائل عاطفیِ بیشتر احساسی و کمتر عقلانی بوده است. غزل هم که همیشه با توجه به مفهوم و محتوای کلاسیک و شکل بیرونی آن غزل بوده و هست.

بنابراین اصلی ترین وجه قابل تغییر از دوره ای به دوره ی دیگر زبان غزل است. غزل امروز و دیروز بیانگر این مطلب است. سلطانی می گوید: “به تصور من ادبیات کلاسیک به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود یک بخش آن طنز است که بیشتر در شرایط استبداد شکل می گیرد و بخش دیگر هم تملّق است.” با توجه به آنچه سلطانی در ادامه نوشته منظورش از ادبیات کلاسیک ادبیات کلاسیک ایران بوده است. تنها توجیهی که من را در مورد تقسیم بندی ادبیات کلاسیک به دو بخش اصلی طنز و تملق قانع می کند این است که بگویم همان طور که نویسنده بیان کرده است فقط و فقط به تصور ایشان و یک نظر شخصی است که نمی تواند پشتوانه ی علمی و تاریخی داشته باشد.

در اینجا لازم می دانم در ابتدا به تعریف واژه ی ادبیات بپردازم؛ لغت نامه ی دهخدا دانش های متعلق به علوم ادبی را ادبیات تعریف می کند. فرهنگ لغت معین مجموعه آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی و همچنین آثار فرهنگی رایج در بین مردم اعم از چیستان ها و مثل ها و افسانه ها را ادبیات تعریف می کند.

حال با توجه به معنای ادبیات چگونه می توان آن را به دو بخش طنز و تملّق تقسیم کرد؟ اول اینکه ادبیات کلاسیک ایران از نظر شکل ظاهری و شیوه ی بیان به دو شاخه ی اصلی شعر و نثر تقسیم شده است، البته در گذشته تقسیم بندی را در دو نوع نظم و نثر می دانستند؛ اما بعدها این بحث به میان آمد که هر نظمی نمی تواند شعر باشد و نظم باید عناصر دیگری را در خود جای دهد تا به شعر تبدیل شود. به همین دلیل تقسیم بندی به دو شاخه ی کلی شعر و نثر صحیح تر است. اگر از سبکهای ادبی که هر کدام شرحی تاریخی بر عوامل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هر دوره است بگذریم باید بگوییم که ادبیات کلاسیک ایران را از نظر مفهوم و پیام درونی به چهار دسته تقسیم کرده اند: ادبیات حماسی- ادبیات غنایی-ادبیات تعلیمی-ادبیات نمایشی. بنابراین با در نظر گرفتن طنز به عنوان یکی از بخش های ادبیات کلاسیک مخالفم. دوم در مورد تملّقی که سلطانی از آن سخن گفته باید گفت متوجه منظور او از تملّق نشدم. آیا منظورش چاپلوسی بوده! اگر چنین است آیا می توان گفت یکی از بخش های اصلی ادبیات کلاسیک چاپلوسی است؟

اینکه در دوره ای تاریخی شاعرانی در مدح اشخاصی اشعاری سروده اند و از این اشعار در ادبیات بیش از ردّ پای مختصری به جای نمانده و اگر به جای مانده ماندگار نشده دال بر جای گرفتن تملّق به عنوان یکی از بخشهای اصلی ادبیات کلاسیک است؟ کدام شاعر بزرگ کلاسیک ایرانی را می توان به تملّق متهم کرد؟ یکی از دلایل ماندگاری شاعران بزرگ هر دوره ی تاریخی در هر گوشه ی دنیا ایدئولوژی جهان شمول آنان بوده است. یا اینکه منظور ایشان از تملق همان غلّو و اغراق شاعرانه است! که معنایش زمین تا آسمان با تملّق تفاوت دارد و یا شاید منظور دیگری از تملّق داشته که من متوجه آن نشدم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

این پرده با صدای شمس آغاز میشود و مولانا را در تاریکی از محلی که مولانای جوان جلوی پدر زانو زده و سوگواری میکرد به خود میخواند؛ چهره مولانا نشان میدهد که او سالیان درازی را در غم پدر گذرانده و این صدا خلوت او را به هم میزند. شمس می خواند: “… پس تو را هر لحظه مرگ و پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست آزمودم مرگ من در زندگی‌ست چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست” مولانا سر بر میدارد و میگوید: “کیستی تو؟” و شمس پاسخ میدهد:”کیستی تو؟” این سئوال و جواب یکبار هم در پرده سوم اپرا اتفاق افتاد ولی اینبار با ملودی دیگری که به طرز تحسین برانگیزی حالت روحی مولانا و همچنین شمس را نشان میدهد.
موسیقی و جنسیت (IV)

موسیقی و جنسیت (IV)

این دست اندرکاران بر این نظراند که بهتر است محدودیت در موسیقی داخل پدید آورند، آنها فکر می کنند در این شرایط مخاطبان موسیقی، دیگر به این هنر گوش نخواهند داد. این حضرات نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که این مخاطبین به ناچار به موسیقی کشورهای همجوار و بین المللی متمایل خواهند شد.
فواصل و گام فیثاغورثی

فواصل و گام فیثاغورثی

به طور کلی گام مجموعه ای است از اصوات که فواصل موسیقایی آنها در اکثر اوقات بین ۲ عدد ۱ و ۲ قرار می گیرد. عدد ۱ که اولین درجه گام است پایگی نام داشته و عدد ۲ اکتاو آن است که قاعدتا گام با آن بسته می شود. فرکانس اکتاو ۲ برابر پایگی است :
پس غذای عاشقان آمد سماع

پس غذای عاشقان آمد سماع

حجه الاسلام، ابو حامد، امام محمد غزّالی از دانشمندان و متفکران بزرگ اسلام بود که ولادتش را در سال ۴۵۰هـ . ق گفته‌، وفاتش را به سال ۵۰۵ هـ . ق ثبت کرده‌اند. در بخش طابران طوس از مادر بزاد و در همان جا دیده بر هم نهاد. غزّالی به پندار بیشماری از اندیشه ورزان شرق و غرب از بزرگان و نوادرِ علوم اسلامی بود که با نگاهی ژرف و دقتی کم نظیر در عالم اسلام به بازنگری و نگاه نو در متن دین پرداخت و به بیان خودش توانست « از حضیض و پستی تقلید به اوج استبصار و اجتهاد » بال بگشاید.
موسیقی بلوز (IV)

موسیقی بلوز (IV)

اکثر آهنگهای بلوز ریتم ۴/۴ دارند. استفاده از نتهای استاکاتو و آکوردهای سنکوپ دار رایج است. Triplet (نواختن سه نت در یک ضرب) زیاد به کار می رود و نتهای چنگ (۱/۸) اغلب با ریتم سوئینگ (Swing) نواخته می شود۱٫
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی  <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

در این باره باید عرض شود که این شیوه ها به ویژه در موسیقی سنتی ایران کاملاً شخصی است و هر استادی شیوه خاص خود را دارد. به عنوان مثال در میان نوازندگان برنامه های «گلها» که در پژوهش آقای کیانی همه تحت عنوان صاحبان شیوه «شیرین نوازی» معرفی شده اند، می توان شیوه های کاملاً متفاوت و مختلفی را شناسایی کرد. در شیوه های تار جلیل شهناز و فرهنگ شریف تقریبا هیچ وجه مشترکی نمی توان یافت، همینطور در شیوه های نوازندگی استادان موسیقی علی اکبر خان شهنازی و نورعلی خان برومند اختلاف و تفاوت روشنی مشهود است. اگر بخواهیم شیوه های نوازندگی را در «دهه اخیر» بررسی کنیم، باید شیوه های استادانی مانند فرامرزپایور و پرویز مشکاتیان را که هر دو متفاوت و مختلفند بررسی و مقایسه کنیم. اما آقای کیانی به جای پژوهش در شیوه های نوازندگی، در حقیقت محاکمه ای به نمایش گذاشته اند که خودشان هم متهم (تحریف نواز و شیرین نواز)، هم شاکی (سنت نواز) و هم قاضی (پژوهشگر) هستند و رأی به محکومیت متهم داده اند.
خالقى از زبان خالقی (II)

خالقى از زبان خالقی (II)

در اوایل زمستان ۱۳۰۲روزی آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه خواندم و بی درنگ برای اسم نویسی به کوچه آقا قاسم شیروانی واقع در خیابان نادری رفتم. علی نقی خان در اطاق، پشت میز نشسته بود.
تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام ۵ مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار ۵ شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.
در باب متافیزیک موسیقی (VII)

در باب متافیزیک موسیقی (VII)

لطیفه گستاخانه ای که در سی سال اخیر بارها نقل شده، یعنی اینکه معماری موسیقی منجمد است، صرفا نتیجه احساس این شباهت است. رد این لطیفه را می توان تا گوته دنبال کرد چون، براساس گفتگوهای اکرمان، جلد دوم، صفحه ۸۸، گوته گفته است: “میان اوراق ام برگه ای پیدا کردم که بر رویش نوشته بودم معماری موسیقی منجمد است و حقیقتا حرف بی ربطی هم نیست؛ حال و هوایی که معماری به وجود می آورد شبیه تاثیر موسیقی است.”
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

مطلب زیر گفته های چهار آهنگساز پرکار درباره درگیریهای خلاقانه ای است که یک آهنگساز در رابطه با خلق موسیقی انیمیشن با آن روبرو است. این چهار هنرمند دنیس م. هنیگان Denis M. Hannigan، دان گریدی Don Grady، جودی گری Jody Gray و جیمز ل. ونابل James L. Venable توصیه ها و تجربیات خود را در اختیار آهنگسازان، طراحان، کارگردانان و تهیه کنندگان قرار داده اند.