موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت دوم)

غلامحسین مین باشیان در میان نوازندگان ارکستر اداره موسیقی کشور
غلامحسین مین باشیان در میان نوازندگان ارکستر اداره موسیقی کشور
البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که بحث فرهنگ پذیری و تعامل فرهنگی ملت ها در دوره های متفاوت تاریخی، امری انکار ناپدیر و حتی ضروری و مبارک است. صحبت ما بر سر «چگونگی» این فرهنگ پذیری است. چه بسا، آن چنان که پیداست به عنوان نمونه، موسیقی غرب نیز هیچ گاه از تأثیر فرهنگ موسیقایی سایر ملل بی نصیب نمانده است و در ادوار مختلف نیز به کرّات این اثر گذاری فرهنگی بر موسیقی غرب، مورد استقبال عالمان و فرهنگ دوستان آن قرار گرفته است.

کافی است که به هم ریشه بودن اصطلاحات جاری موسیقی غربی و موسیقی ایرانی نیم نگاهی بیفکنیم؛ (صوت ، ابعاد، ادوار و اوزان) از منظر زبان شناسی در کنار گروه واژگان (ملودی ، نت ، اکتاو و…) جای می گیرند. یا در بسیاری از دائره المعارف های مشهور و در آثار بسیاری از تاریخ شناسان موزیکولوژیست های غربی، از تأثیر موسیقی کلیسایی بیزانس و ملودی های سوری- فلسطینی بر گرفته از فرهنگ یهودیت (متأثر از فرهنگ هلنیسم) بر «آوازهای سنت گریگوری» سخن بسیار رفته است.

هم چنین پیدایش فرم های آوازی دوران ابتدایی باروک را به موسیقی خاص مدیترانه ی شرقی نسبت می دهند و نیز در دوران بعدی خواستگاه آفرینش آثاری چون «ترانه ی زمین» اثر گوستاو مالررا می توان در بطن فلسفه و عرفان شرقی جستجو نمود. (چنان که از یادداشت های گوستاو مالر بر می آید، وی اثر «ترانه ی زمین» را بر اساس کتابی با عنوان فلوت چینی نوشته ی هانس بتگه و در شش موومان برای ارکستر و تک خوان ها آفرید. مضمون کتاب مذکور، اقتباسی آزاد از یک منظومه ی تغزّلی چینی بود. )

***

با این وجود با ظهور طبقه ی متوسط در قرن هجدهم و فراگیری تبعات دوران روشنگری (enlightenment)، جنبش تنویر افکار و آزادی از بند خرافات طغیان خود را علیه انتقادات مابعدالطبیعه ی معمول، آیین و مراسم سنتی و تشریفاتی و با تأکید بر تعلیم و تربیت همگانی و توجه به آزادی های فردی انسان ها، در سرتاسر اروپای آن زمان بر کلیه ی جریان های فکری و فرهنگی و هنری تحمیل نمود.

از آن جا که جریان فوق، کاملاً بر وجوه پراتیک و تجربیات عینی استوار بود و برابری و تکامل از اصول اوّلیه آن به شمار می آمد، گام های بسیار پرثمری در راه عمومی کردن هنر ها و به طور کلی فرهنگ، فلسفه و معارف آن روزگار برداشته شد و به تدریج آگاهی و تسلط بر علم و هنر و فلسفه و ادبیات از انحصار متخصصان اندک شمار و از درون عمارت های شکوهمند سلطنتی به میان توده های مردم آورده شد.

این چنین بود که از درون یک چنین جریان تدریجی، سازگار و هویت مندانه، روز به روز بر شمار شنوندگان و دوستداران موسیقی و هنرهای کلاسیک افزوده می شد و موزیسین های آماتور نیز راه رشد و شکوفایی در برابر دیدگان خود هموارتر از گذشته می دیدند.

در بازه ی زمانی سال های ۱۷۲۵ تا انقلاب کبیر فرانسه، کنسرت های عمومی پرمخاطبی زیر عنوان کنسرت معنوی (concert spiritual) عموماً در روزهای عید پاک برگزار می شد و از قِبل برپایی سایر برنامه های فرهنگی ویژه ی عموم، مردم هر چه بیشتر با موسیقی مذهبی انس و الفت می یافتند. در این رابطه بود که حاکمیت نا محدود و آزادی ملودی که اغلب دارای آکومپانیمان ساده ای نیز بودند بر فرهنگ موسیقایی آن زمان اعمال می شد و مردم شهرهای اروپایی در نتیجه ی ساده تر شدن فرم ها و مؤلفه های سبک شناختی، به دید متناسب و سازنده ای از زیبایی شناسی ملودیک دست پیدا می کردند.

اما همانند هر پدیده ی تازه واردی، موسیقی هم دچار بیماری صعب العلاج توسعه ی از بالا گردید. همان تفکری که تجدد، ترقی و بالیدن هر پدیده ای را در منیّت و اندیشه ی متولیان بالا خلاصه می کند و با قالب های فرهنگی، زمینه های اجتماعی و پیامدهای ناگوار «توسعه ی آمرانه» کاری ندارد. توسعه ی از بالا همواره محکوم و محتوم به شکست و نافرجامی بوده است و اکنون نیز ناکارآمدی بخشنامه های رسمی و سیاست های خوش باورانه ی دولتی در هر زمینه ای آشکار شده است.

می توان با اطمینان کامل چنین اظهار داشت که مهمترین و نخستین منزلگاه برای رواج موسیقی غربی و تأثیر گذاری آن بر موسیقی ایران، بی تردید موسیقی نظام بوده است که از مجرای سازمان های وابسته به دولت و قشون نظامی به کشور راه یافت.

یک دیدگاه

  • افشین باستانی
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۶ در ۱:۰۸ ق.ظ

    سلام.بسیار تشکر می کنم از مقاله ی زیبا و قلم فصیح و روان دکتر یحیی. اطلاعات کامل ایشان و تسلط بر بحث بسیار عالی است. من هم معتقدم این توسعه ی به اصطلاح بخش نامه ای همه ی دارایی فرهنگی ما را به تاراج برده است.آخر در کدام کشور پیشرفته با بخش نامه و شعار هنر موسیقی پیشرفت کرد.درست است،بسیاری از مدیران هنوز در خیال خود می خواهند کارهای بزرگ و انجام بدن و اوتوپیا بسازن. اتوپیا سازی آن هم در موسیقی ، همیشه به بیراهه رفته است.در این جا کاملا با نظر نویسنده موافقم که پیشرفت موسیقی در غرب از جنبش های فکری آن ها ریشه گرفته است، اما سوال این جاست که آیا در عصر تکنولژی و ارتباطات آیا نمی توان این مسیر را کوتاه کرد؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین نشست جهانی موسیقی ۴th world forum on music”” از ۲۶ سپتامبر تا اول اکتبر ۲۰۱۱ در تالین استونی با شرکت شورای جهانی موسیقی، شورای موسیقی اروپا، شرکت تجاری NAMM (که یکی از اسپانسرهای اصلی این برنامه بود)، وزارت فرهنگ استونی، مرکز فرهنگی استونی، پایتخت فرهنگی اروپا ۲۰۱۱ تالین، یونسکو، بنیاد طراحی برنامه های هنری جوانان، بنیاد طرح برنامه های فرهنگی اتحادیه اروپا و میهمانان و اعضای آزاد از سایر کشور ها، کار خود را آغاز کرد.
پیت فاونتین همچنان مینوازد

پیت فاونتین همچنان مینوازد

نیو اورلینز- خانه پیت فاونتین (Pete Fountain) – نوازنده افسانه ای کلارینت جاز- در نزدیکی خلیج سنت لوییس، تصویری زنده از داستان زندگی او بود – صفحه های طلایی، عکسهایی که با چهار رئیس جمهور دارد، یادداشتهای تشکر آمیز از فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، کلارینتهای عزیزش و سازهای قدیمی و کلاسیک دیگر.
about violin design – طرح و مدل (IV)

about violin design – طرح و مدل (IV)

در مرحله دیگر باید در نظر داشت که ساختار از اشکال ساده قرار است ایجاد شود و یا از اشکال پیچیده و یا به نوعی دیگر خواسته صوتی و نیاز موسیقی با توجه به تاریخ و گذشته آن هر چند کوتاه و مختصر چه روندی را طی نموده است، این خواستگاه در اشکال ساده تعریف می شود و یا در اشکال چند بعدی، سطوح تخت هستند و یا محدب، در معیار سطوح تخت با کیفیت های ساده مواجهیم و یا چند وجهی، همچنین نیز در سطوح محدب با چه نوع کیفیتی مواجه خواهیم بود؟
وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

در این بخش ، سعی شده است مدل وزن خوانی یادیاری دیگری ارائه گردد. این مدل دارای خصوصیاتی متفاوت است ، گرچه شباهت هایی با سیستم ارشد طهماسبی نشان می دهد :
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

در سمفونی مانفرد، همچون سمفونی فنتاستیک، از تم ها به شکل تازه ای بهره گرفته می شود. هر بار که تم اصلی و آغازگر که پایه و اساس ساختمان این اثر را تشکیل می دهد ظاهر می گردد، آرامش را از آن می گیرد و حتی ناقوس کلیسا به عنوان “تسلی بخش مذهبی” توانایی مهار ساختن آنرا ندارد.
سزار فرانک، آهنگساز بلژیکی-فرانسوی

سزار فرانک، آهنگساز بلژیکی-فرانسوی

سزار آگوسته جین گیلام فرانک (César Auguste Jean Guillaume Hubert Franck) آهنگساز، نوازنده ارگ و استاد موسیقی بلژیکی-فرانسوی، یکی از بزرگترین چهره های موسیقی رومانتیک نیمه دوم قرن نوزدهم است. فرانک در شهر لژ، بلژیک از پدری آلمانی-بلژیکی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش آرزو داشت فرانک پیانیست ماهری شود. وی پیش از آنکه در سال ۱۸۳۸ به کنسرواتوآر پاریس برود، در لژ تحصیل موسیقی را آغاز نمود.
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.
مروری بر آلبوم «بوم خیال»

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.
About گروهی برای بداهه نوازی (III)

About گروهی برای بداهه نوازی (III)

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»
سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

هلموت لاخنمان، مواد را وسایل می نامد. معتقد است که مواد موسیقایی، همان مجموعه ای است که از قبل شکل گرفته و از کیفیت ها و ساختار های صوتی، زمانی و تمامی منابع صوتی ساخته شده و از سوی جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است. لاخنمان در بعضی مواقع این مواد و وسایل را «دم و دستگاهِ زیبایی شناسی» می نامد.