گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.

چندی بعد ، لومر یک ویولونیست فرانسوی را برای تدریس ویولن به ایران فراخواند و چندین سال بعد، این دوال بود که نخستین ارکستر بیست و شش نفری سازهای زهی را تشکیل داد و نواختن ویولن را در آن زمان معمول کرد.

هم چنین ، لومر خود علاوه بر آثاری که برای مراسم تشریفاتی دربار و مارش های رسمی و سرود ملّی می ساخت، قطعاتی را نیز بر اساس برداشت هایی آزاد از چهرگاه و همایون و ماهور را برای آواز و پیانو تنظیم می نمود و نت آن ها را منتشر می ساخت. بعدها والس ها و تصنیف های بسیاری را برای پیانو و ارکستر های کوچک نوشت و تقریباً برای نخستین بار اقدام به چاپ و نگارش علمی موسیقی ایرانی نمود.

پس از لومر ، سالار معزز، شاگرد لومر و فارغ التحصیل کنسرواتوار بلگراد که چندی نیز از محضر ریمسکی کورساکف آهنگساز شهیر روسی بهره مند شده بود، ریاست ارکستر سلطنتی را با دستور وزارت معارف عهده دار شد و سپس به فرماندگی سوار قزاق منصوب گردید. سالار معزز در کنار فعالیت های رسمی خود ، کتاب هایی را نیز در زمینه ی آموزش تئوری موسیقی و هارمونی از فرانسه ترجمه کرد و برای نخستین بار و به پیشنهاد خود وی ، با گسترش شعبه ی موزیک نظام دارالفنون، آموزشگاهی به نام «کلاس موزیک» راه اندازی شد.

از دل همین آموزشگاه بود که اوّلین مدرسه ی موسیقی غربی به نام مدرسه ی موزیک در ایران پا گرفت. همان که علینقی وزیری در سال ۱۳۰۷ش. زمام آن را به دست گرفت و نام آن به «مدرسه ی موسیقی دولتی» تغییر یافت.

این توسعه ی از بالا و فرمایشی بودن رشد و رونق موسیقی را به آسانی می توان در نامه ی وزارت معارف خطاب به ستوان یکم «غلامحسین مین باشیان» (فرزند سالار معزز) که به ریاست «هنرستان موسیقی» رسیده بود، مشاهده کرد. در این نامه که وی «حسب الامر اعلی حضرت همایون شاهنشاهی» به ریاست موسیقی کشور«برقرار» گردیده بود، می بایست که «حسب الامر مبارک شاهانه … ، طرز موسیقی کشور شاهنشاهی را مانند کشورهای دیگر تغییر داده و از حزن و نوا» بیرون آورد… لحن و ادبیات این نامه حاکی از بی اطلاعی سران فرهنگی کشور از هر گونه زمینه های لازم و فلسفه ی رشد و تجدّد بود و به وضوح پیداست که اصولاً حاکمان وقت، موسیقی غربی را نه واسطه ای برای رشد فرهنگ و نه حتی برای توسعه ی موسیقی ملّی که به منظور بهره کشی دولتی و مصرف در مراسم رسمی و مناسبت های متعدد به مثابه ی ابزاری فرمالیته طلب می کردند.

با نگاهی به مجموعه ی وظایف اداره ی موسیقی کشور در سال ۱۳۱۷ش. نیز می توان تأکید خاص بر اشاعه ی موسیقی صرفاً غربی از طریق انتشار آثار غربی و متداول کردن هر چه بیشتر این نوع موسیقی و عدم حضور موسیقی سنتی . برنامه های مربوط به موسیقی محلی را استنباط نمود.

آنگاه که متولیان موسیقی با شتاب و عجله ای بی مانند ، قصد خانه تکانی و متجدد کردن هرچه سریع تر و گسترده تر موسیقی کشور را داشتند و طبیعتاً بیشتر امور موسیقایی در دستگاه های دولتی متمرکز می شد و این تمرکز نه در خدمت پیشبرد اهداف بلند مدت که در خدمت کتمان و حذف موسیقی ملی و در جهت اشاعه ی یک جانبه و سطحی موسیقی غربی بود.

جان کلام
این که تجدد موسیقایی نیز به راه شوم و بی سرانجام تجدد از بالا فرستاده شد و مسئولان نیز به گمان این که با تکیه بر قدرت و درایت «فردی» قادر به ایجاد رشد موسیقایی و تجدد فرهنگی هستند، لاجرم دست دولت را در این عرصه کوتاه نکردند و بر بار گران بوروکراسی بیمار آن افزودند. گو این که اگنس هلر در جایی گفته بود: «تلاش های گوناگون برای استقرار نظام اجتماعی مدرن در غیبت پویش مدرن(همان روح تجدد نه لوازم و ظواهر آن)-نظیر اتحاد شوروی- نتیجه ای جز شکست خفت بار در پی نداشته و تنها این نکته را کاملاً روشن می ساخته که تجدد بدون پویایی(به ویژه تجدد بدون عدالت پویا) دوام و بقایی ندارد».

کیوان یحیی

دیدگاه ها ۴

  • در صورت امکان تکامل موسیقی سمفونی ایرانی در دوره وزیری و خالقی، و بعد از آن نسل حسین دهلوی و … را هم بررسی کنید. با تشکر

  • چند بار این اطلاعات تکرار کپی می شود از کتاب های قدیمی؟ کاش نویسنده از زاویه تازه ای نگاه کنند. از سایت پویایی مانند هارمونی تالک جای تعجب دارد انتشار چنین مطالبی

  • ba salam az shoma khahesh daram be man saity ra gahate amuzeshe harmonica moarrefy konid.
    chon man dar khareg az iran hastam nemitavanam be celass beravam va baied az tarighe internet ba harmonica ashna shavam.ba sepase faravan

بیشتر بحث شده است